تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - دشمن كیست؟، دوست كجاست؟
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

دشمن كیست؟، دوست كجاست؟

تاریخ:سه شنبه 1390/04/28-05:31 قبل از ظهر

دشمن كیست؟، دوست كجاست؟

در ادامه مطلب قبلی باید سود وزیان نقطه آغاز بودن بامیان در پروسه هارا آن گونه كه وعده داده بودم می نوشتم؛ ولی اكثر نظر ها محصور به با میانی بود كه محدوده خاص جغرافیای اداری است ومن هرگز با میان را محدود به آن نمی دانم وهیچ گاه اندیشه هایم را به آن محدود نمی كنم. 
لذا ناگزیر هستم عنوان بحث را از بامیان به هزاره جات تغییر دهم واین، كمی در متن تغییرات می آورد وبدین جهت شاید دو روزی خلف وعده شود. مطلب حاضر نیز جزء مسایل جدی ملك ما است كه در همین روزها در جمع یاد داشتهایم تكمیل شده است.
معمولا در نوشته هایی كه منتشر می كنم؛ یادی از گذشته وذكری از حرفهای خودم در گذشته می شود، این بدان جهت است كه به صورت روز مره از حوادث، یادداشتها وتبصره هایی، در پیش خود دارم وحوادث جدید را با حوادث مشابه گذشته مقایسه كرده تفاوت دیدگاههای خود را مقایسه می كنم، هرگاه برداشتم از حوادث مشابه، یك سان بود، به عنوان یادداشت كامل، جدا كرده قسما برای دوستان نشر می كنم، تا خدا توفیقی دهد برای نشر مجموعه ای ازین یادداشتها. در صورتی كه تفاوتی در دیگاه دیروزی وامروزی ام از حوادث مشابه وجود داشته باشد، كوشش می كنم دلیل این تفاوت را دریابم و خود بر خود نقد بزنم تا راه را از چاه بازیابم واین اكنون برایم یك روش شده است، فكر می كنم روش بدی نیست؛ چون ما آدمها هیچ وقت كامل نیستیم ولی در پی كمال هستیم و در مسیر تكامل متحولیم وقطعا دچار تغییر برداشت.
این نكته را ازان جهت یاد آور شدم كه اگر در متن نوشته هایم وازجمله همین نوشته بر می خورید كه از دیدگاه گذشته ام یاد كرده ام دلیلش همین چیزی است كه گفتم ونه اینكه بخواهم به رخ كسی حرفی را بكشم.
دیروز هنگامی كه مباحث مجلس نمایندگان را تعقیب می كردم ونیز در تمامی بحثهای سیاسی وامنیتی رسانه ها درین روزها یك حرف تكرارا شنیده می شود؛ رییس جمهور باید تعریفی از دوست ودشمن داشته باشد، تازمانی كه ما تعریفی از دوست ودشمن نداشته باشیم، نمی توانیم مبارزه خود را توجیه كنیم. داغ شدن این موضوع مرا به فكر آن واداشته است كه بدانیم چرا واز كی بین دوست ودشمن خلط مبحث شده ویا چرا تعریف ما ازدوست ودشمن دچار سر در گمی گردیده است؟
بگذریم از اینكه تعریف دوست ودشمن تنها وظیفه رییس جمهور نیست بلكه این مسؤلیت بر عهده تمامی اركان دولت است كه مجلس نمایندگان جزء آن است وپالیسی های دولت با طرح وتایید هردو شخص حقوقی، رسمیت می یابد واینكه مجلس نمایندگان همیشه ضعف ونادانی خود را به گردن دیگری می اندازد ودر شب تاریك وبیم موج وگرداب، سبك بار در ساحل می نشیند ودر گاه امتیاز گیری نمایندگان ملتند و همه كاره ملك، خود خیانتی به اندازه خیانت كسانی است كه این مبحث را وارد ابهام نموده اند وحتی در گم راه كردن وتغییر مسیر رییس جمهور ودر كل دولت، كسان زیادی از ارگانهای مختلف به شمول پارلمان تاثیر گذار بوده اند.
تعریفی كه ما از دشمن در سالهای نخستین سقوط رژیم طالبان وروی كار آمدن نظام جدید داشتیم وتعریف اتفاقی بین همه افراد وارگانها ودنیا بود؛ برای ما می آموخت كه هر كسی كه دست به خشونت می زند وهر آن فكر وقوه وجریان ودولتی كه خشونت را ترویج وتشویق وتقویه می كند، دشمن مردم افغانستان ودشمن تمام انسانیت ودنیا است. مصادقی كه به این تعریف كلی ارائه می گردید هم واضح وروشن بود؛ طالبان، القاعده، حزب اسلامی، گروه حقانی و حلقات افراطی وحلقاتی از دولت پاكستان. به این دشمنان القاب تروریست، وحشی، آدم كش، جنایت كار، دشمنان وطن، مزدوران بیگانه و... داده شده بود.
تعریف دولت افغانستان از دوست نیز روشن بود؛ تمامی كسانی كه روند جدید را پذیرفته وبا آن همكار شده است وتمامی دولتهاییكه از روند جدید در افغانستان حمایت می نمایند، دوستان مردم افغانستان است.
نابودی تروریست ها وانهدام هسته هایی كه این افراد را پرورش داده و تجهیز می نمایند، شعار اصلی وهدف محوری دولتی بود كه از آغاز هم همین آقای كرزی رهبری می كرد، او در هر محفلی چه در داخل وچه در خارج، از ضرورت مبارزه جدی برای نابودی این جریان تعریف شده سخن می گفت ودنیارا هشدار می داد كه اگر درین مبارزه سستی نماید، نه تنها افغانستان بلكه جهان با تهدید وخطر وحشت ومرگ وآتش رو به رو است. زمانی كه آقای كرزی در اولین اجلاس عمومی ملل متحد پس از به دست گرفتن رهبری دولت جدید در نتیجه انتخابات سال 2004 سخن می گفت ویا آن گاه كه در نشست سران عضو ناتو درسال2005باحرارت تمام دنیا را به اعزام نمودن سربازان بیشتر جهت نابودی وریشه كنی دشمن بشریت تشویق می كرد واز عواقب كوتاهی درین زمینه هشدار می داد، هیچ دشواری وسر در گمی برای فهم منظور وی از دشمنان بشریت وجود نداشت.
انتخابات ریاست جمهوری اول نخستین شكافها را در دیواره نظام سیاسی جدید ایجاد كرد؛ این شكاف هم مربوط به موضوعات قومی وهم مربوط به نوع برخورد با گذشته وجریانهای مرتبط با آن می شد. كاندید بودن چهره های شاخص از اقوام بزرگ تاجیك، هزاره وازبیك در برابر آقای كرزی پشتون تبار ونیز رقیب شدن چهره های شاخص جنگهای داخلی با وی اورا واداشت تا از یك طرف به داد وستود با چهره های قومی برای خنثی كردن تاثیرات رقبا بپردازد واز سوی دیگر اونیز به عناصر بازی های جنگهای داخلی  تكیه نماید.
شدت تبلیغات رقبا وقومی جلوه دادن  مسایل بخاطر جلب نظر مردم در انتخابات موجب شد تارگه هایی كه از سیاست قومی وقبیلوی در درون نظام جدید وجود داشت قوی تر وبر جسته تر گردد ودر واقع ارزشهایی كه در آغاز مطرح بود، تحت تاثیر این جو فراموش گردد ورفته رفته قانون اساسی هم درین كشاكش به حاشیه رانده شود.
شعارهای تند وتیز جنگ سالاران وناقضین حقوق بشر تحت تاثیر فضای قومی در سیاست وجامعه بی رنگ وحتی منفور واقع شد ودر بازی های روزمره كه آقای كرزی وبه تبع او جامعه ملل هم مجبور به نظر می رسید، مهره هایی را كه چهره های شاخص جنگ سالاری ونقض حقوق بشری بودند، دخیل ساخته وسیاست در كشور مسیر انحرافی را در پیش گرفت؛ قومی شدن شعار ها و یا فتن منافع شخصی. ائتلاف های گوناگون وشكستن ائتلاف ها، توجیه حاكمیت در صورت شریك بودن در آن ونفرین آن در صورت محرومیت از آن رویه معمولی گردید.
تشكیل اولین پارلمان ودر واقع تقسیم قدرت وصلاحیت موجب شد تا روند انحراف از جاده انسانی در سیاست شدت بگیرد؛ زیرا این نهاد نو ظهور در سیاست  ودولت داری افغانستان هم ماهیتا نمی توانست تسلیم محض یك فرد بنام رییس دولت باشد وهم تركیب آن بگونه ای نبود كه تامین كننده مقاصد شخصی باشد، شكل گیری یك نهاد رسمی منتقد موجب رشد نهاد های مدنی وشكل گیری اپوزیسیون سیاسی ولو ناقص وضعیف گردید، لیكن این روند نه تنها كمكی به بهبود اوضاع نكرد بلكه به دلیل نضج وقوت ذهنیت وعمل قومی وقبیلوی در حكومت ومتاثر بودن اعضای پارلمان از جوعمومی وشكل گیری نهاد های مدنی واپوزیسیون بر مبنای همان باورها وافكار عمومی مغشوش به گرایشهای قومی ومنافع شخصی، بی باوری به ارزشهای مطرح شده در قانون اساسی جدید را جدی تر ساخت.
حلقاتی در درون حكومت متهم به تعقیب آرمانهای قومی بودند وبهانه ای برای چهره های بازی گر سنتی كه هم متهم به نقض حقوق بشر بودند وهم فساد وبیكارگی در سیستم ونظام جدید تا در ایجاد فضای احساس بر انگیز قومی موجی بیافرینند ودر یك عملیه تیكه داری خود را از هر اتهامی بری ساخته وتابو بسازند. این حلقات با به وجود آمدن چنین فضایی، عشق فاشیستی شان گل كرده به این توجیه پرداختند كه اگر قرار است همه قومی بیاندیشند وعمل كنند چرا پشتونها توسط خارجیها در قالب قوای بین المللی ودیگر اقوام وخود پشتونها در قالب دولت افغانستان كشته شوند؟
بدون تردید، طالبان ماهیت در هم آمیخته از قومیت پشتون وافراطیت مذهبی دارندكه با طراحی استخبارات پاكستان وتروریزم جهانی ایجاد وتقویه گردیده وتا به اینجا رسیده اند؛ هرگاه سخنی از نابودی طالبان ویا تعریفی از آنها به عنوان دشمن به میان می آید، اتومات در ذهن قوم گرایان پشتون، دشمنی با این قوم ونابودی پشتون تداعی می كند. این روحیه در مرزهای افغانستان محصور نمی ماند وآن طرف دیورند را نیز در بر می گیرد.هرگاه بحث افغانستان وپاكستان مطرح می شود، دوسوی دیورند با هم احساس بیگانگی دارند ولی در گاهی كه مسایل قومی می شود، هردو سوی دیورند احساس مشتركی دارند.
در حالی كه تیكه داران قومی غیر پشتون با دامن زدن انگیزه های قومی هیچ طرحی برای قوم شان بجز خود نمایی ونجات خود از دار دوسیه های جنگی وجرایم وجنایات شان نداشتند ونیز هیچ وجهه واعتباری در نزد جامعه جهانی، قوم گرایان پشتون با طرح بسیار دقیق برای تامین منافع قومی وارد كار شدند؛ آنها جبهه مخالفت ودشمنی را رها نكردند وهیچ گاه به اشكال متفاوت ریش تراش وریش دراز ظاهر نشدند و حكومت وسیاست وجامعه جهانی را نیز رها نكردند. تقسیم بسیار دقیقی بین چهره های متفاوت با اندیشه ها ورفتار قبلی متفاوت در ساحه ونحوه عمل برای تا مین منافع قومی انجام دادند.
یكی جنگید ودیگری امتیاز گرفت ودیگری برای دنیا پلان ساخت وكسی هم از آنها برای فریب دیگران بازی كرد، امروزه آنها همه ظرفیتها وفرصتها را در اختیار دارند والبته اگر بتوانند براساس میكانیزمی كه در آغاز طرح كرده اند، دوام دهند، سلطه تاریخی شان را تضمین می كنند، آنها چنان نكردند كه همه چیز را به چند شخص محدود نمایند؛ تیكه دار دین وقوم وسیاست وقدرت وثروت وهمه چیز چند چهره تكراری مشخص باشند، نه آنها از همه ظرفیتها وكدر های شان بهره جسته وهر كسی كاری كرد.
با شكل گیری چنین جریانی در درون دولت ودر عرصه سیاست وقدرت جدید، برای كرزی راه از چاه گم شد واو در دامی افتاده كه خود قربانی آن است وشاید هم این قربانی را به گردن گرفته است تا بتواند كمكی نماید برای رسیدن بار منافع قومی اش به منزل مقصود.
زمانی كه شعله های قومیت توسط شعار های پوچ وبی پشتوانه ونسنجیده عده ای متهم ودوسیه دار غیر پشتون روشن شد، خیلی راحت به كرزی واز طریق او به دنیا گفته می شد كه اگر ملا عمر جنایت كرده دوستم ومحقق وفهیم وخلیلی وقانونی وعبدالله وربانی و... هم جنایت كرده اند، اگر قرار است كه اینها در قدرت سهیم باشند، حكمتیار وملا عمر چرا حق نداشته باشند؟ بسیار زیاد استدلال می شد كه نیروهای خارجی به خواست جبهه شمال وبدون حضور طالبان به حیث طرف مهم واصلی قضیه در اجلاس بن و با هدف حذف تاریخی پشتون از سیاست وقدرت وارد میدان شده اند، برای كرزی تفهیم می شد كه طالبان ممثل حاكمیت تاریخی پشتون بودند، چنانكه ظاهر شاه در حین ورود آنها به كاخ ریاست جمهوری در پیامی گفته بود: خدا را سپاس گذارم كه میراث احمد شاه بابا به فرزندانش باز گردانده شد ویا اشرف غنی احمد زی از تحقق اراده تاریخی قومی كه صاحب اصلی سیاست وقدرت در افغانستان است، سخن گفته بود ویا علی احمد جلالی واسماعیل یون و...
كرزی ضمن اینكه آرام وخاموش مطابق هدایت حلقه قوم گرایی كه اورا در اسارت گرفته بودند، از یك سو فرصتها را برای توجیه اذهان خارجی ها برای لزوم بازگشت طالبان فراهم می كرد وازسوی دیگر به تخریب اذهان عامه علیه جنگ با تروریزم ومضر بودن حضور بیگا نگان در كشور پرداخته فرصتهایی را برای حمایت ازین ایده اش در درون جامعه وكشورهای منطقه جستجو می كرد.
دردرون جامعه تحریك حس بیگانه ستیزی و دفاع از اتباع در برابر حملات قوای ناتو وكشتار مردم ملكی، در سطح عام  وتحریك احساسات قومی پشتونها مبنی بر اینكه در هردو سوی جنگ قربانی تنها این قوم است در سطح خاص، فرصت طلبی كرزی وحلقه كنترل كننده اش بود ودر سطح منطقه دخالت كشورهای همسایه وتحركات آنها از طریق عوامل شان درداخل ونفوذ شان در دستگاه دولتی از طریق مصرف پول نشانه های این فرصت طلبی است. آقای كرزی برای حق جلوه دادن رویه جدیدش از حماقت دیگران وسست عنصری آنها بهره جسته اولین بار حرف قانونمند شدن خارجیها ویا مضر بودن قوای ناتورا اززبان آنها بنام اپوزیسیون مطرح كرد ، چنانكه اولین فرستاده های كرزی در پشت دروازه های ملا عمر نیز دیگرانند!
برای اولین بار آقای كرزی در آخر سال 2007 به طور علنی ازین ایده های نهفته در ذهن واندیشه اش پرده برداشت؛ او در یك سخنرانی تند ودر واكنش به عملیات اردوی پاكستان در سوات گفت كه بد بختانه در هردو سوی دیورند پشتون كشته می شود، آنهاییكه آن طرف دیورند كشته می شوند هم از ما هستند وما روزی آنهارا هم آزاد خواهیم كرد! این سخنان وتاثیرات آن بر وضعیت منفی روابط دوكشور وپلانهای بعدی پاكستان بحثی است وآنچه كه درین نوشته منظور است، روند بروز یك اندیشه قوم گرایانه در برخورد با جریاناتی است كه بحیث دشمن ما وجهان وانسانیت تعریف می شد. 
پس از آن چنین تعبیرها بر زبان خیلیها جاری شد، در شبی كه بخاطر شهادت شهدای مجلس نمایندگان در بغلان باهم در تالار مجلس جمع شده بودیم، سخنان احساساتی وتند محمد علی ستیغ، نماینده دایكندی از یادم نمی رود؛ او گفت كه القاعده هم برادر ماست، طالب وملا عمر هم برادر ماست، كسانی كه انتحاری می كنند، بمب می گذارند وكسانی كه برادران مارا امروز در بغلان شهید كرده اند همه برادر ماست وما نباید را ههای دشمنی را جستجو كنیم. چند ماه بعد روزی كه آجندای مجلس روی بمباران ناتو وكشته شدن تعدادی غیر نظامی بود، آقای سید حسین عالمی بلخی نماینده كابل در مجلس به صدای بلند ورسا گفت كه هزار بار طالبان بهتر از نظام موجود است كه در تحت سلطه واشغال خارجیها است.
با پیدایش اصطلاحات جدید وتعبیر برادر نسبت به طالبان، اولین باری كه بحث تعریف وتفكیك دوست ودشمن مطرح شده است تا جاییكه یادداشتهای من نشان می دهد درسال 1387 ودر یك بحث تلویزیونی بین من وظاهر عظیمی سخنگوی وزارت دفاع  در تلویزیون نورین بود. وقتی من گفتم در نبود یك تعریف از دوست ودشمن، هیچ سربازی هدف جنگ را نمی داند وارزش فداكاری خود را درك كرده نمی تواند، آقای عظیمی بسیار خشمگین شد وآنچه تملق بود نثار شاه كرد، راستش اورا بیشتر وهر سنخگویی را بخاطر چنین روحیه ای بدم می آید.
بعد ها بحث تعریف از دوست ودشمن وضرورت آن در نوشته ها وگفته هایم زیاد مطرح شد وامروزه تقریبا طرح محوری كارشناسان همین امر است؛ ولی همه از یك حقیقت درین زمینه چشم پوشی می كنند وآن اینكه در فضایی كه قومیت حرف اول را می زند، تعریف دوست ودشمن نا ممكن می نماید؛ چون بدون تردید ترور وخشونت هیچ رابطه ای با غیر پشتون ندارد والبته هیچ پشتونی بدون رابطه با ترور و وحشت ومافیای مواد مخدر نیست، پس هر تعریفی می تواند شامل اراكین دولت نیز شود ودرین صورت واقعا دشمن كیست ودوست كجا؟
می خواهم دقت شود كه بین رابطه داشتن با تروریزم وتروریست بودن فرق بسیار است وبه باور من رابطه اراكین دولت به شمول رییس جمهور با تروریستها رابطه اجباری بر اساس حاكمیت گرایشهای قومی بر اندیشه ها واراده ها است، این رابطه اجباری وتحمیلی تا جایی رسیده كه برادر رییس جمهور نیز قربانی می شود.
نكته آخر اینكه در كشاندن وراندن سیاست ودولت به این وضعیت مقصر تنها كرزی نیست؛ چنانكه در لا بلای نوشته هم اشاره شده است، بلكه گنه كاران زیادی دخیلند ولی او بحیث مسؤل اول مملكت، مقصر اصلی وبزرگ به شما ر می رود.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
at home std test kit
یکشنبه 1396/04/4 09:03 بعد از ظهر
قلب از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب در آیا نه حل و فصل خوب با من پس از برخی از زمان.

جایی درون پاراگراف شما موفق به من
مؤمن متاسفانه فقط برای while. من
با این حال مشکل خود را با فراز
در مفروضات و یک ممکن است را خوب به پر
همه کسانی شکاف. در این رویداد شما که می توانید انجام من
خواهد مطمئنا بود تحت تاثیر قرار داد.
عبدالرحیم احسانی شهرستانی
یکشنبه 1390/06/6 03:16 قبل از ظهر
سلام اقای جوادی
سعادت لعلی
چهارشنبه 1390/04/29 02:05 بعد از ظهر
تشکر می کنم از جناب آقای جوادی که همیشه به ناگفته و واقعیت های عینی جامعه اشاره میکند . بلی قسم که واضح است کرزی از وجود سران مجاهدین و رهبران ائتلاف شمال به حیث یک وسیله کار آمد تا زمان استفاده کردند که افراد از پشتونهای خودش حلقات را در ارگ به وجود نیاورده بود و کرزی با بده وبستان ها با این افراد بازی کرد و انهارا سر گرم پر کردن جیب شان نمود ولی فعلا که که حلقه خطرناک از پشتونهای فاشیست و نشنلست در اطراف کرزی است دیگر کمتر به اینها نیازمند است وبدیل اینها را از طایفه خویش تکمیل کرده است .
Mmd
چهارشنبه 1390/04/29 11:08 قبل از ظهر
دوست كیست ؟حمید كل ، بنلادن طاهر یولداش ، فداحسین ما لكی كه كیسه بول در دست حتا در هوا هم بیاد دوستان است .
دشمن كیست وكجاست ؟ دیوانه ای در قرغنه تو زنان ومردانی ازتبار تباهان در هر كجای وطن !!!؟
وطن اشفته بازار نا كجا اباد كه اسم جعلی اش و حشت واضطراب والتهاب را تداعی میكند .
خدا نكند اما مثل كه باز هم زنك خطر ها به صدا در می اید.
شد ان زمان كه بر مسیح مصلوب خویش به مویه می نشینند
كه اكنون هرزنی را مریمی است
وهر مریمی را عیسای بر صلیب
عیسا یان همه هم سر نوشت
عیسایان همه یكدست
ودر ان هنكامه كه
كناهكاران با میراث كمر شكن معصومیت خویش
از جار سوی بسیط زمین
بای در زنجیرو كم كرده راه می ایند
كوش بر هیبت توفانی
راه بر فریاد های نیاز بسته
عندلیب إز سراب .
 
محمدتقی سروش
چهارشنبه 1390/04/29 09:41 قبل از ظهر
جناب حاجی آقای جوادی دقیقا به واقعیت های عینی اشاره کردید، درین مرزوبوم شعارهای دهان پرمثل (عدالت اجتماعی، انشکاف متوازن، وحدت ملی) یک عرف دیپلومتیک گردیده اماعمل کردها باشعارها درتضادکامل قراردارد ازنمونه زنده آن قضیه پروسه انتقال دربامیان با 57 میلیون دالرجهت تجهیزنیروهای امنیتی درطی سه سال اعلان می گردد اما یک روزبعد ازآن دربغلان پروسه انتقال مسئولیت امنیتی با 220 میلیون دالردرجریان سه سال اعلان می گردد که خود بخوان حدیث مفصل ازین مجمل وحدیث های دیگر...
ع. م اكبرى
سه شنبه 1390/04/28 09:05 بعد از ظهر
سلام خدمت جوادی عزیز!
یكى از خوانندگان دایمی لیگان هستم . دوست دارم همیشه سبز با نشاط بیبینم طوریكه این سبزه و گلها به ادم نشاط میبخشد اما این قالب ابی تاریك كمى چشم آزار هست و بنده اینبار دشمن كیست را نتوانستم بخوانم ویا اگر منظره گلها از عقب نوشته هایتان به نظر نیاید شاید بهتر باشد با آنهم نظر دوستان را نیز میخواهم .
دستان تان نویسا باد!!!!
لیگانی
سه شنبه 1390/04/28 08:36 بعد از ظهر
سلام جوادی صایب! بیشک لیگانه لیگان کدی به سلیقه ومزاجت احسن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


تحلیل آمار سایت و وبلاگ