تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - ارتش تجزیه شده
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

ارتش تجزیه شده

تاریخ:شنبه 1390/05/1-06:53 قبل از ظهر

ارتش تجزیه شده

می خواستم چیزی در باره سیاست وكشمكشهای بیهوده سیاسی در كشور بنویسم؛ موضوع سفر هلاری كلنتون وزیر خارجه آمریكا به دهلی وموضع مشترك هردو كشور درقبال افغانستان وتاكید شان برحمایت از افغانستان وداشتن روابط استراتیژیك 
با آن ودر عین حال سفر آصف علی زرداری، رییس جمهور پاكستان به كابل وباز هم فریب ودروغ دولتی كه از مجبوریتهای ما سود جسته دیپلماسی مرده ومردار مارا لگدی دیگر كوبید ویابحثهای خسته كننده وكشمكش نا معقول قوای سه گانه كه دیگر از جاده شرم وحیا وعزت وشرافت خارج گردیده است، می توانست موضوع نوشته سیاسی باشد ولی دیدن برنامه تلویزیونی"مناظره كابل" از شبكه تلویزیونی "یك" در پنج شنبه شب بكلی دلم را از سیاست چتل وبی معیار در افغانستان بد كرد ونخواستم به این موضوعات بپردازم. دران برنامه گذشته از اینكه معیار بی طرفی وتوازن از سوی رسانه دایر كننده رعایت نشده بود ودر واقع هدفمندانه برای توبیخ یك جانب قضیه طراحی شده بود وگذشته از منطق ومبنای مناظرین، ریشنخد آشكار به مردم وپاره شدن ارزشی بنام اخلاق ازسوی كسی كه آیه وحدیث خواندنش گوش فلك را كر كرده است، بی نهایت مشمئز كننده بود.
موضوع منا ظره، راهكار برای پایان بحران انتخابات مجلس نمایندگان بود ومهمانان بر نامه آقای فضل احمد معنوی رییس كمیسیون انتخابات كه یك طرف اصلی در بحران است، احمد بهزاد معاون دوم مجلس نمایندگان كه وی نیز همانند آقای معنوی ودر واقع جزء مداحان وی است وآقای غالب وزیر عدلیه بود. به زعم مدیران تلویزیون یك دعوت غالب در مقابل معنوی وبهزاد می توانست قناعت مردم را حاصل كند كه گویا جانب مقابل نیز در بحث نماینده ای د اشته است ولی بغیر از تركیب دو در مقابل یك، آقای غالب نماینده جانب مقابل معنوی نیست چون وی وزارتش را مر هون ومدیون قانونی وفهیم است تا كرزی، كابینه حكومت افغانستان كابینه متعهد به كرزی ویا كابینه یك دست ویك فكر واندیشه نیست، درین كابینه جنبه های شخصی وقومی وسمتی به شدت نسبت به ابعاد عمومی تری مثل قوت حكومت ومنافع ملی تر جیح دارد، من صدای وزیر انكشاف دهات كابینه فعلی را دارم كه در مورد جعل تذكره اش با خاصانش سخن می گوید ودر ضمن آن كابینه را وكرزی را به چندین جرم بزرگ متهم وجعل سند هویت خود را توجیه می نماید! بنا بر این آقای غالب نا گذیر به همان اندازه كه رعایت حال آمرش را می كرد، رعایت حال اولیای نعمتش را هم داشت ومی دانیم كه دیگر بحث انتخابات از جاده قانون وچوكات حقوقی كا ملا خارج ودر مسیر وشاهراه قومی، سمتی ومنافع شخصی روان است.
برای من بحث های مطروحه كاملا تكراری وبی ارزش بود ولی چیزی كه سخت آزارم داد، خنده های زشت وتمسخر آمیز آقای معنوی در پاسخ سولات ویا ارائه نظر حاضرین تالار بود، حاضرین اگر دیدگاه مخالف با معنوی داشت، با تمسخر سخت وزشتی رو برو می شد وهمین بود كه در اخیر بر نامه توسط خانمی از بغلان خود نیز سخت توهین شد؛ خانم مثلی زد كه اگر دنیارا آب بگیرد، از فیل مرغ به ساق پایش و باكی ندارد، وی گفت آقای معنوی با این همه جنایتی كه در انتخابات شده وبحرانی كه خلق كرده است باز به سادگی در مورد كارهایش می خندد وبه مردم پوزخند می زند.
به ریشخندی كشانده شدن یك پروسه ملی كه روی آن مردم افغانستان وجهان سر مایه گذاری بزرگی كرده وخونهای زیادی بها پرداخت شده است، توسط مجری اصلی پروسه ، آنهم در یك برنامه جدی ودر منظر دید میلیونها شهروند این كشور، جای تاسف بسیار است وباید حق بدهید كه از چنین سیاست چتلی خسته وبیزار شویم. این واقعه مرا به یاد دوسال قبل ویك مناظره در تلویزیون طلوع انداخت كه آن هم بر سر تقلبهای انتخاباتی ریاست جمهوری وشورا های ولایتی بود. در آن مناظره احمد سعیدی مخالف ومنتقد كرزی و وحید عمر سنخگوی كنونی ریا ست جمهوری وسخنگوی ستاد انتخاباتی كرزی در آن زمان، مقابل هم بودند، وحید عمر در حین صحبت سعیدی خنده های ملین وریشخند آمیزی می كرد، نا گهان سعیدی حرفش را برید وگفت: او وحید! چرا خنده گك می كنی؟ نه تو قندهاری هستی ونه من بچه باز!! این حرف همان وپایان حضور وحید عمر در مناظرات همان. حالا فكر می كنم اگر حیایی باشد، معنوی نیز با رویه های فیل مرغی اش به این گونه رفتار ها خاتمه دهد.آیا درین سرزمین مشكل دیگری به اندازه وكالت ویا عدم وكالت چند فرد نیست؟ تا كجا باید بر سر یك عملیه بی سود وبی نتیجه جنگید وهمه چیز را به شمول حیا وشرم واخلاق بر باد داد؟
با وجود مضحكه ای كه در سیاست جاری وجود دارد، باز هم سر نوشت سیاه ما وادار می كند كه گوشه ای ازین جریان را واكاویم ونسبت به آینده خود حساسیتی داشته باشیم. به همین دلیل درین نوشته خواستم ضمن اینكه نفرتم را از روند آلوده وچتل مباحث واعمال سیاسی جاری نشان دهم، سوالات خلق شده در ذهنم نسبت به رویه های دیگری در زاویه های دیگری از سیاست وبازی با سر نوشت ما با شما در میان بگذارم.
 واگذاری مسؤلیتهای امنیتی از سوی قوای خارجی به نیروهای افغانی، گذشته از دیگر بحثها كه معمولا پیرامون چگونگی، اما واگر های توان وظرفیت دولت افغانستان، صداقت دنیا و...درین روز ها خوراك رسانه ها است، یك موضوع برای من سؤالات زیادی را خلق كرده است وآن تقسیم بودجه ویا به عبارت دیگر ظرفیت سازی برای قوای امنیتی بر معیار ولایات است.
تا كنون به تعداد محدودی از مناطق به صورت تشریفاتی مراسم تحویل دهی مسؤلیت ها به نهاد های افغانی انجام شده است ورییس كمیسیون تداركات واگذاری مسؤلیتها، آقای اشرف غنی احمد زی، حرفهای زیادی را مطرح نموده است؛ از جمله صرف پول ازسوی جامعه جهانی برای ارتقای ظرفیت وتجهیز نیروهای افغانی برای هر ولایت به طور جدا ومتفاوت از هم. به طور مثال بنا بگفته وی در سه سال آینده برای توانمندی های امنیتی در با میان كمتر از 30/000/000$ وبرای هلمند بیشتر از700/000/000$ هزینه می گردد.
سؤال این است كه این تفاوت برای چیست؟ آیا بحث ظرفیت سازی امنیتی وتجهیز قوا هم مثل بحث جنگ وساحه جنگی است كه از هم متفاوت باشد؟ اساسا موضوع آموزش، ارتقای ظرفیت وتجهیز قوای امنیتی چرا در كشوری كه حتی اداره اش فدرالی هم نیست، بگونه هر ولایت جدا ازهم مطرح گردد؟در حالی كه چنین رویه ای در حكومتهای فدرالی هم نیست. اساس حكومتهای فدرالی بر وحدت پولی، دفاعی وروابط خارجی نهاده می شود. آیا این به معنی تجزیه ارتش یك كشور نیست؟ تجزیه قومی، ولایتی وقریه ای؛ چون بدون تردیدزمانی كه سهم بر مبنای ارتش وپولیس ملی نه بلكه بر اساس ولایت تخصیص می یابد، آنوقت هر ولسوالی وهر قریه در درون هر ولایت هم حق دارد كه ادعای سهم نماید. آیا طراحان این سیاست اندیشیده اند كه چنین رویه ای كه منبعث از اندیشه متعصبانه ومغزهای مریض می باشد منجر به چه فاجعه ای خواهد شد؟ بدون تردید هیچ سرباز با میانی یا بغلانی ویا غوری نمی خواهد بخاطر دفاع از جنوب ویا شرق خود را قربانی كند زیرا همه امكانات لازم به این مناطق تخصیص داده می شودواو در حین بهره بردن از ظرفیتها وامكانات مادی خود را محروم می بیند وفقط از او بعنوان هیزم سوخت جنگ با شعار دروغین شهروند كشور استفاده می گردد.
من از اسنادی اطلاع دارم كه بر اثر توجیه مسؤلان اقتصادی كشور میلیارد ها دلار از سوی آمریكا وانگلیس برای ولایات شرقی وجنوبی در سه سال آینده جهت تطبیق پروژه های انكشافی تخصیص داده شده وبعض منابع، مدعی هستند كه اسنادكمكهای این دو كشور وتعدادی از كشورهای دیگر در مجموع افغانستان ، نسبت 90%به نفع ولایات جنوب وشرق در مقابل 10% برای تمام ولایات دیگر را نشان می دهد.بدون تردید نقش وزرای اقتصاد ومالیه ومشاورین اقتصادی رییس جمهور در توجیه این كمك ها به شكل یاد شده در كنار وكمك آقای كرزی غیر قابل انكار است؛ چنانكه نمی توانیم نقش آقای احمد زی را در توجیه تقسیم امكانات پولی در عر صه نظامی وامنیتی را هم نمی توان نا دیده گرفت. این كوچی تعلیم یافته در غرب طی سالهای گذشته نیز نقش عمده در توجیه سهم بندی نا عادلانه كمكها بازی كرده ولی این بار به حركت بسیار خطرناكی دست یازیده است.
اگر مغزهای سالمی وجود داشته باشد واندك احساس وشعور وغیرتی، با رویه جاری دیگر تجزیه افغانستان آشكار شده وادعای كشور ودولت واحدی بنام افغانستان ادعای واهی خواهد بود. این بی معنی است كه در توزیع امكانات به هر بهانه ودرهر عرصه ای ما شاهد كشور واحدوملت واحد وشهروندان مساوی الحقوق نباشیم اما در قربانی دادن، ملت واحد وصا حبان سر زمین واحدی باشیم.
به نظر می رسد كه مغزهای مریضی كه از خون نجس فاشیزم وقبیله سالاری تغذیه می گردد، این بار به هدف سودجویی قبیله شان، طرحی را ریخته اند كه برای همیشه شالوده ساختن یك ملت را درهم می كوبد. غیر ممكن است كه ما ارتش وپولیس را بر اساس سهم بندی متفاوت وتبعیض آلود ولایتی ومحیطی بسازیم وتوقع داشتن یك كشور متحد وملت واحد را داشته باشیم. به نظر من سكوت در مقابل این رویه غیر قابل توجیه و خیانت بزرگ برای این خاك واین ملت است. من متعجبم آنانكه در ارگ ریاست جمهوری تكیه زده وحین حركت در جاده های كابل، از له كردن آدمها در زیر چرخ های موتر های شان ابایی ندارند، ازین مسایل هم چیزی می دانند ویا خیر؟ اگ





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
علی هزاره
سه شنبه 1390/05/4 11:44 قبل از ظهر
در مورد معنوی نمی دانم. اما در مورد بهزاد، حق را با اقای جوادی می دانم. از بی رفیقی كردنش چیزی نمی دانم؛ اما اینكه فعلاً در دربار تیكه دارها تشریف دارد، همه با خبر اند و عجب است كه خلق الله هم خیلی كارهای بعضی ها را به حساب صفر می گیرند! آخر از تیكه دار بودن كرده، "كاسه لیسی" تیكه بدتر است!
Ffd
دوشنبه 1390/05/3 09:12 بعد از ظهر
سلام دوستان
دوستی ایرادی بر عدم رعایت اخلاق در این نوشته وارد كرده است وسوسه شدم تا باز توصیف شكسته بسته ای از اخلاق نمایم
به نظرم لحظه ای معینی وجود ندارد كه دران زبان از سلسله
واكنش ها به موانع ومحرك های كه ازاشیا وافراد بر متكلم واردمیكند باز ایستد وبه ابزاری برای بیان عقایدی صرفاًً اخلاقی تبدیل شود
اخلاق هم تكلیف جزمی وبدون شرط نیست بلكه امری مفروض ومشروط است زمانكه رفتار معمول به قدر كافی منا سب نباشد به وجود می اید
من نه فهمیدم كه در شهود اخلاقی دوست مان كدام قاعده ای كلی نقض شده است
انهم در اجماع مردمان بدوی كه از نظر تطور بیان هنوزلال است ونوع زبانشان بیشتر شبیه خِِرخِر وغُُرغُر وتنه زدن های
انسان های اولیه ای غار نشین است تا جامعه ای مدرن وزبان فهم واخلاق مدار
ورسی
امیر فولادی
دوشنبه 1390/05/3 11:52 قبل از ظهر
حضرت جوادی صاحب!
نوشته های تان قشنگ است ولی رنگ پس زمینه وبلاگتان خیلی بد است خواندنش چشم را آزار میدهد اگر میتوانید پس زمینه سفید و پیش زمینه سیاه را انتخاب کنید بهتر است. برای خوانندگان وبلاگ تان اصل متن مهم است نه رنگ مخصوصا رنگی که باعث آزار چشم گردد
وفا
دوشنبه 1390/05/3 10:25 قبل از ظهر
شایا ن صاحب این همان مشکل است که توده ای مردم ما مخصوصا در چند دهه اخیرداشته وحال هم دارد وشما هم از همین تودهای هستید
که گادی شده ودرفرمان راکب ،وآنچه می اموزید از راکب تان می نوسید.اگر شما اندک کذشته وجریان روز آگاهی داشته باشید هر گز چنین انتقاد را نخواهید کرد. کوشیش کنید که همرای همین راکبان بمانید! چرا که علف انداز آخور شماست.وتلاش نماییدکه فرزندان تا ن ازین امتیاز محروم نشود.
رسولی
یکشنبه 1390/05/2 10:40 بعد از ظهر
نوشته انتقادی و درستی بود.
البته یادت رفته است که اشرف غنی کوچی
با مغز فاشیستی خود درس خوانده دانشگاه ‌آمریکایی- یهودی بیروت لبنان است و کسی است که با این ذهن فاشیستی خود کاندید دبیرکلی سازمان ملل بود. البته با پیشنهاد اربابان و معلمانش به عنوان یک شهروند آمریکایی- کوچی.
همین فرد مغز متفکر فاشیست های اوغان وکسی است که کاندید قطعی و گزینه اصلی ‌آمریکا برای ریاست جمهوری آینده افغانستان است.
پاسخ محمد سرور جوادی : درست است ویكی از مامورین عالی رتبه بانك جهانی بود. هدفم شرح زندگی او نبود.
شایان
یکشنبه 1390/05/2 08:51 بعد از ظهر
جوادی صاحب از ناکامی شما در انتخابات همه دوستان ناراحت اند و اما از عقده گرفتن شما واقعا دوستان تان پریشان می شوند . عامل ناکامی شما رقابت با خلیلی صاحب بود حالا شما با همه جنگی هستید با معنوی و حتی با رفیق سابق خود بهزاد صاحب . خدا به دیگران ادب بدهد و برای شما صبر تحمل ناکامی در انتخابات .
پاسخ محمد سرور جوادی : بر عكس شما اگر به نوشته های ماههای قبل مراجعه كنید من مخالف معترضین انتخابات وداد گاه وبازیهای سیاسی كرزی بودم وحالا هم هستم ولی این هر گز دلیل نمی شود كه تا آخر اگر این كرسی نشینان ملت هنر وكمالی جز ریشنخدی از خود تبارز ندادند هم چیزی نگوییم. در مورد انتخابات بر عكس من شكست نخورده ام بلكه بیشتر از دوره قبلی ام رای دارم بر خلاف همه بزرگانی كه از دور قبل به مراتب رای شان كاسته شد، اینكه در لیست نیامدم بخاطر همین رسواییهایی است كه هنوز پس از یك سال دوام دارد وگندش تمام لایه های جامعه را گرفته است. نسبت به معنوی من هیچگاه نظر مثبتی نداشته ام چون او خود برایم در جمعی از اندیشه وران وبسیار پیش از انتخابات گفت كه معتقد به هیچ اصلی نیست وفقط به دنبال موقف شخصی اش است او در بازی برای رسیدن به ریاست ستره محكمه كاری كرده كه خودرابه رسوایی داده ودوستانش را به خجالتی، بار ها در مناظرات ونوشته ها از معامله گری او گفته ام ولی وی هیچ پاسخی ندارد. در مورد بهزاد هنوز هم دوستش دارم واز موفقیت هایش لذت می برم، تنها نقدی كه دارم این است كه كمی بی رفیقی می كند ونیز پس از مدتی نقد بر رهبری تیكه داران اكنون به دام شان افتاده است وتوجیهی برای این كار ندارد.
دره صوفی
شنبه 1390/05/1 10:25 قبل از ظهر
گرچه من آن مناظره ندیدم ولیكن آنچه در مورد تخصیص بودجه به ولایات گفته ای كاملا موافقم. اما عرض من آنست كه نقد شما امر مطلوب وبه جا است اما شیوه نقد شما وكلماتی كه به كار گرفته اید نشان از اخلاق نمی كند .ایا شما باور دارید كه در نقد ویا ذم موارد ضذ اخلاق باید از واژه هایی سود برد كه خود ضد اخلاق اند؟
اگر خنده های اقای معنوی ضد اخلاق است كه است اما به كارگار گرفتن كلماتی مانند سیاست چتل، رویه های فیل مرغی، وغیره نیز زیاد بار اخلاقی ندارد. شاید احساس شما در وقت نوشتن این مطلب برای ما قابل درك نباشد ولیكن به هر حال از شما انتظار می رودكه نوشته های شمابار اخلاقی داشته باشد.اما در مجموع آنچه می گوئید وتا حال من شنیده ام كثیری از انتقاد های شما درد دل خیلی ها از جمله این حقیر است. سر افراز باشیدوبا وقار.
دره صوفی
شنبه 1390/05/1 10:24 قبل از ظهر
گرچه من آن مناظره ندیدم ولیكن آنچه در مورد تخصیص بودجه به ولایات گفته ای كاملا موافقم. اما عرض من آنست كه نقد شما امر مطلوب وبه جا است اما شیوه نقد شما وكلماتی كه به كار گرفته اید نشان از اخلاق نمی كند .ایا شما باور دارید كه در نقد ویا ذم موارد ضذ اخلاق باید از واژه هایی سود برد كه خود ضد اخلاق اند؟
اگر خنده های اقای معنوی ضد اخلاق است كه است اما به كارگار گرفتن كلماتی مانند سیاست چتل، رویه های فیل مرغی، وغیره نیز زیاد بار اخلاقی ندارد. شاید احساس شما در وقت نوشتن این مطلب برای ما قابل درك نباشد ولیكن به هر حال از شما انتظار می رودكه نوشته های شمابار اخلاقی داشته باشد.اما در مجموع آنچه می گوئید وتا حال من شنیده ام كثیری از انتقاد های شما درد دل خیلی ها از جمله این حقیر است. سر افراز باشیدوبا وقار.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ