تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - معانقه خونین
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

معانقه خونین

تاریخ:چهارشنبه 1390/06/30-08:04 قبل از ظهر

معانقه خونین

مدتی بود كه ازدنیای مجازی فاصله داشتم؛ این فاصله اجباری بود واكنون كه در ین عالم دوباره با شما هم سرنوشت شده ام متاسفم كه نخستین سیاهه ام مرتبط با مرگ یكی از چهره های سیاسی ومذهبی نقش آفرین در تحولات سه دهه اخیر كشور، مرحوم بر هان الدین ربانی  همراه است.
از آنجایی كه اذهان امروزی بسیار مغشوش است وبه محض دیدن وخواندن كلماتی قضاوت ودر واقع پیش داوری صورت می گیرد؛ می خواهم بگویم هدف از نوشتن این سطور نه تجلیل وتمجید كو ركورانه از كسی است ونه نقد رویه وسیره كسی چون استاد ربانی، چه اینكه زمانی پر از آشوب وتحولات سه دهه اخیر كشور ونقد رفتار ها درین مقطع طولانی كه بعضا پیش وپس منظر آن ممكن چندین دهه دیگری را نیز در بر بگیرد از حوصله این نوشته خارج است ولذا هر گاه به صفاتی چون چهره سیاسی، مذهبی ونقش آفرین بر می خورید صرفا بیان یك واقعیت است؛ چه مثبت وچه منفی !
هدف از نوشتن این سطور در كنار یادی از وی بیان نكته هایی پیرامون حاشیه هایی است كه گاهی ازمتن مهم تر می شود؛افراط وتفریط هایی كه در خور شان یك جامعه معقول ومنطقی نیست وتعمق در این حواشی می رساند كه هنوز جامعه ما دربند احساسات است وعقلانیت سیاسی را بر نمی تابد.
به محض نشرخبر حادثه حداقل با چهار طیف مشخص روبه رو شدیم؛
1-كسانی كه به شدت متاثر شده وبه ماتم نشستند كه تعدادی مستحق آن هستند چه اینكه از هر جهت به وی تعلق دارند واو حیثیت مراد وولی نعمت شان را داشت والبته برای شان پدری كرده بود وعده ای دایه های مهربان تر از مادر شدند وهمانند تلویزیون تمدن ماتمی شدید تر از تلویزیون شخصی استاد ربانی(نور)سر كردند ویا استاد سیاف كه خونین جگر تر از مارشال فهیم ظاهر شد. آقای فهیم گفت كه ایشان از مسن ترین ومشهور ترین رهبران جهادی وعالم ومجاهد ومقاوم وصلح دوست بود ولی آقای سیاف گفت او پیشتاز نهضت اسلامی ورهبر جهاد ومقاومت وپیشوا ومراد ومرشد واستاد والهام بخش مابود!
2-تعدادی به صورت افراطی به هجو ربانی وابراز شادمانی از وقوع حادثه وآرزوی مرگ تعداد دیگری پرداختند وبه آدرس كسی كه اكنون در عالم مانیست وصد البته قربانی توطئه دشمنان همه ما گردیده فرستادند كه درین رابطه نكاتی را قابل یاد آوری می دانم:
الف-هیچ انسانی غیر قابل نقد نیست ومقدس ساختن حریم فكر وعمل اشخاص وممنوعیت ورود در حریم آنها نشانه ای از تحكم وتحجر ومظهری از استبداد فكری وعلامت روشنی ازواپس گرایی وجهل زدگی است؛ اما نقد هیچگاه مساوی با توهین وتحقیر وهتاكی نمی باشد وآنهایی كه نقد كسی را تا سطح هتاكی پایین می آورند نیز از لشكر جهل وعقده وكینه وحسادت ونفاق است وبس.
ب-اهانت به افراد یك رویه مورد نفرت عقل، انسانیت وخلاف كرامت انسانی ومخالف آموزه های دینی است وحتی خلاف مصالح عامه، بنا بر این كسانی كه به نوعی نفرت درونی شان را با اهانت تبارز می دهند نه تنها دست آوردی ندارند بلكه به بسیاری از نا هنجاری های اجتماعی وسیاسی كمك می شوند وابراز شادمانی در قتل كسی شراكت در جرم قاتلین وی است.
ج-جامعه ما جامعه سمبل پرست است وشخص بر شخصیت وفرد بر جمع وواقعیت بر حقیقت وظاهر بر باطن وساز وكار ها بر اندیشه ها ترجیح دارد واشخاص رل تابوهای مقدس را دارند، درچنین جامعه ای كه شباهت زیادی به یك جامعه پس مانده وجهل زده دارد، توهین وتحقیر تابوها آن هم پس از مرگ به معنی توهین بر فرد نه بلكه توهین بر یك كتله ویك تبار وجامعه تلقی می شود وخود در دادن آتش فتنه است. مشهور است كه می گویند در افغانستان زنده خوب ومرده بد پیدا نمی شود.
د- این حرفها را بدان جهت زدم كه بعضا در نوشته های فیس بوكی افراد منسوب به یك قوم كلمات اهانت آمیز یا فتم وتر سم از آن پیداشد كه این افراد وحرفهای شان حرف همه یك كتله تلقی نشود واز جانب دیگر كتله دیگری هم نباید همه شان را به یك شخص خلا صه نمایند.
توصیه من به حیث یك فردی كه تا حدودی از جامعه افغانستان شناخت دارم به این گونه اشخاص این است كه: با دهن كجی های بیهوده به جایی نمی رسید وموجب دهن كجی به سمبل های خود نشوید، خداوند مومنان را از توهین به سمبل های كافران هم منع كرده اند تا سمبل های خود شان در امان باشند ونیز باید بین بد وبد تر فرق گذاشته شود بر فرض كه ما نقدی بر رفتار كسی داشته باشیم ولی باید در نظر بگیریم كه خون همان كس وكسی كه برای ما الهام بخش است با یك دشنه ریخته شده است. در زندگی جمعی وسیاست یك اصل است وبعض آموزه های دینی هم تایید می كند كه دشمن دشمن، دوست است ودوست دشمن، دشمن.
3- دسته ای به نقد وارزیابی وتحلیل واقعه وشخصیت استاد ربانی پرداختند كه البته روش معقول وعادلانه ای است ومنجر به آگاهی جامعه از واقعیتها وحقایق می گردد.
نقد واقعه دی شب به معنی نقد رفتار ها وسیاستهای موجود در جامعه ومسلط بر اندیشه های حاكمان كشور است كه من خود ازین زمره هستم. دی شب در بر نامه زاویه تلویزیون آریانا نظراتم ونقدم را گفتم وامروز هم در رسانه هایی كه دعوت شده ام خواهم گفت.باور من این است كه در جنگ استخباراتی جاری در كشور كسانی بیشتر وزود تر قربانی خواهند شد كه تعریف دوست ودشمن را گم كرده اند وحرص قدرت طلبی راه شان را بادشمن یكی كرده است. دشمن در قالب دوست كار خود را می كند ووای به حال آنكه غافل است.
4-دسته ای ازین واقعه نه خوشند ونه غمگین ونه هم دیدگاه روشنی بر آن دارند ونقدی ارایه كرده می توانند، این عده یا ترسیده اند ویا مرعوب حوادث شده اند ویا هنوز به دنبال سبك وسنگین كردن پله ترازو هستند، شاید دیروز نفرین می كردند امروز اشك بریزند وفردا بخندند وشاید هم بگونه دیگری!
به هرحال فكر می كنم باید این حادثه درسی باشد برای همه كسانی كه فكر می كنند حوادث دودهه اخیر اتفاقی بوده وگذر از دریای خون ملتی كه به رهبری آنها جاری شده آسان است. بدون تردید خون ما در خانه ما می ریزد وای بسا توسط خود ما اما با دشنه هایی كه از جای دیگری ساخته می شود و می آید، من یك هفته قبل از اسلام آباد آمدم ودر آن دیار چیزی جز خصومت با خود نیافتم در حالی كه به صدها تابلوی؛ دوستی پاك- افغان زنده باد برخوردم! آیا كشتن در چوكات دوستی مفهوم دیگری غیر از آنچه كه دی شب اتفاق افتاد دارد؟ 


نوع مطلب : یادویادکرد 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
عبدالرحمن
پنجشنبه 1390/06/31 12:45 بعد از ظهر
جوادی عزیز نقدی عالمانه ی کردی براستی که نباید با موضوعات ومسایل احساساتی ومقطعی برخورد کرد باید با عقلانیت وتامل دید. از اینکه باز هم آمدی ویادداشتهای فیس بوکی اترا اینجا نوشتی خیلی خوش شدیم!
داوود رضائیان
چهارشنبه 1390/06/30 02:20 بعد از ظهر
با سلام به استاد محترم !
اولا جای خوشحالی است که یک سایت به نام لیگان ورس ایجاد کردید و ثانیا مشکل همه افغانها همین است قسمی که شما گفتید هیچ کس از دوست و دشمن تعریفی خاص ندارد و افغانستا قربانی همین معضله است تا حالا دولت هیچ تعریفی از طالبان ندارند گاهی برادران ناراضی گاهی دشمنان مردم گاهی هم. . .
متٱسفانه اینانی که با هزار فریب و نیرنگ مردم خود را فریب میدهد و خود را رهبر یک قوم یا یک مذهب میگیرد هم هیچ تعریفی از دوست و دشمن ندارد گاهی در دو سنگر و گاهی در یک کاسه باهم هستند.
ثالثا: میگن که آب خیت کن و ماهی بگیر : حالا برای اقلیت ها که آب خیت شده نه اینکه خود شان کرده باشند باید اینها خوب استفاده کند حالا اگر در لباس حق ( غیر نظامی) کشته میشود هم پشتون کشته میشود و اگر در لباس انتحار یا شورشی می میرند هم پشتون ها هلاک میشود و آنها در همین جنجال ها خدا کند که سالا بماند تا اقلیت ها به گفته ان ضرب المثل هزارگی : جول خود را از آو بکشد.
تشکر.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ