تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - سفر ناتمام!
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

سفر ناتمام!

تاریخ:یکشنبه 1390/07/3-08:28 قبل از ظهر

سفر ناتمام!


 حادثه قتل آقای ربانی بسیار تاثیر شگرف بالای برنامه های آقای كرزی گذاشت وموجب شد كه وی از ادامه سفر مهمش صرف نظر كند؛ قرار بود آقای كرزی بر علاوه سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با رهبران آمریكا، ایران وپاكستان نیز صحبت هایی داشته باشد.
 

صحبت با سران هرسه كشور مذكور برای افغانستان در شرایط فعلی حیاتی است چون پاكستان وایران به شدت با دوام همكاری آمریكا وافغانستان مخالفند وحضور آمریكادر منطقه را تهدیدبالقوه برای منافع خود در منطقه وامنیت وثبات داخلی شان می دانند واز سوی دیگر افغانستان به یك پارتینر قوی وبا ثبات برای دراز مدت ضرورت دارد تا از تهدید های امنیتی همسایگان سود جو وفرصت طلب وبی رحم در امان باشد، بر علاوه افغانستان فاقد هر گونه توان وظرفیت ایستادن روی پای خود در غیر مسایل دفاعی نیز می باشد وهمسایگان هیچ كدام شایستگی بدیل قرار گرفتن برای آمریكا را در هیچ زمینه ندارد.

من درین اواخر سفری به اسلام آباد داشتم وحال وهوای ظاهری پایتخت همسایه شرقی ما به مراتب ضد آمریكایی تر از تهران، پایتخت همسایه غربی ما بود؛آنها فكر می كنند كه آمریكا در پی تجزیه قومی در پاكستان است ودر دراز مدت می خواهد با عملیاتهای استخباراتی، مرا كز هسته ای پا كستان را در كنترل خود بیاورد وعملیات شبیه عملیات بالای بن لادن انجام دهد، در حالی كه آمریكا روابطش با هند به اندازه ای قابل اعتماد شده است كه اوباما در سفرش به دهلی از برنامه تسلیحات هسته ای آن كشور حمایت كرده و وعده همكاری تخنیكی داد.

آقای كرزی قرار بود در سفرش به نیو یورك هم پیرامون همكاری های استراتژیك دراز مدت با آمریكا به نتیجه ای برسد وهم سران دوكشور همسایه را از مضر نبودن این همكاری به منافع آنها اطمینان دهد ولی خبر قتل آقای ربانی اورا از دوام كار منصرف وتنها توانست درد های دلش را با اوباما در میان بگذارد.

درینكه چرا چنین شد؟ حرف وحدیث های زیادی مطرح است از جمله:

1- در بد بینانه ترین حدیث، خود آقای كرزی درقضیه دخیل ویا حد اقل مقصر است چون او می دانست كه فردی به نمایندگی از شورای كویته طالبان به كابل آمده وحامل پیامهایی برای آقای ربانی است؛ مگر آقای رییس جمهور با وجود این آگاهی وحتی به روایت خودش، خواندن نامه شورای كویته به ربانی بازهم در مورد صحت ودرستی موضوع تامل نكرده واز فریب وحیله دكاندار كویته ای پند نگرفته به این اقدام نیز اعتماد كرده است.وی بر علاوه اینكه خود اعتماد كرده به آقای محمد معصوم ستانكزی مشاور امنیتی خودش ورییس دارالانشای شورای عالی صلح دستور داده تا زمینه ملاقات عصمت الله را با آقای ربانی فراهم نماید. وی هیچ یك از ارگانهای امنیتی را در جریان قرار نداده وشخصا از آقای ربانی خواسته است تا از تهران زود تر به كابل آمده وبه نامه شورای كویته پاسخ دهد.

2-قصور آقای كرزی در مسئله ودخیل بودن مشاور امنیتی اش ومخفی نگه داشتن موضوع از دیگر مقامات سیاسی وحتی امنیتی ومانع شدن مشاوران كرزی از تلاشی عصمت الله توسط گارد آقای ربانی ودایر كردن جلسه در خانه آقای ربانی، آن هم در زمانی كه او هنوز از سفر به خانه اش نرسیده وبارسیدنش كشته می شود، انگشت اتها مات را متوجه شخص آقای كرزی می نماید ولا اقل رییس جمهور به اعتماد داشتن مطلق بالای افراد قبیله اش متهم می گردد؛ اعتمادی كه موجب بر انگیختن خشم وبی اعتمادی سایر اقوام خواهد شد، این حالت زمانی شدت می گیرد كه درین اواخر قتل های زنجیره ای كه عمدتا توسط افراد وابسته به یك قوم ومنتسب به قوای مسلح صورت گرفته از فرماندهان ورهبران اقوام دیگر قربانی گرفته است. این حالت به تنهایی در فروپاشی دولت آقای كرزی كافی است.

3-آقای كرزی از روند مذاكره وبرنامه كور وبی خط مشی واضح صلحش به حیث یك اهرم فشار بالای معترضین داخلی استفاده می كرد واین پلان عمدتا تراوش مغزها واندیشه های حلقه قبیله گرای پیرامون وی بود كه بقول خود شان غیر پشتونها درین چند سال از مجبوریت كرزی در فقدان یك نیروی قوی پشتون استفاده كرده ووی را مجبور به باج دهی كرده اند، در منظر این عده گروههای یاغی مسلح ومافیای مواد مخدر نیروی خوب بازدارنده از سهم گیری سایر اقوام در سیاست وقدرت بر اساس زور گویی وباج گیری است. همین تفكر موجب روی كرد جدی وبی مهابای آقای كرزی به سوی طالبان وپاكستان شده ودر روابط او با متحدان غربی اش خدشه زیادی وارد ساخت. حال با قتل آقای ربانی از سوی فرستاده ویژه طالبان ودر فضای همكاری تیم كرزی با او همه این آرزوها برباد رفت وبزرگترین وسیله رسیدن این تیم به مقصد، نابود شد وبیم اینكه این تیم از اقوام دیگر خونی مدیون شود وجودداشت لذا رییس جمهور بسیار شتاب آلود برای كنترل اوضاع ووضع مقررات پنهان كنترل وسانسور واپس به كابل آمد.

گرچه مشهور است كه در افغانستان زنده خوب ومرده بد پیدانمی شود وبر اساس همین شهرت به آقای ربانی پس از مرگ لقب شهید صلح داده شد ولی واقعیت این است كه نسبت به نقش وی در جریان صلح طلبی كرزی وراه بردن قافله ای بی برنامه وهدف در جاده یك طرفه هم ازسوی یاران وپیروان ربانی وهم از سوی تیم قبیله كرزی تردیدهای جدی وجود داشت وربانی بیشتر به بازیگر یك نقش داده شده می ماند تا بازی گری كه خود نقشی را برای خود طراحی كرده باشد.

4-پاكستان چنانكه گفته شد از حضور دراز مدت آمریكا وتبدیل شدن جنگ افغانستان از جنگ گوریلایی گروپهای تبه كاری كه خود تربیت وسازمان دهی می كرد، به جنگ پیچیده استخباراتی بی نهایت بیم دارد واین بیم متوجه نفوذ عملیاتی بیش از حد شبكه اسخباراتی آمریكا وناتو دردرون پاكستان وعملی سازی طرح تجزیه قومی آن كشور وكنترل سلاحهای هسته ای آن است، درحالی كه هندوستان درین جنگ محفوظ می ماند وحتی امنیتش تضمین می شود، چین نیز ازین جنگ چندان در امان نمی ماند در حالیكه تهران در هر حالت متوجه زیان جدی خود است.

این برداشت كشورهای منطقه هم زمان است با بحث جدی امضای معاهده همكاری استراتژیك میان كابل و واشنگتن كه قرار است به زودی شكل رسمی را بخود بگیرد. برای استخبارات منطقه اخلال در روند این برنامه بسی حیاتی است تا ازین رهگذر هم اقدامات باز دارنده را انجام دهند وهم با تحت فشار گرفتن كابل از محتوای واقعی آن با خبر شوند؛ چیزی كه حتی از مردم افغانستان پوشیده مانده است.

ایران اخیرا با تقویه شبكه های زیادی كه به عنوانهای مختلف در افغانستان ایجاد كرده است دست به اقداماتی زده كه نشان گر مخالفت مردم افغانستان در برابر این معاهده است وحتی  كوشیده تا از طریق ایجاد تشنج ودر گیری های مذهبی موجب بحرانی شدن اوضاع داخلی شده وبه نحوی از فضای آلوده بهره گیرد چنانكه حوادث هرات می تواند پرده ای ازین نمایش باشد.پاكستان رویه همیشگی اش را تقویت بخشیده است وبا توجه به اینكه روابط تهران واسلام آباد روی این حوادث بسیار نزدیك شده واكنون اسلام آباد چهره انقلابی تر وضد غربی تر از تهران به خود گرفته است، احتمال همكاری این دو بر سر ایجاد شكاف ونفاق ملی در افغانستان حتی در سطح ترور وكشتار شخصیتهای ممتازی كه تا دیروز رل دوستان آنها را داشتند، مردود نیست، این مسلم است كه در جنگ منافع دوستی ودشمنی موقتی وفرصت طلبانه است وجنگ استخباراتی رویه كاپی شده از نبرد منافع است.

فرضیه اخیر بسیار محتمل تر از فرضیه های دیگر است ودرین صورت رییس جمهور كرزی اسیر دامی شده كه خود شدت مرگ زایی آن را نمی دانسته واكنون نشانه های آن را درك می كند وترور ربانی زنگی بود در گوشهای بسیار سنگین وپنبه پركرده این سیاست مداری كه نا خواسته سیاست مدار شد ونا دانسته ونا كرده قهرمان.

5- سیاست سانسوری را كه كمیته حكومتی مراسم تدفین آقای ربانی به رهبری ژنرال عبدالرحیم وردك در مورد داكتر عبدالله وامرالله صالح اعمال كرد، به آهنگ نفرت ونفاق قومی افزود ودر واقع بار دیگر باند وابسته به استخبارات منطقه گلوله ای را به سوی دولت نیم بند وتقریبا از هم پاشیده كرزی شلیك كرد. حال اگر داعیه های خون خواهی با انگیزه های قومی وحزبی سر داده شود، برای داعیه داران توجیه پذیر وبرای دولت آقای كرزی غیر قابل دفاع می نماید. داعیه ای كه در ملك ما بسی پر جاذبه است وصد البته وسیله ای گاهادردست داعیه داران  فریب كار ومنفعت جوی.

باور من این است كه ناتمام ماندن سفر آقای كرزی از نا گزیری واستیصال بود ونه بخاطر احترام وباوری كه وی به مرحوم استاد برهان الدین ربانی داشت.



نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
رحمتی
یکشنبه 1390/07/3 02:04 بعد از ظهر
سلام و روز بخیر
کشته شدن ربانی آیا می تواند نفعی را نصیب کرزی کند؟ آیا ربانی یک تهدید بود؟ آیا کشته شدن ربانی یک بهانه است برای ...؟
یک مشکل عمده در افغانستان این است که بخشهای امنیتی اطلاعات درست و بموقع به مردم نمی دهد.
محمد تقی دانش
یکشنبه 1390/07/3 09:56 قبل از ظهر
بسیار عالی تحلیل نمودید .
موفق باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ