تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - كرزی چه خواهد كرد؟
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

كرزی چه خواهد كرد؟

تاریخ:دوشنبه 1390/07/11-05:02 بعد از ظهر

كرزی چه خواهد كرد؟

قرار است امشب(11میزان) آقای كرزی در یك بر نامه تلویزیونی راهبردش برای مصالحه ودیگر موضوعات را تشریح نماید؛ اینكه او چه خواهد گفت مهم نیست واینكه چه می تواند بگوید وتا چه حد به گفته هایش باور دارد وعمل كرده می تواند مهم است.
باور من این است كه آقای كرزی به هیچ یك از گفته هایش عمل كرده نمی تواند چون از یك طرف باور ندارد واز سوی دیگر توان. اوبه دلیل اینكه معلوماتش از همه ابعاد قضایا ناقص وبعضا انحرافی است، در تصامیمی كه تحت فشار می گیرد باور ندارد وبدان جهت كه حكومتش حمایت مردمی ضعیف، مقبولیت بین المللی در حال نابودی ومشروعیت حقوقی تحت سؤال دارد، متكی به هیچ توانایی واراده متینی كار كرده نمی تواند.اودرین سالها متكی به در ماندگی مردم افغانستان وخستگی آنها از حكومت پرانیهای چهار دهه اخیر حكومت كرده وروش وی بسیار شبیه داستان سر گرم كننده كودكان ونمایش كارتونی تام وجری(موش وپشك) است كه گاهی موش در منظر پشك دوست جلوه كرده وپتكی بر سرش خورده است.
كرزی هیچ گاه تعریفی از دوست ودشمن ارائه نتوانست ودر منظر او كسانی كه در درون نظام سیاسی موجود دست به نقد می زنند وبر كاركردهای او خورده می گیرند دشمن وآنهایی كه از بیرون سنگ می اندازند وهر روز خونی جاری می كنند برادر جلوه كرد؛ صاحب نظران این برداشت وی را ناشی از سه عامل می دانند: خصلت تنگ نظری وحسادت كه جزء خصایص سیاست مداران افغانستان می باشد،این خصلت به او القاء می كرد كه رقبای سیاسی درون نظام بسیار راحت تر اورا ازقدرت ساقط می سازند در حالی كه طالبان خیلی دورترند ودر مسیر رسیدن شان به قدرت موانع زیادی از جمله قوای بین المللی قرار دارند. نفوذ قدرتمند استخبارات پاكستان وكشورهای عربی در مراكز مشوره دهی به كرزی وپالیسی سازی كشور وگمانه های خام وی از جمله اینكه او فكر می كرد، نرمش با طالبان ودیگر هم فكران آنها به نحوی از سوی قومش مورد ستایش قرار می گیرد وموجب تقویه پایه های قدرت حاكمیت او خواهد شد اندیشه ای كه در افغانستان جزء جدایی نا پذیر سیاست زعمای غیر ملی بوده وهمیشه آنها را به لاك قومی كشانده است.مگر طالبان واقعا جنبش بر خواسته از اراده قومی نیستند وشعار وعمل قوم گرایانه آنها برای فریب وسؤ استفاده از روحیه به شدت قوم گرایانه قوم شان بود؛ بگونه ای كه طالب =پشتون وبالعكس تلقی می شد وتا هنوز هم همین گرایش برای طالبان سرباز آماده می كند ومقابله با طالبان را به كلاف سر در گم مبدل كرده است.طالبان نیروی بسیار آزموده وپیش مرگ دستگاه استخبارات پاكستان است.
چه عوامل مذكور وچه دیگر دلایل، به هر صورت آقای كرزی نتوانست در ك كند كه مهمترین عنصر در تامین مافع ملی ما چیست؟ هركسی كه اندكی از سیاست ودولت داری می فهمد بدون تردید عنصر كلیدی در تامین منافع ملی را امنیت وثبات می داند. امنیت را بطه به شخص یا جناح ویا قوم نمی گیرد بلكه در سایه امنیت همگان نفس راحت می كشند وثبات نیز منافع فرد ویا جناحی را تامین نمی كند بلكه وجود ثبات در هر بعدی سود جمعی را در پی دارد.
البته نا گفته پیداست كه كرزی یا هر كس دیگری شعار امنیت وثبات لقلقه زبان شان بوده ولی ما می دانیم كه این هردو بدون راهبردهای موثر ودوامدار ودر فقدان استراتژی ملی میسر نیست؛ چیزی كه نه تنها كرزی بل تمامی زعمای افغانستان عاجز از درك وتطبیق آن بوده اند. كرزی وارث تمامی خلاء هایی است كه امرا وسلاطین وحكمای پیشین بر جای گذاشته وهر یك ابن الوقتهایی بوده اندكه فقط وفقط به خود وحكومت فردی واحیانا خانوادگی وقبیلوی خود فكر كرده اند. توقع می رفت با حالتی كه حوادث نا خواسته وبازیهایی كه هیچ یك ازسیاست مداران ما از قاعده های آن آگاهی نداشت آورد، وضعیت كمی تغییر نماید واین عالی جنابان حد اقل در جریان عملگی شان با برخی از قواعد نیز آشنا شوند، مگر گذشت ده سال نشان داد كه اینها كودن تر از آن است كه فكر می شد.
ساده ترین راهبرد تامین امنیت دو چیز است؛ در بعد داخلی عدم اغماض وگذشت نسبت به هركسی كه موجب نا امنی می گردد ودر بعد خارجی داشتن یك سنگر دفاعی. مادر قسمت اول سراسر شاهد خلاف كاری وتشجیع نا امن سازان بودیم. از روزی كه عده ای به گوانتینامو برده شدند تا به اكنون تمام همت رییس جمهور وحلقه خاصش نجات،پاداش دادن، تشویق وفرصت فراهم كردن برای كسانی بود كه منطق شان ترور، جنگ وكشتار بود،فرزندان تروریستها به بورسیه ها فرستاده شدند ولی هیچ كسی از فرزندان قربانی شده ها خبری ندارد، تروریستها برادر شدند وخود بخود مدافعینی كه در مقابل آنها قرار می گرفتند دشمن می شدند، انگیزه ها مرد واعتماد ها نابود شد وامید ها بر باد رفت وكینه های كهنه زنده شد وزخمهای چركین گذشته سر باز كرد. كرزی تا توانست برای دفاع از تروریزم مقاومت كرد وحتی روابطش را با قوای بین المللی كا ملا تیره كرد وبه بهانه جلوگیری از كشته شدن افراد ملكی مانع عملیاتهای موثر گردید.در تمامی عرصه ها قوانینی وضع وفرامینی صادر گردید ولی تا به اكنون دستگاه قضایی كشور نمی داند كه چگونه وبر اساس كدام قانون بالای یك تروریست  حكم صادر نماید؟
در بعد خارجی او نتوانست حداقل بشناسد كه منافع همسایه ها در چیست وآنها برای منافع شان در افغانستان چه چیزی را جستجو می كنند؟ چرا پاكستان هماره برای ما مشكل ساز است؟ چاره این مشكل در چیست؟
من رییس جمهور نیستم ودر موقف تصمیم گیریهای كلان هم نیستم وطبعا از معلوماتی كه جزء اسرار به حساب می آید نیز بهره ندارم ولی به حیث یك شهروندی كه از رهگذر رفتار ها وبازیهای همسایگان سخت آسیب می بینم، به دنبال یافته هایی هستم كه روزی بتوانم آن را برای دیگران هم ارائه كنم. یافته های من تاكنون این است كه پا كستان یا هر كشور دیگری پا به پای تحكیم امنیت وثبات داخلی شان در پی تقویه سنگرهای دفاعی شان در برون مرزهای شان هستند.
پاكستان زایده تفكر وتلاش محمد علی جناح است واو همان اندازه كه برای تاسیس پاكستان اندیشید وتلاش كرد برای حفظ پاكستان نیز اندیشیده است. از بدو تاسیس پاكستان، راه كار حفظ آن در دو حوزه داخلی وخارجی همپای وهم سان از نظر صرف وقت ونیرو وامكانات سنجیده شده است. پاكستان وداشتن یك اردوی قدرتمندی كه دوبار هند را شكست بدهد وروزی قدرت هسته ای گرددودر امور دفاعی وحتی سیاسی ای كه حفظ پاكستان مربوط به دخالت اردو باشد،خود مختار عمل كند، مسئله اتفاقی نیست بلكه جزء ایده های قبلا طراحی شده ای است كه در ین سرزمین ودر بازی های سیاسی آن جزء فرهنگ وسنت غیر قابل تغییر گردیده ونهادینه شده است. هم زمان داشتن سنگر دفاعی در بیرون از جغرافیای این كشور نیز همان سنت نهادینه شده ای است كه مسؤلیت ایجاد وحراست ازین سنگر ها مستقیما به اردو مربوط می شود وبازی گران سیاسی در آن تاثیر گذار نیستند. افغانستان وكشمیر سنگر های انتخاب شده از عصر جناح واز آغاز تاسیس پاكستان است. یكی برای مقابله با هند ودیگری برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی وقت واكنون آمریكا وناتو.
می دانیم كه در هردو سنگر حضور پاكستان هم از نظر اختلافات مرزی وهم از نظر دشمنیهای كلان منطقوی برای مردم پاكستان توجیه پذیر ومقدس بود. درمورد دشمنی پاكستان با آمریكا وناتو كه فعلا حضور پاكستان را در افغانستان توجیه می كند وازین خاك بحیث سنگر بهره می گیرد نیز دلایل روشنی وجود دارد؛ ناتو در كنار افغانستان می توانست این سنگر را از وجود پاكستانیها تخلیه كند كه البته دولت آقای كرزی حتی در مخیله اش چنین چیزی خطور نمی كرد وهیچ قدر این فرصت را درك نكرد، پاكستان وآمریكا وناتو هیچ گاه دوستان استراتژیك نبودند وآمریكا هرگز نمی خواست یك كشور به شدت اسلام گرا كه با همین انگیزه از هندوستان جداشد، تا جایی توانمند شود كه اسراییل در خاورمیانه ناراضی گردد. حفظ اسراییل جزء منافع تعریف شده ملی آمریكا است وبه همین دلیل هر حركتی كه اندكی از آن اسراییل احساس خطر نماید برای آمریكا قابل قبول نیست؛ لذا در دهه 70 میلادی وهم زمان با آهنگ حركت پاكستان به سوی هسته ای شدن تمامی قرارداد های نظامی آمریكا با پاكستان لغو وپاكستان بدیلی بنام چین را پیدا كرد. چین ضمن اكمال قرار دادهای لغو شده به تكنولوژی هسته ای پاكستان به همان اندازه كمك كرد كه روسیه به تكنولوژی هسته ای هند نمود.سر بر كشیدن چین بحیث یك قدرت نظامی، سیاسی واقتصادی مهم در سطح جهان سیر رقابت را در منطقه تغییر داد واین تغییر با فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی آهنگ جدی تری را بخود گرفت تا جاییكه هندوستان اكنون شریك قابل اعتماد تر آمریكا است واین كشور حاضر به تقویه تكنولوژی هسته ای هندوسان است ولی پاكستان تحت نطر دستگاه استخباراتی آمریكا، تا جاییكه پا كستانیها احساس خطر می كنند كه حضور نظامی واستخباراتی ناتو در افغانستان ممكن است در دراز مدت منجر به نابودی داراییهای هسته ای شان گردد. تغییر موضع پاكستان وروی كردش به چین ونیز رشد بسیار وحشتناك افراط گرایی درین كشور ولانه گزینی تروریسم جهانی در آن برای ناتو وآمریكا نیز دلیل واضحی برای عملیاتهای استخباراتی روی پا كستان است.
ما می دانیم كه هر عاقلی كه توان دفاعی داشته باشد، دردرون خانه اش سنگر نمی گیرد بلكه این سنگر هرچه دورتر باشد مطمئن تر است. ناتو برای امنیت اروپا وآمریكا در آسیا وآفریقا سنگر گرفته است ودر منطقه از جمله پاكستان در كشمیر وافغانستان. حال كه سر زمین ما عمق استراتژیك خیلی ها از جمله پاكستان است، سنگر دفاعی ما كجا است؟ دروازه های ارگ ریاست جمهوری كه دردرون آن كوردیناتور های پاكستانی نیز حضور دارند. با این حال كرزی چه می تواند؟ هرچه می گوید وبگوید حرف مفت است وبس.
واما ثبات عنصر وابسته به امنیت است ونیز شدیدا وابسته به نهادینه شدن ومقدس گردیدن وملی شدن عناصری از منافع ملی كه در گام نخست به تشخیص وتعریف نیاز دارد؛ كاری كه در كشور ما نشده وما هنوز بر سر تاسیس كشوری بنام افغانستان اما واگر ها داریم ونیز بر سر مالكیت آن خون هم را تا سر حد قتل عام ونسل كشی می ریزیم وبه بردگی كشاندن هم راپیروزی می دانیم. با تغییر حكومتها كه هیچ بل با تغییر افراد هم همه اساسات گذاشته شده به شمول سمبول ونشان ملی وقانون اساسی ما تغییر میكندو...





نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
محمد رضا شفق
دوشنبه 1390/09/21 10:21 قبل از ظهر
بله استاد محترم هنوز در کشور ما ثبات سیاسی نیامده است ما تاهنوز یک سیاست خارجی که توسط شورای ملی تصویب شده باشد نداریم که درگذشته هم نداشته ایم از طرف ما نمیدانم که پالیسی ما نسبت به کشور های همسایه چیست و از طرف بازی گران حرفه ای نیز این کشور را میدان بازی خود ساخته است ولی سیاست زدگان ما هنوز در خواب است.
چهارشنبه 1390/07/13 08:14 قبل از ظهر
سلام به استاد جوادی
تحلیل خوب وعالمانه بود واقعا کشور ما امروز میدان مانورها و تاخت وتاز کشورهای دور تا همسایه های نزدیگ قرار گرفته درواقع همان میدان بز کشی که هرکس دنبال هدفش است شاید بی ثباتی ونا امنی در افغانستان منافغ خیلی از کشورها را تامین کند چیزی که شما هم در نوشته ی تان آنرا تائید کرده اید، واقعا با این رئیس جمهور مریض واوضاع نابسامان وسیاست های سردرگم وسلیقه ای ملت ما به کدام سو خواهد رفت؟ راه حل چیست؟ جزاینکه دستی از غیب برون آید وکاری بکند......
بصیر مصباح
سه شنبه 1390/07/12 04:10 بعد از ظهر
سلام آقای جوادی
نوشته های شما را در پرسشگر هم خواندم ، واقعا شیوا می نویسید.
کرزی سخنانش را گفت.آنچه که نمی توان بالایش اعتماد کرد, عمل در سخنان وی است.
من حرف شما را تایید می کنم که کرزی نمی تواند کاری کند.
پیروز باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ