تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - حنجره ای كه دو آواز دارد!!
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

حنجره ای كه دو آواز دارد!!

تاریخ:سه شنبه 1390/10/6-07:21 بعد از ظهر

حنجره ای كه دو آواز دارد!!

درمنطقه ما كسی بود كه دچار تكلیف گلو بود؛ وی حین صحبت كلمه ای را با صدای درشت ادا می كرد وكلمه بعدی فورا با صدای گرفته ونازك ادامی گردید، مردم به وی" دو موجه" می گفتند، حكومت افغانستان اما وبخصوص رییس جمهور كرزی را شاید بتوان چند موجه نامید، 

سیاستهای این شخص و حكومتش در ده سال گذشته در همه عرصه ها چند موجه بوده بگونه ای كه امواج متناقض نه به تر تیب بلكه همزمان نشر شده واصل حرف در میان آوازهای گونه گون گم گشته وشنوندگان داخلی وخارجی سردر گم شده اند.

این حكومت گاهی چنان قانون گرامی شود كه یك شهروند عادی سالها در دروازه های بتون گرفته وممنوع الورود شده برای افراد عادی سرگردان خلاص كردن گردنش از قید قانون است،دها كس را می شناسم كه اضافه تر از هفت سال است كه سرگردان یك دعوای كوچك ویاپرداختن تاوان یك تخلف اندك از قانون است،دعوا وتخلفی كه محرك اولی اش هم مامورین حكومت بوده اند،اگراز هفت سال سر گردانی،دوندگی وبیكاری ورنج وعذاب روحی وتوهین وتحقیر مامورین پلیس ودادستانی ودادگاه هم كه بگذریم، تاوان مادی دعوا بر نفع آن نسبت 20بر یك را دارد وگاهی هم، چنان بی قانونی درراس قاعده قدرت حاكم است كه خود نفر اول مملكت هم آن را جنگل وخود را شیر می داند ودیگران را ملزم به نگهبانی جنگل!!

جنگلی شدن ملك وچند موجگی سران آن را اگر بطور موردی بر شماریم از احصاء خارج است ودر حوصله این نوشته نمی گنجد، گرچه ضرورت است این كار روزی توسط كسانی انجام شود تا فهمیده شود كه دموكراسی خام وبی بسترچگونه بلایی را بر سر ملتی بی خبر ازقاعده های آن آورده است؛ اصلا من این روزها نه تنها به دموكراسی افغانی(كه آن را از چند سال پیش نقد كرده ام) بلكه به هرنوع دموكراسی زور آورده بی باور شده ام.

 دموكراسی معنی ندارد مگر اینكه توسعه بر آن مقدم شود، در سر زمینی كه90% مردم اسیر لقمه نانی است وحتی حوصله شنیدن كلماتی را ندارد كه سازنده پایه های دموكراسی است، چه رسد به درك آن، وضعیت چنان است كه 10% امرای آن جانمازی های شان در سیت موتر های 120000دلاری گذاشته ولبهای شان به ذكر خدا مشغول اند ولی در بین جانمازی پول رشوت واختلاس ومزدوری بیگانه پیچیده است!! بسیار به راحتی بین خدا وخیانت پیوند زده اند وبسیار روشن است كه شعارخدا،وطن ووظیفه در عمل به بی رحمی وبی خدایی ووطن فروشی وخیانت ترجمه می شود، این سرزمین در شرایطی قرار ندارد كه دم از استقلال بزند كه از استقلالیت آن مستعمره بودن تایوان ومغلستان و...بسیار بهتر وبا عزت تر است ونیز مردمان ما آماده پذیرش دموكراسی نیست وبرای شان دیكتاتوری نان آور بهتر است.

كافی است كه كسی هزینه های برق شهر كابل در ده سال گذشته را شماربگیرد وخدمات این سكتور را در این شبانه روز بررسی كند تا یقین كند كه در زیر ریش امیرجهاد وسردار جیوش خدا چه فلاكتی است ویا كسی واقعا یك بار به خود زحمت بدهد وماجرای كابل بانك را ارزیابی كند تا بداند كه چوب دموكراسی تا چه اندازه سخت تر از چماق دیكتاتوری فرق مردم بی دست وپارا می شكند ومغز توده ها چگونه توسط تزویر رسانه های مزدور وپارلمان مزدورترتهی می شود!!ستون فقرات یك نظام دموكراتیك پارلمان آن است اما پارلمان ما وكلایش هر عربده ای كه می زنند،از دهنهای شان كشمش پلو وزیر ودبیرورییس برون می جهد ودانه های پراكنده شده با كلام هر وكیل ساچمه های است كه چشم مردم غریب را كور می كند.

امروز برای مشكلی به وزارت داخله رفتم، مقامی شكایت می كرد كه لعنت بر این دموكراسی كه امروز یك پلیس مارا كسی بر سر شكستن شیشه موترش كه سیاه رنگ بودتوهین كرده است واو مجاز به لد وكوب او واستفاده از تفنگ نیست. شیشه های تیره رنگ موتر هارا درین اواخر به فرمان رییس جمهورنابود می كنند وتوجیه شان مسایل امنیتی است؛ ضمن اینكه هیج رابطه ای میان نا امنی وشیشه های تیره پیدا نمی توانم ونیز ضمن این حیرت كه چرا چنین موتر هارا از گمركات اجازه ورود می دهند تا لا زم نیافتد، مال مردم اینگونه نابود شود وسر كهارا شیشه های شكسته بگیرد وپلیس هم توسط یگان زورمند توهین شود، نگاهی از پنجره به پارك موتر های مقامات وزارت داخله انداختم، حداقل 50موتر شیشه سیاه – ونه تیره- ایستاده دیدم كه متعلق به مقامات درجه یك،دو وسه وزارت است ودر سطح شهر صدها موتر این چنینی متعلق به مقامات گوناگون آژیر كشان می دوند كه بعضا پلیس امنیتی وترافیك وظیفه را رها كرده یا به تما شا می ایستند ویا ازترس لد وكوب نشدن مقام به دلیل تخلیه نتوانستن مسیر، پنهان می گردند،تطبیق قانون چطور دو موجه می شود؟یك نمونه از هزار است.

غرض ازاین نوشته وعنوان بیان این نكات نبود اما از بسكه در هرروز با چنین حوادثی سر می خوریم، حالا هركلامی كلام دیگری را با خود می آورد، هدف این بود كه كرزی در مورد عملیات شبانه قوای ناتو بسیار جیغ می كشد؛ كسی كه ازعملیات نكردن وسستی این نیروها در نابودی تروریستها هم خسته ونا راحت است، با بسیار كسان درین زمینه صحبت كرده ام وازجمله در سفری كه به مسكو داشتم، از وكیل ولایت پكتیا درین زمینه پرسیدم، وی تا كید كرد كه دقیق ترین وموثر ترین عملیات علیه تروریستها همین عملیات های شبانه است وبدون این عملیات تروریستها بر مملكت حكومت خواهند كرد، پرسیدم پس چرا داد وفریاد می كنید؟گفت این كار رسانه ای وتبلیغاتی است ورنه همه ما به شمول رییس جمهور بارها از قوای ناتو در نشستهای خصوصی ، خواهان تداوم وشدت این عملیاتها شده ایم!! باشناختی كه از آن وكیل محترم دارم مطمئنم كه هیچ یك ازین حرفها دروغ وگزاف نیست.

من واقعا نمی دانم كه چرا از حنجره آقای كرزی صدای دوگانه بیرون می شود؟ این دو موجگی به كدام انجامی خواهد رسید؟



نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
بیانی
دوشنبه 1390/10/12 12:15 بعد از ظهر
خود جناب عالی از پلوکه دوران وکالتش میخورد مانده حالا دهن کجی طرف کسانی دیگر که در این موفق سابق جناب هستند می کند. چه عجب بی شرمانه ادعای!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جناب نگفتی شما اگر پلو نمی خوردید این بلدینگ چهار منزله را باپول شهریه یا 5هزار افغانی که از مشارکت میگرفتید یا ان پول نه چندان کافی دوران وکالت چطور ساختید. این را همه میدانند که جناب عالی چطور وکیلی بود خصوصا بامیانی ها و محصلینی که روزها پشت در جناب عالی بخاطر ده هزار افغانی که همه وکلای بامیان فیصله کرده بودند که برای محصلین که از ولایت می ایند داده شده تا برای شان حویلی گرفته شود!!!!!!
عجب جوادی صاحب در آن وقت در خواب خرگوش فرورفته بودی. فکر می کردی که باز هم با تقلب آقای خلیلی به پارلمان راه پیدا میکنی دیگه به رای بامیانی ها ضرورت نیست. اما غافل از اینکه کور خوانده بودی.بیا از این حنجره چند آوازه ببین
تشکر موفق باشی
پاسخ محمد سرور جوادی : همت بلندی قومی كه فقط از شكم می نالد حاصلش هم وكیل یا وكلای شكم باره وخواب رفته است ویا جنون تعصب بیانی صاحب كه حتی مردی ذكر نامت را نداری ومجبور خودت را به هر اسمی معرفی كنی وبه هر كسی نسبت دهی، گرچه از بیانت می شناسم كه چه كسی هستی؟
هزاره بامیان
دوشنبه 1390/10/12 12:13 بعد از ظهر
خود جناب عالی از پلوکه دوران وکالتش میخورد مانده حالا دهن کجی طرف کسانی دیگر که در این موفق سابق جناب هستند می کند. چه عجب بی شرمانه ادعای!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جناب نگفتی شما اگر پلو نمی خوردید این بلدینگ چهار منزله را باپول شهریه یا 5هزار افغانی که از مشارکت میگرفتید یا ان پول نه چندان کافی دوران وکالت چطور ساختید. این را همه میدانند که جناب عالی چطور وکیلی بود خصوصا بامیانی ها و محصلینی که روزها پشت در جناب عالی بخاطر ده هزار افغانی که همه وکلای بامیان فیصله کرده بودند که برای محصلین که از ولایت می ایند داده شده تا برای شان حویلی گرفته شود!!!!!!
عجب جوادی صاحب در آن وقت در خواب خرگوش فرورفته بودی. فکر می کردی که باز هم با تقلب آقی خیلیلی به پارلمان راه پیدا میکنی دیگه به رای بامیانی ها ضرورت نیست. اما غافل از اینکه کور خوانده بودی.
تشکر موفق باشی
پاسخ محمد سرور جوادی : همت بلند قومی كه فقط از شكم می نالد حاصلش هم وكیل یا وكلای شكم باره وخواب رفته است ویا جنون تعصب بیانی صاحب كه حتی مردی ذكر نامت را نداری ومجبور خودت را به هر اسمی معرفی كنی وبه هر كسی نسبت دهی، گرچه از بیانت می شناسم كه چه كسی هستی؟
محسن
چهارشنبه 1390/10/7 09:58 قبل از ظهر
جوادی صاحب عزیز درود.
به نظر من این دوگانگی صدای کرزی وابستگی مستقیم به مقدار دالرهایی دارد که به حساب شخصی ایشان در قبال موضوعات مختلف واریز میشود و ضمنا ایشان با ملت افغانستان مانند اطفال رفتار میکند و فقط مردم را گب میدهد و خودش هم کار را به دل خود و بادارانش میکند و این را هم نباید از یاد ببریم که این بدبخت به اصطلاح رییس دولت جاره ای هم ندارد جون تقریبا تمام هزینه های شخصی و دولت اش را (از لباسهای زیر زینت گرفته تا بودجه های کلان دولت) آمریکایی ها تمویل میکنند، فقط در این میان آقایان خلیلی و فهیم مانند عروسکان خیمه شب بازی بیهوده میرقصند و ادای مقام را در می آورند...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ