تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - تقدیس ظالم!!
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

تقدیس ظالم!!

تاریخ:سه شنبه 1390/10/20-06:12 قبل از ظهر

تقدیس ظالم !!

مدتی است كه جمعی از دوستان فرهیخته، مرا وادار به یك كار تحقیقی كرده اند؛ این كار تحقیقی مرتبط با یك كنفرانس علمی تحت عنوان "با میان شناسی" است كه قرار است تابستان آینده بر گزار شود.
موضوعی را كه من برای تحقیق گزیده ام، "تعامل حكومتهای افغانستان با هزاره ها" است، این تحقیق را تقریبا ختم كرده بودم ؛اما نشر "تتمه جلد سوم" ودوره كامل"جلد چهارم سراج التواریخ"، كارم را دوباره ساخت.
درمورد شاهكار بی نظیر ومنحصر به فرد وخزینه بی نهایت غنی ملا فیض محمد كاتب هزاره نمی خواهم چیزی بنویسم؛ چون این گوهر نایاب را به معرفی گرفتن توسط گوهر شناسانی باید كه سالهای زیادی در كان گوهر كار كرده اند ومن ازین تعداد نیستم.چیزی را كه می خواهم درین چند سطر بنویسم این است كه درلابلای تاریخ مملو از درد ورنج وفاجعه وحادثه هزاره ها رفتارهایی، قابل شناسایی است كه جدا موجب شگفتی می شود.

من درلابلای تاریخ این قوم حوادثی را پیدا كرده ام كه به یقین اگر چنان رویدادهایی متوجه هر قوم دیگری می بود رفتار های بعدی آن قوم با حادثه سازان كاملا معكوس می شد ولی در رفتار هزاره ها هیچ تغییری را با فاجعه آفرینان نه در تاریخ ونه در زندگی روز مره امروزی شاهدیم.

كلی ترین عنوانی را كه می توان به این رفتار داد "تقدیس ظالم "است ونمونه یا نمونه هایی را بیان خواهم كرد وپیش از آن می خواهم تصریح كنم كه تقدیس غیر از نه ایستادن در برابر ظالم است؛ شاید دلایل زیادی را بتوان برای نه ایستادن جستجو كرد وبا وجود زمینه های توجیه، چندان شگفت انگیز هم نیست ولی تقدیس، توجیهی ندارد ولا اقل تردید بر انگیز است وباید برای پاسخ به چرایی این كنش مطالعات روان شناسی روی این مردم صورت بگیرد وراه های درمان جستجو شود ورنه نباید توقع معجزه در تغییر سرنوشت این قوم را داشت.

درنزدیكی زاد گاه خودم(چجین ورس) ومتصل به مكتبی كه من شاگرد آن بودم، قبری بود مشهور به "قبر آغا" كه مردم، آن را زیارت می كردند واز آن شفا می خواستند، معلومات مردم از آقای مدفون درین قبر همین قدر بود كه وی "سید اكبر شاه" است كه در زمان میر ناصر بیك(رهبر محوری هزاره ها در مقاومت علیه عبدالرحمن) از قندهار فراری شده وبه ورس نزد میر آمده است ومیر او را به احترام سیادتش ده دفتر زمین(واحد اراضی زراعتی در ورس كه هردفتر كفاف 5خانواده را می كرد) داده وخواهرش را به عقد او در آورده است.

مردم می گفتند كه عبدالرحمن جابر آقارا در سیاه چال زندانی كرده بوده ولی دست غیبی اورا از سیاه چال كشیده واو زنده به ورس باز گشته است. مردم اما ازاینكه وی در زمان مقاومت كجا بوده وچه می كرده وچرا زندانی بوده چیزی نمی گفتند، این یكی از دشواریها در شناخت رفتار هزاره ها است كه بیش از حد باور مند به روایتهای جعلی اند وهرگز به دنبال چرایی یك حادثه نیستند.

سید اكبر شاه در نبود تقریبا تمامی سران هزاره وبخصوص میر ناصر بیك- كه توسط خود وی در زندان عبدالرحمن ودر گاهی كه  مسؤل زندان بوده شهید شد- ، زعامت مردم با قی مانده از قتل عام تاریخی عبدالرحمن را داشت وحتی امور املاك مردم وترتیب اسناد را در دست داشت وامروزه اسناد ملكیت زیادی با خط ومهر سید اكبر شاه وجود داردكه از نظر حقوقی دشواریهای زیادی را هم به بار آورده است.

یكی از مسایلی كه درمورد وی نا شناخته است، اینكه وی چرا از قندهار مهاجر شده است؟ آیا به ادعای خودش به جرم شیعه بودنش؟ در حالی كه در وادی قندهار وبخصوص قبل از فتنه عبدالرحمن شیعیان زیادی بوده ومشكل خاصی هم نداشته اند. سید اكبر شاه با وجودی كه بسیار جوان بوده ولی بدون اینكه فامیل وقومی با او همراه باشد وحتی بدون اینكه بعدها كسی بنام بستگان وی شناسایی شود، در ورس ساكن می گردد واو یكی از با كمال ترین افراد آن زمان بوده وهنر خطاطی اش بی نظیر بوده است.

در ایران ودر میان سالهای71تا75بنابر نظر وحمایت رهبر شهید مزاری بزرگ،یك موسسه تحقیقاتی ونشراتی بنام "مركز فرهنگی نویسندگان افغانستان"را ایجاد كردیم كه در واقع موسسین آن 8نفر بودیم(من،سرور دانش،محمد امین احمدی،بصیر احمد دولت آبادی،مرحوم حسین شفایی، احمد علی علی زاده،سید جعفری دره صوفی ورحمانی مزاری)بعدها دوستان وفرهیختگان زیادی درین موسسه جذب شدند وحاصل كار جمعی نشر فصلنامه پژوهشی"سراج" وفصلنامه"در دری"وفصلنامه تحقیقی"نگاه معاصر" ونشر كتب وآثار زیاد تاریخی وعلمی بود. یكی از كار ها پژوهش وتحقیق روی سراج التواریخ ونشر آن بود كه در جریان مطالعات روی سراج التواریخ با نام سید اكبر شاه ورس در جای جای این اثر برخوردم ونیز در كتاب خاطرات عبدالرحمن.

درین كتب اما نام این آدم نه با تقدس كه با زشتی وپلیدی همراه است؛ از وی بعنوان كسی كه اخبار هزاره هارا به عبدالرحمن می رسانده وتمامی پلانهای دفاعی شان را خنثی می كرده، كسی كه با این كار لقب سرداری را از عبدالرحمن دریافت كرده ونیز كسی كه در تسخیر غار لیگان آخرین دژ مستحكم مقاومت هزاره ها نقش راهنمای امیر ونفاق افگن در بین مقاومت را داشته وسران هزاره در آن موضع كشتار شده است، كسی كه مسؤل زندان اسرای زن ومرد هزاره در كابل بوده وحواله پشم وبرك بافی بر سر زندانیان را تطبیق كرده ودر حق زنان اسیر جنایت كرده تا آنجا كه عبدالرحمن در كتاب خاطراتش می گوید: از ذكرجنایت های او در حق زنان اسیر قلم می شرمد!!و...

درج این حقایق در معتبر ترین اسناد تاریخی ودربار عبدالرحمن وامیر حبیب الله وامان الله،شوك شدیدی رابرای انسان در مورد رفتار تقدیس آلود هزاره ها پس از این وقایع با این سید، مستولی می سازد؛ شاید بتوان رفتار هزاره ها كه بقیة السیف عبدالرحمن بودند را متصل خاموشی فتنه وبازگشت سید اكبر شاه به ورس، ناشی از عدم آگاهی ویا ترس و وحشت آنان دانست ولی رفتار این مردم با چنین اشخاصی در بعدها وتا به اكنون موجب شگفتی جدی است.

اخلاف سید اكبر شاه نیز در كشتار وسر كوبی هزاره ها دست داشته اند،بر خی در مقابل ابراهیم خان گاو سوار كه موجب نجاة هزاره ها از نابودی شد، لشكر كشی كردند وبر خی هم محور اصلی جنگهای داخلی در هزاره جات بودند؛ جنگهایی كه در آن مطابق بعض آمارها حدود سه هزار جوان هزاره قربانی شدند ونیز چهره هایی كه اولین خون را در میان هزاره پس ازقیام مردم علیه حكومت تره كی ریختند، تا هنوز مورد تقدیس هستند وزند ه های شان عزیز ومرده های شان كریمند وبر سر گورهای شان هر شب وروز دهها زن ومرد هزاره دارایی شان را نذر می كنند تا كرامتی ببینند وشفاعتی نصیب شوند.

در موقف گیریهای اجتماعی وسیاسی هم هزاره ها خیلی زود، كردار بد را فراموش كرده ورفیق بد كاران می شوند ودر جریان تحولات ده سال اخیر كه هیچ توجیه نادانی وترس وجود ندارد نیز در گزینه های شان تغییری نیامده وثابت شده است كه آدم كش وزورگوی وبد پیشه را تر جیح داده اند، با وجودی كه این مردم خود نیك عمل ترین وآرام ترین ونظم پذیر ترین اقوام این سر زمین است.

شاید همه آنچه را كه گفتم،زمینه های تردید وشك را داشته باشد ولی زمانی كه اشرف غنی احمد زی كاندید زعامت ملك می شود وچند هزاره ای كه مشهور به مغل پارتها هستند از همه زیاد تر سنگ اورا به سینه می كوبند،تردید به یقین مبدل می شود كه این قوم مشكل دارند. چند تن از روشنفكران هزاره باعث شدند كه در دوران انتخابات ریاست جمهوری اشرف غنی را ببینیم وگذشته از حرفها وطرحهای طولانی دیگر، سخن به اینجا رسید كه پرسیدیم، از دید شما كار عبدالرحمن با هزاره ها چگونه بود؟ وی گفت ظلم كرده است، گفتیم در تاریخ هیچ روشنفكر ویا مورخ پشتون نگفته وننوشته كه این آدم ظلم كرد وما ازین بابت ازقومی كه 60%شان كشتارشده وبیش از 400000خانوار شان تنها پس از جنگ از سر زمینهای شان آواره واملاك شان به پشتونهای آن طرف دیورند داده شده وتعداد زیادشان بحیث برده به بازارهای داخلی وخارجی فروخته شده، عذر می خواهیم، شما آقای غنی هیچ كاری برای هزاره نكنید فقط همین كه می گویید ظلم شده ازظالم اظهار تنفر واز مظلوم عذر بخواهید. وی سه روز مهلت خواست وبعد گفت بخاطر رنجش قومم این كار را نمی كنم! ولی هزاره های زیادی در كنار او دغدغه رنجش قوم شان را نداشتند، شاید ازین جهت كه این قوم از عبدالرحمن وآنانیكه تا به امروز سیره وی را دنبال می كنند رنجشی ندارند.

ممكن است از من برنجید كه تعابیر درشت وتلخی را به آدرس قومی كه خود در رگهایم خون شان رادارم می نویسم ولی به باور من تلخ ترآن است كه این قوم عبرت نگیرند وهمیشه از یك سوراخ گزیده شوند.

شما چه فكر می كنید زمانی كه یك سید بنام "علوی شهرستانی" كتاب قطوری می نویسد ودر آن خود را وتبارش را از نوح تا به امروز جزء پاكان واز اهالی دیار نور می دانند وبه هزاره ها بحیث پست ترین موجودات زمین وخلق بی هویت وبی پدر ومادر خطاب كرده مزاری را به دلیل دادن هویت نو به هزاره ها "گوساله سامری" هزاره می خواند وچند ملای هزاره این كتابها را خانه بخانه هزاره می گرداند وهزاران نسخه آن را به فروش می رسانند واز مظلومیت سادات، ذریه پیامبر روضه می خوانند ومزاری وامثالش را به دلیل احیای هویت بقول آنها دروغین هزاره وبی تاثیر كردن كرامات سادات وكم رنگ ساختن تقدس این فرشته های زمینی نفرین می كنند،چه باید گفت؟ آیا نباید به فكر آن بود كه یك مطالعه روان كاوانه روی این مردم صورت گیرد؟هزاره ازسوی تیكه داران مذهب به دلیل وجود چند آدم قوم شعار در میان شان متهم به كفر ونجاست می شوند واز طرفی همین جند آدم قوم شعار در كنار جلادان تاریخی وقاتلان بی رحم هزاره پیش از هركسی ایستاده می شوند، این تناقض را چه بنامیم؟

ممكن بعضی از سادات محترم این نوشته را مستمسكی برای ضد سید بودنم ودر نتیجه انحراف فكری ام بسازند؛ اما مطمئن باشند كه من مثل بعض سادات هرجلد كلام خدا، ممهور به مهر "مجمع جهانی اهل بیت(ع)" را در برابر یك رای نفروخته ام، بلكه شعارم این بود"من یك انسانم كه در خون تبار هزارگی ام دین محمد(ص) وتشیع علی(ع) عجین شده است" وبه این شعار سخت باور دارم؛ من خودویك سید یا هر فرد از هر تبار دیگری را انسان می دانم ودر انسانیت نه خود را بر تر ونه كمتر می دانم ودر واقعیت هزارگی ام هیچ تردیدی ندارم وهیچ حقارتی هم حس نمی كنم ودر دین ومذهبم نیز باور دارم وباورم آگاهانه است ودر دفاع از آن ابزار وسلاح دانش را بقدر وسع دارم.

 

 



نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
علی جعفری
یکشنبه 1392/03/19 07:39 بعد از ظهر
جوادی عزیز تقدیس ظالم را به دقت خواندم گرچه دیر خبر شدم اما مطالب جالب و زیبا بود. ایکاش می کمی حوصله داشتم در تکمله آن چیزی می نوشتم. اما اشاره می کنم: خداوند که همه به آن ایمان داریم در قرآن معیار برتری انسان را تقوی معرفی کرده است نه رنگ، نژاد، قومیت و ... و نیز خداوند یک سوره در قرآن بنام منافقون دارد و در آن جا هم از منافق مذمت کرده است نه از منافق از قوم و یا تیره خاص. بنابر این بر اساس برداشت منی بچه هزاره حفظ وحدت شیعی اهم است و دفاع از هویت ملی و قومی در مرحله بعد قرار دارد؛ اگر کسی منافق است و یا کدام گناه و جرم دیگر مرتکب می شود گرچه در انظار عامه گناهش به قشر نیز نسبت داده می شود مثلا می گویند سید یا طلبه یا افغانی یا ... چنین کرده است اما از نظر قانون عقلا و بین الملل و شرع مقدس اسلام هیچگاه کسی به جرم دیگری نیکوهش نمی شود و خداوند هم می گوید و لا تزر وازرۀ وزر اخری یعنی هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نیمی گیرند. خلاصه ما به سادات از باب اینکه نسبتی به پیامبر (ص) دارند احترام قائلیم گرچه گناه مجرمین و معصیت کارانشان به مراتب شدید تر از غیر سادات است چنانچه گناه روحانی و دانشمند شدید تر از دیگران است چون هرکه بامش بیش برفش بیش تر.
به نظر می رسد ما روی وحدت شیعی تأکید کنیم و با منافقین و مجرمین از هر قومی و یا نژاد بر اساس جرمش رفتار کنیم چون بر اساس وصیت لقمان حکیم اگر باهم باشیم کسی نمی تواند شکشتمان بدهد واگر تحت عناوین خاص از همدیگر فاصله بگیرم به راحتی نابود می شویم.
نا گفته نماند: باید سعی کنیم بسیاری از خرافاتی را که مردم مان گرفتار آن ها هستند برایشان روشن کنیم چون مردم ما باورهای خرافی زیادی دارند در عین اینکه اسلام اصیل را می خواهند اما در اثر دور افتادن از مکتب و مدرسه و مرشدان واقعی و علمای ربانی کم کم به انحراف کشانده شده است چنانچه قوم موسی در مدت کوتاهی از غیبت او دچار انحراف شدند.
سید عزیزالله
دوشنبه 1391/02/18 07:56 قبل از ظهر
آقای جوادی تشكر از مقاله تان، دقیق خواندم واقعا از فحوای آن معلوم می‌شود كه احساس نیك در قبال قوم خویش دارید و همواره مستند صحبت نموده اید و امید وارم در مورذ سیدعلی اكبرشاه هم دقیق بنویسید طوزی كه می گویید از قندهار آمده و هیچ كسی هم از خویشاوندانش یافت نگرید و...
قربانی
جمعه 1390/11/14 03:05 بعد از ظهر
کار عالی است. بامیان شناسی ضرورت اولیه ماست
سنایی غزنوی
یکشنبه 1390/10/25 08:46 بعد از ظهر
جوادی بزرگوار سلام بسیار خوب می نویسی. بسیار دقیق ,متین, با محتوا وبا سمت وسوی روشن وآگاهی بخش وفصیح من از خواندن نوشته های شمالذت بسیار می برم. در غرب زندگی می کنم اما همیشه درینجا با دوستان می گوییم از میان نسل جدید که در پارلمان رفتن ودرخشیدن شمایید اصلا دشنام برخی را توجه نکنی وان نشانه تاثیر کلام شما است. بگذارد دشنام بدهند.ادامه بده راه شما راه تمام انانی است که به خاطر زیستن شرافتمندانه در ان سر زمین سوخته به خاک ارمیده است.. شما در نهایت با مردم تان پیروز می شوید. همانند ماندیلا وووو.. فنلند
ششک خان
شنبه 1390/10/24 10:31 بعد از ظهر
ترا خدا وقتی می نویسی بعدش یک کسی را بده که لااقل ویرایشی ابتدایی را انجام دهد. حتی فاصله ها را رعایت نمی کنی ششک خان! آن کدام دانشگاه و دانشکده خبرنگاری بوده که ترا فارغ التحصیل ساخته؟؟؟؟؟؟؟ ها جواب بده
پاسخ محمد سرور جوادی : دانشگاه ودانشكده ای كه به كار خدا عیب نمی گیرد ومنطقش فضله پراكنی نیست.
شنبه 1390/10/24 10:26 بعد از ظهر
مردک فارغ التحصیل از دانشکده ژورنالیزم! بامیان بنویس؛ نه "با میان".
پاسخ محمد سرور جوادی : چشم! مردك یازنك بی نشان
محمد امین
شنبه 1390/10/24 08:32 بعد از ظهر
با عرض سلام استاد !
به امید اینكه نظرم را نشر كنید .
دوست عزیز ما سید قاسم جان یادآوری كرده است كه شما تفرقه افگنی می كنید ؛ این بیچاره ندانسته است كه خودش از همه در این كار پیشی گرفته واین حرف را برجسته میسازد ؛ این جوان بی خبر است كه سید ها هیچ تاریخ مشخص ندارند تا هویت شان را واضح نماید ،اما اینكه اینها مذهب شیعه را انتخاب كرده اند ما باایشان هیچ مشكلی نداریم و برادوار زنده گی میكنیم؛ در حالیكه میدانم اكثریت سید ها مردم هزاره را به بد ترین چشم میبینند.
به قاسم جان هم میگویم اگر شواهد میخواهی ازتو دریغ نخواهم كرد .
بیانی
شنبه 1390/10/24 06:04 بعد از ظهر
جوادی عزیز من شخصا به قلمت افتخار می کنم. موضوعی خوبی را روی دست گرفته اید امیدوارم که به اتمام برسانید. و نگرانی من از این است که هدفتان خالص باشد نشود که خدای نخواسته به دنبال این مطالب هدف های دیگر را تعقیب کنید. فکر کنم به مطلب رسیدید که هدفم از آن هدف های دیگر چیست.
قلمت سبز باشد
پاسخ محمد سرور جوادی : نه نفهمیدم من از ضمیر آدمها چیزی نمی دانم.
نهضت مدنی داشگاهیان افغانستان
جمعه 1390/10/23 01:30 بعد از ظهر
سلام جناب استادجوادی بزرگوار وافتخارقوم
ازتلاش ها وزحمات تان كمال سپاس را داریم وبه تقدیس ظالم، زمانیكه مقاله زیبای شما (كدام اشتباء 2 ) مطالعه میكردم امروزبرخورد كردم بسیاربرایم جالب بود
وباید عرض شود كه درین راستا ما هم شما اگرلازم دانستید همراهی خواهیم كرد چون واقعا دردمردم ما همین بوده واست وخواهد بود كه ماوشما همه بچه های همان منطقه هستیم ومیبینیم كه تاهنوز افراد زیادی به زیارت شان میروندبه عنوان نمونه به زیارت بهشتی میروند ومثل سیدعلی اكبر شاه رهبری كشتارمردم مارادرمنطقه به عهده داشتهو تمام كشتار رادرمنطقه انجام داده ولی بازهم همین مردم میداند كه ایشان كی بودند وبه زیارت شان میروند وحاجت میطلبند در حالیكه معلوم نیست خود جناب دركجا است وبرای خود چه كرده است وهمچنان صد ها موارد دیگرمانند
(مشكوله شوخك) وغیره.
من خوب بیاد دارم زمانیكه درانتخابات دوراول مجلس رای گیری شد به یكی ازنزدیكانم گفتم به كی رای دادی به صد دلهره گی جواب داد به فلانی گفتم كفتم چرا نگران استی گفت دراول نمیخواستم رای بدهم وبعد ازارواح فلان ترسیدم ورای دادم وبازهم مطمئین نیستم كه كدام ضرر برایم نرساند(به خاطریكه كه اول تصمیم نداشتم ) و (قاش گیردی) نكند همین بچه هایم سالم بماند .
وبرای یك تعدادكه تهمت میزنند كه كمپاین است باید بگویم نه این كمپاین نیست یك حقیقت تلخ است هم برای ما وهم برای شما برای جاهلان ما كه از(قاشگیردی) میترسند ونمیتوانند این مسئله را ترك كند وبرای شما كه فریب كاری ها وسوء استفاده ازعقایید مردم كارچندصد ساله شما ست میباشد كه درانتخابات مانند عمرعاص به خاطرگرفتن رای قرآن به سرنیزه میكنید وبایدبرای تان یادآور شوم كه شما خودراسید میدانید ووابسته به ائیمه معصومین (ع) درحالیكه آنها با عمرعاص وامثال شان جهاد میكردند ویادداشته باشید كه امام حسین (ع) به خاطرهیمن فریبكاری ها قیام كرد وبه درجه اعلای شهادت رسید...
جعفر
پنجشنبه 1390/10/22 05:40 بعد از ظهر
سلام جوادى عزیز،
تشكر از اطلاعات مفیدى كه فراهم كرده اید. من در مورد سید على اكبر شاه شنیده بودم، اما با این جزئییات نمى دانستم. در مورد شهداى غار "لیگو" در كتاب سراج التواریخ آمده است كه پنجصد نفر از قوم مومرك بهسود در جمع شهدا بوده اند. من خودم از مومرك ام و این نشان مى دهد كه سركوب چقدر شدید بوده است. چون قوم مومرك یك قوم بسیار ریزه است كه فعلا شاید به سختى ٨٠٠ خانواده جمعیت شان باشد.
یك سوال داشتم كه اخلاف این سید على اكبر شاه در منطقه چه كسانى اند؟ آیا منظورتان سید على بهشتى و غیره است؟
سید قاسیم اخضراتی
چهارشنبه 1390/10/21 02:51 بعد از ظهر
سلام اقای جوادی
مطلب شما را خواندم بسیار جالب است فکر میکنم که انسان های دنبال اهداف به فکری خودش فرهنگی و علمی است دارد چه کار می کند فکر کنم حالا برای اینکه خود دوباره برسری زبان بیابی چه بحث جالبی را شروع کرده اید بحث دشمنی یا سادات گرچه دور از این انتظار هم نیست بخاطیری که سادات در طول تاریخ رهبری داشته است و انهم در بین هزاره ها . اما جالب زمانی است که از زبان شما که خود را روشنفکر می گرید دامندزدن به این بحث ها چقدر برای تان سود اور است، حضوری شما در رسانه و پارلمان قبلی و فعلآ محسوس بوده و هست اما از مخالیفت با سادات فکر نکم چیزی گیری تان بی یاید . بسیار جای تاسف است که به عنوان قلم دست از وضعیت بحرانی که تاریخ افغانستان را سیاه ساخت شما توجیح می کند و او وضعیت خراب را پوش می دهید برای مردم روشن است تاریخ معاصر افغانستان یاد داشت کرده است که که چه کار کرده است و حالا چه می کند و برای مردم تا چه چلیش دارد و تا چه وقت پیامبر انتخاب کنیم این ها هم روشن شده است و روشن خواهد شد موفق باشید اقای جوادی با این اندیشه خود.
پاسخ محمد سرور جوادی : این نوشته وبرداشت واقعا جالب است.
جاوید روستایی
چهارشنبه 1390/10/21 11:57 قبل از ظهر
سلام به فرهیخته ی گرامی آقای جوادی و دیگر دوستان!
اول اینکه تشکر از آقای جوادی که بزرگترین درد ما را بازگو کرده است. دردی که قرن هاست از آن رنج می بریم؛ اما بازهم به "دردش" رضایت می دهیم و از آن ناخوش نیستیم.
دوم اینکه, آقای جوادی اگر در وقت نوشتن بیشتر دقت شود و بازخوانی صورت بگیرد به نظرم خالی از فایده نیست. زیرا نوشته تان مملو از اشتباهات تایپی و ویرایشی است! این نوع اشتباهات از ارزش و سنگینی نوشته هایتان می کاهد؛ هرچند که همه می دانند از سر کم وقتی و یا... است و شما در این عرصه استادید؛ اما با آنهم هرچند نوشته خالی از اشتباه باشد، قشنگ تر و گیراتر است.
تشکر
پاسخ محمد سرور جوادی : تشكر از تذكر تان واقعا با عجله می نویسم.
Milad Hussain
چهارشنبه 1390/10/21 07:50 قبل از ظهر
درد دل مزاری بود.حرف دل علی بود.
مدنی
سه شنبه 1390/10/20 08:29 بعد از ظهر
سلام جناب جوادی عزیز!
امیدوارم زمینه ها و عوامل ناراحتی جناب تان زودتر رفع شوند تا بیش از این خشمگین نباشید.
پاسخ محمد سرور جوادی : مدنی عزیز حرفم از هر كس دیگر خودت درك می كنی ومی دانی كه من با یك فرهنگ مبارزه می كنم ونه شخص ونا راحتی ام از شخص نیست از فرهنگی است كه مقدس می كنند ومطلق هركس هر چهره ای را كه تقدیس بكند موجب نا راحتی من است. پس این قصه سر دراز دارد.
امین الله
سه شنبه 1390/10/20 06:39 بعد از ظهر
جناب جوادی اشاره شما به کتاب سید پیپرشاید باشدکه با استفاده از دروغ،تهمت وشعبده تالیف شده آنرا با آب تاب نشر می کنند،با آنکه در اول قوم شرافت مند هزاره گفته شده ولی در ادامه هیچ ازیک مجتهد،رهبر حزب،روحانی وروشنفکرهزاره از نیش های این اولاد یهود در امان نمانده. اینها سیدنیستند از تبار ملاعمر ایهود باراک اند که بنام سید در افغانستان آمده اند،شاید برای آبروریزی شیعه اینها از ناحیه یهود اجیر شده است مثلا این که میگوید در نسل ما ژن امام حسین(ع) است. حالا شما مقایسه کنید یک محقق اگر دقت کندبادیدن اینها از امام حسین چه تصویری دارد؟ دورو، منافق، بی غیرت تا بیرق طالبان معلوم می شد میگفت ما باهم پسر عمو هستیم مهمتر ازهمه مردمان بی بندوبار که بین همه اقوام کشور معروف شده است،آیا آین علوی پیپر که کاهی کاسه پرچمی هاره می لیسید وگاهی پیش خانه خلقی ها عوعو می کردظلم کمتر از شمر در حق امام حسین(ع) نکرده است؟
پاسخ محمد سرور جوادی : امین الله صاحب از پیپر بودنش اطلاع ندارم ولی مشهور به "بی خط" بود.
2
سه شنبه 1390/10/20 06:39 بعد از ظهر
جناب جوادی اشاره شما به کتاب سید پیپرشاید باشدکه با استفاده از دروغ،تهمت وشعبده تالیف شده آنرا با آب تاب نشر می کنند،با آنکه در اول قوم شرافت مند هزاره گفته شده ولی در ادامه هیچ ازیک مجتهد،رهبر حزب،روحانی وروشنفکرهزاره از نیش های این اولاد یهود در امان نمانده. اینها سیدنیستند از تبار ملاعمر ایهود باراک اند که بنام سید در افغانستان آمده اند،شاید برای آبروریزی شیعه اینها از ناحیه یهود اجیر شده است مثلا این که میگوید در نسل ما ژن امام حسین(ع) است. حالا شما مقایسه کنید یک محقق اگر دقت کندبادیدن اینها از امام حسین چه تصویری دارد؟ دورو، منافق، بی غیرت تا بیرق طالبان معلوم می شد میگفت ما باهم پسر عمو هستیم مهمتر ازهمه مردمان بی بندوبار که بین همه اقوام کشور معروف شده است،آیا آین علوی پیپر که کاهی کاسه پرچمی هاره می لیسید وگاهی پیش خانه خلقی ها عوعو می کردظلم کمتر از شمر در حق امام حسین(ع) نکرده است؟
عارف
سه شنبه 1390/10/20 06:34 بعد از ظهر
سلام مطلب جالب بوداستفاده کردم ممنون
سید ابراهیم ناظر پور
سه شنبه 1390/10/20 05:08 بعد از ظهر
لبته من به عنوان یک جوان که در متن هزاره جات زیستم و تجربه های تلخی را در زندگی به خاطر دارم و شاهد خیانت های زیادی در این عمر کوتاهم بودم که فردی به قومش خیانت کرده و معتقدم که باید خایین را خایین گفت ولو از هر قومی که باشد. اما به شدت باورمندم که بخاطر فردی نباید تمام قومش را محکوم کرد و اذهان عمومی را به تنفر نسبت به قومی سوق داد. من به چشم خودم دیدم که جسد چند تن را مدت چند شبانه رور از بالا به پایین و سر چپه آویزان کرده اند و اینها همه از یک قوم بودند. پرسش اینست که اگر احمدزی به عذر خواهی حاضر نمی شود کرزی هم نه شده است، پس باید از اینها برید و آیا کسانیکه سنگ محبت هزاره را به سینه می کوبند چنین می کنند و از همه مهمتر و آیا بریدن راه حل است؟ باید گفت که خیلی ها از یکی بریدن و به دیگری چسپیدن در حالیکه هردو نسبت به هزاره ها در گذشته ها یک موقف داشتند.
یک پرسش تاریخی اینکه، آیا عبدالرحمن و دار و دسته اش تنها زنان، دختران و پسران جوان هزاره را به فروش رساندند ویا اینکه سادات هم در میان اینها بودند؟ البته یاد مان نرود که دیگران به سادات هم هزاره می گویند و متون تاریخی هم به همین اصل استوار است یعنی هیچ تفکیکی میان سادات و هزاره قایل نیست. موقف من این است من در گام نخست انسانم، مسلمانی شیعه هستم، بعد هویت افغانستانی دارم و بعد سادات می باشم. به دیگران به عنوان یک انسان احترام دارم به شدت هم به آن باورمندم.
پاسخ محمد سرور جوادی : احسنت واقعا درست گفتی ناظر پور عزیز!
ولی عالمی
سه شنبه 1390/10/20 04:25 بعد از ظهر
درود به استاد جوادی عزیز و درود به این قلم که کفر مذهبی را می شکند. من بارها به خودم این گونه فکر کردم که چرا مردمم تا این حد سرگردان اند و باور کنید که در مظلومیت این قوم به غیر از دشمنان اش این مردم خود هم نقشی بزرگی را دارند. همه این جملات و اینگونه سلیس بودن نوشتارت حرفهای است که حداقل از روزیکه محیط و اطرافم را شناختم با این عوامل در کلنجار بودم و وظیفه شما قلم به دستان قوم اینست که تا آنقدر این چهره های خایین را که از نام مقدس تشیع در طول تاریخ هزاره استفاده سوء کرده اند را افشاء کنید که تا این مردم خواب رفته بیدار کنید. باور دارم که اگر مردم ما خود هشیار نشوند،باید تا ابد نسل کشی شوند،زیرا قومی که خود را نشناسد سزاور بدترین سرنوشت اند که از جمله خودم اگر باشم. دایم چون بهاران غرجستان بزرگ با طراوت باشید استاد جوادی عزیز.با عرض حرمت
جاوید
سه شنبه 1390/10/20 03:56 بعد از ظهر
سلام آقای جوادی
تشکر از تحقیق ارزنده تان. تقدس بزرگترین مشکل ملت های شرقیست. از شهر «حرام» چین تا برهمن های هندی، پیر های صوفی و سید های شیعه تقدس همواره گریبانگیر جوامع شرقی بوده و است. اسلام که یکی از «برادر مآب» ترین دین های جهان است و ریشه در فرهنگ صحرایی دارد، باز هم در تفکر عجم «طبقاتی» شد و شدیداً ضربه دید.
بهرصورت، اینجا هزاره بیچاره را مورد توهین و افترا قرار ندهید. همین که شما میگویید تشیع در خون شما عجین شده خود نشانگر ذهنیت بخصوص تان است. و شما مانند سادات از یک قشر روحانی ای هستید که دین مایه نان تان برای سالها بود، اگر امروز نیست دلایلی دارد.
بهرصورت، تحقیق نهایت خوبی انجام داده اید و یک چهره خاین را افشا کرده اید، اما اگر از تعصب کار نمی گرفتید خیلی خوب میشد. بهتر میبود، سید اکبر شاه را اول معرفی میکردید تا به خون آن همه ساداتی که به یک حکم عبدالرحمن سر بریده شدند، توهین نمی شد. بهتر میبود تحقیق علمی تان را از تحلیل اجتماعی تان مجزاء نگهمیداشتید.
سپاس
پاسخ محمد سرور جوادی : متاسفانه شما به عمل سید اكبر شاهی توجه نفرموده اید ورنه قضاوت تان كمی فرق می كرد من می خواهم بگویم كه حرف به آن شخص منحصر نمی شود.
علی احمدی
سه شنبه 1390/10/20 02:07 بعد از ظهر
جناب جوادی به وافعیت بسیارتلخ را بیان کردی اما تلخ تراز آن این است که ما هم چنان از گذشته عبرت نمی گیریم , امروز عده ای زیادی از بزرگان ما اطراف آیت الله محسنی درشورای علمای شییعه طواف می کند وتلاش دارد که گذشته سیاه اورا نسبت به مقاومت مردم ما درغرب کابل تطهیرنماید وا زا و به عنوان کس که مذهب را ر سمی کرده است یاد میکند غافل از اینکه او اگر دلش به مذهب می سوخت چرا در دوران اقای ربانی که سخن گوی شورای رهبری هم از رسمیت مذهب سخن نگفته است
پاسخ محمد سرور جوادی : در مورد این دروغ كه رسمیت مذهب جعفری گویا شخص خاصی است در همان زمان تصویب قانون اساسی دوسلسله نوشته نشر كرده ام كه بعدا با عنوان" روایتی از درون "نشر شد.
محسن احمدی
سه شنبه 1390/10/20 01:18 بعد از ظهر
مطلب بسیار پر محتوا و جالبی بود. مرحوم کاتب کار شگفت انگیزی انجام داده بوده که امروز برای یافتن حقایق و ستم های تیر شده بر مردم ما، یگانه منبع معتبر محسوب میگردد که هیچکس توان انکار آنرا ندارد، و اگر این سند گرانبها موجود نمیبود، مسلما هزاران سند دروغین دیگر را دشمنانمان جعل میکردند تا حقایق را تحریف نمایند. و شاید هم کسانی که سالها بر سر دسترخوانهایمان بوده اند نیز هزاران شجره نامه جور کرده و برای تحریف حقایق کار میگرفتند.... شاید هم مانند آغایان بزرگوار یکاولنگ برای ملا محمد و طالبان شجره نامه قریشی و هاشمی میتراشیدند...
موفقیت و کامیابی مزید شما را از خداوند مسئلت داریم
ظفر
سه شنبه 1390/10/20 10:44 قبل از ظهر
اصلا نمی دانم سید اکبر شاه آغا سید بوده یا نه و الا من مثل اشرف غنی و برادرانش در معذرت خواستن تردید نمی کردم. مسئله دوم اینست که شما از خائینین هزاره تبار چیزی نگفته اید و شاید فکر کردید بر "هویت جدید" شما لطمه وارد کند. ثالثاً تلخی شکست انتخابات هنوز در کام شماست. حیف شد نرفتی پارلمان ولی خودت فرموده ای "این قوم مشکل دارد" پس کوشش کن اول مشکل اش را برداری و بعد بری مقام ایده آل. مزاری با مسعود محض بخاطر مشکل شخصی اش با اکبری دست دوستی نداد و اشتباه ای را دچار شد که حاصل اش را خوب می دانید. فکر کنم اشتباهات مزاری ضربه های شدید تر به هزاره ها زده تا سید ناسید .... اگر خوشت نیامد نظرم را حذف کن. نمی خواهم ناراحت باشی
پاسخ محمد سرور جوادی : خیلی هم خوشم آمد چون پیامی را به هزاره ها دادی كه دیگر سادات محترم در سایه قرآن تحفه ایرانیها پنهان می كنند.
سه شنبه 1390/10/20 10:18 قبل از ظهر
جناب جوادی حرفهایت کاملا درست است اما افسوس بر اینکه ما هزارها تاکنون نتوانسته ایم دشمنان را خوب شناسایی کرده و از آن ابزار نفرت کنیم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ