تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - كدام اشتباه؟(1)
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

كدام اشتباه؟(1)

تاریخ:چهارشنبه 1390/10/21-01:29 بعد از ظهر

كدام اشتباه؟(1)

 

دیروز مقاله ای را در سایت خبر گزاری جمهور خواندم كه انگیزه ای برای نوشتن این چند سطر شد؛ مقاله بدون ذكر نام نویسنده در سایت با عنوان"اشتباهی كه باعث قتل عام بزرگ شد" منتشر شده است ومرتبط با نوزدهم جدی، سالروز شهادت مظلومانه صدها تن از مردم یكه ولنگ می باشد.

بسیار واضح است كه انگیزه ومحتوای نوشته نقد رفتار آقای خلیلی است ولی این نقد بیشتر ازاینكه ایشان را هدف قرار دهد، جبهه ای را هدف قرار داده كه بمراتب بیشتر ومظلوم تر از شهدای 19جدی قربانی داده است. برای اینكه متوجه محتوای نوشته شویم ونیز بتوانیم بطور بی طرفانه این نقد را نقد كنیم؛ ضمن اینكه آدرس لینك را در پایان آورده ام، نكته های قابل نقد را دسته بندی نموده نقل می كنم:

1- نویسنده با این جمله شروع كرده : "با میان بسیار آسان توسط طالبان اشغال شد،بامیان می توانست سدی محکم و تسخیرناپذیر باشد اما طالبان آمدند و بردند و کشتند و امارت کردند. هیچکس فکرش را نمی کرد که طالبان این گروه مزدور پاکستانی بتوانند جنگجویان قدرتمند هزاره را شکست دهند و مردم هزاره را تحقیر کنند. آقای خلیلی سنگردار بامیان بود و رفت."

خوب بود نویسنده عقیده اش را بر عقده اش نسبت به خلیلی ترجیح می داد واین گونه حكم قطعی وسطحی درلفافه الفاظ تمجید كننده صادر نمی كرد؛ چون مقاومت در بامیان تنها در سیمای ایشان متجلی نیست ونیز با میان به سادگی تسخیر نشد؛ با میان 5 سال كامل مقاومت كرد وسپس تسخیر شد، مقاومت بامیان طالبان را بقدری زمین گیر كرد كه عبور از كوتل شیبر برای مزدوران پاكستانی یك رؤیا بود ونصیر الله بابر وزیر داخله پاكستان وپدر طالبان در سفرش به بامیان، ضمن مذاكره خواهان دیدن از معبر افسانه ای شیبر شد.

سقوط با میان دلایلی دارد كه ثابت می كند، به آسانی میسور نشده ودرواقع تحقق این امر نتیجه پلانگذاریهای وسیع داخلی وبیرونی بوده است .اینك عمده ترین آنهارا شماره می كنم:

الف؛كارشكنی های مسعود: نویسنده خوب می داند كه جبهه مقاومت در بامیان زمانی قدرت ووسعت شگفت انگیز یافت كه قوتهای مسعود وهمكاران محلی اش را از بامیان راندند واین رانش ادامه نفی سلطه انحصار گرایانه ای بود كه در سیمای سه سال مقاومت غرب كابل تجلی یافته بود، مسعود برای بر داشتن رقبای سیاسی ونظامی خود وگرفتن انتقام ازین رقبا از بدو ظهور طالبان در سپین بولدك تا حضور آنها در غرب كابل، همكار وحامی محكم آنها بود وطیاراة دولت اسلامی به رهبری مرحوم ربانی وفرماندهی مرحوم مسعود از هوا پشتیبان طالبان در جنگ علیه حزب اسلامی وحزب وحدت بود وپول حكومت ربانی طالبان را تغذیه می كرد. ارسال نیروی جنگی به كمك طالبان در تسخیر قندهار ونشست مسعود با ملاربانی در چهار آسیاب وجنگ 5 روزه همه جانبه ومشترك نیروهای مسعود- طالبان با حزب وحدت در كابل وسر انجام سقوط غرب كابل وشهادت رهبر شهید (مزاری) نمونه هایی ازین همكاری است. گفته می شود كه تفاهماتی میان طالبان ومسعود بر سر نابودی قدرتهای رقیب وجود داشته ولی من تا هنوز به چنین مدركی دست نیافته ام وفقط در سطح تحلیل های مبتنی بر نوع عملكرد ها می توانم بگویم كه حوادث مذكور ونیز حوادث بعدی كه منجر به تجزیه جنبش ملی واسارت اسماعیل خان وسقوط شمال گردید، نشانه های واضحی از همكاری نا خواسته مسعود با طالبان است وبرخی حتی سقوط هرات را نیز ناشی از تمامیت خواهی پنجشیری ها می دانند كه بحیث نقطه اصلی شكر رنجی میان اسماعیل خان ومسعود بود.

سر بركشیدن جبهه ای كه سنگر،لشكر ورهبر خود را در سقوط غرب كابل از دست داده بود در بامیان خود معجزه ای بود از خود ارادیت وهمت بلند وغیرت بی پایان قومی كه نخواست زندگی ذلت بار گذشته را بپذیرد، با توجه به اینكه این جبهه در هم شكسته با تهاجم وسیع وگسترده دیگری از سوی مستان باده پیروزی رو برو شد وهرگز توقع وجود نداشت كه مستی این پیروزی به زودی از سر كسانیكه شراب خون مردان وزنان وكودكان افشار تا غرب كابل را سر كشیده اند با پتك سنگین دستان غیرت وهمت بیرون شود، حقد وكینه سنگینی را در قلبهای شكست خوردگان ازسنگر "كوه كینك"وفرار كرده تا"كتارخار"تحمیل كرد. هیچگاه از یادم نمی رود وقتی قوای مهاجم دولت اسلامی با قطار توپ وتانك وحمایت هلی كوپتر ها از كوتل شیبر عبور نمودند،یكی از رهبران، در جمع مردم متحیر وسر گردان " شنبل "سخن از پیروزی نهایی وشكست همیشگی باند گمراه وجنایت كار مزاری به زبان آورد ومردمی را كه در حلقه مزاری بوده ودر كابل جبهه داری كرده فریب خوردگان گمراه گفت وهشدار داد كه اگرتوبه نكنند، مشمول رافت دولت اسلامی نمی شوند.

بامیان در 5 سال مقاومت لحظه ای از فتنه وفشارداخلی مصون نبود وانرژی اش به اندازه ای كه در مقابل طالبان مصرف می شد، در مقابل عواملی كه از پنجشیر تقویه می گردید، صرف می شد، حتی تا روزهای قبل ازسقوط. زمانی كه مزار سقوط كرد، باز هم از بامیان اقدام شد وفراریان را از دره كیان به بامیان انتقال دادند تا با فراموش كردن گذشته از حریم مشترك دفاع شود ولی نشد، هركدام مبالغ هنگفتی پول را هلی كوبتر به قریه های شان انتقال دادند وگفتند:بگذارید خلیلی را بزنند وبعد ما اقدام می كنیم!! من شاهد باز گرداندن نیروهای شهرستان كه به قصد كمك به با میان آمده بودند، از پیتابجوی هستم وشاهد یك لحظه وسخن تلخی؛ شبی كه با میان سقوط می كرد، حین رفتن رفتن مرحوم افكاری شهرستانی پیش روی آقای عرفانی یكه ولنگی كه آن زمان معاون حزب وحدت بود، ایستاد شد وگفت:استاد نمی شود كه چند روزی مقاومت كنیم، سقوط با میان سقوط تمامی هزارجات را در پی دارد، آقای عرفانی در جواب گفت: ما پنج سال مقاومت كردیم وازشما كمك خواستیم، شما امشب خبر شدید وبه فكر افتادید؟ دیدم افكاری دستهایش را بغل كرد وبه دیوار تكیه كرده لغزیده لغزیده به زمین نشست وگفت: اشتباه كردیم. من شاهد قضایای فردای آن شب بودم ودر نان ودوغ "پای موری" هم شریك دستر خوان با خلیلی وكابینه اش وسید انوری وافكاری و...ونیز یكی از منتقدین عقب نشینی ویكی از پرسان گران چرایی سقوط با میان. من چیز های زیادی درین باره می دانم والبته روزی به تاریخ می سپارم وبه همین دلیل نمی پذیرم كه بامیان به آسانی سقوط كرد.می خواهم درین مورد به همین مجمل اكتفا شود.

ب؛سقوط شمال: نویسنده محترم می داند كه با میان در دفاع از خود مشكلی نداشت وبر علاوه كمك بزرگی برای شمال بود این كمك جهات مختلف داشت:1- با بسته بودن سالنگ تنها راه تسخیر شمال از سوی طالبان، در دست داشتن معبر شیبر ودره شكاری بود وبه همین دلیل حملات پی در پی وبی وقفه طالبان بالای این گذرگاه در طی چهار سال متوالی دوام داشت وبعد از سقوط شمال تنها راه اكمالاتی زمینی طالبان به شمال هم تنها همین معبر می توانست باشد.2- مصونیت وآرامش وآرایش جبهه پنجشیر در وجود جبهه های مقاومت در مركز وشمال غرب بود وما طی سه سال فقط شاهد در گیر بودن این جبهه در شمال كابل بودیم. 3- با میان نیروی زیادی را برای شمال تدارك دید ودر دفاع از شمال بارها سهم گرفت ونقش سازنده ای را داشت ولی این شمال بود كه در گیر فساد گسترده،توطئه های گوناگون وغفلت ونا پختگی سران خود شد وشمال نه تنها خود سقوط كرد كه با میان را هم دچار مشكل ساخت؛ از یك طرف نیروی رزمی زیادی از بامیان نابود شد واز سوی دیگر  باسقوط شمال، با میان در محاصره قرار گرفت، راههای اكمالاتی خود را از دست داد ومواد ارتزاقی به روی هزارجات بند شد ومردم درگیر قحطی سختی شدند. با سقوط شمال با میان در جهات مختلف درگیر جنگ شد، جبهه میدان، غزنی، غور،ارزگان، شیبر وپروان وبالاخره شكاری وبغلان. درهمه جبهه ها مقاومت هیچ نقصی نداشت ولی جبهه جدید شمال از مسیر شكاری وكهمرد وسیغان بسیار زود آسیب دید كه درین مورد عوامل محلی وبعض افراد مؤثر در حزب وحدت كه به نحوی با جبهه پنجشیر مرتبط شده بودند، نقش داشتند واین هم نشانه ای از دخالت مسعود در سقوط با میان است.

ج؛مسایل درونی: گذشته از انگیزه های درونی افراد واشخاص كه شامل رقابتهای منفی وكسب قدرت وثروت می شود، مسایل قبیلوی، گروهی ودخالت جریانهای بیرونی اعم از افغانی وغیر افغانی نیز در تضعیف جبهه مقاومت با میان دخیل بود، بر علاوه پنجشیر، ایرانیها نیز عواملی را پرورانده بودند كه در درون حزب وحدت با استفاده از موقف شان مشغول تخریب بودند، ایرانیها با رهبری مزاری مشكل داشتند ودر سقوط قدرت مزاری سهیم بودند وهمین روش را با خلیلی نیز داشتند چون آقای خلیلی مانع ورودنماینده خاص خامنه ای آقای ابراهیمی در روزهای نخست مقاومت با میان به یكه ولنگ شد وطرح خامنه ای مبنی بر تسلیم شدن به مسعود را رد كرد، كاری كه مزاری هم كرده بود. ایرانیها از راههای مختلف بقول خودشان وارد گوش مالی كردن هزاره های منحرف شده از خط ولایت فقیه كرده بودند كه یكی ازین راهها بهره گیری از مسایل تباری در درون جامعه هزاره بود؛ مصیبتی كه هنوز به شدت دوام دارد وآسیب سختی در پیكر ما وارد كرده است. شاید این سؤال برای همه مطرح شود كه ایرانیها اگر خواهان شكسته شدن مقاومت بودند، چرا از آن حمایت می كردند؟ پاسخ روشن است كه آنها از اصل مقاومت در برابر طالبان حمایت می كردند ولی این مقاومت را در سیمای خلیلی ودوستانش نمی خواستند، به همین دلیل كارشكنی های ایرانیها را در جمع مسایل داخلی بررسی كردم    ادامه دارد


نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
امان عطایی
یکشنبه 1391/12/20 11:41 قبل از ظهر
جناب استاد جوادی واقعیت ها هرجند که تلخ باشد بگو تا نسل فردای هزاره در پایی قضاوت بنشیند و آگاه گردداگر این واقعیت های تلخ بازگو نشود مردم ما بازهم فریب اجانیب را خواهد خورد مردم ما آنگونه که باید و شاید آگاه می شد و از گذشته درس می گرفت متأسفانه با خبر نشده این نوشتار شما و امثال شما باز گو کننده ی تاریخ و هویت ما است .
ناطقی کفترخان ورس
دوشنبه 1390/11/17 09:51 قبل از ظهر
استادمحترم پوست های راکه آقای کرزی به شما پیش نهاد کرده بودچراو چطور نپذیرفتید؟ناطقی ورس
پاسخ محمد سرور جوادی : دلایل زیاد دارد ازجمله اینكه به كرزی وحكومتش بحیث یك ارزش باور ندارم.
بی طرف
یکشنبه 1390/10/25 12:58 بعد از ظهر
من بی طرفم، نه کاری به جاسوسی کسی دارم و نه به دلایل شکست جبهه بامیان.
فقط از شهامت و شجاعت این نویسنده عزیز خوشم آمد. همینکه با متانت جواب آشناها و ناآشناها را می دهی، کافی است
آشنا
شنبه 1390/10/24 11:24 بعد از ظهر
زمانی در دفتر سازمان نصر در مشهد، جاسوس درجه یک ایرانی ها بودی و با انصاری دراز شهریه بچه ها را از طریق جاسوسی قطع می کرد؛ حالا مثل این که کاه و جو ات از ایرانی ها کم شده، ایرانی ها ایرانی ها می کنی و خامنه ای خامنه ای می نگاری؟؟؟؟؟ عجب کسی هستی. راستی اگر کسی ترا نشناسد، شیفته ات می شود. اما افسوس به خودم که ترا با تمام وجودت می شناسم.
پاسخ محمد سرور جوادی : 1- فعلا كه خودت نا آشنایی آشنای عزیز! وچنین خم خم رفتن خود به جاسوسان می ماند.2- برفرض صحت ادعایت، همینكه از وجود ونوع كار جاسوسان می دانی خود بمعنی مدیریت شما است مگرنه؟3- محض اطلاع عرض كنم كه من در 16سال تحصیل در ایران فقط دوسال از بقول شما كاه وجو حوزه استفاده كردم كه 6 ماه اخیرش راهم به استنطاق اطلاعات گذراندم وبین ماندن واز اندیشه هایم دست كشیدن ویا ترك ایران مخیر بودم ودومی را گزیدم. دلایلش باشد برای جای دیگر.
ضیا
شنبه 1390/10/24 10:39 قبل از ظهر
شیخ جوادی عزیزمثلی که پس انداز و خرج تمام شده گمان برحمایه مالی خلیلی برای شما جهت اینکه چند صباحی زبان را به مدح وی بگشاید افزایش یافته و روایتی نیز حاکی از توبه شما در نزد خلیلی به وساطت محمد نادر فهیمی چند روز قبل منتشر شده بود که این دفاعیه مدعایی برصحت این امر را قوت می بخشد بر ثبات ماندن تان درمواضع تان می کاهد ولی درکل جبه بامیان مدیریت درست نداشت وچرس وتریاک مثل یک استحقاق حواله می شد که بازماندگان آن جبه امروز لکه ننگ برای مردم هزاره در زیر پل سوخته الی پل داکتر مهدی شده چی انتظار ازاین سرباز ها جهت مقاومت در مرکز هزارستان دیروز
پاسخ محمد سرور جوادی : بد ترین جهل حسد وكینه است. پیامبر خدا
همراز
پنجشنبه 1390/10/22 07:25 بعد از ظهر
سلام
بازگشت دوباره تان به دامان خلیلی را تسلیت میگویم
پاسخ محمد سرور جوادی : العجول جهول، نا خوانده قضاوت كردید.
Milad Hussain
پنجشنبه 1390/10/22 08:32 قبل از ظهر
Salam Ostad Jawadi. mesle hamesha zeba neveshted.ama towseyah wa peshnahade bandeye faqir en hast ki agar shoma behtar medanid tamame waqaye e ki shoma hanuz dar del darid o bazgo nakarded ra ebraz dared. chon en amanate tarikhe hast ki shoma bayad bedune dar nazardashte maslahat ha baraye nasle jaded o konjkav bazgu konid ta ma ham bedanim. omidwaram masoliyat khod ra haman tor ki hamesha anjam daded yak bar e degar nez anjam dada wa mardom ra agah konid az anche namidanand o bayad bedanand.
Tashakor.

Milad Hussain Bamyan
مهدی کلانترزاده
چهارشنبه 1390/10/21 10:28 بعد از ظهر
سلام جوادی عزیز!انچه که شما متن فوق را به ریشه تحریر دراورده اید یکی از واقعیت های تاریخی وطن ما به خصوص مردم رنج دیده ماهزاره ها است و خواهد بود ومن از سال 1993 الی 1995 در مزارشریف بودم وکمی هم شاهد و در جریان مسایل که شما از ان صحبت کرده اید بودم.... اعزام قوماندانان ارشد با نیروهایش از بامیان به مزارشریف جهت تقویه نیرو های شمال گواه این حقیقت است که یکی از عوامل شکست بامیان انشعاب و مخالفت ها در سطح رهبری جنبش اسلامی بود که بعدا این انشعاب و مخالفت های درون جنبش باعث شکست جبهات سمت شمال گردیده بلاخره در نتیجه ان بامبان هم شکست خورد....
kawa
چهارشنبه 1390/10/21 03:50 بعد از ظهر
salam bar jawady e nazanin. Nokhost pozesh mi khaham ki mobile am alifbay e farsi nadarad, wa....
Aaqay e jawady, chand rozyst nawishta hay e taan ra dar(ligan) mikhanam, wa az ain ki baa roykard e montaqidana ba tarikh e moaaser e afghanistan mi pardazed, shadman am wa ba khod mibalam. Man ba tawanayi wa qodrat e shigift e tan dar (baaz khani) e taarikh, aiman daram.
Negaah hay e roshangarayanay e shoma ra misitayam.
Bedroud
نفر اول
چهارشنبه 1390/10/21 02:53 بعد از ظهر
سلام به جوادی عزیز، می بینم که بازهم در مدح خلیلی سخن می رانی!
پاسخ محمد سرور جوادی : جناب نفر اول! 1- قضاوت تان پیش از وقت است چون این نوشته شاید چندین قسمت دیگر باشد.2- نقد رفتار ده سال اخیر خلیلی به هیچ وجه نمی تواند زیر سؤال بردن تاریخ مقاومت هزاره ها باشد، من ضمن اینكه رفتار سیاسی رهبران موجود را نقد می زنم وخواهم زد ولی تاریخ مردمم را نمی خواهم تحریف شود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ