تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - نگاه گذرا به؛ روابط سیاسی خارجی افغانستان (3)
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

نگاه گذرا به؛ روابط سیاسی خارجی افغانستان (3)

تاریخ:چهارشنبه 1390/11/12-04:57 بعد از ظهر

نگاه گذرا به؛

روابط سیاسی خارجی افغانستان

(3)

این نوشته تحقیق ارائه شده از سوی دانشجو بحیث كار خانگی به استاد مبانی سیاست خارجی است كه من چارچوب تحقیق آن را حذف وصرفا بخاطر محتوای آن به شكل یك مقاله نشر كردم.

نوشته: عذرا جوادی، محصل روابط بین الملل دانشگاه كاتب

ب) سیاست خارجی نادرشاه از1929- 1933: نادر كه قبلا در سقوط حكومت امان الله نیز دست داشت، طبق یك توطئه با كشاندن حبیب الله كلكانی در صحنه نبرد، با همكاری نامرئی انگلیس حبیب الله كلكانی را كنار زد و خودش به قدرت رسید. نادر در سیاست داخلی محافظه كار و در سیاست خارجی طرفدار انگلیس بود و گرایش خاصی نسبت به انگلیس داشت. گرچه در ظاهر چنان می نمود كه سیاست خارجی افغانستان بی طرفانه است، اما در حقیقت نادر در طول فعالیت های سیاسی اش،‌ گرایش به سوی انگلیس ها داشت و در زمان حكومتش نیز یك طرفه جانب انگلیس را گرفت و با شك و تردیدهایی كه در باره رابطه سیاسی خارجی نادر وجود داشت، وی در مجلس سال 1931 شورای ملی اعلام داشت كه هیچ گونه رابطه سری و جانبدارانه ندارد و تمام معاهدات قبلی را تأیید كرده است. نادر برای تظاهر به بی طرفی با دول مختلف معاهده امضا كرد. معاهده 1931 با شوروی در كابل مبنی بر بی طرفی و عدم تعرض طرفین و موافقتنامه تعیین كمیسارهای سرحدی بین این دو كشور در سال 1932 امضا شد. كنوانسیون تجارتی درسال 1933 با انگلیس،‌ امضای معاهده بین برازیل و افغانستان در انقره در سال 1933،‌ امضای معاهده همكاری با كشورهای استونی و لیتونی در سال 1933، امضای معاهده با مجارستان در سال1931، امضای معاهده دوستی در سال 1933 با آمریكا، در سال 1933 با چكسلواكیا، در سال 1932 با هلند، در سال 1932 با عربستان سعودی و عراق. به این ترتیب با امضای معاهدات خواست كه شك مردم راجع به سیاست جانبدارانه اش نسبت به انگلیس را پرده پوشی و توجیه كند.

نادر با  شوروی روابطش را سرد كرد و مستخدمین هوایی شوروی را طرد و ورود هیأت های تجاری شوروی را رد كرد. نادر علناً با دولت بریتانیا نمی توانست رابطه برقرار كند، لذا از روی نیاز با دول بزرگ غربی متوجه گردید و از دولت جرمنی، فرانسه،‌ایتالیا و تركیه به استخدام متخصصین پرداخت. ترك ها نه تنها در امور نظامی و صحی خدمت كردند كه در امور سیاسی نیز به عنوان مشاور جا باز كرده بودند.

مناسبات خارجی نادر روز به روز به سوی انگلیس گرایش پیدا می كرد و آشكارتر مورد نفرت مردم قرار می گرفت و با روسیه روز به روز سردتر و از حالت بی طرفی خارج می شد. سردی دولت افغانستان با شوروی تا جایی رسید كه دیگر جای مدارا نماند و منجر به انسداد قنسولگری های طرفین شد و شوروی بعداً سفیر افغانستان را رد كرد. بریتانیا نیز نهایت سعی اش را در تیره كردن روابط بین دولتین به خرج می داد؛ اما با وجود تیرگی ها، روابط بین دو كشور دوام پیدا كرد. در نتیجه آنچه می توان نوشت این است كه نادر در طول فعالیت های سیاسی و دوران حكومت اش طرفدار انگلیس بوده و در روابط سیاسی خارجی بی طرفانه افغانستان خدشه وارد كرد،گرچندكه نمی توان شاهان افغانی رادرامرگرایش به یكی ازقدرتهامتهم كردوبدبین بودزیراضرورت ایجاب می كردوساختارنظام بین الملل كشورهای توسعه نیافته ومحتاج راباالاجباربه سوی خودمی كشاندكه حالاهم چنین است ،اماجای انتقاددراینجااست كه سیاست مداران افغانستان نتوانستندكه روابط شان رامطابق باعقلانیت سیاسی زمان ودرچهارچوب منافع جمعی تدوین وخط مشی شان راتعیین كندبلكه منافع شخصی برمنافع جمعی ارجحیت داشته این امرباعث شده است كه افغانهادرروابط سیاسی خارجی منفعلانه برخوردكندیاناخواسته این طوری شده. نادرهم به شدت درگرداب این قضیه بندمانده بود،گرچه در ظاهر با همه كشورها روابط برقرار می كرد، اما متكی و وابسته به انگلیس بود و با روسیه نهایت مخالف كه این امر باعث تنفر مردم شد و در نهایت منجر به قتل نادر توسط جنبش آزادی خواهی گردید.

درهرصفحه تاریخ افغانستان ضعف وگرایش جانب دارانه افغانستان ثبت شده وهیچ گاه سیاستمداران درتدوین سیاست خارجی منافع ملی رادرنظرنگرفته ونتوانسته كه منافع ملی برای شان تعریف كندبلكه همواره منافع فردویاگروه خاص مدنظربوده واین امرباعث شده است كه سیاست خارجی افغانستان فاقدپشتوانه ملی بوده ودرنظام بین الملل فاقداعتباروموردتوجه كشورهانباشد وهمواره ازاین ضعف قدرتهابه نفع خودشان استفاده كرده است.

ج) سیات خارجی ظاهر شاه : بعد از كشته شدن نادر ظاهرشاه پسرش به تخت نشست؛ اما به دلیل اینكه ظاهر هنوز بالغ نشده بود، اختیارات مملكت بین دو كاكایش هاشم خان صدر اعظم نادر و شاه محمود وزیر حرب نادر منتقل شد. روابط سیاسی خارجی در این دوره را نمی توان به ظاهرشاه اطلاق كرد؛ زیرا اختیارات در دست دو كاكایش بود،ازآنجایكه درحكومت داری زمان سلطنت ظاهرنقش صدراعظم هابرجسته بوده است می توان روابط سیاسی- خارجی این دوره رابه چهار صدراعظم (هاشم خان،شاه محمود،وداودخان داكتر یوسف) نسبت داد. بنا بر این سیاست هر یكی را مجزا مورد بررسی قرار خواهیم داد.

1- دوره صدارت هاشم خان از(1933- 1946): محمد هاشم خان در سیاست خارجی متوسل به سیاست یك جانبه دوستی و اتكا به انگلیس بود و اكثرا امور مملكت را با مشوره آنها به پیش می برددرحالیكه بقیه افرادحكومتی جانب آلمان رامی گرفت وطرفداربرقراری روابط پررنگ بااین كشورغربی بود،آلمان درعرصه های مختلف جهت رشدوتوسعه كشوركمك كرده است،ازكمك های نظامی- تسلیحاتی گرفته تاماشین های صنعتی،اعزام متخصص دربخش های مختلف وكمك های نقدی،درسال 1935 (150) نفرمتخصص جرمنی دربخش های مختلف صنعتی افغانستان استخدام شدورابطه گسترده تجاری بااین كشورداشت اماساختارقدرت درنظام بین الملل طوری بودكه ناخواسته افغانستان جانب انگلیس راترجیح میداد،هاشم خوان زمانی روی كاراست كه زمینه های جنگ جهانی دوم فراهم شده وقدرتهای غربی روبه روی هم قرارگفته بوددرختم جنگ ازیك طرف آلمان شكست خوردوازطرفی دیگرانگلیس زیربارخسارات جنگ گیرمانده بودوباتشكیل سازمان ملل مستعمره مستقیم منع شداستقلال مستعمرات وازجمله جداشدن پاكستان ازبدنه هندبه عنوان كشورمستقل چالش جدیدبرسرراه سیاست خارجی افغانستان وحتی سیاست داخلی وضعف قدرت ملی افغانستان شد،بعدازاین افغانستان بایدبه دنباله قدرتهای پیروزمثل آمریكاوشوروی برای جذب كمك های شان می بوداماآمریكادرراستای منافعش پاكستان رابرافغانستان ترجیح داده همواره جانب پاكستان راگرفت.افغانستان كه درسال1934 عضویت جامعه ملل راپذیرفته بو درسال 1946به عضویت سازمان ملل متحددرآمد، حكومت از تحكیم روابط با شوروی چشم پوشی كردفقط درسال 1936معاهده بی طرفی بااتحادجماهیرشوروی راتمدیدكردودرسال 1936سفیركبیرافغانستان عبدالحسین عزیزاز سوی دولت شوروی به همكاری بادشمنان كمونیسم متهم شدوترك وظیفه كردونماینده های تجاری افغانستان درسرحدات روس زندانی شدولی بعدازمدتی روابط دوطرف به حالت عادی برگشت.باانگلیس نیزروابط ظاهراكمی سرد به نطرمی رسیدواین سردی روابط بادوست همیشگی دوخانواده حاكم درافغانستان تاجای به دلیل دخالتهای انگلیس درمرزهای افغانستان وعقده های قدیمی بوده درحالیكه واقعیت چیزی دیگری بودازطرفی هم انگلیس خوددرگیرجنگ دوم جهانی بود.بادیگركشورهانیزبیشتررابطه اقتصادی بوده، در سال 1938 قضیه آب هیرمند به نفع ایرانی ها فیصله شد. در سال 1936 معاهده همكاری بین آمریكا و افغانستان برای استخراج نفت به امضا رسید كه به مدت 75 سال امتیازات آن به شركت پالایش نفت آمریكا داده شد. در سال 1937 پیمان عدم تعرض را با ایران و تركیه در ایران به امضا رساند. در سال 1939 معاهده شناسایی متقابل را با دولت برازیل به امضا رساند، در سال 1934 با مجارستان، در سال 1937 با چكسلواكی، در سال 1939 با هلند و به این ترتیب هاشم خان در ظاهر برای ارضای مردم با همه كشورها رابطه برقرار كرد و اعلام سیاست بی طرفانه كردودرجنگ دوم علنابه هیچ یكی ازبلوك های درگیرنه پیوست، در حالی كه متكی به دولت انگلیس بوده، انزوای سیاسی افغانستان و سیاست درهای بسته را به شدت ادامه داد.

2) محمودخان از1946- 1953(1325- 1332):تازمان محمودخان سیاست دولت یك جانبه ومتكی به انگلیس بودودلسردی نسبت به شوروی،اماختم جنگ جهانی دوم باعث تغیرات درسیاستهاوروابط كشورهادرسطح جهان شد،افغانستان نیزازاین امرمستثنانبودوبرای اولین بارپس ازمدت طولانی سردی روابط بین افغانستان وروسیه روابط سیاسی خارجی افغانستان به سوی آمریكا وشوروی گرایش پیدا كرد ومحمودخان درزمان صدارتش در ظاهر بی طرفی اعلام كرد امابیشتر تمایلی به روسیه وآمریكا داشت. افغانستان در سال 1946 عضو سازمان ملل متحد شد، محمود خان اولین بار ارتباطا طش را با روسیه آغاز كرد ودر سال 1946 موافقتنامه مسایل سر حدی را با روسیه امضا كرد، بعد در سال 1947 موافقتنامه مبادله مخابرات را با روسیه امضا كرد ودر سال 1948 موافقتنامه تحدید سرحدات نیز بین دوكشور امضاشد وروابط تجاری نیز طی موافقتنامه های مبادله اموال وتادیات در سالهای 1947 و1950تنظیم گردید وروابط به شكل آرام بر قرار وادامه یافت.

افغانستان در سال 1936 با ایالات متحده روابط سیاسی بر قرار كرد ودر سال 1942 نمایندگی سیاسی آمریكا در كابل افتتاح شد ودر سال 1948 نمایندگی های سیاسی هردو كشور در پایتخت های دولتین پذیرفته شد، در سالهای 1950 و1951 نمایندگان خاص ایالات متحده وارد افغانستان شده وبین پاكستان وافغانستان بر سر مسئله پشتونستان وبین ایران وافغانستان بر مسئله آب هیر مند میانجی گری كرد كه موضوع اولی به حال خود باقی ماند ولی دومی به نفع ایران تمام شد.

روابط افغانستان با انگلیس غالبا اقتصادی بود ودر عرصه سیاسی فقط نمایندگی سیاسی از وزیر مختار به سفارت كبری در سال1948 ارتقاء یافت مگر به شكل نا مرئی روابط كهنه طرفین دوام داشت.

مهمترین بحث درین دوره مسئله پشتونستان در روابط سیاسی خارجی است، درین دوره پاكستان از بدنه هند جدامی شود ومشكل افغانستان با پاكستان بر سر مناطقی است كه در معاهده گندمك، دیورند ومعاهده سال1905 میان دوست محمد وانگلیس ازدست رفته بود وحالا زیر پرچم پاكستان قبایل در دوطرف مرز قرار گرفته وعقده بزرگ سیاست خارجی افغانستان را درین دوره چگونگی روابط سیاسی با پاكستان بر سر مسئله پشتونستان تشكیل می دهد. این اختلاف بر مناسبات افغانستان با كشورهای همسایه تاثیر زیادی داشت، از یك طرف پاكستان به تقا ضای قبایل دوسوی مرزوافغانستان گوش نداده خود مختاری قبایل را به رسمیت نشناخت وبه وعده هایی كه به افغانستان درین زمینه داده بود عمل نكرد واز سوی دیگر بریتانیا اعلام داشت كه پاكستان وارث شان در مناطق آن سوی دیورند است، این امر باعث شد كه پاكستان در تخلف وعده هایش قاطع تر عمل نماید، بنا بر این فشار قبایل دوسوی مرز از یك طرف ودوری افغانستان از بنادر آبی از طرف دیگر افغانستان را در تقابل با پاكستان قرار می داد اما از آنجاییكه موقعیت پاكستان بعنوان نقطه اتصال كشورهای اسلامی برای قدرتهای نوظهور مسیحی مهم بود، جانبداری از پاكستان صورت می گرفت وافغانستان در انزوا ومجبوریت راههای مواصلاتی كاری كرده نمی توانست.

شورای ملی افغانستان در دوره هفتم در سال 1949 در واكنش به وعده خلافی های پاكستان تمام معاهدات قبلی را با طل اعلام كرد وهمچنان خط دیورند را غیر قابل قبول پنداشت، این امر باعث خشم پاكستان شد ودر همین سال پاكستان دهات پشتونستان وقریه مغل گی پكتیارا بمباران كرد كه تلفات زیادی در پی داشت، در سال 1950 پاكستان راه ترانزیتی افغانستان را تحت قیودات شدیدی قرار داد ودر سال بعد نمایندگان انگلیس وآمریكا وارد افغانستان شد وبه بهانه مذاكره بین دو كشور به دنبال امضای پیمان نظامی با افغانستان بود كه به دلیل مخالفت افغانستان، تحت تاثیر جو عمومی داخلی موفق نگردیدند وفیصله ها به نفع پاكستان صورت گرفت، رهبران آزادی خواه دو طرف مرز تحت مراقبت شدید حكومتهای افغانستان وپاكستان قرار گرفت وهردو حكومت از جدایی طلبان هراس داشت. رابطه آمریكا با افغانستان به دلیل مخالفت افغانستان با پاكستان بر سر مسئله پشتونستان سرد بود، این دوره نیز باسر خوردگی افغان ها تمام شد وروابط سیاسی خارجی افغانستان از وابستگی تك كشوری(انگلیس) خارج ووابسته به قدرتهای جدیدی چون آمریكا وشوروی گردید. این اولین باری بود كه بعد از تحولات زیاد ومدت طولانی وابستگی افغانستان به انگلیس گرچند در ظاهر رهایی پیدا كرده وبا قدرتهای دیگر نیز ارتباط بر قرار كرد.

3) درزمان صدارت داودخان از1332- 1342:

داودخان نیزیكی ازصدراعظمان دوره پادشاهی ظاهرشاه وپسرعموی وی بوده است، داوددرسال 1954به صدراعظمی گماشته شد. وی دربعدسیاست خارجی استراتژی بی طرفی راباتعقیب منافع اقتصادی دنبال كرد،داودبیشتربابرنامه های اقصادی خواهان رشدوتوسعه كشوربودبناءًبرنامه های انكشافی پنج ساله وهفت ساله داودبدون كمك های خارجی به مرحله اجراگذاشته نمی شد،داوددرقدم اول آمریكاراانتخاب كردامادراین قسمت آمریكابه دلیل نزاع بین افغانستان وپاكستان پاسخ قناعت بخش ندادوشرایط آمریكا برای افغانستان هم حل منازعه باپاكستان ،عضویت افغانستان درپیمان ناتوودوری ازشوروی بودكه این كاربرای افغانستان ناممكن بوددرنتیجه امریكادرقسمت افغانستان سیاست عدم مداخله راپیش گرفت ولی كمك های اقتصادی راكماكان ادامه دادو312ملیون دالربه حكومت داودكمك نقدی كرد،داوددرمرحله بعدشوروی راانتخاب كردشوروی دراین قسمت كمك های چشم گیری كردازكمك های اقتصادی- نظامی گرفته تاجانب داری های سیاسی درسازمان بین المللی ،شوروی ازسال 1945- 1990(154) پروژه اقتصادی راراه اندازی كردوقرادادهای مختلف نظامی درقسمت آموزش نیروهای نظامی وفروش اسلحه درسال 1956به امضارساند،همچنان دربعدسیاسی شوروی درمجمع عمومی سازمان ملل متحدازموزع افغانستان درمسله پشتونستان حمایت كردودربعدفرهنگی نیزازسال 1956به بعدهرسال دهاهیات تخنیكی ازشوروی به افغانستان وازافغانستان به شوروی مسافرت می كرد،باسایركشورهانیزبیشتررابطه اقتصادی برقرارمیكرداماباپاكستان كه یكی ازمهمترین برنامه های داودحل مسله پشتونستان وخودمختاری قبایل سرحدبودچنان رابطه تلخ بودكه گه گاهی منجربه قطع روابط می شدچنانچه درسال 1340هردوكشوربه سفارت خانه های همدیگرحمله كردومنجربه بسته شدن سفارت خانه هاوقطع روابط گردید.درنتیجه تحول قابل توجه دراین دوره گرایش سیاست خارجی ازانگلیس به شوروی بوده است .

4) صدارت داكتریوسف ازسال1342- 1352:این دوره كه به نام دوره قانون اساسی نیز یادمی شودكماكان تحت فشارشرایط بین المللی وفشارداخلی كه ازسوی طبقه متوسط برحكومت واردمی شدقرارگرفت وباتوجه به شرایط زمان تواانست حساسیتهای مرزی راكاهش دهدودرداخل نیزسطح بالای حساسیتهاعلیه پكستان راكاهش دادتاجایی توانست توجه امریكا واروپارابه خودجلب كند وباپاكستان نیزاختلافات راكاهش دادوراه ترانزیتی بندركراچی به روی تاجران افغان بازشدوتاحدودی حساسیتهاكم شد،ایران نیزبلافاصله باافغانستان روابط راشروع كرد.خلاصه اینكه داكتریوسف تاجایی توانست حساسیتها ودلسردی های راكه داودبه بارآورده بودكاهش دهدودوباره روابط سیاسی راگسترش دهد.

درنتیجه دركل دوره پادشاهی ظاهردوتحول مهم درسیاست خارجی افغانستان دیده می شوداول درزمان صدارت شاه محمودگرایش به سوی شوروی وآمریكادرروابط خارجی دوم درزمان صدارت داودگرایش به طرف یكی ازبلوك های قدرت بین المللی (شوروی).

د) ریاست جمهوری سردار محمد داودخان 1352: داود بزرگترین تحول درسیاست خارجی افغانستان واردكردوی كه عقده مندبركناری ازمقام صدارت بودبه ضدعموهایش عمل كردودوباره پلانهای انكشافی دوران صدارتش رادراولویت كاری خود قراردادامانتوانست كه توجه جامعه جهانی به خصوص آمریكاراجهت همكاری درراستای تحقق اهدافش جلب كندومنطق سیاسی حاكم درنظام بین الملل رادرك كرده نتوانست بناءًاین امرباعث شدكه نه تنهاداوددربرقراری روابط بادول خارجی چنانچه كه بایدمی بودموفق نشدبلكه باعث سقوط حكومت داودگردید،مشكل اصلی داودخان مسله پشتونستان بودگرچه ادعای داودخان ازنظرحقوق بین الملل منطقی نبودزیراهم معاهده دیورندازنظرحقوقی مشكلی نداشت چون هریكی ازشاهان افغانستان كه بعدازعبدالرحمن روی كارآمداین معاهده راتاییدكردوهم قبایل دوطرف مرزكه قبایل آن طرف مرزدریك همه پرسی مربوط پاكستان شدوسایركشورهانیزنتایج همه پرسی رابه رسمیت شناخت ،ولی تاكیدداودروی این مسله واردكردن فشاربالای پاكستان جهت دست یابی به راه آبی بودوبه دست گرفتن بندرتورخم ،درزمان داودخان اختلافات مرزی بین افغانستان وپاكستان به حدنهایی به خصوص دول خود واردكردمناسبات نزدیك بااتحاد شوروی ،مناسبات عادی باامریكاوجهان غرب،كشیدگی باپاكستان برسرمسئله پشتونستان وروابط سرد باایران كه درزمان صدارتش نیز همین بود .هدف داود درابتدا این بود كه برای امداد جستن اقتصادی امریكا را انتخاب كند ،اما امریكا تمایل نداشت زیرا مشكل امریكا موقعیت پاكستان وجنجال افغانستان وپاكستان بود بنا براین تصمیم براین بود كه امریكا رابایدبه شوروی بترساند ووقتی امریكا آماده كمك شد موازنه برقراركند وسیاست متعادل را پیش گیرد .امانتوانست به دلیل كمك ها ی اقتصادی شوروی روز به روز گرایش به سوی شوروی بیشتر شد وكمونیسم نفوذ پیداكرد .درسال 1974ومسافرت نعیم جهت بی طرفی افغانستان به ممالك عربی ،هند وشوروی وسفر داود به مسكو كه وعده همكاری گسترده شوروی را به همراه داشت وپشتیبانی داود از طرح ایجاد اتحادیه امنیت دسته جمعی آسیا هنری كسنجر وزیر خارجه امریكا درسال 1974به كابل وتوصیه وی جهت حل مسئله پشتونستان وهمچنان كنفرانس سران كشور های اسلامی بحث روی مسئله تصرف بیت المقدس توسط اسرائیل این مسئله مطرح شد وهمه مخالفت كردند درسال 1975محمد نعیم به پیشنهاد سناتور امریكایی چارلز بری ونماینده پاكستان عزیز احمد در مراسم تشیع جنازه پادشاه نیپال دركتماندو جهت كاهش تبلیغات مخالف علیه كشورهای همدیگر ملاقات كرد .ازاین به بعد كمرنگی خشونت بین كشورها به مشاهده میرسد واما دوبا ره باكشته شدن یك تن ا زهمكاران بوتو واتهام آن به حزب عوام ملی دوباره جنگ مطبوعاتی آغاز شد و لی این درگیری به زودی از طریق مذاكره خاموش شد.

درنتیجه میتوان گفت كه داود درسیاست خارجی اش مطابق با عقلانیت سیاسی حاكم درنظام بین الملل عمل نكرد وازروی مجبوریت وفضای حبس سیاسی بدون درنظرداشت شرایط داخلی وخارجی بی موقع به هریكی از قدرت ها اتكا كرد ولی شكست خورد .تحول عمده ئی كه درزمان صدارت وریاست جمهوری داود درسیاست خارجی افغانستان به وجود آمد این بود كه اول گرایش پر رنگ به طرف رو سیه وبعد ناكامی درروابط باروسیه و گرایش .

نتیجه: افغانستان هیچگاهی دارای سیاست خارجی مستقل وتاثیر گذارمبتنی برمنافع ملی نبوده بلكه همیشه درتدوین سیاست خارجی افغانستان منافع افرادوگروه های دا خلی تحت تاثیرقدرتهای بیرونی نقش براز نده داشته است واین فرایند دلایل خارجی و داخلی داشته بگونه ای كه گاهی بر اثر مدا خلات شدید بیرونی وگاهی به دلیل آشفتگی های داخلی وگاهی هم هردو، دولتهای افغا نستان منفعلانه عمل كرده وافغانستان نتوا نسته پا به پای دنیا گام بردارد.

1)  ساختارقبیلوی افغانستان وپایین بودن سطح معرفت مدیران ومهم ترازهمه بدنه جامعه افغانی باعث شده كه در این كشورهویت ملی شكل نگیردوبراین اساس منافع ملی هم وجودنداشته وسیاست خارجی افغانستان هم فاقد پشتوانه داخلی بوده است.

2)                 به دلیل ازهم پاشیدگی داخلی وعدم انسجام درداخل ونبودهویت ومنافع ملی ونبودتوانایی ملی سیاست خار جی  افغانستان فاقدپشتوانه داخلی بو ده  وهمواره به خواست یكی ازقدرتهای خارجی ودرراستای تامین منافع آنها تدوین شده نه درراستای تا مین منافع مردم افغانستان .

3)                 موقعیت ژؤپلیتیكی افغانستان درطول تاریخ عامل مهم دربرخوردمنفعلانه حكومتهای افغانستان بوده زیراافانستان گاهی به دلیل نقطه اتصال مراكز،بازارهاوراههای تجاری وگاهی ازنظرسوق الجیشی وگاهی ازلحاظ استراتژیك موردتوجه قدرتهای بزرگ بوده وبه صحنه رقابت قدرتهامبدل شده است تایك كشوربه تمام معنی مستقل به این دلیل دست بیگانه هاهمواره درامورداخلی افغانستان بازبوده واز شكا فهای بین اقوام برای تحقق اهداف شا ن استفاده كرده است واین امرباعث شد ه كه افغانستان درطول عمرخودنه تنهاانسجام وآرامش راتجربه نكندبلكه روزبه روزقومیتهاازهم دورشده درمقابل همدیگرقرارمی گیردومنافع نیز برمحو ریت قوم تعریف می شودنه بر محوریت ملت.

منابع:درین نوشته از منابع ذیل نه به صورت موردی بل به صورت كلی استفاده شده است؛ 1) ظهورافغانستان نوین، مارتان گریگوریان، ترجمه علی عالمی كرمانی 2) افغانستان-جنگ، سیاست وجامعه، آنتونیو جیوستوزی، ترجمه اسدالله شفاهی 3) افغانستان در عهد امانیه،سنزل نوید، ترجمه محمد نعیم مجددی 4)افغانستان در پنج قرن اخیر،ج 2، میر محمد صدیق فرهنگ، 5) افغانستان در مسیر تاریخ،ج 1و2، میر غلام محمد غبار،6) فشرده تاریخ افغانستان، داكتر فاروق انصاری 7) اردو وسیاست ج1و2، جنرال محمد نعیم عظیمی.

 

 

 

 



نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
rahmuden
سه شنبه 1395/09/9 02:35 بعد از ظهر
معلومات در موردروابط خارجی افغانستان باسایر ممالک جهان در دوران سردارمحمد داودخان
rahmuden
سه شنبه 1395/09/9 02:35 بعد از ظهر
معلومات در موردروابط خارجی افغانستان باسایر ممالک جهان در دوران سردارمحمد داودخان
rahmuden
سه شنبه 1395/09/9 02:34 بعد از ظهر
معلومات در موردروابط خارجی افغانستان باسایر ممالک جهان در دوران سردارمحمد داودخان
حسن پور
جمعه 1395/03/7 05:17 بعد از ظهر
سلام.خسته نباشید.
متن خوبی است ولی منابع کاربرد کلی ندارند.بهتر نبود با ذکر رفرنس مقاله را در وب قرار می دادید؟؟؟
zahra
دوشنبه 1394/09/2 06:19 بعد از ظهر
خوب بودوممنون
بیدار
جمعه 1390/11/14 03:14 بعد از ظهر
سلا جناب جوادی عزیز.
من فرصت خواندن مقاله را نداشتم اما عجالتا از اقدام نیک شما و سرکار خانم عذرا جوادی که کار تیمی وگروهی را در وبلاگ بسیار وزین تان آغاز کرده اید قدر دانی می نمایم.
کاش ما به جای هزار وبلاگ پراکنده که بازدید کننده نیز ندارد چند وبلاگ اما بسیار غنی و با مقالات تحلیلی می داشتیم که اثر گذار ی و فرهنگ سازی تعیین کننده می داشت!
از سوی دیگر کار تیمی و تحمل همدیگر را نیز تمرین می کردیم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ