تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - نگاه گذرا به؛ روابط سیاسی خارجی افغانستان (2)
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

نگاه گذرا به؛ روابط سیاسی خارجی افغانستان (2)

تاریخ:چهارشنبه 1390/11/12-05:00 بعد از ظهر

نگاه گذرا به؛

 روابط سیاسی خارجی افغانستان

(2)

این نوشته تحقیق ارائه شده از سوی دانشجو بحیث كار خانگی به استادمبانی تحلیل سیاست خارجی است كه من چارچوب تحقیق آن را حذف وصرفا بخاطر محتوای آن به شكل یك مقاله نشر كردم.

نوشته: عذرا جوادی، محصل روابط بین الملل دانشگاه كاتب

محمود تا سال 1818 حكومت می كند كه دوره دوم وی با جنگ های شدیدی با قاجارهای ایرانی سپری  می شود و بالاخره رشد روز به روز فتیح خان از جمله موفقیت وی در جنگ با قاجارها در هرات، حسادت محمود را بر می انگیزد و بین دو خانواده بی اتفاقی می افتد و فتیح را محمودكور كرده نزاع بالا كشیدو سر انجام فتیح توسط محمودبه قتل رسید، وبالاخره محمود توسط دوست محمد برادر فتیح مغلوب شد. شاه محمود فردبی تدبیری بود وهیچ نوع رابطه سیاسی با بیرون نداشت. بعد از سقوط محمود و انزوای وی در هرات، قدرت سدوزایی ها كاملا فروكش كرد و افغانستان نیز به شدت تجزیه شد و هر روز دست خارجی ها بیشتر در این ملك جهت مداخله باز می شد. بعد از محمود دوست محمد از خانواده باركزایی در حالی به قدرت می رسد كه تعداد حكومتگران در افغانستان به چندین نفر می رسید و از طرفی هم مناطق شرقی و جنوبی متصرفات احمد شاه كاملا از دست افغانها خارج شده بود، ‌مداخلات روس ها در شمال افزایش می یافت و ایران نیز خراسان را تصرف كرده به هرات لشكر كشید و در داخل نیز بین دو خانواده و بین برادران باركزایی اختلاف شدید بر سر تصاحب قدرت بود. خلاصه دوست محمد در مناطق ظاهرا تحت حاكمیت محمود به نام امیرالمومنین قد علم كرد و اما دیر دوام نیاورد و توسط انگلیس ها در زیر نقاب شاه شجاع بركنار شد. شاه شجاع در دور دوم در سال 1839 همراه با نمایندگان و فرماندهان انگلیس با 45 هزار نیرو وارد افغانستان شد. این بار حاكم افغانستان به كلی فاقد صلاحیت داخلی و كاملاً امور در دست انگلیس است و همچنان شاه شجاع این بار معاهداتی را با انگلیس امضا می كند كه دیگر افغانستان نه آن مناطق متصرفه احمد شاه را داعی شده می تواند و نه صلاحیت ایجاد روابط و تدبیر امور را دارد؛ بلكه همه مناطق را به انگلیس ها واگذار كرد و هم درختم 1842 مورد اشغال قرار گرفت. این بار مردم افغانستان به رهبری وزیر محمد اكبر خان علیه انگلیس قد علم می كند و دست به شورش می زند و انگلیس را مجبور به خروج از كابل در قدم اول و در قدم دوم از تمام افغانستان می كند؛ اما این قهرمانی افغان ها دوباره توسط یكی از امیرزادگان قدرت طلب و معامله گر (دوست محمد) بی نتیجه می شود و دور دوم دوست محمد با معامله گری های جدی كه باعث دست بستگی افغانها در برابر قدرت استعماری می شود،‌آغاز شده در تمام دوره همچنان تابع انگلیس باقی می ماند. دوست محمد كه در زندان حكومت استعماری همراه خانواده اش به سر می برد آله خوبی برای انگلیس جهت تسلط دوباره به افغانستان وفرونشاندن خشم مردم علیه حكومت استعماری شد و در بدل رهایی دوست محمد و خانواده اش اسرای انگلیس رها، جنگ متوقف و نیروی انگلیس دوباره به كابل برگشت. همچنان دوست محمد معاهده 1855 را در پیشاور همراه انگلیس به امضا رساند كه مفاد مهم آن راحفظ صلح دایمی از طرف دوست محمد با انگلیس، عدم اقدام به پس گیری مناطق از دست رفته افغانستان كه تحت تسلط انگلیس است تشكیل می دهد. این دوره حكومت دوست محمد از 1842 آغاز و تا 1863 دوام می كند و بالاخره پس از این دوره پر ماجرا وفات و جایش را به پسران خود می گذارد كه بازهم همان خانه جنگی ها بر سر تصاحب قدرت و ادعای جانشینی وجود دارد و از این جمله شیرعلی بر اریكه قدرت تكیه می زند؛ اما نمی تواند ولایات افغانستان را تحت تسلط خود بیاورد. برادرانش در هر گوشه مخالفت و لشكركشی می كند مخصوصا اعظم خان و افضل خان كه بالاخره كابل را از چنگ شیر علی خارج می كند و به مدت كوتاهی افضل و اعظم یكی پس از دیگری به صورت نیمه اختیار حكومت می كند كه هر یك افضل از 1866-1867 و اعظم از 1867-1868 تخت شاهی را اشغال و بالاخره دوباره نوبت به شیرعلی می رسد .

و اما روابط سیاسی خارجی در زمان افراد حاكم ابدالی و باركزایی تا زمان شاه شجاع كاملا بی طرفانه و روابط با همسایه ها در حد یك فرستاده موقتی و آن هم در مواقع بسیار حساس جنگی صورت می گرفت ، بعداز شاه شجاع كه خود تحت تسلط افكار انگلیس قرار گرفت روابط سیاسی وابسته به اداره انگلیس بود و معلوم دار كه با دیگر ممالك رابطه نداشت، اما شیرعلی خان با انگلیس روی خوش نشان نداد و درخواست بازگشایی نمایندگی انگلیس را رد و به روسیه گرایش پیدا كرد. این امر باعث شد كه انگلیس از فرصت استفاده كرده و به افغانستان لشكركشی كند و دوباره افغانستان به جولانگاه انگلیس تبدیل شد و امیر شیرعلی خان به امید مساعدت روس ها به بلخ فرار كرد و به تخت شاهی پسرش یعقوب خان را نشاند. وی در سال 1878 وفات كرد و انگلیس توسط امضای معاهده گندمك حكومت یعقوب خان را به رسمیت شناخت. با امضای این معاهده استقلال سیاسی افغانستان از بین رفت و مفاد معاهده چنین بود كه تعداد زیادی از مناطق مهم مثل سالكوت، خیبر، لندی كوتل و... را به انگلیس واگذار و مشاوران سیاسی انگلیس را در خاك افغانستان پذیرفت. این وضعیت دوباره مردم افغانستان را به ستوه آورد  و مردم از هر طرف دست به شورش زدند و انگلیس را مجبور به ترك افغانستان كردند. اما انگلیس به دنبال كسی بود كه بتواند ضمن وفاداری به معاهده گندمك سلامت نیروی انگلیس را در هنگام خروج تضمین كند و با ایجاد وضعیت نورمال به روند انتقال قدرت آبرومندانه از افغانستان خارج شود.

این فرد جز عبدالرحمن كس دیگری نبود و شرطی را كه انگلیسی ها با عبدالرحمن بست هم عدم برقراری روابط سیاسی خارجی به جزبا انگلیس بود. عبدالرحمن توانست تا جایی قدرت و نظم داخلی را تحكیم بخشد اما در زمان حكومت وی نیز بعضی از مناطق افغانستان از دست رفت كه از جمله تصرف ناحیه پنج ده توسط روس ها و امضای معاهده دیورند با انگلیس در سال1893 بود،مطابق این معاهده مناطق چمن، باجور، سوات،‌ چترال، ارنوی، وزیری، داور و چاكی به انگلیسی ها واگذار شد و در طول بیست سال حكومت از سال 1880-1901، عبدالرحمن متكی و وابسته به انگلیس بود و هیچگونه رابطه سیاسی با كشورهای دیگر نداشت. بعد از عبدالرحمن پسرش حبیب الله در سال 1902 برای اولین بار در تاریخ افغانستان بدون خانه جنگی مراسم جانشینی برگزار كرد و به حبیب الله لقب سراج الملة والدین داده شد. حبیب الله در سیاست های داخلی پدرش كمی تعدیل وارد كرد. اما در سیاست خارجی همچنان وابسته به انگلیس باقی ماند و از آغاز حكومتش به وایسرای هند نامه رسمی فرستاد و وفاداری اش را به انگلیس و رابطه با انگلیس اعلام كرد.

حتی در جنگ جهانی اول فشارهایی كه از طرف مردم جهت همكاری با عثمانی بر حبیب الله وارد می شد، بازهم وی درظاهراعلام بی طرفی كرد ولی درحقیقت از نظر سیاست خارجی، كاملا وابسته به انگلیس باقی ماند.

پس از قتل حبیب الله در سال 1919 در یك عمل تروریستی پسرش امان الله به سلطنت رسید. امان الله پلان های خوبی برای رشد و ترقی كشور داشت و در زمینه های مختلف خواستار نوآوری و تدبیرسنجی بود. از قانون اساسی گرفته تا آزادی بیان و گسترش روابط سیاسی خارجی. اما به دلیل جهالت ها و لجاجت ها و كشمكش های قبیله ای و ساختار اجتماعی سنتی افغانستان و پایین بودن سطح آگاهی مردم و استفاده ابزاری از علما توسط سران قوم جهت توجیه مخالفت های شان موفق نشد و بالاخره سقوط كرد. نخستین اقدام مهم امان الله در كشور، اعلام استقلال است كه پس از چندین سال وابستگی سیاسی خواست ازاین بحیث اهرم فشاراستفاده كندوازاستعماررهایی یابد.در این زمان است كه جنگ جهانی اول تغییرات زیادی را در اروپا وارد كرده بود و گسترش قدرت و نحوه اعمال نفوذ نیز از استعمار ارضی به استثمار مراكز سرمایه و منابع اقتصادی تبدیل شده بود و همچنان انگلیس زیر بار قرض های مصارف جنگ كمرش خم شد. امان الله فرصت را مناسب دیده از احساسات مردم و مجبوریت انگلیس استفاده كرد و توانست كه با امضای معاهده راولپندی در سال 1919 به وابستگی سیاسی چهل ساله بریتانیا خاتمه بخشیده و با انگلیس مناسبات دوستانه و روابط تجاری برقرار كند و روابطش را با سایر دول برقرار كند. بنا بر این می توان گفت كه افغانستان تا زمان امان الله - و یا استثناءً به صورت كمرنگ در زمان شیرعلی - روابط سیاسی خارجی به معنای واقعی كلمه درراستای تا مین منافع ملی نداشته و سیاست خارجی اش بی طرفانه بوده وسیاست بی طرفی با توجه به موقعیت استراژیك افغانستان ونوع بازی قدرت درصحنه بین الملل هرگز به افغانستان مفیدتمام نشده زیراساختارنظام بین الملل ونیازافغانستان به همكاری قدرتهاخودبخوداین كشوررابه یكی ازقدرتهاوابسته كرده است امابدون تدبیرودرنظرداشت عقلانیت سیاسی ،افغانستان مدت زیادی را كه در خانه جنگی و شورش های داخلی به سر برده و فاقد حكومت مركزی،‌ سیاست خارجی كه هیچ روابط سیاسی خارجی هم نداشته مگر به درماندگی و وابستگی و بالاجبار پیمان هایی را با انگلیس بسته و مدت زیادی هم كه تحت استعمار انگلیس هیچ نوع رابطه ای با دیگر كشورها نداشته و حتی صلاحیت های امور داخلی به دست آنان بوده و در زمان شیرعلی هم كه گرایش به شوروی داشته،‌ در طول این مدت روابط به شكل موقتی و غیر دایم صورت می گرفته؛ اما در زمان امان الله و از میان رفتن وابستگی در معاهده راولپندی روابط سیاسی خارجی افغانستان با كشورهای مختلف آغاز شد. در طول این مدت روابط سیاسی خارجی افغانستان و سیاست افغانستان بی طرفانه و به هیچ یك از قدرت ها نه گرویده مگر بالاجبار و با اشغال. با گزارش كلی و مختصر از اوضاع روابط سیاسی خارجی افغانستان حال با گزارش مشرح تر از روابط خارجی بعضی از شاهان كه توانسته ارتباط سیاسی برقرار كند با كشورهای همسایه و دیگر كشورها می پردازیم.

باتوجه به آنچه كه تا هنوز گفته آمدیم سؤال اصلی این است كه آیا افغانستان هیچ گاهی دارای سیاست خارجی مستقل ومبتنی بر اراده ومنافع ملی بوده است؟

 برداشت من از مرور تاریخ افغانستان این است كه سیاست خارجی مستقل برای افغانستان به مشكل بتوان تعریف كرد چون این كشور گاهی دچار گسیختگی های درونی بوده ونتوانسته تعریفی از منافع ملی ارائه نماید ورد فقدان تعریف منافع ملی وپالیسی یا سیاست داخلی درست، تدوین سیاست خارجی امكان پذیر نیست ویا اینكه بر اثر فشار های بیرونی نتوانسته در راستای اهداف وسیاستهای ملی موقف بگیرد، اگر بتوان افغانستان را دارای سیاست خارجی مشخص گفت،برای اثبات فرضیه مذكورمی توان ازدوره های امان الله، نادرخان وظاهر شاه نام برد ودرین نوشته به این سه دوره توجه شده است.

الف ) اقدامات امان الله در برقراری روابط سیاسی خارجی از1919- 1929: امیر شیر علی با وجود آزادی و خود مختاری و خدمت به مردم ، نتوانست خود را از طلسم دیپلماسی اشرافیت و سیاست های تفرقه برانداز دولتهای انگلیس و روس در امان نگهدارد .اما امیر امان الله اولین اشرافزاده ای بود كه بعد از استرداد استقلال ، دپلوماسی افغانستان را از پرده ی اسرار بیرون نمود ، چنانكه او بدون ترس اعلامیه استقلال افغانستان را با عین كلمات و بدون تصرف به سمع مردم رسانید . او هیئت دوستی و حسن نیت خود را بخاطر تأمین روابط دیپلماسی افغانستان مستقل به اتحاد شوروی اعزام نمود و روی همین دیپلماسی مردمی بود كه اساسات برابری و اتحاد صلح آمیز تمام مردم جهان را اصل اساسی تأمین روابط دیپلماسی افغانستان قرار داد .امیر امان الله دیگر وایسرای هند را به رسمیت نه شناخت و روابط سیاسی مستقل و برابر را با لندن قائم نمود .اما متأسفانه این بار گران استقلال سیاسی ، روابط دیپلماسی ملی و آزاد ، بر دوش قشر بورژوازی نو خاسته افغانستان سنگینی نمود و طوفان دسایس ، آنرا در گرداب نابودی فرو برد . وی فرد با سواد وبا تدبیر، توانمند و تجدد خواهی بود كه گامهای مؤثری را در راستای رشد و توسعه كشور برداشت و تلاش های زیادی در این راستا به خرج داد و با وجود موانع فراوان اقدامات امان الله تغییرات زیادی را در كشور به وجود آورد كه این تغییرات، مثبت و باعث آگاهی سیاسی مردم ورشدانگیزه تجددگرایی در كشور شد. اولین اقدام امان الله در راستای نجات كشور از بدبختی و رشد و توسعه اعلام استقلال افغانستان بود كه باعث تحریك مردم گردید ومردم با مخارج شخصی خودشان دست به اقدام شدندودروجودمردم تاحدی امیدوایده آزادی رازنده كردامانگاه سطحی امان الله وعدم درك وی ازانگیزه های سنتی وارزش های حاكم دربدنه جامعه وعدم شناخت درست ازساختارقدرت درنظام بین الملل وعدم اولویت بندی درست درراستای تحقق منافع ملی ،عدم توجه به میزان توانایی ملی ودقت بیشتردربخش خارجی باعث شدكه شاه تجددخواه افغانستان دراجرای برنامه هایش موفق نشود.عواملی بی شماری درتحولات سیاست خارجی افغانستان دخیل است كه پرداختن به آنهاازتوان این تحقیق نیست امابه صورت گذرادراین دوره ودركل تاریخ افغانستان دوعامل بسیاربرجسته است دراین مورد،یكی موقعیت ژؤپلیتیك ودیگری عوامل داخلی ،ساختارقبیلوی جامعه افغانستان وهمچنان پایین بودن كیفیت بدنه جامعه درطول تاریخ این سرزمین باعث شده كه این كشورهمواره دركمكش های داخلی درگیرباشد وازانسجام داخلی برخوردار نبا شد ونتو اندازمهمترین مؤلفه سیاست خارجی (قدرت ملی) برخوردارباشد،بنابراین این امرباعث شده كه افغانستان نتواندسیاست خارجی آزادومستقل مبتنی برانگیزه های ملی ودرراستای منافع ملی تدوین كند،دومین عامل مؤثردرتدوین سیاست  خارجی افغانستان موقعیت ژؤپلیتیكی این كشوراست كه درطول تاریخ عامل محدودكننده درتدوین سیاست خارجی این كشو ربوده وهمواره موردتوجه قدرتهای بزرگ بوده ومیدان نبرد قد ر تهابوده وباعث بدبختی وانزوای این كشورشده است به هرحال امان الله نتوانست این پروسه راخوب مدیریت كندكه نه تنهاباعث ناكامی این پروسه بل باعث سقوط نظام شد.ازجمله امان الله تحت تاثیرشرایط قرارگرفته بدون درنظرداشت عواقب قضیه وشرایط پیش آمده درجنگ استقلال عقب نشینی كردكه نتیجه این اقدام منجر به معاهده راولپندی در سال 1919 شد، این معاهده گرچه به نفع انگلیس تمام شد؛ اما برای افغانستان هم بدون نفع نبود. از جمله برآمدن از تحت مستعمره انگلیس و آزادی روابط خارجی افغانستان در این معاهده از این قرار است:

1-                 تأمین صلح بین دو كشور

2-                 قطع راه انتقال ابزار و وسایل نظامی توسط انگلیس

3-                 قطع كمك های نظامی از طرف انگلیس

4-                 ایجاد روابط دوستانه بین دولتین

5-                 قبول سرحدات تعیین شده قبلی و تعیین سرحد خیبر

در این معاهده انگلیس شكست نظامی اش را با توان سیاسی تلافی كرد و راههای مواصلاتی افغانستان را مسدود كرد و حق ترانزیتی مهمات جنگی افغانستان را از راه هند سلب كرد. شرط اساسی افغانستان در این معاهده به رسمیت شناختن استقلال افغانستان،‌ حفاظت از حقوق مردمان سرحد،‌ تأدیه غرامت جنگ، در مقابل افغانستان آماده امضای هر نوع معاهده كه به ضررش نباشد است؛ اما انگلیس به این خواسته های افغانستان گوش نداده و معاهده یك جانبه به نفع انگلیس به امضا رسید. اقدام بعدی امان الله جهت تحقق خواسته هایش در معاهده راولپندی در سال 1920 بود كه هیأتش را به ریاست محمود طرزی به هند فرستاد اما طی چهار ماه مذاكره به نتیجه مطلوب نرسید و هیأت افغانی بدون هیچ دست آوردی به كابل برگشت و اقدام بعدی برای تكمیل كار نیمه تمام از سوی انگلیس صورت گرفت و در جنوری 1921 هیأت انگلیس به افغانستان آمد. این بار مذاكرات 11 ماه طول كشید، خواست افغانستان به رسمیت شناختن استقلال و آزادی و خودمختاری قبایل سرحدی بود اما خواست انگلیس رابطه یك جانبه با انگلیس و عدم ایجاد رابطه با دیگر كشورها مخصوصا روس. پس ازجنجال ها و تندی ها از دو طرف كه قریب به قطع مذاكرات منجر شده بود، انگلیس با امضای این معاهده راضی شد. مفاد معاهده:

1-                 تصدیق استقلال داخلی و خارجی طرفین از سوی همدیگر

2-                 هردو طرف سرحد هند و شمال افغانستان را بر اساس ماده پنجم معاهده راولپندی قبول دارد

3-                 پذیرش وزیر مختار هردو طرف در كشورهای شان

4-                 رضایت دو طرف مبنی بر ایجاد قنسولگری ها

5-                 به رسمیت شناختن حقوق دیپلماتهای طرفین بر اساس مواد مندرجه در عهدنامه

6-                 به رسمیت شناختن روابط تجاری افغانستان و صادرات افغانستان به مستعمرات انگلیس و خود انگلیس

7-                 برداشتن حقوق گمركی از اموال وارداتی افغانستان از بنادر تحت سلطه بریتانیا

8-                 موافقت با ایجاد مراكز تجاری افغانستان در پشاور، كویته و پارا چنار بدون در نظرداشتن حقوق رسمی از سوی بریتانیا.

9-                 بازرسی اموال تجاری افغنستان كه از بنادر هند وارد می شود بدون تجدید گمرك

10-             ایجاد تسهیلات تجاری بین كشورها و مشاوره در امور تجاری

11-             مذاكره بین نمایندگان كشورها جهت انعقاد معاهدات تجاری

12-             به رسمیت شناختن ضمیمه های معاهده

این معاهده تا جایی مورد رضایت افغان ها بود اما مشكل سرحدات و معاهده دیورند را حل نكرد و هردو دولت با طنا ناراض بودند و شورش های مردمی دوام داشت.

دومین اقدام امان الله برقراری روابط با كشورهای دیگر بود، آغاز مكاتبات سیاسی با روسیه و پیشنهاد دوستی با روسیه طی مكتوب رسمی، به رسمیت شناختن استقلال افغانستان توسط شوروی و ایجاد روابط دیپلماتیك كه در نهایت منجر به امضای معاهده دوستی در سال 1921 شد و این معاهده باعث گسترش روابط سیاسی دوستانه بین دو كشور گردید،امان الااولین فردی بودكه ازمقام شاه افغانستان دركاخ كرملین مركز كمونیسم سخنرانی كرد، گرچند كه رقابت بین بریتانیا و روسیه باعث تیرگی روابط  می شد. با وجود سكتگی در رابطه دو كشور بر سر مسایل اشغال بخارا توسط افغان ها، فعالیت های ضد شوروی مردم فرغانه و بخارا،بازهم در 1922 قضیه جزیره درقد كه شوروی آنرا تخلیه و در سال 1926 طی امضای معاهده دوستی و عدم تعرض بین دولتین به افغانستان واگذار شد، همچنان در سال 1927 معاهده اقتصادی بین دو كشور به امضا رسید.

با ایران كه در اوایل سلطنت امان الله تحت استعمار انگلیس قرار داشت نیز سعی به عمل آمد كه رابطه برقرار شود و در سال 1920 نماینده افغانستان وارد ایران شد و پیشنهاد پنج ماده ای را به دولت ایران پیشكش كرد كه حاوی این مطالب بود. افتتاح مذاكره دوستی،‌ مبادله سفرا، اقامه قونسل افغانی در مشهد، استقرار روابط پستی و روابط تجاری. این مذاكرات بعد از یك سال منجر به امضای معاهده مودت در سال 1921 بین نمایندگان دو كشور گردید. در مفاد این معاهده، دوستی حسنه و صادقانه بین دولتین و استرداد مجرمین جنایی و عدم استرداد مجرمین سیاسی تأكید شده بود. همچنان در سال 1926 معاهده بین دولتین در نه فصل در كابل به امضا رسید كه تأیید مواد معاهده قبلی، عدم تعرض و حفظ بی طرفی هنگام تعرض دولت های دیگر و امضای قراردادهای تجاری جزء مفاد این معاهده بود.

همچنان با دول دیگر نیز روابط سیاسی برقرار كرد، اعزام نماینده سیاسی به جرمنی، فرانسه،‌ ایتالیا كه از طرف این كشورها مورد استقبال قرار گرفت و ایجاد نمایندگی سیاسی افغانستان را پذیرفتند به جز ایالات متحده آمریكا كه نپذیرفت. همچنان با سایر دولت ها با جمهوری تركیه در سال 1921 قرارداد دوستی بست و در سال 1928 با امضای قرارداد دیگری این روابط را تحكیم بخشید وتركیه در تعلیمات نظامی و امور صحی افغانستان سهم گرفت ودر سال 1928 با مصر قرارداد دوستی امضا كرد. با سایر كشورهای عربی و چین هم وارد مذاكره شد. به هر حال امان الله در ایجاد روابط خارجی سیاسی موفق بود و با تدبیر عمل می كرد واولین وزارت خارجه درزمان امان الابه رهبری محمود طرزی تاسیس شد،امانالا در مدت كوتاهی توانست نمایندگان مقیم و دایمی را در كشورهای مختلف مستقر كند و همچنان نمایندگان دیگر كشورها را بپذیرد و رابطه دوستانه و بی طرفی را با دول خارج برقرار كند. از جمله موفقیت هایی كه در زمینه ایجاد رابطه خارجی می توان یادآور شد،حفظ موازنه است كه توانست ازاین طریق توجه سایركشورهارادرسهم گیری دربازسازی افغانستان جلب كندازجمله مواردمشخص كمك های مالی وتخصصی جهت پیشبردبرنامه های انكشافی،‌ فرستادن محصلین افغان به كشورهای خارجی جهت تحصیل وپذیرش آموزگاران خارجی و متخصصین در افغانستان جهت پیشرفت علم وصنعت....

نتیجه این بحث این خواهدبودكه امان الله درراستای نوسازی وتجددوپیوستن درروندروبه رشد نظام بین الملل تلاش های زیادی به خرج دادامابه دلیل عدم شناخت درست وی ازاوضاع داخلی وخارجی وافراط درطرح برنامه های توسعه وانكشاف وتصامیم مفرطانه وی مخصوصادرقسمت آزادی وشكاف عمیق بین سنت ومدرنیسم وهمچنان فشارهای نظام بین الملل باعث شدكه وی درپیش بردبرنامه هایش ناكام بماندوبرای همیشه ازصحنه قدرت طردشود.

ادامه دارد



نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
ناطقی کفترخان ورس
پنجشنبه 1390/11/20 08:13 بعد از ظهر
جهان سپاس ازأستاد بزرک .۱.به نظرشما آقای کرزی تاچه وقت قومی عمل خوادکرد؟.۲.مهرسکوت بردهان رهبران ووکلای ما تاچه وقت لازم الاجرا خوادبود؟.۳. بامیان به بهانه امنیت تاچه وقت محروم خواد بودتشکر ازحوصله مندی شما
پاسخ محمد سرور جوادی : باز هم با موضوع رابطه ندارد، این سؤالهارا ایمیل نمایید.
ناطقی کفترخان ورس
چهارشنبه 1390/11/19 09:25 بعد از ظهر
گرچند باموضوع شما ارطبات نداره ازاستاد بزرکوار تقاضامندیم که تاید نماید که یک موضوع مهم وباارزش است. یک دست آودخوب در ورس مدرسه محترم علمیه قوم برفی باهمکاری به رهبری استاد رفیعی وبقیه همکارانش و شوراهای محترم کفترخان وجوپلال وقوم یاری وقوم برفی ودادعلی وصد برگ ولنگگ وچجین و...توانستنددرمورید کاهش بعضی ازمصارف های خرافی واحیاناحرام خوشبختانه فیصله ی رابه امضا رسانیدند که مورید استقبال گرم گرم مردم قرارگرفته وتشویق میکند که مصووبه قرارشرح ذیل است .۱.مهمانی شب اول مراسم اربعین وعروسی کاملا تعطیل .۲.مهمان داری وسرچلی وبرای زواروکربلای ملغا .۳.وجهزیه عروسی فقط هشتادهزار به عنوان مهریه ده کشتی وشش بوجی آردویک گاو وسه قدلباس وچهل متررخت ودوبستره وبکس برنج هفت سیر شیرنی وشکر هفت سیر چای یک سیر! .۴.فاتحه خوانی یکروز بدون نان خوری وچندین مواریددیگر...که واقعا یک کاری به خیر جامعه وملت است وچندین موارید عروسی ودیگرمسایل تطبیق شده ودرحال تطبیق شدن است وازبقیه هموطنهای عزیزی خود میخواهم که ازاین فیصله الگو گرفته وجامعه خودرااز فقروبدبختی نجات بدهید تشکرناطقی هستم کفترخان
پاسخ محمد سرور جوادی : ناطقی محترم گرچه این چنین اقدامات برای مردم مفید است ولی واقعا ربطی به موضوع ندارد، چون خواهش تایید را كرده اید نشر كردم ولی امید است كه در دیگر مطالب كامنت های مرتبط روان كنید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ