تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - تاكی باید سرباز بود؟
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

تاكی باید سرباز بود؟

تاریخ:دوشنبه 1390/11/17-01:42 بعد از ظهر

تاكی باید سرباز بود؟

 

درین روزها بازی با سرنوشت افغانستان بسیار پیچیده شده است؛ بگونه ای كه نه بازیگران معلوم است ونه قاعده ای برای این بازی می توان یافت. 

تغییر180درجه ای در مواضع طالبان از جهاد برای خروج آخرین سرباز خارجی، چنانچه در پیام عید فطر ملاعمر آمده بود، به گفتگو وتفاهم مستقیم با آمریكا ودیگر اعضای ناتو، آنگونه كه در دوحه جریان دارد، طپیدن پاكستان ودست وپا زدنهای متناقض؛ اقامت یك هفته ای رئیس استخبارات آن كشور در دوحه وبقول خودش نظارت از فراهم سازی زمینه برای گشایش دفتر طالبان وانتقال هیئت گروه مذكور به دوحه توسط پاكستان، سفر امروزی یوسف رضا گیلانی، صدر اعظم پاكستان به دوحه در همین ارتباط، سفرحناربانی كهر وزیر خارجه پاكستان به كابل ودیدار با هركسی كه فكر می كرد اندكی در تحولات افغانستان اثر گذار است واظهار درد دل با مقامات افغانی در مورد بی مهری آمریكا ودر حاشیه قرار دادن پاكستان وافغانستان از مذاكرات دوحه، اظهار نگرانی پاكستان از خروج قوای ناتو از افغانستان وخواستن ازین قوتها تا خروج شان مسؤلانه باشد، سفر وزیر خارجه پاكستان به مسكو در ارتباط به تحولات افغانستان بنا بر مشوره پكن؛ آنگونه كه سخنگوی وزارت خارجه پاكستان گفته است، انزوای شدید حكومت كرزی در روندی كه در دوحه جریان دارد وحتی پاسخ منفی عربستان سعودی به این حكومت كه هماره خواهان جریان گفتگوها در آن كشور بود، در عین چنین انزوا امضای سه معاهده استراتیژیك بین كرزی وسه دولت مهم اروپایی(ایتالیا، فرانسه وبریتانیا) در ظرف یك هفته ( گرچه محتوای هیچ یك ازین معاهدات روشن نیست وخود جای بحث دارد)، نشست تعدادی از سناتوران آمریكایی در حاشیه كنفرانس دوروزه اكادمیك برلین با بعض سران احزاب سیاسی منتقد حكومت كرزی ودر عین حال دشمنان طالبان، یك بار دیگر جریان یا فتن بحث تجزیه افغانستان وواكنشهای متفاوت در زمینه، سست شدن كمر آقای كرزی در زمینه بازگرداندن طالبان بحیث برادران ناراضی اش وبالاخره اینكه تا 2014 چه چیزی اتفاق می افتد؟ وپس از آن چه خواهد شد؟. این همه در بازیهای موجود دخیل است ولی معلوم نیست این باز ی ها چه اصلی را رعایت می كند وچه كسانی مهره بازی هستند؟

چیزی كه روشن است اینكه آمریكا بازی گر اصلی است ولی روش بازی ونا معلوم بودن طرفهای دیگرآن، حتی آمریكاییها را نیز سر در گم كرده است، از زبان آمریكا ییها نیز درین روزها حرفهای متناقض بسیاری شنیده می شود وبیرون شدن آواز های متفاوت ومتناقض در مورد یكی از حساس ترین موضوع جهانی، از حنجره دولتی كه به پختگی سیاست خارجی اش تردیدی نیست، خود مایه نگرانی وسر در گمی بیشتر می شود.آمریكاییها گاهی از حضور دراز مدت سخن می گویند وگاهی هم ازخروج قبل از وقت، گاهی سخن از شدت روند مصالحه زده می شود وگاهی هم از عملیات گسترده نظامی، روزی از كمك های دراز مدت وحمایت گسترده تر از روند دولت سازی وتوسعه افغانستان حرف گفته می شود وروز دیگر از كاهش كمك ها، هنوز روشن نیست را بطه طالبان با پاكستان چگونه است؟ وآمریكا با پاكستان چه بازی خواهد كرد؟ تلاش پاكستان در ایجاد یك جبهه ضد آمریكایی به همراه چین، روسیه وایران به كجا خواهد رسید؟ آیا پاكستان افغانستان را هم می تواند به این سیاستهای دورویه اش آلوده كند؟

چیزی كه بسیار قابل تعمق است اینكه نه دولت افغانستان ونه جناح های منتقد آن در زمینه ها حرفی برای گفتن ندارند؛ هم حكومت وهم مخالفین سیاسی آن از نا آگاهی وبی خبری می نالند وتنها حرفی كه حكومت دارد این است كه روند تحولات باید با مدیریت دولت افغانستان باشد وحرف منتقدین همیشه این بوده كه خواهان صلح هستند ولی صلحی كه عادلانه باشد. هیچ كسی گفته نمی تواند كه هدف از رهبری ومدیریت روند مصالحه چیست؟ آیا آنچه كه در سالهای گذشته اتفاق افتاده است، رهبری ومدیریت وابتكار دولت افغانستان نبود؟ آیا مجددی سالها كمیسیون صلح وآشتی را رهبری نمی كرد؟ آیا آقای ربانی قربانی رهبری روند گفتگو وآشتی نشد؟ آیا دولت داری وتوسعه وثبات درین سالها قربانی مصالحه جویی رئیس جمهور در برابر تروریستان وآدم كشان وقاچاقبران ودزدان واختلاس گران وباج گیران نگردید؟ حكومتی كه تمامی فرصتها را از دست داده وسوزانده وحتی فرصت آشتی با برادران ناراضی اش را از دست داده از كدام رهبری داد می زند؟ جالب تر از آن منطق منتقدین سیاسی كرزی است كه از یك طرف در تمامی پروگرام های وی شریك هستند وبه وی مشوره می دهند واز سوی دیگر از بی مهری وی سخن می گویند، این جماعت منطق بسیار ضعیف تر از كرزی در ارائه راه حل برای بن بستهای سیاسی دارند، آنها سخن از صلح عادلانه می گویند ولی هیچ تعریفی از صلح عادلانه ندارند وقاعده های صلح عادلانه را هنوز برای خود هم معین نكرده اند.

من درین چند سطر نمی خواهم وارد پاسخ گویی به این سؤالات شوم ویا به موشكافی بازی های جاری بپردازم؛ هدف از طرح این سؤالات كنج كاو كردن اذهان برای تعمق به زاویه دیگر بحث است وآن اینكه، محراق این بازی ها اعم از آمریكایی یا پاكستانی ویا ایرانی ویا اروپایی ویا روسی وچینی، یك قوم افغانستان است؛ پشتونهای افغانستان در همه این بازیها شریكند وهركدام به روش خود اندیشه وطرح وحرفی دارند.

شاید برای تان برداشت من خیلی بد بینانه باشد ویا از منظر وطنداران پشتون ما بسیار قوم گرایانه ولی این واقعیتی است كه تاریخ این سر زمین گواه آن است و شواهد موجود نیز آن را به اثبات می رساند وتا زمانی كه واقعیت در سیاست انكار می شود، سیاست نه تنها به گمراهی منتج می گردد بلكه سیاست مبتنی بر كتمان واقعیتهای عینی، مرگ حتمی ملت سازی است، بخصوص در كشوری كه سیاستهای دولت داری آن پیشینه طولانی قومی وقبیلوی دارد واعتماد وباور اقوام بر سر ملت بودن به كلی نابود شده است، زهر كشنده است.

من در اواخرنوامبر2011 در مسكو و جزء سخنرانان یك كنفرانس علمی در مورد "ایجاد سیستم امنیتی در آسیای میانه"(1) بودم، در این كنفرانس، پروفیسور گنادی گریگورییویچ،پرفیسور تاریخ واستاد انستیتوت سیاست خارجی روسیه ومدیر دفتر افغانستان در وزارت خارجه آن كشور گفت: آمریكا در مذاكرات شان با طالبان در واقع با نمایندگان پشتون مذاكره می كنند، وی تصریح كرد كه پشتون مساوی با طالبان وطالبان مساوی با پشتون است. سخنان وی با واكنش وغال مغال فوری حاضران پشتون تبار مجلس كه عادت وفرهنگ شان چنین است، مواجه شد وآنها گفتند كه طالبان هویت قومی نه بلكه ماهیت ایدئولوژیكی مخصوص بخود را دارند. حركت این جمع ضمن اینكه نفرت مدیران كنفرانس را بر انگیخت و حركت غیر منطقی در یك كنفرانس كا ملا علمی بود، ولی موجب شد كه با جواب علمی ومستند پروفیسور، بحث باز تر گردد. وی در پاسخ گفت: طالبان در زمان حاكمیت خود هیچ نقشی را در دولت سازی برای اقوام دیگر ندادند وپشتونها از هر جناح وجریانی كه بودند به شمول تكنوكراتها وروشنفكران موجود در حكومت فعلی وشاه سابق از حكومت طالبان حمایت می كردند، این گروه سایر اقوام را نسل كشی كرد وحتی منابع طبیعی زندگی آنها را نابود ساخت، اكنون نیز در هرجاییكه پشتونها زندگی می كنند، جنگ وترور جریان دارد وحتی در شمال افغانستان مناطق وقریه های پشتون نشین با ترور وخشونت را بطه دارد.

پروفیسور كارگون(2)، رئیس دیپارتمنت افغانستان در انستیتوت شرق شناسی روسیه(3) وعضو تیم روسیه در انستیتوت شرق وغرب(4) نظرش این بود كه پشتونها محور اصلی بازیها در افغانستان هستند، اوبا استناد به تاریخ، نقش این قوم را در تحولات منطقه وبخصوص افغانستان، رهبری كننده ونقش سایرین را پیروی كننده می دانست، به نظر او حال نقشی كه در تاریخ ایفاء شده مثبت یا منفی بسته به درك وتحلیل هر كس از واقعه ورابطه با اندیشه ودیدگاه هر قوم دارد؛ اما پشتونها در هر رژیمی با هر ایدئولوژی وتحت تاثیر هر قدرتی، رل اصلی را داشته اند.

اشاره به سخنان این دو دانشمند خارجی به این هدف صورت گرفت كه واقعیتهای درون افغانستان محصور به جغرافیای این سرزمین نیست بلكه برای مراكز علمی وتحقیقاتی دنیا كه بر مبنای آن سیاست گذاری می نمایند نیز قابل فهم ودرك است، شاید قابل فهم ودرك تر از داخل افغانستان. راز عمده این محوریت، درك پشتونها از موقعیت قومی شان است كه تصفیه حسابهای درونی را در گاه راحتی از شر دیگران وا گذار می نمایند، دیگر اینكه این قوم در تمامی دستگاه سیاست گذاری كشورهایی كه برای افغانستان كاری می كنند، افرادی دارند كه اقتدار قومی هدف اصلی شان است ودر ضمن اقتدار قومی منافع خود را جستجو می كنند. این قوم توانسته دیگران را بسیار زود استخدام  ودر گیریهای درونی برای شان خلق نماید، اعتماد به نفس این قوم ستودنی است در حالی كه سایر اقوام هنوز بخود باور ندارند، توسعه سرزمینی پشتون ودر هم شكستن زندگی كتلوی سایر اقوام از سیاستهای دیگری بوده كه پشتونها در زمینه توفیقات زیادی داشته اند.

امروز اگر طالبان گاهی در قالب عوامل پاكستان وگاهی ایران(بخصوص دراین اواخر) واكنون بعنوان طرف اصلی آمریكا ظهور می كنند ویا اگر حكومت كرزی در ده سال راه را برای قوم پشتون هم از نظر سیاسی وهم از نظر در دست گرفتن شاهرگهای اقتصادی وهم از نظر پیوند زدن كدرهای قومی با دنیا فراهم می كند واگر كرزی حتی همانند شاه شجاع با امضاء كردن هرسندی هیچ دست آوردی نداشته باشد، آینده یك طیف از تیمش را كه باز ماهیت قومی دارد، تضمین می كند، همه وهمه حكایت از محوریت ورهبری این قوم از تحولات دارد. حكومت وسیاست در قوم پشتون همزاد دخول وخروج این قوم در در بارهای حكومتهای بیرونی است كه با ثروت قبایل وسنتهای آنان گره خورد وتا به امروز این خصوصیات ادامه یافته ودولت سازی مدرن ورفتن به سوی ملت شدن درین سنن جای ندارد.

برای من شگفت انگیز است كه رهبران سایر اقوام تا كدام اندازه می خواهند هم خود وهم مردم شان را فریب دهند؟ راستی اینها كه مدعی تحول آفرینی ورهبری در جهاد ومقاومت هستند، ادعایی در مورد سیاستها ورهبری بازیهای روان وده سال گذشته واستفاده از ظرفیتها وامكانات جهانی هم كرده می توانند؟ درست است كه سایر اقوام در طول تاریخ بهترین سربازان این سر زمین بودند ولی هرگز نتوانسته اند، در سیمای رهبری تبارز نمایند. جای سؤال باقی است كه تاكی باید سرباز بود؟

ده سال فرصت كافی برای اینها بود كه محور واحد سیاسی ایجاد می كردند وبحیث یك توان ظاهر می شدند، لیكن نه تنها چنین نشد بلكه در درون خود آنقدر تجزیه شدند كه از هر حزب جنگی دوره جهاد ومقاومت چندین گروه ساختند. اینها حتی از حیثیت خود به عنوان قربانی هم دفاع نتوانستند؛ بحیث جنگ سالاران وجنایت كاران وغارت گران هر روز مواجه با اتهامی شده به در یوزگی ومعامله گری ودلالی كشانده شده در نهایت نقش سربازان تاریخی كرزی وعشیره اش را بازی كردند. بر عكس رهبران صاحب مغز واندیشه پشتونها كه به مراتب كم ادعاتر وكم هیاهوتر ازین حضراتند، از قوم متهم به تروریزم، كشتار ونسل كشی، ناقض حقوق بشر ،مروج مواد مخدر ، عامل بیگانه ونا سازگار با تمدن ومدرنیسم، مردم مدعی رهبری وقیادت كشور وزعیم ملی وپدر ومنجی ساختند والبته كه قیادت هم خواهند كرد.

راستی این زعمای قومی ما غیر پشتونها چه حرفی برای گفتن دارند؟ این ها چرا در مورد حوادث روزمره بغیر از گلایه از كرزی خود را هكاری ندارند؟ تا كی گلایه از كرزی راه گشا خواهد بود؟ كرزی به نظر این آقایان كیست كه این همه توقع از او دارند؟ اگر شناخت این حضرات از كرزی همان است كه هر روز جیغ می كشند وبد وبی راه می گویند ودیگر كاری نمی كنند، پس چرا این همه سربازی اوراكردند؟ واقعا شگفت انگیز است كه برخی ازین رهبران از سالها پیش آهنگ مخالفت با روند قوم گرایانه سیاست ودولت داری كرزی را سر داده بودند واز رهگذر همین روش جای پایی میان مردم شان باز كردند ولی باز هم سرباز كرزی شدند وباز هم منتقد او! وبرخی كه از سربازی كرزی ماندند، عسكری گل آقا شیرزوی را خوش كردند.

رهبران سیاسی ما در گیر ودار بازی های بسیار حساس كنونی، هیچ حرفی برای گفتن ندارند جز اینكه بگویند ما خواهان تغییر سیستم نظام سیاسی هستیم. اینها شكایت از بی خبری روند بازیها دارند ولی طرح شان برای حل مشكلات مردم وآینده سر نوشت، پارلمانی شدن نظام است. كدام پارلمان؟ آیا مشكل همین است؟ آیا افغانستان در وضعیتی است كه نظام پارلمانی را بر تابد؟ آیا زمان كافی برای این كار وجود دارد؟ در صورتی كه این جماعت حتی از روند بازیها خبر ندارند، چگونه فكر می كنند كه وقوع تغییر به اراده ومطابق طرح آنها خواهد بود؟ بزرگوارانی كه این شعار را مطرح می كنند، تا كجا مطمئن هستند كه افغانستان به آن مر حله می رسد؟ وچرا در تعقیب این هدف راههای پراكنده را می روند؟ واگر به این راهكار باور دارند چرا دوسال قبل به حاكمیت خلاف آن كمك كردند؟ ودهها سؤال بی پاسخ دیگر.

هدفی كه در پشت این شعار ها نهفته است باز فریب مردم ودست وپا كردن موقعیتی برای خود در انتخابات بعدی است ولی هیچ تضمینی وجود ندارد كه ما به آن مرحله برسیم. یكی از هنر های كرزی این بوده كه در ده سال گذشته مانع از ایجاد یك محور سیاسی توانمند گردیده و رهبران مدعی را در طی ده سال پشت در وازه های ارگ سر گردان نگاه كرد ودر عین حال ازین چهره ها، بازی گران بی قاعده واساسی ساخت كه اكنون هر حركت شان فاقد اعتبار وبدور از اعتماد است. درنبود یك محور سیاسی واحد وقابل اعتماد، رسیدن به مقاصدی كه حضرات مطرح می كنند نا ممكن به نظر می رسد. ایشان می گویند كه سیستم پارلمانی موجب مشاركت بیشتر مردم در قدرت وتوزیع قدرت می گردد، در حالی كه خود در عمل ثابت نكرده اند كه حداقل در محورهای كوچك گروهی خود شان مشاركت همگانی وتوزیع قدرت را عایت نموده اند.

دیروز آقای قانونی بسیار حرفهای خوبی داشت واز ضرورت ایجاد یك محوریت واحد وداخل شدن همگان در زیر یك چتر سخن گفت ولی وی خود كسی است كه به این طرح هیچگاه ارزشی قایل نشد ودر گیر ودار معاملاتش حتی مدیون بودن خود به صاحبان این اندیشه را فراموش كرد؛ اگر آقای قانونی این نوشته را بخواند خوب می داند كه من از كجا واز چه واقعه ای سخن می گویم ولی برای معلومات دوستان خواننده تفصیل آن را خواهم نوشت.

 

 

(1) این كنفرانس از سوی انستیتوت شرق شناسی ودانشگاه دوستی خلقها در تاریخ23نوامبر2011در دانشگاه مذكور دایر شده بود.

(2) آقای كارگون از مامورین خاص وپر سابقه ك گ ب در افغانستان بوده كه در زمان صدارت هاشم خان بحیث مترجم وارد كابل شده وسه سال در وزارتهای معادن، سرحدات وتجارت افغانستان كار كرده و در مورد افغانستان 6 جلد كتاب منتشر ساخته است. او دارای دو دكترای تاریخ وشرق شناسی است وتیزس یكی از دكترا هایش امان الله خان می باشد. وی زبان فارسی را خوب می داند وبا آن سخن می گوید، من برعلاوه یاداشت سخنرانی اش در كنفرانس، صحبت 3ساعته ای با او داشتم.

(3) انستیتوت شرق شناسی روسیه یكی از كهن ترین مراكز تحقیقاتی است كه در سال1918 تاسیس شده ودهها دیپارتمنت دارد واغلب محققین وپرفیسور های روسی وغیر روسی مقیم روسیه در آن عضویت دارند.

(4) انستیتوت شرق وغرب یكی از نهاد های علمی مشترك بین روسیه وآمریكا است كه پس از پایان جنگ سرد تاسیس شده ومر كز آن در نیویارك می باشد.



نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
علی تمرانی
یکشنبه 1390/11/23 09:57 قبل از ظهر
جناب اقای جوادی سلام. نوشتة شما را درباره فاجعه افشار در جمهوری سکوت خواندم واستفاده کردم.مئوفق باشید
غفاری
شنبه 1390/11/22 10:52 بعد از ظهر
با عرض سلام و مانده نباشید خدمت روشنفکر متعهد و دلسوز آقای جوادی
چند توصیه برای زیباتر شدن وبلاگتان از لحاظ ظاهری دارم
1. اگر ممکن است وبلاگتان را به بلاگفا یا سایت های سرویس دهنده وبلاگ خارجی انتقال دهید زیرا دامین شما انگ ایرانی مآبی را دارد
2. قالب زیباتری از سرویس های ارائه دهنده قالب انتخاب کنید و با اعمال تغییرات در قسمت ویرایش قالب ظاهر وبلاگتان را آراسته تر کنید
3. بنابر تحقیقات ارائه شده استفاده از وبلاگ به اندازه سایت از امنیت برخوردار نیست لذا اگر وبلاگتان را به سایت تبدیل کنید با توجه به مطالب نسبتا انتقادی تان بهتر خواهد بود.
3. فونت نوشته هایتان را درجه 2 و توهما انتخاب کنید نه 3
پاسخ محمد سرور جوادی : تشكر از رهنماییهای تان.
ابراهیم تولا
شنبه 1390/11/22 04:11 بعد از ظهر
باتوجه براینکه هرزمان ،شیوه مبارزه خاص خودش را ضرورت دارد ، و هر اندیشه در همان محدوده خودش اززش می یابد ، نقد شیخین بعنوان رهبران و فرایند که تاریخ آنان را پشت سرگذاشته و سیاست بازی های شان را تجربه نموده و آنان نیز در زمان خود شان نقشهای مثبت و یا منفی بازی کرده اند، امر بجایی است اگر گذشته وسیاست بازی های شیخین را بررسی کنیم بخصوص زمانی که با رهبر شهید مقایسه شوند که مهر وراثت او را به سینه میزنند ، نقص های آنان بیشتر برجسته میگردد .در شرایط که ما قرار داریم پشتون ها باطالبان یکی اند و جناب رئیس جمهور هم آنان را برادر خطاب می کند ومجامع علمی دنیا هم به این تنتجه رسیده اند ، چنانچه در نوشته جوادی نیزتذکر رفته بود ، اگر نقدی و ارزیابی از عمل کردهای دولت نباشد ، بیم آن می رود که جناب رئیس جمهور برادران ناراضی اش را آورده داخل دستگاه دولت نماید و تأید جناح های مخالف را نیز بگیرد ، از این رو نقد رهبران هزاره که در رده های تصمیم گیری ولو نمادین قرار دارند یک امر بجا و سازنده است .
آقای تمرانی آرزو کرده بودند که ایکاش آقای جوادی مانند معلم عزیز یک مکتب تشکیل میداد تا ثابت می نمود که نگران نسل آینده است ولی من به این باور هستم که معلم عزیز در جای خودش و جوادی درجای خودش ستون های فکری جامعه ومعلمین نسل آینده این مردم می باشند . نقشی را که آقای جوادی در بیداری افکار جوانان داشته از مکتب معلم عزیز برنمی آید چنان برعکس.
علی تمرانی
چهارشنبه 1390/11/19 01:43 بعد از ظهر
جنای اقای جوادی عزیزباسلام .
من نگفتم که اقای محقق وخلیلی مقدس است ونباید از آن ها انتقاد شود؛اما انتقاد با تخریب خیلی تفاوت دارد واستراتژی شما تخریب شیخین است نه آگاه کردن آن ها به اشتبا هات شان.
جناب جوادی شما که شعار تان گوش فلک را کرده است، ای کاش به اندازه معلم عزیز یک مدرسه راه می انداختید که مردم می فهمید که شما نگران آینده آن ها هستید.یک روز کنار عبد الله ظاهر می شوید وتقدیر ظالم می کنید یک روز کنار...
پاسخ محمد سرور جوادی : نمی فهمم كه دایه مهربان تر از مادر شدن چه سودی دارد، نقد ها یا بقول شما تخریبات مرا در كابل خیلی نزدیك تر شیخین به تعبیر شما-من به شیخی هیچ كدام باور ندارم- می بینند وبه اندازه دایه های شان ناراحت هم نیستند. در مورد تقدیر ظالم كاش روزی كه جبهه متحد با مسعود وربانی جور شد چیزی می گفتید، 13 سال بعد خبر شده اید كه از ظالم تقدیر می شود؟ معلم را وظیفه مكتب ساختن است بخصوص كه مكتب خود یك تجارت هم باشد كه البته با آنهم قابل تقدیر است ولی این دلیل نمی شود كه همه باید مكتب بسازند شاید برای دیگری مقدور نباشد وشاید دیگری این عرضه را نداشته باشد مگر هیچ كدام دلیلی بر محرومیت كسی از ابراز نظرش نمی شود.
علی تمرانی
سه شنبه 1390/11/18 04:54 بعد از ظهر
سلام جناب جوادی.
احساسات شما نسبت به سرنوشت مردم تان قابل قد ر است ولی با شعار دادن وبه هم دیگر کنایه زدن مشکل حل نمی شود.شما در این مدت که به نحوی در قدرت سهیم بودید چه راهکار ی برای برون رفت جامعه هزاره داشته اید؟وردآن راستا برای جامعه هزاره چه کار مشخصی انجام داده اید؟هرچند خلیلی ومحقق رهبران اید آل برای جامعة ما نیست؛ اما اگراین دو را برداریم ودر افکار عمومی خراب کنیم، چه کسان می توانند جایگزین شود؟ شما؟ بهزاد؟فهیمی بلخاب؟جعفر مهدوی؟ عمل کردی بهزاد ومهدوی درانتخاب نایب د وم پارلمان نشان دادند که چه قدر به منافع مردم هزاره وچه مقدار به متافع صاحبان فدرت پای بند است. جناب جوادی؛ مشکل ما مردم این است که بدون هدف واندیشه حرکت می کنیم، امروز نه حذف خلیلی ونه محقق مشکل را حل نمی کند، بلکه طراحی یک استراتژی لازم است که همه با وجود اختلاف های سلیقه در آن راستا حرکت نماید دراین صورت هم منافع ملی وشخصی همه تآمین می شود.
پاسخ محمد سرور جوادی : تمرانی صاحب نوشته را خوب نخوانده اید ودر ثانی اگر نقد نكنیم، اصلاح ممكن نیست وما وهر جامعه مطلق گرا وتقدیس گر گمراه می شود، نقد قمچینی را می ماند كه خمودان را یا متحرك می سازد ویا از پا می اندازد ازخمودگی موجود هر كدام كه اتفاق بیفتد مفید است، اگر خاص در مورد هزاره ها صحبت شود، در نبود این دو حتمی نیست كه هزاره ها نابود شود همه رهبران ایده آل مردند ولی ملتها باقی ماندند، شما فرض كنید كه ما خود را در تقدیس این دو سر گرم كنیم وهیچ نقدی هم نكنیم، جلو مرگ شان را گرفته نمی توانیم در آن صورت چه باید كرد؟ همه بمیریم؟ اگر عمل كرد من وامثال من در ست نباشد دلیل نمی شود كه آن دو مقدس اند ودر حریم قدس عقل ونقد را راهی نیست.
محمد موسی سبقت
سه شنبه 1390/11/18 01:27 بعد از ظهر
آقای جوادی عزیز سلام بسیار عالی نوشتی به امید ادامه مطلب وروشنگری دیگر
ظفر
سه شنبه 1390/11/18 11:44 قبل از ظهر
عالی نوشتید. دوست دارم نظر شما را در مورد این موضوع بدانم که آیا فکر می کنید روسیه با همه خاطرات که از افغانستان و حضرات در این سرزمین دارد در پی تسهیل نمودن تشکیل محوریت علیه نظام کنونی باشد؟
پاسخ محمد سرور جوادی : نخیر روسها به وضوح می گفتند كه در برابر آمریكا بسی عاجز ودست وپا بسته اند، بخصوص وارد گود جنگ استخباراتی شده نمی توانند وجنگ افغنستان در حال تبدیل شدن به یك جنگ پیچیده استخباراتی است. درین رابطه یاد داشتهای زیادی دارم كه در فرصت نشر خواهم كرد.
محمد جمیل علی پور
دوشنبه 1390/11/17 05:35 بعد از ظهر
درود برشما، موضوعات جالب به بحث گرفته شده از دیدگاه من تحلیل جامعی ارائه داده اید، فقط میخواستم اضافه کنم پختگی سیاست افغانستان مستلزم گذشت زمان است که در امتداد ان یک بار نه بلکه چندین بار بحران های متنوع دامنگیر مردم خواهد شد و این یک روند طبیعی است که با هر گونه سرعت بخشیدن مصنوعی بتی تر حرکت می کند. موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ