تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - سند راهبردی؛ بایدها ونباید ها
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

سند راهبردی؛ بایدها ونباید ها

تاریخ:پنجشنبه 1391/02/14-06:05 قبل از ظهر

سند راهبردی؛ باید ها ونبایدها

مطابق وعده از گفته ها وشنیده ها در مباحث دیروز وشب گذشته در رسانه ها برای تان نوشتم. دیروز ودی شب به ترتیب با تلویزیون های کابل نیوز وفارسی بی بی سی گفتگو ومصاحبه داشتم وچند روز قبل نیز با شبکه کابل نیوز،شبکه یک، شبکه خبر ایران،خبر گزاری فارس وچند رادیو ورسانه دیگر نیزکه بحث محوری امضای سند همکاری های راهبردی میان کابل وواشنگتن بود.
سندی که پس از یک ونیم سال تبلیغات وهیا هو سه شنبه شب در فضای خلوت وخالی از وجود اغیار حتی معاونان آقای کرزی امضا شد، در معرض بحث وتضارب آراء سه گروه قرار داشت ودارد؛ مخالفین مطلق، موافقین مطلق وگروهی که شرط وشروطی قایل بودند وحالا پس از امضاء بر معیار شرط های شان منتقدند.
گروه منتقد اکنون امید بسته اند که این سند مورد سلاخی شورای ملی قرار بگیرد وشرایط شان در این مرحله شامل محتوای سند گردد. هرسه گروه در داخل وخارج طرفدارانی دارند وبعضی ازین گروهها اساسا ریشه خارجی دارند. سوالهای عمده در بحث ها این بود که این سند دارای چه محتوایی است؟ چون تا هنوز همگان از محتویات آن بی اطلاعند، هدف از امضای چنین سندی چیست؛ افغانستان چه می خواهد وآمریکا در پی چیست؟ آیا خواسته های مردم افغانستان درین سند تامین شده است؟ موضوع امنیت وامور نظامی درین سند چه جایگاهی دارد؟ بحث حاکمیت ملی از چه کیفیت واهمیتی بر خوردار است ودر نهایت سر نوشت افغانستان با همسایگان ومنطقه چه می شود؟
کوشش می کنم کوتاه ودر حد گنجایش در این ستون نکاتی مطرح شده را یاد آور شوم:
این سند با تشریفات سمبولیک امضاء شد که پیام های خوبی دارد اول اینکه اوباما به کابل آمد وکرزی به واشنگتن نرفت، این بدان معنی است که برای آمریکا این سند مهم است وکابل هنوز هم در صدر اولویتهای واشنگتن است، مقدمات سفر اوباما به کابل را روسای کمیته های سیاست خارجی وامنیت واستخبارات سنای آمریکا در رفت وآمد متناوب فراهم کرده بودند. دومین حرکت سمبلیک درین باره امضای سند در سالروز قتل اسامه بن لادن بود که بیانگر تعهد طرفین به ستیز با القاعده است.
محتوای این سند که من متن انگلیسی آن را چند روز قبل ومتن فارسی وپشتوی آن را دی روز دریافت کرده ومرور کلی نموده ام، بیشتر چوکات کلی راه مشترک دو کشور در آینده را بیان می کند ودر موارد بسیار حساس نظیر امنیت وامور دفاعی وارد جزئیات نشده وموضوع به موافقتنامه های آینده موکول شده وتا آن زمان عمل به موافقتنامه ها وتفاهمات قبلی نظیر موافقتنامه امنیتی 2003 وتفاهمنامه های انتقال مسولیت زندانها وعملیات های شبانه از آمریکاییها به افغانها در اواخر سال 90 واوایل سال 91 شمسی محول گردیده است، معنی واگذاری سر نوشت امنیت به آن توافقات این است که تا ترتیب سند راهبرد نظامی برای دراز مدت، حضور قوتهای آمریکایی در افغانستان ونحوه عمل شان همانند گذشته خواهد بود وتغییری جز در دو مورد زندان ها وعملیات های شبانه در کار نیست.
این سند به وضوح از متحد بودن افغانستان به طور جدی با ناتو در خارج از چوکات تشکیلاتی آن یاد می کند واین بمعنی آن است که افغانستان در موقعیت کشورهای مثل کویت وعربستان ودیگر شیخ نشین های خلیج ویا اسرائیل در خاورمیانه ویا کوریای جنوبی وغیره متحدین غیر شامل در تشکیلات ناتو قرار می گیرد ودر گاه مورد تهاجم واقع شدن حمایت ناتو را در امور دفاعی با خود خواهد داشت. بر علاوه درین سند آمریکا تعهد سپرده که تهاجم به افغانستان را برای خود نگرانی جدی تلقی کرده منوط به خواست دولت افغانستان از هرنوع حمایه حتی به شمول تهاجم نظامی دریغ نمی کند.
این سند واضح می سازد که آمریکا در پی ایجاد پایگاههای نظامی دایمی در افغانستان نیست که به نظر کارشناسان کلمه "دایمی" یک مغالطه برای گمراه سازی اذهان مخالف است چون حضور ابدی نه مقصود آمریکا است ونه ممکن و ومعمولا چنین حضوری با خرید بخشی از خاک یک کشور وایجاد پایگاه مطرح است که در چنین حالتی پایگاه آمریکا بود ونبودش در امنیت وثبات کشوری که پایگاه در آن قرار دارد بی تاثیر است وهر گز وجود پایگاه در بخش خریداری شده در درون حدود جغرافیایی یک کشور بمعنی اتحاد موضع در امور دفاعی نیست تا پای صاحبان پایگاه را در امور امنیتی کشوری که پایگاه را در خود جای داده بکشاند ولی حضور دراز مدت آمریکا در افغانستان نه تنها درین سند نفی نشده بلکه تصریح شده آمریکا حق دارد مطابق نیاز به تاسیسات نظامی افغانستان دسترسی داشته باشد که جزئیات آن در سند همکاریهای دراز مدت امنیتی توضیح داده می شود، این ضمن تصریح بر حضور دراز مدت آمریکا، شریک بودن آمریکا در امور دفاعی وامنیتی افغانستان را نیز به همراه دارد که ازنظر من به نفع افغانستان است.
درین سند تعهدات آمریکا برای توسعه اقتصادی وتقویت زیر بنا های اقتصادی افغانستان تصریح شده است واز روند ایستادن افغانستان بر پاهای خودش حمایت گردیده وتاکید شده که آمریکا برای ادامه دولت سازی همکار دراز مدت وجدی برای افغانستان خواهد بود.
تعهدات آمریکا اما یک جانبه وبی قید وشرط نیست، این کشور در مقابل تعهد افغانستان را در عرصه های مختلف گرفته است، افغانستان متعهد شده تا در چارچوب قانون اساسی عمل نماید وبه تمامی تعهدات بین الملی خود در زمینه های رعایت حقوق بشر، حقوق زنان وحقوق اقلیتها ودموکراسی واراده مردم وشفاف سازی اداره وامور مالی ومبارزه با فساد ومواد مخدر وتروریزم وشفاف سازی وهمگانی نمودن وسالم کردن انتخابات بکوشد.
افغانستان وآمریکا هردو تعهد کرده است که روند صلح فقط در چوکات پذیرش قانون اساسی وترک خشونت وروی کرد سیاسی مخالفین مسلح ومبارزه سیاسی در چوکات قانون اساسی دنبال می شود ودر غیر آن مبارزه قهری با گروههای تروریستی دوام خواهد داشت.
اگر میزان تعهدات طرفین را در ترازو بگذاریم، افغانستان 70بر30%به ایالات متحده آمریکا تعهد سپرده است واکثر این تعهدات مسایل مر بوط به امور داخلی می باشد. اکثرا اعتراض روی همین نقطه است ومعترضین می گویند این بمعنی نقض حاکمیت ملی ورفتن به سوی مستعمره شدن افغانستان است.
من در مباحث دی روز وهمچنین در مصاحبه اختصاصی با شبکه خبر ایران وبی بی سی در پاسخ به شبهات وازجمله تعبیر اشغال یا مستعمره شدن آن جواب رد داشتم ودلایلم چنین بود:
1- حاکمیت ملی در منطق سیاست خارجی وروابط بین المللی امروزی با دیروز تفاوت دارد، دیروز نفی خارجی ها در مسایل ماهیت اصلی روابط بین الملل بود ولی امروز همکاری محور وجوهر اصلی سیاست خارجی موفق در حوزه روابط بین الملل است. نیاز مندی های طرفین ورفع آنها مطابق منافع تعریف شده هر یک برای خود، انگیزه اصلی تامین روابط وعقد میثاق ها می باشد وبسیار روشن است که هر کسی در قلمرو منافع خود از دیگری تعهداتی را می طلبد ورنه چرا باید آمریکا به افغانستان تعهد دهد که در برابر خطرات تجاوز به افغانستان می ایستد وبا آن مقابله می کند؟
2- امروزه همه امور جهانی شده وشما نمی توانید قلمرو جغرافیایی معینی را از دیگران جداکنید وممکن نیست ما اقتصاد، امنیت، سیاست وحتی فرهنگ را بریده از دیگران مطرح سازیم، مثلا ممکن نیست تروریزم ویا مواد مخدر ویا فقر ویا تبعیض ویا نقض حقوق بشری را به مردم ومنطقه خاصی مربوط کنیم، ماهیت پدیده ها جهانی است وطبعا تعهدات جهانی را می طلبد.
3- به نسبت اینکه پدیده های خلاف محدود ومحصور نیست وبه همین دلیل نهاد های بین المللی ایجاد شده ودولتها در برابر این نهاد ها تعهداتی دارند، آمریکا بحیث دولتی که در عرصه بین المللی توان بیشتری دارد، تعهدات زیادتر ومحکمتری نیز دارد وبدیهی است هر گاه از دولتی حمایت می نماید باید تعهدات جهانی خود را نیز ملحوظ نماید ورنه خود به یک دولت بی تعهد وبی اعتباری بدل می شود.
4- اگر تعهدات ماخوذه از سوی آمریکا به روند انسانی شدن سیاست ورعایت حق شهروندی ونهادینه شدن نظام سیاسی مبتنی بر اراده مردم  وساختار اداری عادلانه واداره عاری از فساد وظلم ودر نهایت رشد ظرفیتهای درونی ملت افغانستان وتوانمند شدن آن کمک می کند اشکالش در چیست؟ اگر بقول این منتقدین مستعمره شدن نتیجه اش انسان شدن باشد ولی مستقل بودن حاصلش توحش کدام یک بهتر است؟
5- آمریکا نسبت به باور دولت موجود در افغانستان به ارزشهای قانون اساسی افغانستان تردید دارد، دنیا واز جمله آمریکا نه تنها این دولت را در راستای تطبیق قانون اساسی ونهادینه ساختن آن نا کام می داند بلکه آن را اصلا بی باور می پندارد وبه همین دلیل می کوشد در قالب هرسندی این رژیم را متوجه مسئولیتهایش نماید.
6- افغانستان چیزی غیر ازاینکه بگوید من آدم می شوم برای تعهد دادن ندارد وبرای دنیا همین قدر از افغانستان بدست آوردن هم غنیمت است.
به هر حال درین سند جناب سلطان کرزی به صراحت تعهد کرده که دولتی مبتنی بر اراده مردم ومتشکل از همه می سازد وتبعیض میان اقوام واقشار را طرد می کند که این خود در گام نخست اعتراف به کمبود چنین چیز ها در نظام موجود است ودر گام دوم ضمانت دیگری برای باز نگشتن افغانستان به تاریکیها وسیاهی های گذشته.
در اخیر می خواهم بگویم که اجرای این سند از حیث حقوقی الزامی است ونیز با امضایی که شده است نهایی ومطابق قانون اساسی دیگر ضرورتی به تصویب وسلاخی شورای ملی ندارد. شورای ملی اولا فقط صلاحیت دارد روی میثاقهای بین المللی وکنوانسیونها نظر بدهد ونه قرارداد ها وموافقتنامه ها وثانیا فقط حق دارد که اسنادی از دو نوع یاد شده را رد ویا تایید نماید. بنا بر این کسانی که دل خوش کرده اند هنوز این سند در معرض جرح وقیچی است اشتباه می کنند. به نظر من این خوب است که چنین اسنادی به چنین پارلمانی راجع نمی شود ورنه پالان دوزان چگونه خیاطی خواهند کرد؟
اگر حوصله ای بود در یاد داشت جداگانه واکنشهای بیرونی را می نویسم، پاسخم برای شبکه خبر ایران تلخ تلخ بود.



نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
moh/zia fahim
جمعه 1391/02/15 02:18 قبل از ظهر
in sanadi besyar moheem wa hayati ast wa man kamillan ba tahlel jawadi sib hamnazar hastam. ananiki entiqad darand haq shan ast chon payamad hayi khobi barayishan nadarad labod entiqad mekonand.
پویا
پنجشنبه 1391/02/14 01:17 بعد از ظهر
سلام جناب اقای جوادی محترم، تشکر از تحلیل خوب و واقع بینانه تان.
براستی کشور ما و خیلی از کشورهای دیگری که ازادی و دموکراسی در آنها نهادینه نشده و اصول اولیه انسانی رعایت نمی‌شوند، نیاز به یک سر پرست دارند که نظارت کند.
موفق موفق باشید.
مهدی فروغ
پنجشنبه 1391/02/14 09:45 قبل از ظهر
سلام استاد جوادی
قلم تان توانا باد ااستاد.
گرچه فکر میکنم استاد این پنمان به یک تحلیل فراگیرتر نیاز دارد و خوب است ما به اهمیت این پیمان برای هزاره ها هم بحث های داشته باشیم.
نگرانی اصلی که قبلا به شکل جدی برای ما مطرح بود این بود که دوباره افغانستان از دریچه پاکستان دیده نشود و از همه مهمتر اینکه افغانستان در بعد 2014 به خانه جنگی و برگشت طالبان دچار شود. که خوشبختانه روزنه امید برای این ایجاد شد.
متعهد شدن اقای کرزی به انسانی کردن سیاست و تاکید بر حمایت از حقوق بشر و قانون اساسی و احترام به حقوق اقلیت ها ..... و ضمانت یک حکومت سالم که استوار بر ارزش های مدرن و انسانی است از نکته های ناب این پیمان است. ما اگر فکر به این کنیم که در سال 2014 اگر ناتو و امریکا از افغانستان خارج میشد و کمک های نظامی و اقتصادی اش قطغ میشد ما به چه سرنوشت دچار میشدیم؟ اهمیت کامل این توافقنامه را برای ما بطور شنوا بیان میکند.
پاسخ محمد سرور جوادی : سلام به شما! حتما می کوشم در حد درک خودم این کار را بکنم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ