تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - سند راهبردی وواکنشها
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

سند راهبردی وواکنشها

تاریخ:یکشنبه 1391/02/17-06:55 قبل از ظهر

سند راهبردی و واکنشها

یکی از مباحث جدی در رسانه های داخلی وخارجی موضوع واکنشهای داخلی وخارجی نسبت به امضای سند همکاری های راهبردی میان کابل وواشنگتن است. درین نوشته پاسخ هایی را که به پرسشهای رسانه ها داده ام بعنوان دیدگاه شخصی ام  مطرح می نمایم.
شبکه خبر ایران با این پرسش بحث را آغاز نمود که افغانستان در ده سال گذشته بحیث یک کشور اشغال شده مطرح بود واکنون امضای سند همکاریهای راهبردی روند سلطه آمریکا بر این کشور را تحکیم نمی بخشد؟
پاسخی که من داشتم این بود که با تعبیر تحت اشغال بودن افغانستان موافق نیستم بلکه بر عکس من باور دارم که افغانستان پیش از حضور قوتهای بین المللی در پوشش سازمان ملل ومطابق فصل هفتم منشور شورای امنیت، کشوری اشغال شده وتقسیم شده میان قدرتهای منطقوی بود وحضور نیروهای بین المللی موجب نجات آن گردید، حضورنیروهای خارجی در افغانستان سه گونه است؛ قوتهای آیساف یا کمک وهمکاری به امنیت، قوتهای ناتو به رهبری آمریکا ونیروهای باز سازی ولایتیprt. آیساف مطابق توافق میان افغانستان، ایالات متحده آمریکا وناتو در سال 2003 در افغانستان حضور یافته وهدف آن دو موضوع مشخص است؛تاسیس،آموزش وتقویه نهاد های امنیتی افغانستان وهمکاری وهمراهی با این قوا در تامین امنیت. حضور قوتهای آمریکا ودیگر کشورهای متحد آن برای مبارزه با تروریزم والقاعده بر اساس منشور ملل متحد وبا تجویز شورای امنیت وتصویب مجمع عمومی صورت گرفته است وحضور نیروهای بازسازی ولایتی بر اساس توافق نیروهای آیساف وحکومت افغانستان زمانی وارد کار شده اند که از فشار جنگ ونا امنی ها در شهرها ودهات کاسته شده ضرورت به کار های خدماتی وعمرانی احساس می شد واین نیروها خواستند بخشی از هزینه های اضافی جنگی را برای باز سازی مصرف نمایند.
به نظر من این روند بر علاوه اینکه افغانستان را از خطر انهدام مطلق بدست استخبارات کشورهای منطقه وهمسایه نجات داد برای افغانستان هویت وشخصیت حقوقی مستقلی را بخشید که از آدرس خود طرف معاهده وقرار داد با قدرتهای منطقوی وجهانی باشد وبجای همسایگان خود برای سر نوشت خود تصمیم بگیرد.
سوال جدی دیگر این بود که آیا افغانستان در امضای این سند ملاحظات منطقه را در نظر گرفته واصولا واکنش منطقوی وداخلی این کار چه خواهد بود؟
پاسخ این سوال چنین داده شد ودر واقع دید گاه من این است که منطقه پیرامون ما چهار دیدگاه در قبال حضور دراز مدت آمریکا در منطقه دارد:
1- دیدگاهی که با حضور آمریکا مخالفت سر سختانه دارد ومتعلق به ایران وپاکستان است؛ ایران پیش از اینکه محتوای سند همکاری های دراز مدت معلوم باشد مخالفت خود را اعلام داشته وبه اقداماتی دست زده است که در نهایت به منختل سازی روند امضای آن منجر شود وپاکستان شاید باندازه ایران با این اقدام مخالفت داشته باشد لیکن به صورت رسمی اظهار نکرده است، اصولا در پاکستان حکومت به صورت سه لایه ای است ولایه ای که از سیاستهای این کشور به صورت رسمی نمایندگی می کند، صلاحیت واقعی را ندارد، دولت پاکستان مرکب است از لایه ای که ظاهرا بصورت دموکراتیک شکل می گیرد وبازبان دیپلماتیک وفریب کارانه سخن می گوید ولایه نظامی گرانی که به شدت عمل گرا اند واز زبان بازی های سیاسی بدور وخاموشانه استراتژی پنهان را پیش می برند، لایه سومی گروههای افراط گرایی اندکه در جامعه ودولت پاکستان نفوذ قدرتمندی دارند ودر واقع لایه سومی سرباز سازان نظام پر ماجرای پاکستان اند ولایه دومی این سربازان را سازمان دهی کرده در میدان عمل کار می گیرند ولایه اولی توجیه گر سیاسی برای لایه های مذکور است. ایران وپاکستان در عمل در مسیر واحدی گام بر می دارند واین دو همسایه، ما جراجویان اصلی در حوادث درونی افغانستان نیز هستند والبته از رهگذر بی ثباتی وضعف دولت در افغانستان منافع مستقیم را هم همین دو دارند؛ منافع آنها چیست؟ بحث دیگری است.
2- دیدگاه موافق، بیشتر به کشورهای عربی مربوط می شود، این کشور ها گرچه رگه های افراطیت مذهبی را در خود جای داده اند ونیز بسیار مایل بودند که دوستی آمریکا وافغانستان از مسیر آنها صورت بگیرد که نشد وافغانستان مستقلانه وبدون وساطت وضمانت کس دیگر وارد میدان شد ولی رقابت وخصومت شان با ایران موجب شده تا از هر طرحی که فکر می کنند در جهت خلاف قدرت گیری ایران است حمایت نمایند، عربها به رهبری پادشاهی آل سعود درین اواخر بسیار کوشیدند تا راه بازگشت پاکستان به سوی آمریکا را باز نمایند ولی سردی تمایل آمریکا وبا ج خواهی های بی مورد پاکستان والبته ریشه های تنومند افراط گراها درین کشور موجب شد که چنین آرزویی به ثمر نرسد.
3- دیدگاه مخالف همراه با احتیاط، نظری است که به روسها مربوط می شود، روسیه از یک طرف با طرح استقرار موشک ها وپایگاه های کشف الکترونیکی در اروپای شرقی مواجه اند، حرکتی که از نظر روسیه دست رسی آمریکا به معلومات واسرار درون خانه ای روسیه را کا ملا فراهم می سازد واز سوی دیگر در نبود قدرت استخباراتی، نظامی واقتصادی مثل آمریکا در افغانستان خطر توسعه ونفوذ تروریزم در آسیای میانه وقفقاز را حتمی می داند، تهدیدی که به اعتراف کارشناسان روسی، این کشور به هیچ وجه توان مهار آن را ندارد.
روسها حضور دراز مدت آمریکا در افغانستان را از دو جهت مخالف منافع دراز مدت خود می نگرند؛ اول اینکه فکر می کنند اگر آمریکا بر اثر فشار های روسیه از استقرار پایگاه الکترونیکی وموشکی در اروپای شرقی که هنوز هم تحت تاثیر سیاستها ووابستگی های اقتصادی روسیه است، منصرف شود افغانستان می تواند جای اروپای شرقی را به مقصد تامین این هدف بگیرد ودوم اینکه آمریکا در پی ایجاد جاده ابریشم جدید ودر واقع بستن کمربند اقتصادی در کمر آسیای میانه است، این کمربند می تواند آسیای میانه را با همه منابع بزرگ انرژی نهفته در آن وبازار پرمصرفش برای تجارت وصنعت غرب به حوزه مهم نفوذ اقتصادی غرب تبدیل ودامنه منافع روسیه را بسیار محدود بسازد، نگرانی مهمی که چین نیز با روسیه شریک است.
روسها در عین نگرانیهای مطرح شده نمی خواهند ناتو وآمریکا در افغانستان وبخصوص در مبارزه با تروریزم شکست بخورند، به نظر روسها شکست این قوتها بمعنی تهدید مستقیم امنیت روسیه از سوی افراطیت در منطقه است که بخشی از خاک روسیه سالهاست در گیر نا امنی ها وجدایی طلبیهای افراط گرایان می باشد. روسیه توان ناتو را در مهار کردن وسر کوب تروریزم از هیچ جهت ندارد. لذا روسیه خواهان حضور"کنترل شده" آمریکا وناتو در افغانستان است.
4- دید گاه موافق مشروط، دیدگاه چین وهند است. این دو کشور با موقعیتهای کمی متفاوت از هم در عرصه های سیاسی ونظامی واقتصادی تقریبا در مورد افغانستان وشرکای بین المللی ورقبای منطقوی اش نظر مشابه دارند، آنها نمی خواهند حوزه نفوذ اقتصادی شان محدود گردد وهر گز حاضر نیستند تا موقف قدرت شان در غول گرایی اقتصادی را از دست بدهند، قراین نشان می دهد که آمریکا نیز بادرک این حساسیت ونیز دلایل تخنیکی در پی سلب فرصتهای این دو کشور نیست. سرمایه گزاری روی منابع زیر زمینی افغانستان ونیز بازار محدود کشور ما برای آمریکا به نسبت دوری موقعیت جغرافیایی ونیز تقابل با چین وهند به صرفه نیست وترجیح می دهد این میدان را به این دو کشور رها کند. نگاه آمریکا به افغانستان به زاویه سیاسی، ژئو پلیتیکی ونظامی آن معطوف است وآن کشور برای دیدبانی منطقه به ما نیاز دارد، در حالی چین نگاه اقتصادی دارد وهند بر علاوه نگاه اقتصادی از منظر نظامی نیز اتحاد دولتین آمریکا وافغانستان را در دراز مدت به ضرر پاکستان می داند. شرطی که این گروه در مورد حضور آمریکا در منطقه دارد خط کشی میان حدود منافع است که ظاهرا این خط تاحدودی روشن وآشکار کشیده شده است.
سوال دیگر این است که حال کشورهایی که در خط مخالفت جدی قرار دارند چه خواهند کرد وچه می توانند؟ کشور هایی که با مسئله مخالفت جدی ندارند ویا شروطی را قایلند راه را برای تعامل باز گذاشته اند ولی برای کشور های مخالف سرسخت راه تعامل نیز بسته است مگر اینکه از موضع خود بر گردند.
به نظر می رسد که ایران وپاکستان نسبت به این موضوع وپیش از آن نسبت به افغانستان از هیچ کار جفاجویانه ای دریغ نکرده اند؛ این دو کشور منافع خود را در افغانستانی ضعیف وبی اراده ودر هم شکسته ومحتاج جستجو می کنند. غارت منابع طبیعی ما در غیبت یک دولت قوی واز افغانستان پس خانه ای برای رقابتهای منطقه ای ساختن هدف اصلی این دو کشور است.
پاکستان برای بقای خود دشمنی با هندوستان را بحیث استراتژی تغییر نا پذیر بر گزیده وبرای دوام این دشمنی بنا را بر ترویج افراطیت کور وجاهلانه واستفاده نا مشروع از دین وشریعت ومذهب گذاشته است وبر علاوه بقای حاکمیت قومی گروههای پنجاپی بر دیگران نیز در گرو دشمن تراشی های بیرونی ممکن است. افغانستان قربانی تمرین های افراط گرایانی شده است که برای دشمنی با هندوستان ساخته می شوند.
منابع طبیعی افغانستان توسط دوکشور به رایگان برده می شود وپاکستان حتی گیاهان صحرایی مارا به یغما برد وطبیعت زیبای مملکت ما را ویران کرد. سالانه حدود130میلیارد متر مکعب آب شیرین خارج از حق وقرارداد هابا این کشور ها از افغانستان خارج وبه این کشور ها حیات وزندگی می بخشد،تنها75میلیارد متر مکعب آن به ایران می رود واین یعنی سالانه 130 میلیارد دلار ارزش منبع حیاتی ما را یگان برای آنها سرازیر می شود وکافی است که سالانه 5%آن را علیه خود ما استفاده کنند، هردو کشور سالانه بیش از 200 میلیارد دلار عایدرایگان از ناحیه کار ارزان مهاجرین ما کمایی می کنند ودرعین حال ازین گروه آواره ودر مانده هم بحیث ابزار فشار علیه دولت ما وهم بحیث عوامل وسربازان اجیر علیه امنیت ملی ومنافع ملی ما بهره می گیرند. برعلاوه این دو کشور در حال ضعف ودر ماندگی دولت افغانستان همه قرارداد های تجارتی را زیر پا کرده از موقعیت جغرافیایی شان وترانزیت کالا بحیث یک اهرم بالای ما اسفاده کرده صدها میلیون دلار بهره به صورت اخاذی دارند و...
فکر می کنم اینها خصومت وکینه توزی شان را نسبت به ما به نهایت رسانده وفرصت دیگری بیشتر ازین ندارند. افغانستان نا گزیر به سیاست "موازنه منفی" کشانده شده وآن به کارگیری از قدرت دشمن رقیب به نفع خود است، بسیار خوب بود که همسایگان مسلمان ما رقابت را به رفاقت مبدل می کردند ولی افسوس که آنها برعکس کردند واکنون پاسخ خوبی را نباید ازین رفتار ها انتظار داشت.
ژنرال حمید گل رییس اسبق سازمان استخبارات نظامی پاکستان خواهان اتحاد ایران وپاکستان با چین علیه آمریکا شده است، پاسخ این دو کشور به خواست وی روشن نیست شاید ایران پاسخ مثبتی داشته باشد ولی چین چنانکه گفته شد حاضر نیست راه تعاملی را که آمریکا هم می پذیرد به تقابلی که انجامش معلوم نیست مبدل سازد، پاسخ آمریکا اما بسیار روشن است. وزیر دفاع آمریکا به صراحت دیروز گفت آنها مبارزه با تروریزم راتا حدی دوام خواهند داد که مطمئن شوند دیگر تهدید نمی شوند واضافه کرد که حمله بالای تروریستها در داخل پاکستان ضرورت است واین کاررا خواهند کرد.
به نظر من چه ما بخواهیم ویا نخواهیم آمریکا با استفاده از مواد این سند که بسیار سنجیده شده ترتیب شده است کار خود را پیش می برد وبهتر است که افغانستان نیز نشان دهد که یک کشور تحت اشغال بی اراده نیست ودر انجام تعهداتش توانمند است. یکی از مواد این سند می گوید که آمریکا از خاک افغانستان آغازگر حمله بالای همسایگان آن نمی باشد واین بدان معنی است که اگر همسایگان آغاز کنند، تهاجم بالمثل می تواند تا عمق خاک متجاوز ادامه پیدا کند ویا در جای دیگر سخن از هر نوع حمایت آمریکا از افغانستان به شمول اقدامات تهاجمی نظامی در برابر هر نوع تهاجم به افغانستان زده شده است. این مربوط به دولت افغانستان است که "هرنوع تهاجم" را چگونه معنی وتفسیر می کند؟
اکنون پاکستان وایران به حلقاتی در داخل افغانستان دل بسته اند که در مقابل در یافت خسی از آنها جهانی غوغا بر پا می کنند وهمیشه این مزدوران جاده ها را بر روی تهاجم همسایگان صاف کرده اند، واکنشهای داخلی فقط وفقط به همین دسته ها مربوط می شود وسایر مردم افغانستان منافع خود را در توانمند شدن خود جستجو کرده مخالتی ندارند.


نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
محمد حسن بحرانی
پنجشنبه 1391/02/21 01:38 بعد از ظهر
سلام آقای جوادی
فکر نمیکردم این قضیه تا این حد باشد
به نظر شما چه بلایی سرما میاد
پاسخ محمد سرور جوادی : اگر عاقل باشیم هیچ بلایی انشاءالله
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ