تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - تاریا قدس است؛ عقل افسرده است
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

تاریا قدس است؛ عقل افسرده است

تاریخ:شنبه 1391/02/23-02:58 بعد از ظهر

تا ریا قدس است؛ عقل افسرده است

بسیار اتفاقاتی، از سوی کسانی سازمان دهی می شود وبا یک طرح بسیار روان کاوانه وطی یک پلان نهایت مرموز در میان جامعه می افتد که نه رسانه ای می شود ونه چانه زنی های سیاسی وجناحی وقومی دارد ونه گذری به پلیس ودادستانی وداد گاه ونه هم اکثریت مطلق مردم با آن حساسیت منفی دارند بلکه اغلب با آن موافق ودعاگوی عوامل آن هستند،درحالی که عواقب آن بمراتب از بسیاری جنجالهای دیگری که ظاهرا نفرت آور است خطر ناک تر وپرضرر تر می باشد.

پیشینه رویه های اجتماعی بر اساس ریا وتزویر شاید به درازای تاریخ پیدایش این بشر افسون گر باشد ومن در پی بیان آن نیستم بلکه انگیزه من از نوشتن این مطلب اشاره به چند موردی است که همینک عقل مردم را بی حس کرده از وجود وتن شان بار کشان رام وبی درد سر ساخته است.

سه سال پیش روزی در موتربا دوستی نشسته بودم وبه رانندگی وی موتر ما از میدان شهید مزاری جانب دشت بر چی در جاده شهید مزاری در حرکت بود، مسیر بی نهایت تحت فشار ترافیک بود وحرکت موتر ما باصطلاح "خزک مورچه" . من از قضیه بی خبر بودم وبی حوصله شده صحبت دوستانه را قطع کرده پرسیدم چه گپ شده که این همه تراکم موتر وراه بندی است؟ دوستم با خون سردی جواب داد؛عقل ها بی حس شده! متوجه منظورش نشدم وتوضیح خواستم، وی گفت: ناراحت نشو می خواهم نظرم را واضح بگویم که گاهی از تقدس وملکوتی بودن بعض آموزه های دینی بگونه ای استفاده می شود که عقل انسانها بی حس می گردد ودر بی حسی عقل، تن وجان آدمی اسیر هوا وهوس کسانی می گردد که خود را متولی دین وقییم دینداران جازده اند.

باشنیدن این دید گاه ازدوستم متوجه شدم که او از یک موضوع جدی سخن می گوید وسر انجام فهمیدم که یک گروپ، چند متر رخت سرخ را در محوطه بزرگ پروژه خاتم الانبیاء(ص) بر سر چوب بالا کرده ومدعی شده اند که این بیرق همان بیرقی است که بر فراز گنبد زیارت گاه سید الشهداء حسین بن علی(ع) بر افراشته بوده وخدا اجر دهد فلان آقارا که به چه رنج وهنری آن را برای زیارت مردم افغانستان به کابل آورده است، بر افراشته شدن این بیرق همان و هجوم سیل آسای مردم برای زیارت وانداختن پول در داخل "صندوق عَلَََم"همان وهمین هم دلیل بسته شدن راه گردیده.

من نه تنها ازنظر دوستم نا راحت نشدم بلکه چند سوال را اضافه کردم؛ بر فرض اینکه این بیرق همان باشد که ادعا شده است، تقدس آن در چیست؟آیا تقدس وملکوتی بودن امام حسین ومرقد مطهرش به پارچه ای که بر فراز گنبد است منتقل می شود؟ اگر هم منتقل شود، آیا مافوق کرامت انسانی است؟ ودرین صورت انسانهایی که در روز هزاران تن به زیارت می روند وسر وصورت خود را به ضریح مقدس می مالند ولباسهای شان با مقدسترین مکانها در تماس می شود، هم مقدس می شوند؟ وآیا آنهارا هم تبدیل به زیارتگاههای این چنین مقدس باید کرد؟بدون شک انسان ذاتا از هر چیز دیگر بر تر است ودرعین برتری ذاتی، بازیارت اماکن مقدسه وتماس به اشیاء مقدس وپاکی چون ضریح پیامبر، ائمه دین وحجرالاسود وارکان بیت الله شریف وهر شب وروز تماس با قرآن مجید باید از اشیای مثل پارچه، کریم تر باشد وچرا باید در عین حال این همه کرنش به اشیا کند؟

شاید بگویید به احترام امام شهیدان چنین کاری می تواند موجه باشدولی حرف این است که آن بزرگمرد تاریخ انسانیت برای احیای کرامت ازبین رفته انسان وبرای سربلندی او وبرای آزاد زیستن او جان نثاری کرد ونه برای ادا واطوار ریا کارانه ونمایش صحنه های تزویر. بر علاوه، حرمت گذاشتن به حسین بن علی چه رابطه ای دارد به صندوق علم که روزانه میلیونها پول جمع آوری شده به جیب یک یا چند شخص می رود؟ حسین وآباء واولادش همیشه تاکید کرده اند که از سالوسانی که آنها را وسیله پر کردن شکم ورام ساختن هوا وهوس شان ساخته وبه هر نیرنگی دنیای شان را ازدین وباورمردم بدست می آورند بیزارند.

مگر این مردم عقل شان بی حس شده وتن شان در خدمت سالوسان افتاده است؛ مردی از بام تاشام جان می کند ودر آخر پول نان خشک عیالش را هم کمایی نمی تواند و بسا برای بدست آوردن آن خونش درگرو است ولی به راحتی آن را در صندوق علم می اندازد!! این مردم نمی داند که در زمین غصبی حتی خانه خدا جواز ساختن ندارد وعبادت خدا معصیت است ولی به راحتی می پذیرند که غاصبین، علم رادر ملک غصبی بر افرازند وچند صباحی بنام حسین کاسبی کنند وتازه نور چشم بندگان خدا هم باشند. زمین پروژه خاتم الانبیاء حق همین مردم است ووقف پروژه های عام المنفعه برای شان اما همین علم بدوشان آن را غصب کرده برای خود واقارب شان قصر ساخته اند وقسمتی را هم فروخته اند وبخشی هایی را هم برای ایرانیها بخشش کرده اند.

این گروه سالهاست که هنر مندانه مردم فریبی می کنند واز همین راه دنیای شان را می سازند؛ همین ها در دربار حکومتی بنام مجاهدین برای خسی، ملتی را متهم به کفروفسق کرده وفتح خانه های گلین وویران شده شان را به فتح مکه تشبیه کرده بر جنازه های هزاران انسان نعره الیوم یوم المرحمه سر می دادند، همینها به همراه مسعود در میدان شهر به استقبال طالبان رفته نقشه قتل مزاری وقتل عام مردمی را ریختند که همیشه مرید شان بودند وامروز هم سینه زنان زیر علم شان هستند، همین گروه نزد مایکل سمپل انگلیسی رفته سند ومدرک ارائه کردند که از بقایای جواسیس انگلیس هستند وماموریت شان را بیش از دوصدسال است که در قالب علمداران مذهب به پیش برده اند، همینها بودند که صنف آموزش مسیحیت ساخته وفیلم وعکس تهیه کرده به ایران فرستادند وهمینها بودندکه از خامنه ای به دلیل هم تباری کمک خواسته واز مظلومیت شان در بین قوم شرور وبی دینی بنام هزاره ناله ها کردند وهمین ها در کنفرانس علمای ایران وافغانستان در مشهد از بی باوری هزاره ها به تشیع واصالت قوم ومغولیزم در نزد آنها سخن گفتند واز رهگذر تیکه داری مذهب نان شان را به روغن ریا وتزویر چرب می کنند.

چندی پیش این گروه دسته ای را ساخته بنام"شورای معدن حاجیگک" ودر تانک تیل دشت برچی دفتری گشوده اعلام کردند که برای جلب کارگر در معدن ثبت نام می کنند، از هر نفر کار گر ساده 500 واز هر نفر کار گر نیمه حرفه ای1000 واز هر نفر کار گر حرفه ای 1500 افغانی وچهار قطعه عکس وکاپی سند تابعیت اخذ ویک فرم را سفید سر آنها امضا یا شصت می کردند، در دوهفته به تعداد 5000نفر را ثبت نام کردند. بسیار زود مشخص شد که این افراد با اخذ اسناد مردم حزب شان را در وزارت عدلیه که تایید چند هزار مردم واسناد آنهارا بحیث عضو می خواهد،تجدید راجستر کرده اند وپول کمایی دیگرآنها! البته سزای مردمی که عقل شان بی حس شده  همین است.

سه روز پیش همین شورای معدن حاجیگک وبا میان در آن نیست، تعدادی از حاجی صاحبان همیشه در باری وتوجیه گر حرکت های سازمان یافته تزویر را باخود همراه ساخته تحت زعامت آقای حجت بر مزار شهدای گلزار شهدای غرب کابل واقع در سر کاریز قلعه شهاده رفته واعلام داشته اند که نام این حضیره قربانیان مقاومت غرب کابل را به رسم ایرانیان به بهشت شهدا تبدیل ساخته وآن را با جمع آوری کمک از مردم خییر سنگ مرمر فرش کرده احاطه زیبا برایش می سازند، درین پلان چند تن از صاحبان شرکتهای زیارتی که چند سال است به شکل دیگری تجارت می کنند نیز بوده اند. مردم پس از وعظ آقای حجت با تغییر نامی که یاد گاری از مزاری است مخالفت کرده اند. برای من انگیزه تجارتی این کار روشن است ولی در شگفتم چگونه مردمی که از بعض خانه های شان چندین شهید درین گلزار دفن است، کسی خبر نمی شود ولی آقای حجت سر دسته این کار می گردد؟ من به هیچ چیز حجت کاری ندارم اما می گویم وی تا به اکنون مقاومت غرب کابل را باطل می داندوقربانیان آن را هرگز بعنوان شهید قبول ندارد، کسی که همیشه در ملامت این شهدا راه رفته است اکنون چه انگیزه ای برای ساختن گور آنها دارد؟

همین اکنون هزاران تن از مردم ما در کشور سوریه هفته ها است که متوقفند وبعضی از نداشتن خرجی در حال تلف وگدایی، برای چه؟ چون شر کتهای تجارتی زیارتی با استفاده از احساسات مذهی مردم در قالب این کاروانها مواد مخدر انتقال می داده اند ونیز در تبانی با مرز بانان سوری با پرداخت کمی رشوت بدون ویزای قانونی مردم را به آن کشور داخل واز آن خارج می کرده اند واکنون این نیرنگ ها وخلاف کاری ها افشا شده است. مردم متوقف مانده بعضا املاک شان را فروخته ویا گرو داده اند وبرخی با قرض گرفتن هزینه سفر تهیه کرده اند.

این همه برای چه؟ آیا کسی این مسایل را نمی داند ویا این وقایع عینی را نمی بیند؟ هرگز چنین نیست، می دانند که چه می شود ومی بینند که چه می گذرد ولی واقعیت این است که عقل ها را بی حس کرده اند وسالها القای روحی وروانی چنان بر روان این مردم نقش عمیقی را حک کرده که به سادگی پاک نمی شود. این مردم چنین باور کرده اند که معصیت وگناه این گروه هم مقدس است ولی از خود شان حتی عبادت شان بدون اشراف آنها مقبول در گاه خدا نیست. مردم باور کرده اند که خدا دین را در اختیار پیامبر قرار داده وپیامبر آن را به عده خاصی میراث گذاشته که این گروه همان میراث دار دین نبی اند وتمام همت خلقی که به این باورند این است که شاید ازپس خورده این میراث داران دین به آنها هم چیزی برسد، تاعقل ها چنین اسیر وبی حس است،ریا وتزویر مقدس خواهد بود.

از طرف دیگر چون پوشش چنین کار هایی، دین ومذهب است با وجود کلاه برداری واضح وکسب درامد از راههای غیر مشروع، قانون ودستگاههای تطبیق قانون نیز چشم ها را می بندد، این جرایم نه شاکی خصوصی دارد ونه مدعی العمومی در کار است زیرا کوچکترین اقدام مدعی العموم عکس العمل خلقی را در پی خواهد داشت که خود قربانی اصلی قضیه است. حتی کار های مثل آنچه که شورای معدن حاجیگک کرده نیز به دلیل دخیل بودن تا بوها وتابلوهای مذهبی، مورد پیگرد قرار نمی گیرد.

 



نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
عبدالله غفاری
چهارشنبه 1391/02/27 07:20 بعد از ظهر
سلام استاد کمی مصلحت اندیشی کنید که جامعه تا هنوز به آن سطح از بلوغ فکری نرسیده است که حرف هایتان را باور کند. باور کنید بدخواهان و دشمنان ما از امکانات و دستگاه های تبلیغاتی وسیعی برخوردار هستند و بسیار زود می توانند شما را بدنام کنند اگر کمی تقیه سیاسی کنید به نفع خواهد بود تا اوضاع کمی مساعد تر و مردم هم هشیار تر شوند
استاد از برخی نوشته هایتان آن قدر خوشم می آید که جسارت کرده بدون اجازه تان در وبلاگم می گذارم البته با نام و نشان امیدوارم که دلگیر نشوید
رحیمی
چهارشنبه 1391/02/27 12:25 قبل از ظهر
زیبا نوشته ای جوادی عزیز!

تقدس پارچه سرخ و سفید هیج توجیهی ندارد. آیا گنبد امام حسین ع از قرآن مقدس تر است اگر پارچه سرخ با نزدیکی به گنبد مقدس می شود با نزدیکی به قرآن مقدس تر، پس چرا برای پارچه های پوش قرآن ملیونها زیارت درست نکنیم.؟

درضمن این روزها سفرهای زیارتی و کاروانهای زیارتی بسیار مردم ما را اسیر کرده است اگر لطف نموده در مصاحبه های تلویزیونی تان به تنویر افکار مردم دراین زمینه بپردازید ممنون می شویم؟ چه لزومی دارید که این همه پولهای هنگفت را خرج زیارت کربلا کنیم در حالیکه مردم ما از گرسنگی در معرض جدی تلف شدن است؟؟
محمدامین
سه شنبه 1391/02/26 11:40 بعد از ظهر
از نوشته زیبای تان تشکر استاد !
راستی استادبدور از خود نمائی ؛ همین حرف شما را من یک سال قبل با جمعی از دوستانم که همگی محصل هستیم مطرح کردم اما، دوستانم شدیداً با من مخالفت کردند وحتی خواهش کردند که دیگر درین رابطه (علم کربلا )حرف نزنم .
خوب شد؛ دوستانم که حتماً نوشته های شمارا می بیند،حالا جایی آنست که من به دوستانم بگویم متوجه باشیم .
ستار غیبی
دوشنبه 1391/02/25 10:20 قبل از ظهر
با سلام خدمت آقای جوادی و با تشکر از نوشته ی زیبایی تان، راه درازی که جامعه ما برای بیداری در پیش دارد با این نوع نوشته ها کوتاه و کوتاه تر می شود. امیدوارم همه روشنفکران و روشنگران در این راستا بیشتر تلاش نمایند تا این جامعه به روشنای عمل کنند و تصمیم بگیرند.
لیلا حسینی
یکشنبه 1391/02/24 11:50 قبل از ظهر
آقای جوادی عزیز، از مطلب بسیار زیبا و عبرت انگیزتان سپاس.
الحق که ما واقعا در سیاه چال جهالت غرق شده راهی هستیم و متاسفانه هر روز بیشتر از پیش غرق میشویم.
واقعا جای افسوس دارد که در این عصر و دوره هنوز مردم ما را عده ای تجارت پیشه و جاسوس انگلیس و غیره ... فریب داده و از احساسات پاکشان سو استفاده مینمایند.
تعدادی از دوستان بر نظر شما انتقاد کرده اند. از آنها خواهشمندم که اگر اسنادی دارند که این مطالب را نفی میکند با ما شریک بسازید و اگرنه ما ده ها اسناد چنینی داریم.
نمونه اش آرامگاه ساداتی هست که برای خوشامد گویی به کاکا زاده هایشان (طالبان که آغایان آنها را قریشی و خودشان را هاشمی مینامیدند) به استقبال طالبان برآمده بودند و در نزدیکی یکاولنگ دفن خاک شده اند.

اگر بزرگواران کدام سندی در نفی گفتار آقای جوادی پیدا کردند، میتوانند به آدرس ایمیل من:
hussaini_laila@yahoo.com
ارسال بدارند و اگرنه خواهشمندم که بیش از این خودشان را به نفهمی و جهالت نزده و کوشش کنند که حق را بپذیرند...
آیا اگر مولایمان علی (ع) زنده میبود، ما را میماند که این اقدامات جاهلانه را انجام دهیم.

با احترام و تشکری دوباره از آقای جوادی عزیز
Batur
یکشنبه 1391/02/24 11:36 قبل از ظهر
salam Jawadi! benwes faqhat benwes ,ki nasli jawan sakht zrorat dara ba nawesh hay shoma wa Ali zada malistani.har ki fahashi mikona , ashteba az madaresh ast na az khodesh
Aman Mohammad
یکشنبه 1391/02/24 09:24 قبل از ظهر
باعرض سلام خدمت آقای جوادی و تشکراز از اینکه در راه آگاه ساختن ملت محروم بیخبر از همه چیز سخت تلاش میکنید امید است که روزی مردم سرعقل آمده دیگر دنبال دجالان وشیاطین که حتی به دین و عقاید مردم احترام ندارند و با آن بازی میکنند نروند و فریب ریاکاریهای شانرا نخورند. و همینطور بعضی دوستان که ازین فرصت استفاده کرده این مطالب رابه قوم و قشرخاصی ارتباط میدهد موافق نیستم باید یاد آورشوم کسانیکه اینگونه اعمال را انجام میدهند نه به دین پابند است نه به هزاره و نه به سادات از نام همگی استفاده کرده برای شان پول کمای میکند. دعاکنید خداوند بلاهای را که بنام شرکتهای زیارتی ،نایب امام(غارتگران که بنام امام پول هنگفتی را ازجیب مردم غریب و بیچاره که شب و روز برای بقای حیات شان زحمت میکشنددر آورده به آنسوی مرزانقال میدهند)،محسنی ،حجت و غیره که زندگی مردم مظلوم گرفته وبرای شان زندگی میسازند نابود گرداند...و ماهم به نوبه خود وظیفه داریم که با آگاه ساختن مردم خودمان را ازین بلیه نجات دهیم.
سلیم
یکشنبه 1391/02/24 08:07 قبل از ظهر
از یك ملا بعید است كه اینقدر دروغ سر هم كنند و بگویند. نمی فهمم وجدان كجا شده؟
در رابطه جاسوس بودن انگلیس و این قضیه مایكل سمپل كدام سند دارید؟
ای ششك ملعون!
پاسخ محمد سرور جوادی : اگر کسی با اسم ورسمش آمد که من متهم شده ام، سند پیدا می شود. از دشنام ومنطق فحاشی تان هم تشکر!
امین
یکشنبه 1391/02/24 07:51 قبل از ظهر
آقای جوادی لطفا در نوشته‌های تان احساساتی نشوید،اگر با عده مشكل فكری، منطقوی، حزبی و رقابتهای منفی دارید، فردی جدال كنید و این گندها را به خورد مردم مظلوم ندهید. به باورم آب را گل آلود می‌كنید تا ماهی بگیرید. خواهش دارم كه دیگر شخصیت، اهلیت و شایستگی تان را زیرسوال نبرید
پاسخ محمد سرور جوادی : کجای نوشته بوی رقابت ویامشکل منطقوی وحزبی داشت؟ مشکل فکری بلی با چنین گروههای اجتماعی دارم ورنه چیزی نمی نوشتم، حق هر انسان نیست که بگوید از دین ومذهبم وسیله ای برای بار کشیدنم به نفع اشخاص استفاده نکنید؟
محمد حکیم عرفان
یکشنبه 1391/02/24 01:37 قبل از ظهر
استاد گرامی آقای جوادی؛ شما همیشه می نویسید و زیبا می نویسید، طوریک دومی بهتر و قشنگتر از اولی.
در این مقاله به نکته ای خوبی اشاره کرده اید. یکی از راه های خیلی حساس داخل شدن و نفوذ پیدا کردن در درون جامعه همین خط دین و مذهب است. در جامعه ای سنتی و عقب مانده از لحاظ سواد، ما هرکسی می تواند در زیر نقاب دین و مذهب اهداف شخصی و گروهی اش را به آسانی دنبال کند و موفق گردد.
مسئله ای دین ریشه می دواند بر اندیشه، عقاید ، افکار، ووو... لذا داخل شدن از راه عقاید خطرناک ترین راه است که مردم به خودی خودش مشتاقانه جان فدا می کند.
مثلا من خودم با بعضی شیوه های زنجیر و تیغ زدن در روز های عاشورا مخالفم. ولی کسانیکه این کار را می کند ، دقیقا معتقید به وصل بهشت و بخشایش گناهانش است. چون تبلغات دقیقا روی عقاید و مفکوره ای ایشان تاثر گذاشته است. امروز تروریست و انتحاری همین عمل را به شکل دیگر انجام میدهد. آنها نیز با انتحار جان شیرینش متقید به وصل بهشت برین است.


تشکر از شما جوادی صاحب.
قدرت الله رها
شنبه 1391/02/23 09:48 بعد از ظهر
جناب استاد جوادی سلام برشما1
با تمام احترام كه به شما دارم خدمت عرض می كنم كه در این اواخر خیلی عقده یی بحث می كنید از شما بعید است استاد.
كوچك شما قدر الله رها
پاسخ محمد سرور جوادی : نقد وضعیت موجود در هرزمانی وازسوی هرکسی که باشد عقده مندانه وحتی گاهی جنون تفسیر می شود بخصوص که نقد دامن اندیشه های سود جویانه واستحمار گرانه بگیرد.
دایزنگی
شنبه 1391/02/23 04:40 بعد از ظهر
جناب جوادی از قلم فرسایی های روشنگرانه ات سپاس بیکران.
برادر عزیز. هزاره تا به عقل آمدن خیلی راه دارد. پارسال از دیار تحصیل در خارج، به کابل در رخصتی برگشتم و وقتی به سمت برچی پیچیدم همه جا راسیاه پوش دیدم. تابلوها را خواندم که رحلت خمینی است. در اکثر پارچه ها نوشته بود که از طرف دانشجویان دانشگاههای کابل. باور کن آنقدر خشمگین شدم که در خود می پیچیدم.
ما سالها سنگ جفا را نه در سینه که در سرو صورت و چشم مان از ایران دیده ایم و هرچه می کنیم به غربی ها و دنیای آزاد بفهمانیم که ما با این نظام شیاد هیچ نسبتی نداریم، می بینیم که یک سید هزارچهره به نام من هزاره بیرق وابستگی ایران را از فراز منابر و مساجد و در و دیوار برچی به اهتزاز در می اورد. چه کنیم این سیدهای هزارچهره و مکار مثل انگل در جان مردم دین خو و خرافه پرست افتاده اند و لکه بدنامی ما به جای پاک شود، ناپاک تر و عریان تر می شود. من علت اصلی را در بی سوادی مردم، در دین خویی مردم و نبود روشنگری در این جامعه خرافه پرست می بینم. شاید با من موافق نباشید، اما من علت العلل را خود دین و بخصوص مذهب پوچ شیعه می بینم. من بی دلیل نمی گویم: تحقیق زیاد کرده ام و به این نتیجه رسیده ام که مذهب شیعه انحرافی ترین و پوچ ترین مذهب در اسلام است. فقط جرآت انتخار ندارد، در بقیه اصول خود از وهابیت هم به مراتب بد تر است. من هزاره به نام این مذهب مزخرف در پاکستان و افغانستان قربانی داده می روم. نمی دانم چه باید کرد؟
پاسخ محمد سرور جوادی : دوست عزیز به نظر تان احترام دارم ولی با آن موافق نیستم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ