تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - فراموشم نکنید!!
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

فراموشم نکنید!!

تاریخ:شنبه 1391/02/30-06:39 قبل از ظهر

فراموشم نکنید!!

این صدای بهسود است، صدای دایمیرداد، صدای خوات وصدای هر کجایی که روزی خون ساکنانش برای خیلی ها بسیار قیمت داشت ودر هر کوچه وبازاری ودر هر پستوی سیاست وقدرت ودر دور هر میز معامله وچانه زنی های تقسیم درامد وبر فراز هر منبر ودر متن هر مقاله وبیانیه وکتابی ودر هر پوستر و بنرتبلیغاتی انتخاباتی جایی وخریداری داشت.
دوهفته پیش کمیسیون امور کوچیها در مجلس نمایندگان مصوبه ای را بعنوان اعلامیه مجلس به نشر سپرد که در آن از هزاره ها خواسته شده بود، مسیر رفت وآمد کوچیهارا باز ودر امنیت آنها برادرانه تلاش نمایند ودر همین اعلامیه افزوده شده بود هزاره ها همانند قرنهای گذشته!! رفتار برادرانه شان با کوچیها را حفظ وبه تحریک عده ای بیگانه پرست مانع حق مالکیت کوچیها بر علف چر ها ونیز املاک زر خرید آنها نگردند ودر مقابل کوچیها نیز سعی کنند رفتار شان با برادران هزاره در محلات استقرار کوچ کوچیها صمیمی ومهربانانه باشد.
من این اعلامیه را از تلویزیون راه فردا شنیدم ومنتظر ماندم تا این رسانه که در بعض سالها موضوع کوچی وبیداد گریهای آن بحیث یک حماسه ملی تمام محتوای نشراتی آن را فرا می گرفت، حرف دیگری از کسان دیگری هم دارد یانه؟ این انتظار دوهفته طول کشید تا دی شب خبری را نشر کردند که مردم ساحات بهسود وناهور از حضور کوچیهای مسلح وتعطیلی مکاتب شکایت دارند.
دی روز یک افسر پلیس که در ولسوالی ناهور ویک افسر دیگر که در ولسوالی بهسود (1) خدمت می نمایند به منزلم آمده بودند وگفتند کوچیها در ساحاتی که هر سال منازعه بر می خواست آمده اند ولی درین ساحات مردم محل حضور ندارند وقبلا کوچ کرده اند، آنها گفتند که چند روزقبل جلسه ای میان کوچیها ومردم دایر شده بود تا نزاعی نشود وادامه جلسه امروز(لحظه روایت) بین ده نفر نماینده مردم کجاب وده نفر نماینده مردم خوات وناهور وده نفر نماینده کوچی ها در بازار خوات جریان دارد تا با تفاهم کوچی ها از منطقه عبور وبه چرا گاههای مورد نظر شان برسند. این دو نفر تاکید کردند که مردم قبل از این تصمیم با کسانی که هر سال در منطقه آمده جبهه مقاومت ودفاع تشکیل می دادند تماس گرفته مشوره کردند ولی هیچ کسی برای آنها امید همکاری نداده است. به گفته آنها از نظر استاد خلیلی این غایله برای همیش خاتمه یافته واستاد محقق گفته است که مشغول کار های بزرگتری برای دگرگونی نظامی است که در سایه آن چنین حوادثی جریان دارد وآقایان جنرال قاسمی وناصری گفته اند که امسال مصروف کار های پارلمانی هستند وفرصت پرداختند به این مشکلات را ندارند و...
روایت این دو نفر مرا به این فکر واداشت که آیا آن همه بوق وکرنا وآن همه خون وخون ریزی وآن همه آوارگی وبد بختی وآن همه اعتصاب وروزه گیری ومظاهرات وخیابان گردی وخیابان خوابی وتحریم ورای دادن ورای پس گرفتن وهزار ویک بازی موش وپشک دیگر بر سر معضلی بنام کوچی از سر بیکاری وبی بر نامگی وبی منصبی بوده است؟
من چند سال پیش در پنجاب بامیان سخنرانی کرده بودم که موضوع کوچی را نباید سیاسی کرد، سیاسی شدن این موضوع باعث دوام آن وپیچیده شدن حل آن می گردد ونیز در جلسه ای مرکب از وکلا وسناتوران، وزرای هزاره وشورای علمای شیعه ونمایندگان مردم از ولسوالیها ودیگران در کابل پیشنهاد کرده بودم که این موضوع را از مسیر حقوقی وقضایی باید دنبال کرد وبرای این کار دلایل کافی حقوقی به نفع ما موجود است. این حرف زمانی بود که  9 گروپ جمع آوری کمک به جنگ بهسود از سوی نه مرجع سیاسی ورهبری در ولسوالی های هزاره جات سرازیر شده جیب مردم را خالی می کردند ودهها اتحادیه وانجمن در سراسر جهان ایجاد وپولهای هنگفتی برای تقویت وحمایت جبهه بهسود جمع آوری شد وهمه ساله از هزینه دولت نیز مبالغ زیادی بعنوان خساره مردم محل صورت مصرف ورسید ساخته شد ولی نه معضل کوچی حل شد ونه نانی برای مردم حادثه دیده وخانواده های قربانیان کمایی گردید. چه شد وچرا ؟ سؤالی است که تازه در ذهن ها پیدا شده است.
اگر موضوع کوچی این قدر ساده وسبک است که پارسال گذشت وامسال در حال گذر است، پس آن همه درد وسوز وگداز در سالهای گذشته برای چه بود واز سوی چه کسی؟ واگر نه پس چرا حالا همه صدا ها خاموش است؟ هیچ یادم نمی رود که روزی در اوج جنجالهای کوچی قرار بود با نماینده اتحادیه اروپا صحبت کنیم وجزئیات وقایع را برایش بازگو، سراغ وکلای بهسود ووکلای کابل را که بهسودی اند گرفتیم؛ اکثرا در کابل نبودند وآواز شان از بهسود شنیده می شد، یکی شان را که به همراهش شوخی داشتم از سر ناراحتی گفتم:در کجو چه خاک بر سرت می کنی؟ گفت: باز خون بهسودی قیمت پیداکرده خاک نگو...!!
 حالا که هرکسی به مرادی رسیده است بهسود وهم سرنوشتان بهسود فراموش شده است مگر این فراموشی هم موقتی است چون موقف های بدست آمده از خون قربانیان سالهای پیش موقتی است وباز بهسود وخوات وناهور ودایمیر داد، وجه وقیمتی پیدا خواهد کرد.
همین چند روز پیش در دامنه کوه قوریغ برای دفن کسی رفته بودم که دسته دیگری هم عزیزی را به خاک می سپرد، آقای ناصری که با شعار قطع همیشگی تجاوز کوچی وکیل شد بر سر گور آن میت حماسه ای را سرداد: هزاره ها همه نا مردند، بهسودی ها هم نامردند، حتی کجویهای پایین هم هیچ سهمی در مقاومت چندین ساله ندارند، این من بودم که سینه بر خاک ساییده مقاومت کردم وباز اگر لازم شد می ایستم، همه زیر خاک می رویم مثل این جوانی که برق گرفت ومرد پس چه بهتر که قهرمانانه زیر خاک برویم.
اکنون به نظر می رسد که لازم نیست مقاومتی در کار باشد ومرگ قهرمانانه ای! جمعی وکیل شده اند وجمعی دیگر برای شان زمین فروشی عاید خوبی دارد  وقهرمانان دیگری اکنون شورای معدن حاجی گک ساخته وبرای خود راه پیداگری خوبی دست وپا نموده اند وتعدادی رای شان را ازکرزی پس گرفته ودر اندیشه رای گرفتن برای خود اند که نزاع کوچی وهزاره این فرصت را خراب می کند وتعدادی در کنار کرزی نقشه راه برای بقای حکومت شان را می کشند وخیلی زود می خواهند قانون اساسی را تعدیل نمایند وهمینطور همه مصروفند ودیگر آن بیکاریها ی سالهای پیش نیست.
ازینکه این نوشته نهایت مغشوش ودرد دل گونه ای است گنگ ونا خوانا معذورم دارید ودر عوض قول می دهم صدای مظلومیت تاریخی مردمم را ناشنیده نگیرم ودر نوشته های دیگری تحلیل جامعی بقدر توشم ارائه کنم.
فقط می خواهم بگوییم؛ من ویک تعداد اندکی مخالف سیاسی شدن معضل کوچی وابزار قرار گرفتن خون ورنج وحق مردم برای عده ای لوچک های سیاسی وگردنه گیران حرفه ای وبی کاران وبی عارانی که لقمه های نان شانرا در میان خون مردم جستجو می نمایند،بودیم والبته اتهاماتی را هم تحمل کرده وچماق همه این طیف های مزور را که کم هم نیستند،بر فرق خود خوردیم واکنون هم در معرض تاخت وتازیم ولی هنوز به همان باوریم وراه درست را در این می بینیم که هزاره ها برای ادعای حقی که در طول یک ونیم قرن از دست شان گرفته شده وبرای مظلومیت تاریخی وبرای داد خواهی خونهای به نا حق ریخته شان، علیه همه دلالان این بازار وغاصبان وظالمان به محاکم ملی وبین الملی مراجعه نمایند وموجی از عدالتخواهی را بر انگیزند.گهی دویدن وگهی لولیدن روش درست رسیدن به هدف نیست.




نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
محمدامین
پنجشنبه 1391/03/4 06:53 قبل از ظهر
سلام ودرود بر شما استاد !
با تأئیدبر واقعیت بودن مقاله شما ؛ استاد یک چیز بسیار ذهنم را اذیت میکند وهمیشه در جگرم نشتر فرو مینماید وآن اینکه ؛ هرچه دقیقتر بیندیشیم بیشتر مشکلات از خود مردم ما در طول تاریخ بوده ، به این معنی که همیشه خود ما ، برای خود ضربه وارد کرده ایم که در د آور تر از ضزبه دشمنان است.
(از انتخاب وکیل ونماینده ، انتخاب رهبر ، تاانتخاب...)
همیشه دچار اشتباه شده ایم .
علی
شنبه 1391/02/30 01:00 بعد از ظهر
جناب جوادی عزیز! درد مردم ستم کشیده بهسود راعالی سرودید. مثل که حضرتعالی فرمودید سرطان چرگین کوچی بزرگترین واصلی ترین مشکل هزاره ها است. متاسفانه این غده نادرمان را یک عده وسیله رسیدن به نام ونان ساختند. والا به قول حضرتعالی این مشگل را باید از مجرای قانونی وحقوقی آن دنبال کرد نه با رجز خوانیهای دروغ وحرکت های رقابتی واحساسی. یادم نمی رود که روزی بابزرگان پنجاب خدمت استاد خلیلی رفتیم(سال1383) این مشکل را مطرح کردیم. متاسفانه استاد خلیلی با تحلیل خیلی بی پایه گفت "دیگر در کنارموشکهای هوشمند وجت های بی 52 وعصر دموکراسی کسی مثل سابق کوچی گیری نمی کند ونمیتواند بکند". همچنین درباره همین موضوع درهمان سالها روزی با دانشجویان خدمت استاد محقق رفتیم واز ایشان پرسیدیم. استاد محقق هم مثل همیشه همین طور سطحی و بی توجه گفت که "همه افغانستان مشکل کوچی دارند وما هرچه باقی مردم کرد همان طور می کنیم" البته در آن روزها بین کوچی ها ومردم محل در جلالاباد جنگ بود. ولی بهتر این بود که از همان روز های اول اداره موقت وانتقالی که روحیه وحدت ملی هم خوب بود وزمان چانه زدن های چنینی نیز فراهم،درمان این سرطان به عنوان اصلی ترین مشکل مردم طرح وبحث می شد که متاسفانه نشد. وامروز هم سطحی نگریستن، سیاسی ورقابتی کردن این معضل به پیچیدگی آن خواهد افزود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ