تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - به کاه دان زدند!!
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

به کاه دان زدند!!

تاریخ:یکشنبه 1391/03/7-07:59 قبل از ظهر

به کاهدان زدند!!

تصویب موافقتنامه همکاری های راه بردی کابل وواشنگتن برای من اتفاق عجیبی نبود ودر اولین واکنش مطبوعاتی در پاسخ مجری بر نامه میز گرد سیاسی تلویزیون نگاه هم گفتم که با توجه به ضرورت ونیاز شدید افغانستان به تعهدات الزام آور برای دوام همکاری های خارجی وفضاسازی تقریبا دوساله وقوع چنین اتفاقی کاملا پیش بینی می شد.
برعلاوه، دوعامل دیگر هم نباید از دید ها دور باشد؛ یکی سلطه بی چون وچرای حکومت بر پارلمان که در چند مورد خواسته های خود را پیش ازین نیز به کرسی نشانده است ودیگری جوسازی فوق العاده سهمگین وخطرناک استخباراتی ورسانه ای، در مقابل هردو عامل قدرتی برای مقابله وجود نداشت، منتقدین حکومت درین عرصه دست وپاچه ومتحیر تر از آن بودند که حرفی برای گفتن داشته باشند وایرانیها که متهم به تخریب پروسه از طریق توزیع پول بودند با اظهارات سفیرشان همه زحمت ها وخرج های شان را بر باد دادند.
بعنوان شوخی با یکی از وکلایی که در میز گرد باهم بودیم گفتم که جهنمی شده اید برای اینکه هم سلطه یهود ونصارا را تایید کردید وهم نان ولایت فقیه را خورده نمکدان شکستید!!در ادمه شوخی گفتم جمع بهشتیان(مخالفین سند) کم بودند واز بهشتیان کرده برزخیان (ممتنعین)زیاد تر دیده می شدند.
درست است که حکایتهای زیادی اندر باب توزیع پول وجود داشت وگفته می شود تا مرز 25 میلیون دلار از سوی ایرانیها مصرف شده ودرست است که تعدادی مستمری بگیر جمهوری اسلامی ایران هستند ولی با این همه برای مخالفت تعدادی با تایید این سند نمی شود برچسب های دیگری زد، در یک روند دموکراتیک همه حق دارند رای خود را داشته باشند وتوقع یک دستی صد در صد بی جا است، شاید آنها دلایلی برای مخالفت شان داشته باشند.
برای من چیزی که تعجب آمیز بود رای سفید ویا همان برزخی بودن یک تعداد بود، این تعداد همه در ردیف رهبران ونخبگان این جامعه هستند وبرخی توجیه خنده آوری هم ازین کار شان ارائه داده اند، در سطور آتی توضیحاتی درین باب خواهم داشت وقبل بر آن می خواهم یاد آور شوم که روند تصویب این موافقتنامه تا حدودی سیر غیر طبیعی داشت وازین بابت تصویب آن تا حدود زیادی جنجالی شد.
  • همه می دانیم که موافقتنامه راهبردی میان هند وافغانستان نزدیک به یک سال وقت گرفت تا از دهلیزهای شورای ملی عبور کرده به مرحله نهایی رسید ولی این موافقتنامه با وجود اهمیت وحساسیت چند برابر در طی 20 روز نهایی شد.
  • محتوای این سند تا زمانی که امضا نشده بود برای هیچ کسی روشن نبود ولی در طی بیست روز فرصت کافی برای حلاجی وتصویب نبود ولذا بسیاری ها نا خوانده باید تصمیم می گرفتند.
  • جوسازی بعض ار گانهای حکومتی وبرخی از رسانه ها در زمینه کاملا ظالمانه ونادرست بود، بر کسی پوشیده نیست که رییس جمهور شخصا واطرافیانش از جمله آقای سپنتا متهمین اصلی اخذ پول از ایران بطور غیر قانونی هستند وتا جایی به این اتهام اعتراف هم کردند ولی اتهام رشوت خوری اعضای مجلس توهین آشکار به حیثیت ملت افغانستان بود که این تهمت بزرگ به ملت بزرگ ما فقط بخاطر براورده شدن مقصدی بود که اکثریت نمایندگان ومردم، آن را می خواستند ولزومی به فضا سازی منفی نداشت، اکنون که این مقصد براورده شده است شاید شایعه سازان پیشتر از همه به تحسین وتبریک گویی برای آنانی بر خیزند که تا دی روز انگشت اتهام به سوی شان دراز می کردند.
  • گرچه نمایندگان با عمل ضعیف شان در گذشته ومخصوصا اخذ رشوت از مقامات حکومتی، راه اتهام بالای خود را خود گشوده اند ولی مقامات عالی دولت باید متوجه باشند که هر رکن نظام سیاسی اگر تحقیر می شود تمام ار کان واشخاص در مصونیت نمی مانند وتضعیف نظام برای همگان آسیب می رساند، گفته می شود که آقای سپنتا دو روز قبل از رای مجلس برای بعضیها گفته بوده که در صورت تصویب نشدن سند، لیست پول خوردگان را افشاء می کنم واین امر موجب شده تا تعدادی حتی به وی مراجعه نمایند واز شامل نبودن نام شان در لیست وی مطمئن شوند!!
  • علی رغم این فضا سازی ها، روند تصویب معاهدات وقوانین در مجلس رعایت نشد، آجندا تحت فشار وخارج از ضابطه منظور شده در اصول وظایف داخلی ترتیب وفرصت هیچ گونه بحث وتوضیح در صحن مجلس به کسی داده نشد که ناشی از سازماندهی غیر منطقی وغیر اصولی در روند تصویب بود، براستی اگر هر سندی به همین ترتیب وچشم پوت امضاء شود وفردا دهها عوارض جبران ناپذیر در پی داشته باشد مسئول کیست؟ آیا ما هم که از چنین رفتارهایی حمایت می کنیم مسئول نیستیم؟
من جزء طرفداران امضای این سند بودم وحتی در مشهد ودرسالگرد شهادت رهبر شهید در سخنرانی ام به همسایگان گفتم که بر سر راه اراده مردم ما سنگ اندازی نکنند ورنه خود پیشتر از ما آسیب می بینند، این صحبتها از دید خیلی ها از جمله آقای جعفر مهدوی نماینده محترم مجلس که نیز در مشهد بودند تند روانه بود ولی جدا مخالف برخوردهای تحقیر آمیز وموهن نیز هستم چون به نظر من اگر چنین روند اعتمادشکنی ادامه یابد وما در پی تضعیف نهادهای ملی ودموکراتیک باشیم وبخواهیم از طریق جنگ اعصاب وروان مقاصد ملی را بدست بیاوریم واین مقاصد ملی را جزء منافع شخصی خد تلقی کنیم، شاید هیچ گاهی به توانمندی لازم نرسیم ودر نبود توان، صدها چنین سندی دردی را دوانخواهد کرد.
اما حکایت برزخیان این داستان واقعا شگفت انگیز است، رای سفید ویا ممتنع ناشی از چند عامل است؛ بی خبری ودر نتیجه عدم تشخیص جانب مثبت ومنفی، بی تفاوتی جانب رد یا تایید موضوع، بی تفاوتی رای دهنده نسبت به موضوع مطروحه وسر انجام تساوی جانب مثبت ومنفی موضوع.
من نمی دانم در نزد شخصیتهایی مثل استاد محقق، آقای قانونی، داکتر مهدی وازین دست که یا مدعی رهبری اند ویا مدعی همه چیز فهم بودن ملک وملت، کدام یک موجب شد تا رای شان سفید باشد؟
آقای داکتر مهدی در یاد داشت کوتاهی در فیس بوک با عنوان رای من سفید بود گفته است که به دلیل اینکه این سند تضمینی برای جلوگیری مداخلات ظالمانه همسایه ها در امور ما است مثبت است وضرورت ومی تواند برای ثبات کشور حیاتی باشد اما مواردی هم است که از دید ایشان منفی است، از جمله اینکه مبارزه باطالبان بحیث یک گروه تروریستی در متن سند نیامده واین بمعنی این است که اگر القاعده نابود شود، مبارزه با طالبان هم ختم می شودودر نهایت طالبان صاحبان نظام ونیز وی از تاکید بر نظام متمر کز انتقاد دارد ودر عین حال اذعان می کند که تفسیر کرزی ازین تعبیر ادامه همین حکومت ویا شبیه آن است.
شاید کم وبیش سایر کسانی که چنین رای داشته همین توجیهات را داشته باشند، با این تفاوت که استاد محقق عضو ارشد جبهه ملی است واین جبهه بار ها از امضای این سند حمایت کرده وسخنگوی این جبهه آقای سردار محمد رحیمی که عضو ارشد حزب استاد محقق نیز است دو شب پیش از تصویب این سند در مجلس، تصویب آن را به سود منافع ملی دانست وآقای قانونی نیز عضور ارشد ائتلاف ملی است واین ائتلاف نیز موضع مشابه جبهه ملی دارد، گرچه این جبهات وائتلاف ها فاقد یک خط روشن سیاسی ومبارزاتی است، بگونه ای که آقای عرفانی ونذیر احمد حنفی از ائتلاف ملی وصادقی زاده نیلی ومولوی شاهد از تیم حکومت نیز دی روز تا حد جنجال وترکیدن از بغض وغضب مخالف تصویب این سند بودند.
به نظر می رسد که این توجیهات تا حدود زیادی نا موجه است زیرا هدف از مبارزه با تروریزم نفی شاخصه ها ونمادها واندیشه هایی است که طالبانیزم را در میان می کشد ودر واقع این سند دقیقا همین شاخصه ها را هدف گرفته است، طالبان بحیث یک عنوان وافرادی بعنوان منتسبین آن نمی توانند هدف یک مبارزه دراز مدت بین المللی باشند، درین صورت اگر طالبان اصلاح شوند ودیگر نجنگند وترور نکنند ودر پی امارت جاهلانه نباشند وقانون اساسی را بپذیرند وحقوق شهروندی وانسانی را احترام بگذارند هم باید تا ابد با او جنگید واگر فردا غیر طالب تروریست شد هم نباید با او جنگید چون در متن معاهده نامش نیست؟ من به دوستی که همین انتقاد را داشت مثال زدم که اگر فردا مارشال صاحب از قدرت بماند وبرود در پنجشیر یا غی گری نماید ودر سالنگ ها انفجار بدهد وراه گیری نماید ویا کسانی ازین قبیل به شمول کرزی که امروز حاکمند وطرف امضای این معاهده آیا باید بحیث تروریست ویاغی سرکوب شوند یانه؟ در صورتی که ما سند را بنام این وآن قید کنیم قطعا نه واگر به محتوا ومفهوم ونماد وتعریف تروریزم بسنده کنیم آری چون تروریست تروریست است هرکسی که باشد. به نظرم جرم چیزی نیست که نسبت به افراد سبک وسنگین شمرده شود، تجاوز به مال وناموس مردم وغارت سرمایه های ملی توسط هر کسی که می شود وفکر انحصاری از هرکسی که باشد جنایت وجرم وقبیح است ومجازات یک سانی دارد، نمی شود عنوانهارا مقدس وسیاه کرد وآدمهارا تحت این عناوین پاک ونا پاک جلوه داد. در افغانستان مشکل همین است که از عنوان ها سوء استفاده می شود؛ عنوان دین وعالم دین، عنوان مذهب، عنوان قوم، عنوان گروه، عنوان جهاد ومقاومت و...
در باب نظام متمر کز فکر می کنم دو تعبیر وجود دارد یکی اینکه هدف از نظام متمرکز داشتن حکومت به سیستم مرکزیت واحد است که در مقابل نظام فدرالی به کار می رود ومتن انگلیسی معاهده که تعبیر یونت را دارد هم موید همین برداشت است ودیگری اینکه مقصود از نظام متمر کز همان مطلق العنان بودن یک فرد بنام رییس جمهور است؛ چیزی که مخالفین سیاسی کرزی مورد هدف دارند.
درین زمینه نیز به باور من مغالطه آشکار صورت می گیرد زیرا؛ اولا تا کنون کسی خواهان اداره فدرالی در کشور نیست یا لا اقل بطور علنی در پی آن بر نیامده است، تا حالا گفتگوها بر سر نظام ریاستی وپارلمانی است که مربوط می شود به محتوای سیستم ونه شکل اداره چون هرکدام ازین دوسیستم می تواند در قالب متمرکز وفدرالی بگنجد وهیچ تناقضی نیست بنا براین شکل اداره به صورت متمر کز نمی تواند خواست کرزی باشد ویا خواست طرفداران سیستم ریاستی بلکه می تواند خواست طرفداران سیستم پارلمانی هم باشد. دوما؛ در هر حالت اداره متمر کز دستور صریح قانون اساسی است وماهمه می دانیم که هر نوع معاهده ای در صورتی مشروع ودارای الزام حقوقی  وتضمین بین المللی است که مبتنی بر اصل رضایت طرفین، مطابقت با حقوق اساسی طرفین، مساوی الحقوق بودن طرفین(داشتن حاکمیت ملی) وموافق کنوانسیون 1969 وین باشد، تازمانی که قانون اساسی تغییر نیافته هرکسی که به نمایندگی از دولت افغانستان قرار دادی را امضاء می کند موظف است تا مفادات قانون اساسی را در نظر بگیرد. بحث فدرالی شدن وتجزیه افغانستان بحثی است که سالها شایعه ای رایج بوده وبه نحوی آمریکا به این نوع قضایا ربط داده می شده است ونباید این احتیاط را که زمانی این شایعات جدی شود از دست داد حال سود وزیان در چیست؟ بحث جدا گانه است ولی فعلا قانون اساسی چیزی غیر از آنچه در معاهده تا کید شده را اجازه نمی دهد وما حق نداریم دیگران را به دلیل نقض قانون اساسی به باد انتقاد بگیریم ولی خود به محتویات آن قانع نباشیم.
در ضمن سیستم موجود در کشور ما هر گز ریاستی بمعنی تمر کز قدرت به رییس جمهور نیست، رییس جمهور دارای دو معاون است که بودن شان الزامی است وتقرر شان به رای مستقیم مردم وعزل شان توسط رییس جمهور ناممکن وپارلمان نه تنها توسط رییس جمهور منحل نمی شود که خود رییس جمهور توسط پارلمان قابل عزل است و... ومعلوم نیست که در سیستم پارلمانی منافع ملی بطور کامل جستجو شود، ما پیشتر ازاینکه مشکل ساختاری داشته باشیم مشکل رفتاری داریم وحتی مشخص نیست که اگر پارلمانی خواهان دو سال بعد باهمین ساختار پیروز شده رییس جمهور شوند حاضر باشند که ریاست جمهوری را رها کرده به پارلمان اجازه تعیین صدر اعظم بدهند! درین زمینه در فرصت دیگر بحثی خواهیم داشت.
چیزی که در موضع گیری گروه ممتنع شگفت انگیز است اینکه این حضرات می دانستند که معاهدات جزء اسنادی است که پارلمان نمی تواند روی آن نظر تفصیلی داشته باشد ومورد جرح وتعدیل قرار دهد بلکه بحیث کل یا رد ویا تایید نماید، در چنین حالتی رای ممتنع می تواند کمک به رد آن نماید زیرا در تایید یک چیز 50+1رای مثبت ضرورت است وهر رای دیگر به شمول آرای با طل وسفید اتومات در جمع رد محاسبه می شود. آیا در منظر این بزرگان رد این سند بهتر بود وتایید آن؟ شاید آنهایی که تایید کرده اند تمام این سند را نپذیرند ولی فکر کرده اند که ضرورت ونیاز می تواند بعض محرمات کوچک را حلال نماید.
گذشته از موضع گیری متناقض این بزرگان برخورد دیروز شان جدا این سوال را بر می انگیزد که چرا؟ نفهمیدند؟ پس چگونه رهبری می کنند؟ یا فهمیده اند اما برای شان این موضوع اهمیت نداشته است، پس چه چیزی برای اینان مهم است؟ واگر موضوع مهم است ولی اینان به آن اهمیت نداده وفکر کرده اند چه بخواهیم وچه نخواهیم تصویب می شود چنانکه آقای داکتر مهدی در نوشته اش تصریح کرده پس رسالت اینان چیست؟ وفلسفه رهبری ونمایندگی شان چه می شود؟ که همه چیز را به دیگران حواله می نمایند واز همه مهم اینکه اگر اینها با این بی تفاوتی حاضر نبودی بهتر بود تا در جمع نصاب نمی آمدند ومثل خیلی از وکلای دیگر می رفتند در مراسم افتتاح شفاخانه شخصی شرکت می کردند ولی با حضور شان وکارت سفید فکر نکردند که اگر رای کافی برای تصویب نمی بود چه می شد؟ ودر آخر اینکه با لاخره به نظر این رهبران این حادثه بزرگی که قریب دوسال افغانستان ومنطقه وجهان را بخود مشغول داشته بود مثبت بود یا منفی؟ رهروان شان چگونه بیاندیشند؟ آیا چنین نیست که این حضرات هم به میخ زده اند و هم به نعل؟، خواسته اند هم لعل بدست آرند وهم دل یار نرنجد؟ به یار بگویند آنچه تو خواستی کردیم وبه خلق بگویند مخالف نبودیم ولی ملاحظه داشتیم؟


نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
م. ع
چهارشنبه 1391/03/10 10:37 بعد از ظهر
با سلام خدمت برادر جوادی
اصطلاح :« به کاه دان زد» معمولاً وقتی به کار می رود که دزدی در کارش موفق نباشد. در این مقاله من نفهمیدم که چه کسی می خواست چه چیزی را بدزدد و موفق نشد
امینی
سه شنبه 1391/03/9 03:32 بعد از ظهر
خدمت استاد جوادی عرض سلام و ادب تقدیم می کنیم.
مطالب شمارا همیشه پیگیری می کنم چه از طریق وبلاگ قوی تان و چه از طریق سایت ها.
باید آفرین گفت و تقدیر و سپاس گذاری نمود از نوشته های روشن گرانه شما. موفق باشید.
نیک قدم
دوشنبه 1391/03/8 08:13 قبل از ظهر
با سلام خدمت نویسنده با احساس کشور، نوشته زیبای شما را خواندم، واقعاً چی بهتر می شد کسانی که ادعای رهبری مردم را دارند در همچین موارد مهم و سرنوشت ساز خنثی جلوه نمی کردند. حالا که خنثی بودن هم در همچون موارد مثل ریختن آب در آسیاب دشمن بود، جای تعجب است، چطور اینها نتوانستند به نتیجه برسند که این سند به منفعت ملی است یا به ضرر ملی، چطور فراموش کردند چند سال که افغانستان از دید جهانیان فراموش شده بود کشوران همسایه چی کردند؟ مگر همین کشوران همسایه نبودند که جنگ های خانه به خانه را تحت نام مذهب، دین، نژاد، لسان، حزب، گروه و ... دامن می زدند؟ کدام یک از کشورهای همسایه حاضر بودند که ارتش کشور احیا شود، پولیس کشور مسلکی شود، حقوق شهروندی رعایت شود، معارف فعال شود، کشت کوکنار از بین برده شود، سطح مرگ و میر پایین گردد، اقتصاد رشد کند، معادن استخراج قانونی گردد، واقعاً که این بزرگان چی زود فراموش می کنند و یا چیزی هست که ضیاء چشمانشان را از بین می برند. باید این ها بدانند که جامعه افغانستان بسیار از قبل کرده بیدارتر شده و منافع خود را می دانند. بازی کردن با سرنوشت این مردم به نفع خود این رهبر نماها نیست،
م.عالم
یکشنبه 1391/03/7 11:36 قبل از ظهر
حـالـی درون پــرده بـسـی فـتـنـه مــی رود
تا آن زمان كه پـرده بـر افـتـد چـه‌هــا كـنـنـد
گر سنگ از این حدیـث بـنـالـد عـجـب مـدار
صـاحـبــدلان حـكـایـت دل خـوش ادا كـنـنـد
........................
تشكر از شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ