تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - هزاره علیه هزاره!!
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

هزاره علیه هزاره!!

تاریخ:یکشنبه 1391/03/14-08:23 قبل از ظهر

هزاره علیه هزاره!!

 

من از آنچه که دی روز در مجلس نمایندگان اتفاق افتاد هیچ تعجبی نکردم چون از قبل قابل پیش بینی بود واز نظر شخصیتی هم برایم جای تاثر نیست؛ 

زیرا آقای دانش پیش از اینکه به هر نوع رابطه ای باور مند باشد به ضابطه هایی پایبند است که در افغانستان غیر از او کس دیگری آن ها را عمل نمی کند واو در واقع مغضوب کسانی است که سیرت شان در زیر پا کردن قواعد است. من در دوره 9سال مسئولیت وی در پستهای مختلف اجرایی برای یک بار هم نزدش واسطه کسی نشده ام ودر کارنامه او هیچ چیزی درین رابطه برای گفتن نیست. آقای دانش خود هم نباید متاثر باشد چون آنچه می بیند نتیجه افکار ورفتار خود او است، اوکه رفتن پیش وکیل برای رای خواستن را عار می داند واو که قیرانی را حاضر نیست مصرف کند نباید توقع داشته باشد از شاگردش کاموی پس نماند. یادم نمی رود که آقای دانش زمانی که مقالات کاموی در مورد قانون اساسی را تصحیح وبعد در فصلنامه نگاه معاصر نشر می کرد از استعداد خوب این جوان سخن می گفت وجدی هم تشویقش می کرد.

آقای دانش شاید چند روز دیگر سفیر شود ویا یک منصب دیگری را تصاحب کند وهیچ در بند این هم نباشد که با این رفتارهایش چه سر شکستگی هایی را برای قومش ببار آورده است، اما من ازین تعجب کردم که آقای سید عبدالقیوم سجادی ومحمد عارف رحمانی وکلای مردم غزنی در شکست دانش چرا کوشیدند وازین شکست چرا بی نهایت لذت بردند؟ تا جاییکه حتی نتوانستند شادی شان را دی روز دربر نامه نشر زنده تلویزیون ملی هم پنهان کنند؟ آقای سجادی ورحمانی در جلسه عمومی روز چهارشنبه ودر حین معرفی دانش وکاموی به مجلس هم بغض شان را تر کاندند وآنچه که نباید می گفتند، گفتند.

امروز هم یاد داشت رحمانی در فیس بوک روایت حمایت شان از رویه قوم گرایانه دی روز مجلس است وجالب اینکه این رویه را توجیه اصول مداری می نمایند. آقای رحمانی وسجادی جزء مطرودین اولیه نتایج انتخابات بودند ولی این حرکت جمعی هزاره ها بود که تحت عنوان صیانت از آراء غزنی آنها را در چوکی نگاه داشت، وکالت این جنابان با کدام اصول برابر است؟ معامله ناکام با زاخیلوال بر سر قرار داد تجارت تیل وجمع آوری بیش از 70 امضاء به نفع فاسد ترین وزیر کابینه با کدام اصول برابر است؟ حمایت از کاموی وضدیت با دانش کدام توجیه اصولی برای یک وکیل هزاره دارد؟ ارجحیت کاموی در چیست؟ در اینکه در پوهنتون دعوت وجهاد در س افراطیت خوانده واز زمان طالبان تا کنون به مدت پانزده سال بحیث رییس اداری قوه قضاییه قضات رشوت خوار جا به جا کرده؟

شگفت من ازاین است که ماهزاره ها چرا ساده ویا بز دل هستیم؟ کار صادقانه دانش در چوکات اصول در کشوری که اصول به جوی نمی ارزد ناشی از سادگی وبز دلی اش بود وکاری که رحمانی به رهبری سجادی می کند هم سادگی وبزدلی است. ولی نتیجه همه اینها تباهی هزاره بد بخت وبا اعمال اینها فردا راه برای یک غیر هزاره بر خوانی که حق هزاره است باز می گردد.

من هر روزی که می گذرد باورم را نسبت به اینکه شیعه وهزاره یکی است از دست می دهم ودلایلی زیادی بر جدایی این دو دارم ولی با تاسف که رحمانی هایی برای توسعه تجارت شان همه چیز را به پشیزی می فروشند. رحمانی که همیشه از وجه شرعی امور می گوید نمی دانم وجه شرعی حمایت از یک وهابی وزدن یک چهره واضحا شیعی را در چه می بیند؟

من روی پروژه هزاره ستیزی توسط خود هزاره ها تحقیق می کنم واگر توفیق وحیاتی بود خواهم نوشت که رحمانی وامثالش چگونه نا خواسته این پروژه را به اکمال می رسانند، من متاثرم که کاموی بسیار زیادتر از دانش مشکل علمی واداری وتقوا وشرعی دارد ولی دانش ناکام آزمون خانه ملت است چون یک هزاره است وسرمایه ای برای خرید رای ندارد وتاثر آور تر آنکه هزاره هایی جشن این نا کامی را از دیگران زود تر می گیرند؛ یک وقت هزاره هایی چنین می کنند که اصلا هزاره نیستند ودر جلد هزارگی زده اند وبقول بعضی ها دارای ژن های هزارگی وغیر هزارگی اند همانند اکبری وصادقی زاده نیلی که ژن پدرهای تاجیکی شان با ژن مادر های هزارگی شان در سیاست متناقض می شوند ودر نهایت به نفع ژن پدری می غلطند، تعجبی نیست چون اینها قبلا بارها چنین کرده اند ولی یک وقت هزاره ای با ژن خالص نروماده هزارگی به هزاره پشت می کند آنهم دروانفسای تبار گرایی موجود، آدم شگفت زده می شود.

 من به ارزشها واصول در نظام سیاسی موجود کاملا بی باورم ودر کارآیی همه کسانی که در دولت کنونی حضور دارند تردیدهای جدی دارم ، به همین دلیل هرگز قبول نمی توانم که حضور هزاره در سیاست وساختار نظام ولو نمادین کم رنگ شود چون این حضور حق هزاره ها است وبرایم نفی این حضور توسط بعضی از هزاره ها خیانت بحساب می آید.

دانش در جریان دی روز چوب دو چیز را خورد؛ یکی مقاومتش در برابر طرح امتیاز دهی به محصلین "مناطق محروم از تحصیل" در بورسیه ها ودیگری هم کمپاین گسترده سجادی ورحمانی والبته دیگر هم فکران شان.

سال گذشته زمانی که دانش آموزان فارغ صنف دوازدهم تمامی لیسه های کشور بر اساس نمره اولی تا سومی مطابق لایحه قانونی مستحق بورسیه شناخته شدند واز سراسر کشور جمع آوری وقبل از اعزام به خارج از کشور نزد رییس جمهور کرزی برده شدند، رییس جمهور پس از تشویق دانش آموزان به تحصیل بهتر می گوید که ثبات را با دانش در کشور به ار مغان آورید وسپس برای اینکه دانش آموزان مناطق نا امن را تر غیب به تعلیم نماید،می پرسد که نمره اولهای ارزگان کی هستند؟ بخیزید وبه همه نشان دهید که در ارزگان نا امن هم بچه هایی هستند که درس خوانده ونمونه شده اند.سه نفر می خیزند که هر سه از هزاره های ارزگان بوده اند. ایشان شدت خشم را پنهان نمی تواند ومی گوید چرا چنین شده؟در ارزگان مگر چند در صد هزاره است که همه ممتازین ولایت هزاره هستند؟ وخطاب به آقای دانش می گوید که شما از دموکراسی سوء استفاده می کنید!! بعد طرح امتیاز برای مناطق محروم در تحصیلات عالی وبورسیه ها توسط آقای بابری مطرح وحتی قبل از تصویب در رسانه ها نشر شد ولی در کابینه با مقاومت دانش ودیگر وزرا روبرو گردید وتا سر حد استعفای اعلام نشده دانش پیش رفت ودر نتیجه این طرح ناکام ماند، مزید بر آن سر کوب زندانیان طالب شورشی در پلچرخی در زمان وزارت دانش  دلیل قدیمی تر کینه تعداد زیادی از وکلای پشتون علیه او بحساب می آید.

وکلای تاجیک دچار تردید شدند زیرا قسمت زیادی از وکلای هزاره خود علیه دانش در هر مرحله موضع داشتند که ناشی از دشواری های درونی جامعه هزاره است وتا جیک ها برای هر پستی که یک هزاره شکست می خورد کاندید خود را دارند، در وزارت عدلیه غالب ودر تحصیلات عالی و...

روز پنج شنبه کمپاین جالبی از سوی سجادی در کمپ عبدالله عبدالله جریان داشت وبی تردید در کمپ سایر چهره های موثر منسوب به تاجیک. چنین حالتی می تواند نشانه ای از عقب گرد هزاره ها وبازگشت مجدد آنانی باشد که هزاره نیستند ولی نان هزاره را می خورند، اوژن نمونه آن است وفردا شاید بختیاری ویا شاید شاه علی اصغر ویا کدام شاه دیگر.

آقای دانش اشتباهات فاحشی داشت که می تواند درس عبرتی برای دیگر هزاره ها باشد، او بیش از حد باور داشت که کرزی از هر کس دیگر بیشتر وبهتر ملی است وعاری از تعصب واو برای ایرانیها بیش از حد لازم کمک کرد، رسمیت جامعة المصطفی یک فاجعه علمی است ورسمیت دانشگاه آزاد ودانشگاه پیام نور ودانشگاه خاتم النبیین  ودانشگاه فقه مذاهب وامثال اینها غارت سر مایه های مادی ومعنوی مردم ما است که در دست ایرانیها قرار دارد.

عبرتی که ازین وقایع می توان گرفت این است که هر چند هزاره برای دیگران نظر نیک وصادقی داشته باشد اول تر توسط همان هاقربانی می گردد، امروز مزدوران کرزی وایران پیش از همه سیلی به صورت دانش نواختند، موضع علنی سجادی ورحمانی وشکریه بارکزی وعرفان الله عرفان شاهد مدعای ما است.

من از اینکه علیه هزاره ها از خود هزاره ها استفاده می شود متاثرم ولو آن هزاره هرکسی که باشد، چنانکه زمانی که رحمانی را دور می انداختند،من هم با قلم وزبانم در برابر آن حرکت ایستادم وحالا که او هزاره ای را دور می اندازد وپشتونی را از دسته وگروپ کرزی حمایت می کند از او متنفرم ولو اینکه رحمانی می داند رفاقت شخصی ما واو تا چه حد بوده است؟



نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
پنجشنبه 1393/04/19 02:18 بعد از ظهر
به نظرم نه طرفداری از سرور دانش اشکال داره ونه از محققو نه حتی خلیلی ما باید پشتیبان تمام انان باشیم حتی کسانی که زیاد معروف نباشندالبته با توجه به برنامه های انان و اهدافشان ونه به خاطر خودشان و اگر قرار بر دو دستگی بین نخبگان شد از هیچ کدام حمایت نکنیم چون مانند جنگی که در خانه می شود خودمان اسیب می بینیم
علی تابش
جمعه 1391/03/26 05:04 بعد از ظهر
این حرف ها را از کسی که خودش در بازیهای کثیف سیاست اون هم سیاست افغانی شریک است اصلا نیازی نیست که به آن تامل کنیم.

همینکه ادما در دایره سیاست قاطی شد دیگر چیزی از صداقت در وجود او باقی نمیماند. همه سیاست مداران در هرکجای دنیا از این امر مستثنا نیست....

پس بی خیال.
شیرزاد
یکشنبه 1391/03/21 10:46 بعد از ظهر
این نوشته ات بسیار زیبا و عبرت آمیز است جوادی صاحب.
اما کوشش کنیم که به هر قیمتی است مابین خود اختلاف ار کم کنیم بخدا آخرش فقط به ضرر خودمان است

http://1o2.ir/bldbq
ع غ
پنجشنبه 1391/03/18 06:42 بعد از ظهر
از استاد تقاضا می شود درباره جامعه المصطفی ولو برای مصلحت كمی انصاف به خرج بدهند این خواسته دشمنان هزاره ها است كه می خواهند با این عناوین و اتهامات نیروی عظیمی از هزاره ها را از صحنه بیرون برانند استاد نه تنها تخریب نكند بلكه باید حمایت هم بكند بالاخره سودش به كی می رسد الان تقریبا هزاران ارشد و دكتورا و لیسانس از جوانان هزاره در المصطفی تحصیل می كنند
صمیمی
چهارشنبه 1391/03/17 03:45 بعد از ظهر
در خصوص جواز دانشگاه های پیام نور، آزاد اسلامی، و جامعه المصطفی که شما در برابرش ملاحظه دارید از نظر حقیر فعالیت های این تصدی های خصوصی فرصت خوبی برای هزاره ها است بدلیل این که سهم بیشتر دانشجویان این دانشگاه ها را هزاره ها تشکیل می دهد ودر حالی که دیگران با اسناد خریداری وتقلبی پاکستان صاحب کار و ریاست می شوند چی مشکل دارد که چندتا هزاره از این دانشگاه های ایرانی کسب دانش کنند با مصداق " اطلب العلم و لوباالثین".
غفاری
چهارشنبه 1391/03/17 10:40 قبل از ظهر
دم از مظلومیت زدن یهودی مآبی نیست تو اگر مسلمان باشی این سیره امام حسین است
محمد عارف حسینی
سه شنبه 1391/03/16 01:00 بعد از ظهر
جناب آقای صمیمی یک توصیه دارم برای شما. اولا که شما بروید یک کمی ادب یاد بگیرید و بعد نظر بدهید فکر کنم شما در خانیتان و بین فامیلتان هم چنین سخن می گویید دوما که فکر می کنم شما یک شخص بی سواد و هرزه هستید چون افکار شما هم با افکار آقای رحمانی در یک سو و سمت قرار دارد چون شما هرگز نتوانستید اهمیت موضوع را درک کنید مهم این نیست که آقای دانش رد صلاحیت شده است مهم این است که آقای دانش به عنوان هزاره مطرح شده بود و افراد به آقای دانش رای عدم صلاحیت ندادند بلکه به هزاره ها رای عدم صلاحیت دادند.شما هرگز نتوانستید درک کنید که چه صدمه ای از این بابت هزاره ها خوردند ، غرور ، غزت و اعتماد به نفس جوانان هزاره آن چنان صدمه ای دید که شما از درک اش عاجز اید چون شما یک هزاره نیستید که بفهمید جناب استاد جوادی چه می گوید، لذا بهتر است که به فکر خودتان باشید.
[جمیل پنجشیری
سه شنبه 1391/03/16 12:59 بعد از ظهر
جوادی عزیز مشکل این است که هیچ وقت ضعف تان را نمی پذیرید به مانند یهودی ها شروع به مظلوم نمایی می کنید کاش 2مانند سجادی میداشتید کارتان حل بود
سهرابی
سه شنبه 1391/03/16 08:13 قبل از ظهر
صمیمی جان فعلا که خودت مثل سگ به جان جوادی افتاده ای!
عبدالله غفاری
دوشنبه 1391/03/15 07:08 بعد از ظهر
آقای صمیمی مواظب حرف زدنش باشد
محمد ابراهیم شریعتی
دوشنبه 1391/03/15 06:09 بعد از ظهر
سلام جناب اقای جوادی من برای این وکیل صاحبان بسیار نگران هستم که آیا تحلیلی سیاسی دارد و با نه .؟؟؟؟؟
بر سر استاد دانش هر چه بیاید مقصر خود جناب است اقای دانش مرد تفکر و قلم است وقت که در دنیای سیاست رو آورد باید چالش های آن هم یاد می کرفت.
در ضمن اگر هزاره با هزاره مخالفت نکند شما در.... ان شک کن از نوشته تان بهره بردم با تشکر شریعتی نشر عرفان
محمد علی صمیمی
دوشنبه 1391/03/15 10:23 قبل از ظهر
جوادی نویسنده یا سگی گزنده ؟
.......تعارف معمول درصدد هرچی زود تر رفتن حاجی کاظمی که همه چیز را برای هزاره می نویسد و برای این قوم هویت سازی می کند حتی تاریخ نویسی و هزاره گرای وی زبان زد خاص وعام است، با توجیه این که مبادا وی نیز به هزاره گرای متهم و موقف را از دست بدهد، وی را رخصت می کند و حاجی کاظم با پشیمانی از رفتن وقتی دردهلیزوزارت هنگام برآمدن با هاشمی معاون اداری روبرو می شود هاشمی استقبال خوبی از حاجی کاظم می کند و وی را به دفترش به شکل بسیارخوبش تحویل می گیرد و این خاطره تلخ ماندگار را وی در سفری با تیم حقوق بشر در جاغوری با ترکیب صادق علی یار زاده و عبد الاحد فرزام شریک ساخته و بی خاصیت شدن آدم های برسرموقف در برابر مردمش را در حالی که از همین آدرس تغذیه و کاه وجو می شوند صحبت می کنند، ونمونه دیگری سهراب علی صفری که در تمام تشکیلات وزارتش در ولایت و کابل به هفده نفر هزاره می رسید و وقتی که کدام جایی می رفت اجازه اش را از معاون تخنیکی اش آقای رسولی می گرفت و یا خدایدادی که به قول خود جوادی وزارت مبارزه با مواد مخدر را به نقل مقبل در دیداری با "مجموعه راه نو" داشته در جریان گذاشته، جناب خدایداد وزارت مبارزه با مواد مخدر را از وجود هزاره ها بدلیل که هزاره گرای نه کرده باشد، از وجود هم شکلانش پاک کرده که تا یک وزیر بدون گرایش قومی به دیگران وا نمودگردد...
در نتیجه از کسانی که به نفع مردمش کار نمی کنند بل به ضرر مردمش تمام می شود دفاع چی سودی دارد، اما به جای آن دفاع و تلاش برای رشد دلیرمردان با درک و احساس که باقبولی ریسک و جرآت تمام مثلی جنرال مراد علی مراد، حسن عبدالهی و بعضی کسانی که این گونه عمل می کنند حمایتش هم منطقی است وهم کار ساز.....

محمد علی صمیمی
دوشنبه 1391/03/15 10:21 قبل از ظهر
جوادی نویسنده یا سگی گزنده ؟

عنوان مطلبی است که روی آن کار می کنم به این دلیل که جناب شان باتوجه به استعداد سرهم چیدن کلمات و طوطی وار بلدیت بودنش به چند واژه ی به روز، در مواردی برایش احترام دارم و درسیاست های بیرون هزاره گی زبان گویای است اما در مسایل سیاست های داخل هزاره گی که اوج نزول وی است، به مصداق عنوان مطلبی می ماند که فرایند کارآن جریان دارد، زیرا وقتی می بینم ایشان به طور متداوم بی لحاظی می کنند و بدون عدم رعایت حرمت قلم و منافع قومی هزاره گی و با برخورد های سلیقه یی و گرایش های حزبی که جناب شان چند صباحی ازآدرس جناح استاد مزاری شهید و سپس سربازی استاد خلیلی که بعد ها بی نمکی اش بدلیل بعضی پس اندازهای مالی و راه یافتن وی به شورای ملی به قیمت قرنطین صندوق های مربوط محمد علی محمدی یکاولنگ توسط حزبی حامی اش وبی نیاز احساس کردن و خصوصیات سرخ مرچی وکروموزیم های ژنی اش، خود را از حزب وحدت به رهبری استاد خلیلی برید و آن حزب را پشت پازد و با هرنوع تبلیغات منفی که از رخش آمد رسانه ها وانترنت را در مورد استاد خلیلی پر نمود حتی شعری " گریه کن ای چشم خوش سودای من ای امید امشب و فردای من گریه ... به سرایش جوادی یکی از این مصادق است، گذشته از آن جناب جوادی با غرض ومرض های محیطی که با استاد محمد اکبری نماینده و سمبول مردم مناطق مرکزی دارد در موارد متعددی در فشانی نموده و دهن را غرض گزیده گی به سوی جناب شان سوق می دهد که گویا این عادت را از پدر به ارث برده، با استناد براین که رای نیاوردن دانش چی ربطی به استاد محمد اکبری و صادقی زاده نیلی دارد در حالی که هردو درکمپاین برای رای آوردن دانش گلون پاره کردن.
با درنظرداشت این که تصدی وزارت خانه های سهم هزاره از آدرس یک حزب و آن هم توسط بی خاصیت ترین آدم ها مثل دانش حضور هشت فیصدی هزاره ها در زمان وزارتش به جای افزایش، سه فیصد کاهش و به پنج فیصد رساندن و خنثی بودنش درموجودیت بابری در وزارت تحصیلات عالی و خاطره ی که حاجی کاظم یزدانی از دیدار و سابقه داری اش در"در دری" در ایران با آقای دانش داشته، وقتی به پاس دوستی به منظور تبریکی نزد دانش مشرف می شود جناب دانش از بس که محافظ کاری می کند هرگز از آمدن دوست سابقه اش خوشش نمی آید و بدون .......
محمد سیاکی
دوشنبه 1391/03/15 08:14 قبل از ظهر
ادامه نظر:
4. سود منصب امثال دانش فقط به نفع خودشان و به نفع هم حزبی هایشان است نه به نفع هزاره ها که این همه گلو پاره می کنید.
5. نهاد مثل جامعة المصطفی را زیر سوال برده اید کسانی که در این نهاد علمی تریت شده اند از نظر علمی کدام ضعف را دارد؟ در صورتی که در این نهاد هم دروس حوزوی را دوستان می گزرانند و هم دروس جدید علوم انسانی در رشته های مروبوطه را و از نظر علمی هم با دروس اسلامی مانند« ادبیات عرب، منطق، اصول وفقه» آشنا می شوند وهم بادروس علوم انسانی دیگر مثل«اقتصاد، جامعه شناسی، روانشناسی، علوم قرآنی، حقوق ....» این به نظر شما علیه قشر تحصیل کرده در این نهاد نیست؟ ویا اینکه چون در سفر به ایران تان ازشما برای سخنرانی و جلسه دعوت نکرده اند عقده ای شده اید؟!!.
پاسخ محمد سرور جوادی : از آخرین حرف تان شروع می کنم؛ بر عکس در موسسات مربوط به جامعة المصطفی دوبار دعوت شده بودم یکی در جامعة العلوم ودیگری مدرسه امام خمینی قم وسخنرانی هم کردم ودر همانجا هم از سیاست ایرانی ها مبنی بر بی سواد نگه داشتن طلاب افغانی انتقاد کردم، ایرانی ها در پی آن است که دیگر محقق کابلی وفیاضی ظهور نکند.سایر حرفهای تان مستقیم به من مربوط نیست، فقط در مورد سازمان نصر می گویم که اولین بار به هزاره گرایی ودر نتیجه فسق ولزوم سرکوبی افراد آن توسط آیة الله محسنی طی اعلامیه ای در سال 1360 متهم شد
محمد سیاکی
دوشنبه 1391/03/15 08:12 قبل از ظهر
با سلام
جناب جوادی! برای هزاره یا به نام هزاره!!؟
1. چیزی که خیلی مشهود است اینست که طیف سازمان نصر سابق بسیار به عصبیت ها دامن می زنند و به ظاهر خودرا طرفدار هزاره ها قلمداد می کنند و از این راه و شگرد می خواهند برای خود پشتیبانی مردم هزاره را کمایی کنند ولی در واقع و در عمل باید دید که موضع گیری این طیف چقدر به نفع هزاره ها و در راستای منافع هزاره ها و چقدر به ضرر آنها بوده است؟
2. در زمان انتخاب رئیس پارلمان وقتی که نمایندگان هزاره فراکسیون به نام «فراکسیون عدالت خواه» تشکیل می دهند و تصمیم می گیرند که اگر رای دادند همه نمایندگان دسته جمعی به یک نفر رای بدهند و اگر رای ندادند هم همه دسته جمعی رای ندهند واگر برای معاونت پارلمان شخصی را پشنهاد کردند همه از آن نفر حمایت کنند، طیف شما وقتی می بینند آن فرد که به معاونت معرفی می شود لزوما از حزب شما نخواهد بود، و حدت نمایندگان را می شکند و از سیاف پول می گیرند و به اردوگاه کرزی ملحق می شوند بعد از نمایندگان هزاره چه توقع دارند که به آنان رای دهند. خوب با هر که ائتلاف کرده واز او پول گرفته اند ازهمو باید بخواهد که به ایشان رای دهند.
3. دانش در زمان گرفتن رای اعتماد قبلی اعلام می کند که من در وزارتم ملی عمل کرده ام نمونه اش می گوید که در زمان وزارت خودم 10 نفر بیشتر هزاره در وزارت عدلیه استخدام نکرده ام ؟ ودر زمان سر پرستی وزارت تحصیلات عالی دانشجویان هزاره از ایشان نا امید و در به در به دنبال واسطه پشتون می گردند؟ از شخص با چنین محافظه کاری و تر سوی هزاره ها چه انتظار می تواند داشته باشند؟ خوب این شخص هرکه باشد دانش یا سید حسن یار؟.
امید
دوشنبه 1391/03/15 02:46 قبل از ظهر
این مطلب فقط بخاطر همسنگر بودن و یا حزبی بودن نوشته شده است و منشا دیگر ندارد و اگر نه اکبری و صادقی را به این مطلب مربوط نبود
ehssan
یکشنبه 1391/03/14 06:40 بعد از ظهر
جناب جوادی درود بر شما و همه انانیکه مثل شما می اندیشند !
واقعا جای تاسف است راستش من قبلا به سجادی و رحمانی می بالیدم و هر وقت برنامه های انها را دنبال می کردم و اما اکنون که این روشنگریهای شما را راجع به این خود کش های بیگانه پرست شنیدم !!! از خودم هم متنفر شدم که ما هزاره خیلی خام هستیم هم در سیاست هم در تعاملات اجتماعی و دچار بیماری الزایمر (فراموشی ذهنی)اگر تاریخ خونبار هزاره را مرور کنیم به نکته های عبرت اموز زیادی می رسیم و شاید بیشترین اسیبها را از ناحیه مذهب تحمیل کرده اند و هر گاه طرف مقابل خود را مغلوب احساس کرده به همین جیره خواران روی اورده اند و اینان احساسات پاک مردم مارا به معامله گرفته اند .
در پایان انتظارم از رحمانی همین است که به مردم خود توضیح دهد و از انها معذرت خواهی نماید
کارمند وزارت عدلیه
یکشنبه 1391/03/14 06:05 بعد از ظهر
آقای دانش چوب قانون مداری ورفتاراصولی اش را خورد از زمامداری شان در وزارت عدلیه وتحصیلات پیدابود که حتا هزاره ها را ازهمان حق وحضور تناسبی شان هم دروزارت مربوطه اش محروم نگهداشته بود واز آدرس هزاره ها دو سید را با خود دروزارت داشت وتمام سهم جامعه ما خلاصه شده بود به سید امین وسید محمد که امروز ازطرف سید قیوم هم مورد لطف قرارگرفت
دره صوفی
یکشنبه 1391/03/14 05:52 بعد از ظهر
هزاره ها باید بیدارشود وهوشیارشود که دیگه به عرب وجوگی های که به اسم سید وشیعه خود را دربین جامعه هزاره جا زده اعتماد نکند در تمام ادوار ما وجامعه ما ازناحیه سیدنماها شکست خودیم در زمان مبارزات عدالت طلبانه شهیدمزاری هم همین سیدها بود که ازپشت به جبهه عدالت خنجر زدن -اعتماد به جوگی ها وعرب های سوسمارخور که خود را به اسم سادات بین مردم ما جا زده خیانت به هویت وهزاره وملت شریف ترکتبار میباشد
baqir safdari
یکشنبه 1391/03/14 04:05 بعد از ظهر
نوشته های آقای جوادی روشنگری حقایقی است که باید هر فرد ازمردم هزاره باآن اشنا شود
سلیم هزارگی
یکشنبه 1391/03/14 03:22 بعد از ظهر
زمانی فکر می کردم افرادی چون جوادی و بهزاد به سطح رهبری رسیده اند و در میدان رهبری مبارزه می کنند؛ اما بعد از انتخابات پارلمانی این تصورم باطل شد. بهزاد دوباره به آغوش تیکه دار بزرگ قوم (خلیلی) بازگشت و جوادی سکوی پروازش ویران شد و دوباره هم سطح سجادی و رحمانی شد. حالا مجبور است دست از یخن خلیلی و محقق برداشته و به جان نیروهای پیاده بیافتد.
به هر صورت، میدان میدان است، چه با نیروی پیاده بجنگی، چه با فرمانده گروه. جوادی عزیز را به خاطر شهامت، مقاومت و صداقت اش در مبارزه اش ستایش می کنم.
یونس فیروز
یکشنبه 1391/03/14 01:37 بعد از ظهر
ضمن عرض سلام خدمت استاد جوادی، همانطور شما در نبشته تان اشاره کامل بالای قیوم سجادی و رحمانی داشتید یک واقعیت عینی بود. شما که از طریق برنامه پخش زنده تلویزیون ملی جلسه را تعقیب میکردید. من شخصاً آنجا بودم میدیدم که آقایان سجادی، رحمانی و آقای بحر چگونه کمپاین منفی بر علیه سرور دانش انجام میدادند. و همچنان تحریک کردن و پند دادن حمیده احمدزی نماینده کوچیها توسط فاطمه نظری که از آقای دانش سوال اهانت آمیزی را مطرح کند.
اما ما هزاره ها از اقای سجادی و بحر نباید گیله داشته باشیم، از خودی ها بگوئیم که چرا به این مار های درون آستین رای دادند و آنان را منحیث نماینده به خانه ملت فرستادند. از جناب شما و امثال قلم بدستان هزاره میخواهم تا گام های جدی را برای آگاه سازی هزاره ها که دیگر نباید فریب دروغین شیعه های غیر هزاره ی بخورند، بردارید.
یک هزاره
یکشنبه 1391/03/14 01:04 بعد از ظهر
مطلبی را که نگاشته بودید خواندم و خوب میدانم که درد شما و هر هزاره ای چیست؟!
اما نمی توانم چشمم را بروی تمامی ناکامی های جناب دانش در ارایه حد اقلی از همکاری های ملیتی( برای مردمم یعنی هزاره ها) را نادیده انگارم. من نمی گویم که او دانش ندارد و نمی تواند ده سالی را در قضا بماند و از منعمات ان لذت ببرد بلکه دردم اینست که او با داشتن همان ژن خالص هزارگی اش درد هزاره را یا نمی داند و یا می داند و خود را به نادانی می زند و گویا اینکه او با کار های به فکر خودش ملی، می خواهد این وطن را به ساحل خوشبختی برساند.
من از جناب شما می پرسم که جناب دانش در وزارت عدلیه چقدر توانسته است سهمیه اشتراک هزاره ها در این اداره را تأمین کند و همین طور در وزارت تحصیلات عالی؛ در دانشگاه کابل وقتی یک هزاره محصل به مشکلی بر خورد میکند و با بی عدالتی مواجه میشود و از مقام ایشان داد خواهی میکند، جناب دانش کجاست که حد اقل این ملی گرائی را در حق یک هزاره هم رعایت کند؛ وقتی دو عریضه یا درخواستی از دو نفر با ملیت متفاوت برای او ارایه میشود او از هزاره را انجام نمی دهد تا مبادا مردم نگوید دانش قوم گرائی میکند. ما از او نمی خواهیم که فریاد هزاره هزاره سر دهد و سر به بیابان ملیت محوری بزند اما توقع داشتیم و داریم که حد اقل ما را با دیگر اقوام این سرزمین مساوی بداند و از همان عدالت محوری و ملی گرائی به زعم خودش مستفید مان سازد.
همه میدانیم که ستره محکمه جای حساس و بسیار مهم است و ما نیاز به شخصی در این مقام داریم که هم دانش اون کار و هم شجاعت دفاع از حقوق ما را داشته باشد، که به نظر من جناب دانش لااقل از این دومی بهره مند نیست.
باز هم از دانش صاحب می خواهم دیگر ما هزاره ها را مسخره این و آن نکند و از بار بار رفتن به شورای ملی برای گرفتن رای اعتماد اجتناب نماید و بگذارد که دیگر شخصیت های مردم ما خود را بیازماید و اگر توانستند کاری بکنند و مرهمی باشند برای زخمهای دیرینه این خلق بیچاره.
عبدالله غفاری
یکشنبه 1391/03/14 01:02 بعد از ظهر
سلام استاد شما با زدن زیراب جامعة المصطفی و نهاد های علمی مورد حمایت ایران تیشه به ریشه خودتان می زنید و به تعبیر خودتان این هم یک فرآیند هزاره علیه هزاره است. خودتان هم در جریان هستید که انسان های شریف و دردمند و توانمندی از همین هزاره ها با درد هزارگی در همین نهاد ها به خاطر عدم دسترسی به دیگر نهادهایی که احتمالا شما معتبر می دانید در حال تحصیل هستند که اگر اعتبار علمی این نهاد ها زیر سوال برود کما این که جدیدا از طرف عبیدالله عبید مشکلاتی ایجاد شده است، ما قشر عظیمی از نیروهای انسانی مان را از دست می دهیم. مگر چند جوان هزاره قلم به دست در دانشگاه های خارجی مثل آکسفورد و هاوایی و ... تحصیل می کنند؟ من تعجب می کنم که چرا به لوازم سخنتان توچه نمی کنید.
sharq
یکشنبه 1391/03/14 12:51 بعد از ظهر
aqaee mohtaram waqti az elm va danesh sobat mekoni awal daneshe khode to mahak bezan!? aqaee akbaree va sadeqee nili ke az asil tarin hazara ha ast shoma eshan ra padar tajik megued kodam khar in harfe u ra bawar mekona faramosh nakon harf emroza khjaredar darad ke mobtani bar molomat va sedaqat bashad .
ali
یکشنبه 1391/03/14 12:24 بعد از ظهر
جوادی عزیز
از امید های مردم ما هستی... اگر، اگر ثابت قدم بمانی... دست مریزاد
ذکی
یکشنبه 1391/03/14 12:20 بعد از ظهر
متأسف شدم. اما نوشته ای عالی بود. کاش همه مثل شما همه چیز را بیان می کرد. کاش خیانت ها در لای رفاقت ها پنهان نمی ماند. تا دست ناا هلان ومزدوران رو می شد. تشکر آقای جوادی.
قاسم
یکشنبه 1391/03/14 11:54 قبل از ظهر
سلام جوادی صاحب !
مدافع بزرگ هزاره ها قابل افتخار هستی اما یادد نره سال گذشته تو هم امتحان خوده دادی مهری تاجیک ها تو از همه بر سینه می زدی یادت هست از برای خدا یک شرم و خجالت هم خوب است بس است نفاق انداختن ، دشمنی ، تهمت اگر منظوری تان سید زدای از جامعه هزاره و می خوای سیدا را گم کنید که فکر می کنم این خواب را به گور خواهی برد و جبری تاریخ همیشه بوده بالای اقلیت سادات و این افتخاری ما است و یادت باشد جوادی صاحب بنی امیه در کل ومعاویه ویزید این کار نتوانست من می دانم این جریان در صددی تفریقه و نفاق هستند در بین مردم شریف ما. اما جای تآسف است که شما به عنوان این مردم باید افغانستان شمول فکر کرد تا دیروز چه روز داشتی حالا مدافع سرسخت این مرد م همه تان امتحان خویش داده اید. شرم باد بر چهره اخلال گر
Asif Ulfat
یکشنبه 1391/03/14 11:49 قبل از ظهر
Jawadi aziz az inki chinin khaberhayee ra meshnavam ba shedat motasir shodam garchi in jenaban hechwaqt mawred lotf man qarar negireft wa lazim ham nest ki bogoyam ki az eshan nofrat daram chon en chez ra qablan dashtam!!!
عبدالحمید اعتمادی
یکشنبه 1391/03/14 11:22 قبل از ظهر
جناب آقای جوادی مثلکه شما هم راه بشر دوست را درپیش گرفتید.درضمن خود جناب عالی بر تمام خصوصیات دانش اشاره کردید وفرمودید که ایشان اگر در مقام برسد نسبت به هزاره ها هیچ فرقی در انجام کار اداری با دیگر اقلیت ها ندارد،پس چی تاکید دارید نه حتما ایشان باید رای میاوردند،ممکن است در مقام ایشان کاندید بود کسی برسد که بهتر کار کند،من میدونم بزرگترین دغدغه فکری شما این است که ایشان به آدرس هزاره بودند رای نیاوردند ولی به نظر من کسی که به آدرس هزاره به جایگاهی میرسد ولی به نفع مردم هیچ کاری مثبت را انجام نمیدهد پس بهتر است که نباشد.در گذشته جناب عالی با دانش هم حزبی بودین ولی فعلا که جناب عالی درحزب دانش هم جایگاهی ندارید.در ضمن اگر بیاد داشته باشید در گذشته نیز درگیری های بین هزاره ها درپارلمان بودند که شما متاسفانه چیزی از آن یاد آوری نکردید مثلا موضع گیری داکتر صاحب جعفر مهدوی بر علیه معاونت دوم که بهزاد صاحب کاندید بود.در ضمن از جناب عالی توقع این است اگر مطلبی واعتراضی دارید با حفظ حرمت وشخصیت انسانها مطلب بی نویسید.نه اینکه شمشیر را از رو بسته به هرکسی رسیدید بدون درنظر داشت اینکه دیگران ممکن است از نوشته های شما چی برداشتی بکند در ارتباط آن شخص به نظرخودتان تحریر میکنید.
بهرصورت جناب عالی به عنوان یک جهره روشن فکری هزاره مطرح هستید،پس بنا براین بادرک این موضوع که خود به آدرس هزاره ها مطرح شده وجهره ای رسانه ای دارید بهتر است در ارتباط مطالب که می نوسید کمی بیشتر فکر کنید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
تحلیل آمار سایت و وبلاگ