تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - عزل وزراء کار کیست؟
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

عزل وزراء کار کیست؟

تاریخ:شنبه 1391/05/14-09:57 بعد از ظهر

عزل وزراء کار کیست؟

حتما دردوهفته گذشته روندی را که منجر به سلب اعتماد وزرای دفاع وداخله شد تعقیب کرده اید، روندی که از اولین نشست مجلس نمایندگان پس از رخصتی های تابستانی وبقول یکی از وکلاء در یک فضای طوفانی آغاز شد والبته پایان آن هنوز معلوم نیست.من امشب در تلویزیون فارسی بی بی سی درین موضوع دیدگاه وتحلیلم را گفتم که درین نوشته با شما در میان می گذارم.
بدون تردید یکی از ادعاها این خواهد بود که مجلس نمایندگان سر انجام کاری را که باید می کرد انجام داد واین یعنی توان وظرفیت نظارت این مجلس بر حکومت، این ادعا خوراک تبلیغاتی خوبی برای وکلایی است که از یک طرف باراه ورسم بازی های جاری در کشور آگاه نیستند وباصطلاح کاری به کار کلان ها ندارند وازسوی دیگرشوله خود را خورده پرده شان را می کنند تا چند صباحی باد گلو خالی کرده بگویند منم آنکه رستم بود پهلوان.
ولی همه نشانه ها حکایت از آن دارد که متاسفانه مجلس واعضای آن بار دیگر بحیث یک چماق ووسیله تامین مقاصد دیگران استفاده شد:1- در روز نخست وبقول دوست مان طوفانی موضوع نا امنی ها در مناطق مختلف کشور محور بحث بود وعمدتا سه موضوع؛ نا امنی راههای هزاره جات، حادثه سمنگان که منجر به قتل احمد خان ودهها تن دیگر گردید وحوادث کنربرجسته شد وتصمیم بر آن شد که مسئولین امنیتی در مجلس فراخوانده شوند؛ برخی خواهان استجواب وبرخی دیگر خواستار استیضاح بودند.درنشست دومی بین نمایندگان غایله برسر این بود که چرا امضاهای شان در پای سند تقاضای استیضاح افشاء شده؟ برپاشد وسر انجام موضوع استیضاح به استجواب مسئولین امنیتی به شمول وزیر خارجه تبدیل گردید ولی در نشست سوم وزرای دفاع وداخله از لیست استجواب خارج وبه لیست استیضاح شامل شدند واز سوی دیگر رییس عمومی امنیت ملی از ردیف استیضاح خارج گردید.درنشست سوم بعضی از نمایندگان از جمله آقای یونس قانونی مدعی شدند که امضاهای جمع آوری شده برای استیضاح وزرای دفاع وداخله تزویر وجعل است که چنین ادعایی در مجلس می تواند حکایت از حرکت های سازمان یافته از بیرون مجلس داشته باشد.2- هر روز موضوع استیضاح بدل می شد وسر انجام عمده ترین موضوع حملات توپخانه ای پاکستان در مرزهای کنر مطرح شد؛ در حالی که بحث نا امنی وبخصوص حملات سازمان یافته تروریستی نظیر واقعه سمنگان بیشتر دایره مسئولیت امنیت ملی است تا وزارت دفاع وداخله ولی رییس عمومی امنیت ملی از پروسه خارج گردید وهمچنین موضوع حملات پاکستان بر بخشهایی از کشور بیشتر مرتبط با وزارت امور خارجه ونیز فرماندهی کل قوای مسلح که شخص رییس جمهور است می باشد وخود شورای ملی بحیث قوه سیاست گذار مسئولیت بسیار جدی دارد.3- دلایل استیضاح برای سلب اعتماد از نظر قانونی موجه نبود ونیز فرصت کافی بر اثر فشار هادر داخل تالار برای بحث وتصمیم گیری برای بررسی دلایل وزراء وجود نداشت وتصمیم گیری عجولانه بر سر مسایل ملی ضمن به مخاطره انداختن ثبات کشور نوعی مانور های سیاسی ورقیب کوبی در درون وبرون مجلس است.4-متنشج بودن فضای تصمیم گیری وحتی درگیری میان اعضای مجلس از آغاز پروسه تا به انجام نشان می داد که مجلس به خودی خود تصمیم گیرنده نیست وهدایات بیرونی زمینه تصادمات واخذ تصامیم عجولانه وخام را در پی دارد.5- متغییر بودن مواضع نمایندگان از آغاز تا پایان برنامه کاملا واضح بود؛ تغییر در لیست مسئولین مورد بازپرس،تغییر در لیست امضاء کنندگان طرح وحتی انکار بعضی از امضاهای شان وسر انجام تغییر دیدگاه نمایندگان در ظرف چند دقیقه بگونه ای که همه شاهد بودیم که مجلس پس از شنیدن توضیحات وزرای دفاع وداخله برای نشان دادن قناعت وعدم قناعت شان به دودسته کاملا مساوی{86بر86}تقسیم گردید وسر انجام بارای رییس مجلس جانبی که مدعی عدم قناعت از توضیحات بود برنده شده مجلس به سوی پروسه رای اعتماد وعدم اعتماد کشانده شد.گفته می شود رییس مجلس تا زمانی که از سوی رییس جمهور هدایت نگرفته بود حاضر به روشن کردن رای خود نبود؛ مطابق قانون در صورتی که در جریان رای گیری دو طرف مساوی باشد، رای رییس مجلس بطور علنی تعیین کننده است ولی رییس مجلس تا سر حد تشنج ودر گیری شدید دردرون مجلس مقاومت کرد واز افشای رایش خود داری نمود ولی زمانی که بقول شاهدان، رییس مجلس یادداشتی را دریافت کرد حاضر شد تا رایش را به نفع طرفداران عدم قناعت اعلام نماید وپروسه سلب اعتماد را عملی نماید. مهمتر از آن اینکه بلا فاصله با شروع رای گیری آراء تغییر می کند وموازنه به نفع سلب اعتماد بر هم می خورد در حالی که تساوی کامل طرفداران دو نظریه قناعت وعدم قناعت در صورتی که از روی درک واراده بود باید ثابت می ماند.6- موضع رییس جمهور مبنی بر موکول ساختن موضوع را به جلسه وتصمیم شورای امنیت نشان واضحی از سیاسی بودن پروسه با اهداف معین است ورنه قانونا تصمیم مجلس نهایی واجرایی است.
**حال که دلایل وقراین نشان می دهد که مجلس نمایندگان بعنوان ابزار بازی عمل کرده وخود تصمیم گیرنده نیست، طبعا باید بدنبال ردپای کسانی که درین بازی سودی را جستجو می کنند بود ونشان آن را پیدا کرد.
> اولین کسی را که متهم به دست داشتن درین ماجرا می نمایند پاکستان است، هواداران هردو وزیر خواهند گفت که پاکستان به دلیل سابقه این دو شخص در مقاومت علیه دخالتهای پاکسان در امور افغانستان کوشیده است تا برای آنها فرصت تلاش علیه منافع آن کشور را ضیق نماید، قبلا در مورد سلب صلاحیت دکتر رنگین داد فر سپنتا وزیر خارجه پیشین که بخاطر کوتاهی در دفاع از اتباع کشور در ایران صورت گرفته بود نیز گفته می شد که ایران در درون مجلس نمایندگان نفوذ کرده ووی را که دموکرات لیبرال گرا وطبعا مخالف نظام سیاسی بنیاد گرا است از دستگاه دیپلماسی کشور بردارد ولی هم در مورد قبلی وهم در مورد کنونی این ادعا صرفا می تواند قهرمان نمایی برای توجیه یک شکست تلخ باشد. معمولا در کشورهایی که اولیای امور مسئو لیت پذیر نیستند واخلاق راست بودن با مردم وپذیرفتن ضعف های عملی واشتباهات برنامه وپلان نهادینه نشده بلکه بر عکس مسئولیت پذیری ضعف وزبونی تلقی می گردد کوشش می شود نقطه های سیاه با توجیه دخالت خارجی سفید جلوه داده شود. نشانه واضحی از چنین امری وجود ندارد حتی احتمالات ضعیف نیز مردود است، آنگونه نیست که پاکستان در تمامی بخشهای دولت ما بحدی نفوذ داشته باشد که هرچه بخواهد انجام دهد. دولت در کل وازجمله پارلمان ما پراکنده ومحل نفوذ عوامل بیگانه است اما نه در حدی که کشوری مثل پاکستان که در برابر آن حساسیت های شدید ملی وجود دارد بتواند ظرف چند روز برای برکناری دو وزیر کلیدی امنیتی ودفاعی سازمان دهی واقدام نمایند، اگر چنین می بود رییس امنیت ملی باید در راس لیست قرار می گرفت.
> دومین متهم در زمینه شخص رییس جمهور کرزی است وادعا می شود که وی بخاطر داشتن روحیه نزدیکی با طالبان می کوشد تا سمبل های مقاومت علیه طالبان را از دولت حذف ورضایت طالبان را بدست آرد، این گروه از آن جمله امرالله صالح رییس پیشین امنیت ملی در واکنش اولیه شان گفته اند که آقای کرزی با حذف بسم الله محمدی از کابینه آخرین نمادهای مقاومت علیه طالبان را در حال حذف نمودن است. در اینکه کرزی در پشت داستان ایستاده است تردیدی نیست ومن در پایان می پردازم ولی این اقدام او بمعنی تقابل با نمادهای مقاومت علیه طالبان نیست؛ چون نه بسم الله محمدی نماد برجسته مقاومت است ونه هم کرزی وپیرامونش خالی از وجود این نماد ها، دسته ای که در سابق بنام شورای نظار مشهور بودند می کوشند همه جهاد ومقاومت را به گروه خود محصور سازند ودردرون این گروه هم اصالت با اشخاصی است که از دره پنجشیر باشند. این نگرش هر روز شخصیتهای مهم سیاسی ونظامی را محصور تر ساخته ورفته رفته ازرده چهره های ملی خارج می سازد، دیگر به افرادی چون آقای صالح وبسم الله خان وقانونی نگاه ملی نمی شود وآنها هم در فرصتهای بدست آمده نشان نداده که خارج از محدوده پنجشیر وشورای نظار پنجشیری به ملت ومردمی بنام افغانستان هم می اندیشند. صدها دلیل وجود دارد که چنین افرادی در روزشکست نهایت شعار ملی می دهند ولی در گاه اقتدار هرگز فکر نمی کنند که استراتژی بزرگتری هم باید داشته باشند.
پیشتر گفته شد که موتور اقدام اخیر را کرزی به حرکت در آورد ولی آن را به سر منزل مقصود تنها حامیان وی در درون مجلس نرساندند بلکه سر سخت ترین مخالفان سیاسی کرزی نیز در این کاروان همراه بودند؛ زمانی که بحث وجدال شدیدی بر سر اینکه آیا جواب وزراء قناعت بخش است یانه؟ بالاگرفت وکارتهای سرخ وسبز درمقابل هم مساوی بود، بوضوح کارت های سرخ بر سر دستان کسانی چون داکتر محی الدین مهدی، عبداللطیف پدرام، عبدالحفیظ منصور، وامثال آنها نشان می داد که این جماعت خواهان رفتن آقایان وردک ومحمدی هستند. کسی نمی تواند تردید داشته باشد که افراد نامبرده هم سابقه جهادی دارند وهم اغلب جمعیتی وشورای نظاری هستندوهم مقاومت ضد طالبانی شان واضح است واز همه واضحتر پرچم مخالفت با کرزی را سالها بردوش می کشند.
> برخی می کوشند توجیه قومی برای این موضوع پیدا کنند وبگویند آقای کرزی در پی تصفیه های قومی است واینکه وردک پشتون تبار هم در کنار بسم الله تاجیک تبار حذف می شود را تشبیه به طعمه ودام نمایند، در منظر این عده کرزی می خواهد عناصر کلیدی اقوام غیر پشتون را از بدنه حکومت حذف نماید وبرای اینکه اقداماتش بسیار صریح توجیه قومی پیدا نکند بعض از افراد نسبتا ضعیف پشتون را به عنوان یک قربانی ویا بحیث یک طعمه جهت بدام انداختن شکار اصلی استعمال می نماید، این عده داستان امرالله صالح وحنیف اتمر را از همین قبیل می دانند.
لیکن چنین به نظر می رسد که این توجیهات نیز چندان اساس منطقی ندارد، بدون تردید زعمای سیاسی افغانستان در طول تاریخ قوم سالار وقبیله گرا بوده اند اما کرزی بیشتر به یک مافیای قدرت وثروت در چوکات خانواده اش می ماند تا یک بازیگر قومی. وانگهی در هردو مورد یاد شده هم باتوجه به پست واهمیت آن وهم باتوجه به ظرفیت، دانش وتوان اشخاص نمی توان پذیرفت که وزارت داخله طعمه ریاست امنیت ملی واتمر طعمه برای صالح قرار گیرد؛ اتمر بمراتب بادانش، کار آزموده وباظرفیت تر از جوان خامی چون صالح است،همانگونه که وردک هم دانش عالی نظامی دارد وهم زمان طولانی تجربه وهم پیشینه روشن جهادی ومقاومتگری واورا برای فردی چون بسم الله خان که فاقد اکثر این ویژگی ها است وبرعلاوه چهره کاملا عصبانی وغیر قابل تحمل ومتعصب، طعمه قرار دادن غیر قابل باور است مگر اینکه به جنون کرزی باور داشته باشیم ودرین صورت به عقلانیت وظرفیت تمام ملتی که اسیر بازی های یک دیوانه است هم بایدشک کرد.
برعلاوه ترکیب کسانی که دیروز آقای بسم الله ووردک را به یک کارت ذبح کردند نشان می دهد که بیشترین مخالفین آقای بسم الله خان از اقوام غیر پشتون بودند، تلاش چندین شبانه روزی محمدی وقانونی ثمره ای نداشت وآنها با اینکه از داشتن یک موضع استراتژیک میان اقوام غیر پشتون سخن می گفتند لیکن عملکرد قانونی در دوره ریاست مجلس وقبل از آن در موقعیت های کلیدی دیگر ونیز کار کرد بسم الله خان در سمتهای رییس ستاد مشترک ارتش ووزیر داخله جای تردیدی را برای فریبنده بودن شعار اتحاد استراتژیکی اقوام غیر پشتون ونیزاستفاده ابزاری از چنین شعارهایی برای تامین منافع عده بسیار محدود باقی نگذاشته است. اساسا در پوشش چنین شعاری از یک سو کوشش به تحمیق هزاره ها، ازبیک ها ودیگر اقوام شده واز سوی دیگر این شعار فرصت تعامل میان دو قوم پشتون وتاجیک را فراهم ساخته است؛ اگر نگاهی به ترکیب ماموران دولت از کابینه تا به پایین ترین بخشها انداخته شود به درستی نشان می دهد که چگونه موازنه ای میان پشتون وتاجیک ایجاد شده است، این موازنه بنام رسمی این دو قوم نیست بلکه دوستان تا جیک وعمدتا پنجشیری ما کوشیده اند از آدرس اقوام غیر پشتون وبا وسیله قرار دادن سران این اقوام جایگاهی برای قوم خود بازنمایند، از میان 24عضو کابینه 9نفر تاجیک و9 نفر پشتون هستند، این نشان می دهد که تا کدام اندازه کوشش شده از جبهه بندی های قومی به سود طیف خاصی بهره جسته شود ودرمیان قوم تاجیک نیز بحث انحصار پنجشیری ها جای انکار نیست.
دوستان تاجیک وخصوصا پنجشیری ما همچنان اشتباهات تاریخی شان را تکرار می کنند ودر عین حال همیشه هم می کوشند تا تنور مباحث قومی را داغ نگه دارند واین رویه فرصت طلبی به قیمت برهم زدن همه معیارهای معقول است، تا هنوز ثابت نشده است که کسانی همچون مارشال فهیم ویا قانونی ویا بسم الله از موقعیت شان کمی هم برای تامین حقوق دیگر اقوام وحتی تاجیک های غیر پنجشیری ویا غیر شورای نظاری استفاده کنند بلکه برعکس حتی کوشیده اند در پاینترین سطح هم دخالت نموده با استفاده از موقعیت وبه گونه غیر قانونی مانع احقاق حق دیگران وربودن آن حق برای خود گردند که صدها مثال ونمونه را می توان حساب کرد. فرصت سوزی های تاریخی وبرگرداندن سیاست وقدرت وپیوند زدن آن را به روند طولانی گذشته خیانتی است که دو سه کس از آدرس یک قوم عدالت خواه وانسان گرا انجام می دهند.
> اولین سئوالی که بی بی سی از من نمود این بود که آیا سلب صلاحیت این وزراء کمکی به امنیت وقطع حملات پاکستان می کند؟ من با قاطعیت پاسخ دادم که خیر چون ثبات وامنیت در افغانستان بحث توان وعدم توان یک یا دو وزیر نیست، این موضوع سالهاست که به منطقه وجهان مربوط شده است واکنون هم سیاستها وکارکردهای منطقه وجهان است که سرنوشت امنیت را رقم می زند وموضوع حملات پاکستان برمی گردد به سیاست جامع دولت افغانستان وبخصوص شخص رییس جمهور بحیث فرمانده کل قوا ودستگاه دیپلماسی کشور تا از یک سو دلیل اقدام پاکستان را روشن نماید واز سوی دیگر متحدان افغانستان را در اقدام متقابل قانع نماید، درحالی که فرمانده کل قوای افغانستان به صراحت از منع اقدام به مثل سخن می گوید ووزیر خارجه از شکست تلاشهای دیپلماتیک، وزرای نظامی وامنیتی دولت چه باید بکنند؟ خود را سپر بر سرراه ورود گلوله ها بسازند؟
بی بی سی فورا پرسید: پس انگیزه استیضاح وسلب صلاحیت چه می تواند باشد؟ پاسخ من این بود که کشاکش دسته ها وباندهای قدرت در دولت از ریاست جمهوری تا پارلمان می تواند عامل اصلی این اقدامات باشد ونه موضوعات امنیتی ودفاعی، در جریان مباحث دیروز مجلس واضح بود که برخلاف پروسیجر قانونی، مجلس روی موضوع خاص ومعینی متمر کز نبود وهر وکیل موضوعی را جدا از وکیل دیگر مطرح می نمود وحتی موضوعات شخصی شامل بحث بود، چنین حالتی روایت گر فرعی بودن موضوع دفاع وامنیت ملی است ونشان دهنده سیاسی بودن اقدامی است که از بیرون رهبری می شود.
حرف آخر بی بی سی این بود که این مورد را کمی توضیح بدهید، حرف مهمی است که گویا این وزراء در نتیجه رقابت گروهها عزل شده اند؟ توضیح من این بود که هردوی این وزراء به خواست کرزی نه بلکه در اثر تعاملات شامل کابینه شده اند. آقای وردک ازبیرون فرد مورد حمایت ارتش ونظامیان آمریکا بود چون تحصیلات عالی نظامی اش را در آن کشور انجام داده ودر زمان جهاد نیز رابط عمده بین مجاهدین وآمریکا بود واز داخل جزء سهمیه حزب محاذ ملی به رهبری سید احمد گیلانی بود، اکنون آمریکاییان بخاطر تربیت کدرهای وابسته بسیاری خود را محتاج محصور به یک فرد نمی بینند ودر واقع تاریخ مصرف آقای وردک ختم شده است ودر بعد داخلی هم چون حامد گیلانی کاندید دوره بعدی انتخابات ریاست جمهوری است، دوام پیر ومریدی کرزی وگیلانی ها سودی ندارد، لذا مدتی بود که از برکناری وردک سخن زده می شد وکرزی تصمیم داشت تا بر سر این پست معامله کلانی را انجام دهد که فعلا قوم ازبیک به قیمت حذف دوستم از سیاست کاندید این معامله است. برعلاوه اینکه حذف وردک هدف از قبل تعیین شده بود اما همزمانی آن با بسم الله خان توجیه خوبی برای کرزی است تا به همگان بگوید که اقدامات انجام شده با آنکه کار مجلس است ونه او در عین حال رنگ وبوی قومی ندارد چنانکه این توجیهات در مورد امرالله صاح وحنیف اتمر مطرح می گردد. من باور ندارم که آقای کرزی برای تصفیه های قومی می خواهد قربانیانی را از قوم خود هم بدهد باوجودی که این تئوری بسیار جدی مطرح می شود بلکه باور من این است که وی برای حفظ قدرت وثروت نا مشروع خانوادگی همه به شمول پشتونهای توانمند وباغیرت  را قربانی می کند.
بسم الله خان اما براثر تعاملات مارشال فهیم وقانونی به وزارت آمد واکنون هم در اثر تعاملات منفی آنها کنار زده می شود، پیوستن فهیم به تیم کرزی فرصتی را فراهم ساخت تا او در زد وبندهای درون تاجیکی وپنجشیری معامله ای را باقانونی برسر پسر خاله اش بسم الله خان نماید ویکی از امتیازاتش از کرزی همین باشد، حالا گفته می شود که کرزی از قانونی توقع کرده تا بحیث معاون اول قیوم کرزی برادرش وارد تیم آینده او شود ولی قانونی تا هنوز نپذیرفته واو بدنبال ایجاد یک جبهه بزرگی که شامل همه احزاب وتشکل های سیاسی مخالف کرزی باشد است تا خودکاندید آن جبهه در آینده گردد.کرزی می تواند ازین طریق وارد معامله جدیدی شود که در دوبعد وحالت متصور است: بعد اول تحت فشار قرار دادن قانونی برای رو براه شدن ودست کشیدن از یاغی گری، حذف بسم الله از کابینه دومین وشدیدترین شکست قانونی در سیاست است واحتمال اینکه وی را وادار به تسلیمی ومعامله نماید زیاد وجود دارد. درین صورت کرزی بسم الله را در سمت قبلی ویا بجای وردک حفظ خواهد کرد، حال بارد تصمیم مجلس آنگونه که در مورد سپنتا رفتارنمود ویا باقبول آن و تعیین نمودن بسم الله را بحیث سر پرست. بعد دیگر می تواند حذف بسم الله تصمیم برگشت ناپذیر باشد وکرزی بخواهد برسر پست او باهر جناح دیگری وارد معامله شود، آقای صالح هم در یادداشتی به این بخش اشاره کرده وگفته است که کرزی برای 2014 وزیر داخله ای می خواهد که هیچ نوع پایگاه مخالف فکری وسیاسی با او نداشته باشد، ولی من ضمن اینکه اصل اقدام را درمسیر باندسازی ومعاملات بر سر ادامه عمر باند کرزی می دانم اما باور به قطب بندی های فکری نیستم وچنانکه بارها گفته ام می گویم در کشور ما محور بازی منافع اشخاص است نه افکار واندیشه ها، سرسخت ترین مخالف کرزی اگر در کنار سفره او سهمی برای خود ببیند، محکمترین مدافع او می شود، این را سیاست گران محدودی که در ین سالها بازی کرده اند ثابت کرده اند، حال شعار شان هرچه باشد: جهاد، مقاومت، قوم، دین ویاهر چیز دیگری. 



نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
مصطفی ایثار
دوشنبه 1391/06/27 11:16 بعد از ظهر
استاد گرامی! اگر این تحلیل ها و انتقاد هایتان توام با پیشنهاد برای طیف مخاطب تان باشد خوبتر خواهد بود.
پاسخ محمد سرور جوادی : مصطفی جان از نظرت تشکر، یک بخش کار تجزیه وتحلیل وواکاوی دلایل بیماری ودرک آن است وبخش دیگر درمان. درین ملک کسی اصل درد را نشناخته ودوایش قطعا خلاف تجویز می شود. برایت توفیق می خواهم.
عبدالله غفاری
سه شنبه 1391/05/17 09:45 بعد از ظهر
وفایی جان
نه مزاری را شناخته ای و نه مقاله را فهمیده ای
از دور شنیده ای که علی آباد شهر است
محمد اکرم وفایی
دوشنبه 1391/05/16 09:57 قبل از ظهر
آقای جوادی! تحلیل شما با شگرد های نویسندگی خوبی آراسته است، اما یک موضوع که جلب توجه میکند و معلوم میشود اینکه شما نفی همه اقوام را در نظر دارد درست مثل دوران استاد مزاری که جنگ با همه، لطفاً از این قالب ها بیرون بیائید.
عبدالله غفاری
یکشنبه 1391/05/15 10:44 بعد از ظهر
برخی ها می گویند کرزی چون از قدرت گرفتن اپوزیسیون دلهره دارد به نمایندگان حامی دولت گفته است تا این دو وزیر را رد صلاحیت کنند تا بتواند با کشاندن برخی از اعضای اپوزیسیون به داخل کادر دولت آن ها را تضعیف کند
پاسخ محمد سرور جوادی : بلی این یکی از دوصورتی است که در متن نوشته اشاره کرده ام برعلاوه چون درین کشور هرکس چوکی را به هر ذلتی می خواهد حفظ این دوآدم علی رغم رد صلاحیت می تواند از آنها نوکران حلقه بگوش بسازد.
حشمت رادفر
یکشنبه 1391/05/15 03:37 بعد از ظهر
تحلیل جالبی ارایه کرده اید آقای جوادی اما به نظر من اگر هم پاکستانی ها در کارکرد دیروز مجلس نقش نداشته باشند حداقل برکناری بسم الله خان آنان را خوشحال خواهد ساخت دلایل زیادی بر این امر وجود دارد دیگر این که آقای کرزی نمیتواند با یک مسوول ارشد امنیتی غیرخودی صحنه را برای به میدان آمدن برادرش یا کس دیگری که مورد حمایتش باشد به سادگی فراهم کند و تقلب انتخاباتی را آنگونه که دلش می خواهد سازماندهی کند به این دلیل اگر در این دور بسم الله خان سلب صلاحیت هم نمی شد در دوسال باقی مانده حتما یک زمینه سازی دیگر میشد.
دیگر در مورد این که قانونی در حدی باشد که از بسم الله استفاده ابزاری کند با شما موافق نیستم زیرا نفوذ و قدرت بسم الله خان به مراتب بیشتر از قانون است و ماندن وی در بیرون از دستگاه قدرت به مراتب بیشتر از قانون و حتا مارشال فهیم برای کرزی هزینه بردار تر خواهد بود... .
مهدی زرتشت
یکشنبه 1391/05/15 02:33 بعد از ظهر
درود خدمت آقای جوادی. برای شخص من مطلب جالبی بود. تحلیل خوب. نظر خاصی ندارم.
عبدالله صافی
یکشنبه 1391/05/15 12:01 بعد از ظهر
تحلیل با محتوا و جالی بود؛ اما یک چیز را باید عرض کنم و آن اینکه مخاطب نوشته های شما بسیار محدود و اندک است. وقتی از مثال ها و شواهدی استفاده می کنید که یک طیف محدود خوانندگان را مخاطب قرار می دهد، به محدودیت و محرومیت نوشته منجر می شود.
تحلیل های تان باید فراگیر و عام شمول باشد. نوشته هایی که در بی بی سی -بخش ناظران می گویند- از وحید مژده و داوود مرادیان و... به لحاظ محتوایی با نوشته های شما قابل مقایسه نیست؛ اما برگ برنده آن نوشته ها پرداختن به موضوعات کلان و دایره دید کلان آن ها است.
لیگان درست است که خانه خودتان و صمیمی است؛ اما بیشتر از 200 نفر در روز خواننده ندارد، در ضمن شخصیتی مثل شما نباید به "لیگان" و "ورس" محدود شود، بی بی سی و رسانه هایی که بر همه دنیا سایه افگنده اند، مناسب شما است، نه لیگان که گاهی باز می شود و گاهی هم نه.
پاسخ محمد سرور جوادی : تشکر از تذکر تان.
امین صداقت
یکشنبه 1391/05/15 11:16 قبل از ظهر
با سلام خدمت استاد جوادی بزرگ
تحلیل بسیار ارزنده، جالب و جامع بود.
یک جهان تشکر و ممنون.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ