تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - یک یاد داشت وچند برداشت(3و4)
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

یک یاد داشت وچند برداشت(3و4)

تاریخ:دوشنبه 1391/05/30-09:32 بعد از ظهر

یک یاد داشت وچند برداشت(3و4)

 

از اینکه کمی مصروف شدم ونتوانستم به موقع این مطلب را دنبال کنم معذورم دارید وچون فرصت این بحث گذشته بسیاری از مطالب را قیچی کرده یکی دونکته را درین قسمت توضیح می دهم وباقی را اگر عمری بود در فرصت مناسب نشر خواهم کرد.

یکی از برداشت ها این بود که گویامن تقلید از مجتهدین را نفی می کنم، شاید این برداشت از دوسه کلمه آن یاد داشت صورت گرفته باشد؛ یکی اینکه گفته بودم در مسئله رویت هلال فتوای مفتی مجزی نیست چون رویت هلال از موضوعات است ونه احکام ودیگر از آن نکته که گفته بودم مجتهدین پیر تر ازآنند که رویت هلال بتوانند بل آنها برمبنای شهادت دیگران فتوا می دهند وباز شاید هم از آنجایی که نوشته بودم من حق دارم با ملاکهای خودم روزه بگیرم وافطار کنم.

یک موضوع تا کنون روشن شد که حکم وموضوع دو چیز متفاوت است؛ حکم مترتب بر موضوع است تا زمانی که موضوعی نباشد حکمی معنی ندارد، نسبت منطقی میان حکم وموضوع خاص وعام است، هرگاه حکمی وجود داشته باشدحتمادارای موضوعی است ولی هر موضوعی هنوز دارای حکمی نیست، بسا موضوعاتی که هنوز شکافته نشده ودر باره آن حکمی از سوی مرجع ذی الحکم صادر نشده است. از سوی دیگر عکس قضیه که عدم است نیز عام وخاص است هرگاه موضوع ازبین می رود حکم نیز ازبین می رود ولی هرگاه حکم ازبین می رود موضوع لزوماازبین نمی رود.

با روشن شدن این نکته برای عام مردم، نکته دیگری هم در پیوند با موضوع روشن است وآن اینکه شارع ومفتی شرع حاکم وعهده دار احکام هستند ونه موضوعات ورویت هلال را همگان اتفاق دارند که از موضوعات است ونه احکام لذا در فتاوی مراجع هیچگاه آغاز وپایان روزه را به فتوای مرجع تقلید محصور نکرده بلکه تا این اواخر حکم حاکم شرع را یکی ازراههای ثبوت روزه ویاعید نمی دانستند، درین اواخر بعض مراجع یکی از راههای ثبوت رویت هلال، حکم حاکم شرع را می دانند که نفس چنین جایگاهی برای حکم حاکم شرع نشاندهنده آن است که انفاذ حکم یا فتوا در زمینه خصوصیت شرعی ندارد بلکه خصوصیت اعتباری وملاکی دارد؛ اعتبار وملاک در موضوعات، نظر اهل خبره است ونیز حصول علم واطمینان برای مکلف که حکم حاکم ممکن است برای کسی علم واطمینان بیاورد وممکن است هم نیاورد چون اگر جنبه های دیگری چون مسایل سیاسی دخیل شود طبعا اعتبار واطمینان شرعی کم رنگ می گردد.

در صورتی که موضوع حکم وجوب روزه در رمضان وموضوع حکم حرمت روزه در روزعید فطر رویت هلال رمضان وشوال است وابزار رویت هلال هم در اختیار همگان، ما نمی توانیم حصر آن به نظر فرد یا افراد معینی را قبول کنیم. چشم ابزار رویت است وهلال هم در آسمانی که هیچ فردی برآن سیطره ندارد، درین صورت ولی فقیه ویا مجتهد ومفتی با توجه به حالات سنی ومقامی نه تنها از دیگران ترجیح ندارند بلکه عاجزترند. اینکه آنها تیم رویت هلال دارند ویا مریدان شان برای شان خبر می دهند، روایت دیگران است ونه حکم شرعی ویا فتوایی که حکایت از استنباط حکم شرعی از ادله شرعی نماید. حال این روایت را ممکن هریک شما هم بکنید ولی اینکه پذیرفته نمی شود مربوط به درک غلطی است که جامعه از ملاکهای شرعی دارند وکوشیده می شود این ملاکها برای مردم انحصاری شود. حال کجای این نظر نفی عام تقلید از مراجع دینی است؟

تقلید از قلاده که در لغت عرب به معنی گردن بند است می باشد ودر فقه به دو منظور استفاده شده است؛ یکی انداختن این گردنبد را به گردن دیگری وخود را سبک دوش کردن از رنج استنباط حکم شرعی ودیگری انداختن طوق وقلاده تابع بودن به نظر کسی که باور دارد از او آگاه تر به احکام شریعت است به گردن خود.

تعالیم وآموزه های قرآنی نشان می دهد که نوع اول خلاف ارزشهای تکاملی انسان که محور آن ها آگاهی است می باشد ولی نوع دوم خود یک ارزش است چه اینکه انقیاد به نطریه آن کسی که بیشتر می داند ضمن اینکه پوینده راه را از خطا مصون می دارد، ارج گذاری به دانش است ونیز تشویق کردن به آموختن بیشتر. این رویه تنها در حوزه شرع وقلمرو متشرعین رایج نیست بلکه در همه عرصه های علمی امری پذیرفته شده ونیکو است.

قلمرو تقلید هم محدود است؛ اولا در معرفت دینی بخصوص آن بخشهایی که ستون فقرات دین شناسی را تشکیل می دهد تقلید ناروا است، اصول دین ومذهب را باید هرکسی خود درک کند وبادرک به آنها ایمان آورد وملتزم باشد وتقلید کافی نیست، دوما اگر کسی به تقلید اطمینان ندارد، باید به احتیاط عمل کند که این رویه نیز آگاهی ومعرفت فی الجمله را ضرورت دارد وسوما اگر کسی خود درحدی از معرفت رسیده است که می تواند احکام را بفهمد به علم خود عمل می نماید وعمل به علم خودش جایز است. خارج ازین محدوده ها قلمرو تقلید شروع می گردد ولازم ومقبول است. امروزه قلمرو تقلید محدود است چون در طول قرون واعصار کنکاش دینی در مسایل محدود منحصر بوده وآنقدر تکرار شده که اکنون هر مکلف ملتزم به شریعت می تواند آن موارد را بفهمدو ابواب فقه به همان مقدار صدها سال پیش محدود مانده ومسایل جدید را مراجع تقلید نتوانسته اند موشکافی نموده نظریه قطعی شرعی ارائه کنند. بنابراین تقلید اکنون به مسایلی محصور شده که بین آراء متخصصین دینی اختلاف برداشت است ومقلد باید نظر مرجع تقلید خود را رعایت نماید.

امروزه هر مکلفی می داند که مثلا روزه در سفر قصر است ودرین باره هیچ اختلافی هم نیست ولی مقلدین نمی دانند که چرا باید قصر باشد؟ مکلفین نمی دانند که مسافری که سوار بر هواپیما است باید روزه را بخورد ولی کارگری که در هوای مثبت50 درجه ودر روزهایی به درازای 17 ساعت کار می کند واگر نکند چاره ای برای امرار معاش ندارد باید روزه بگیرد، چرا؟ ولی مراجع تقلید این چرا ها را پاسخ نداده اند.

یک قصه یادم آمد: می گویند کسی خرمن می کوبید وبرای انجام آن باید ازبام تا شام دور میدان خرمن کوبی را به دنبال گاوهای خرمن کوب دوره می کرد. ماه روزه بوده ولی رهگذری اورا می بیند که به دنبال گاوها در حال خوردن نان هم است، می پرسد چرا روزه می خوری وحیا نمی کنی؟ می گوید روزه ام قصر است. می پرسد چطور قصر است تو که جایی نرفته ای واینجا قریه خودت است؟ می گوید: از صبح تا شام که این میدان را دوره می کنم، حلقه حلقه اش را بازکن به کجا می رسد؟ رهگذر چورتی می شود وپاسخی نمی یابد. فکر می کنم متولیان حکم وفتوا هم تا هنوز دلیلی نیافته اند. اکثر احکام اکنون جزء مسلمات شده وهمه می دانند ونیاز به تقلید ندارند ومواردی که باید از اهل دانش پرسید اندک است وقلمرو تقلید هم طبعا محدود.

واما اینکه گفته ام من حق دارم با ملاکهای خودم روزه بگیرم وافطار کنم عده ای را وحشت زده کرده وفکر کرده اند من بدعتی را دردین نهاده ام. نه! دوستان ما نباید وحشت کنیم، دین برای ماست وتکلیف هم برما وطبعا این ماییم که باید بدانیم چه تکلیفی ودر چه حالتی ودر کدام زمان بر ماست؟ دانستن موضوعات ملاک های تکلیف پذیری ماست ومفتی فقط حق دارد اصل تکلیف را بگوید وبس.

مهمترین ملاک در روزه رویت هلال است که گفته شد ابزارش راداریم ودیگر ملاک علم مکلف است که از هرطریقی که بدست آید ودیگر اینکه مکلف اطمینان پیدا کند. درقسمت بعدی این ملاک ها وراه های بدست آوردن آن را تشریح می کنم. راه وصول وحصول ملاک های علم آور واطمینان بخش هرگز محصور به حکم سلطان سعوی وولی فقیه ایران نیست.

یک یاد داشت وچند برداشت(4)

در مورد ملاکهای شرعی آغاز وپایان روزه یک اصل مورد اتفاق همه امت وجود دارد وآن رویت هلال رمضان در شروع عبادت روزه ورویت هلال شوال در وجوب افطار روزه وحرمت روزه گرفتن در روز اول شوال است.

چیزی که جنجال بر انگیز است نحوه رویت هلال است؛ در طول صدها سال بر سر تعیین ملاک ومعیار رویت هلال نظریه های گوناگونی از سوی دانشمندان مسلمان وغیر مسلمان ارائه گردیده است، دشواری کار دراین است که منطقة البروج مدار زمین وماه متفاوت است وبه همین دلیل حساب ماه شمسی وقمری متفاوت ومسیر حرکت زمین وماه نسبت به هم در طول سال متغییر است. به همین دلیل ما گاهی ماه را دقیقا در مسیر طلوع وغروب خورشید می بینیم وگاهی هم خیلی با زاویه های متفاوت.

از آنجایی که رویت هلال از اموری است که به موضوعات مربوط است وحاکم اصلی آن شخص مکلف واهل عرف وفن، مراجع تقلید نیز در مورد معیار واحدی تعیین نکرده اند مگر یک ملاک کلی را اصل قرار داده اند، رویت هلال یا به چشم خود ویا بگونه ای که اطمینان پیدا نماید که حلول ماه جدید صورت گرفته است.

درین اواخر اکثر مراجع، علم مکلف را از هرطریقی که بدست می آید معتبر می دانند، در پاسخ به بعض سوالات مراجع زیادی به شمول رهبر مذهبی ایران که نقش ولایت مطلقه فقیه وحاکم شرع در آن کشور را نیز دارا است تصریح کرده اند که اطمینان مکلف لازم نیست از طریق خاصی حاصل شود بلکه وقتی پرسیده اند اگر با گواهی یک وهابی اطمینان بدست آید کافی است؟ گفته اند بلی ونیز اگر با محاسبات علمی رصد خانه ها ومراکز تحقیقات فضایی غیر مسلمان معلومات علم آور در باره حلول ماه بدست آید بازهم کافی است وهمچنین خصوصیات فیزیکی ماه در طول یک ماه اگر علم آور باشد می تواند دلیلی بر رویت ویا حلول در وقت معین شود.

زمانی که علم مکلف ملاک اصلی برای او در گرفتن وافطار کردن روزه است، مکلف ممکن است از راههای مختلف به علم واطمینان دست یابد که چند تای آن را ارزیابی می نمایم:

1- دیدن ماه به چشم عادی خود که البته بهترین راه علم آوری است وتقریبا مدتهای طولانی همین راه نتها راه حصول اطمینان محسوب می شد.

2- دیدن ماه با چشم باصطلاح مسلح که امروزه با وجود تکنولوژی پیشرفته ممکن است؛ با وسایل امروزی هم می توان ماه را در جلو خورشید دید که اطمینان از دوام ماه قبلی حاصل می گردد وهم می توان پشت سر خورشید پیدا کرد که دلیل نو شدن ماه است وعلم آوری ازین راه نیز حجیت شرعی اش بلا اشکال است.

3- از طریق شهادت افراد دیگری که با شهادت شان اطمینان حاصل شود.

4- از طریق شایع شدن مبنی بر رویت هلال ویا شروع ماه جدید وپایان ماه کهنه.

5- از طریق حکم حاکم شرع( این ملاک اخیرا در نزد بعض فقهاء شامل ملاک های پذیرفته شده گردیده است ودر گذشته مطرح نبود) درین مورد ملاحظاتی است؛ از جمله اینکه علم آوری حکم حاکم شرع در صورتی قابل قبول است که ما اطمینان کنیم، او منابع کافی علم آوری در اختیار داردو متکی به همان منابع حکم صادر کرده است ورنه نقش شخصی حاکم شرع در موضوعات به دلایلی که در قسمتهای گذشته توضیح داده شد کافی نیست، درین صورت حاکم شرع واسطه برای علم آوری مکلفین است همانند سایر واسطه ها وذاتا نقشی ندارد. نکته دیگر این است که درین رابطه تفاوتی بین حاکم شرع در مذاهب مختلف نیست چنانکه گفته شد نظر یک وهابی هم اگر مقدمات علم آوری را داشته باشد برای مکلفین شیعه مذهب کافی است. عمده ترین دلیل درین رابطه این است که همه مذاهب اسلامی اجماع دارند که نوشدن ماه معیار برای مناسک دینی نظیر روزه وحج و...است ونیز همه اتفاق دارند که رویت هلال از موضوعات است ونه احکام، چون در موضوعات اجتهادات دخیل نیست آن گونه که دراحکام است بنابراین تفاوت مذهب بذاته نمی تواند تفاوت موضوع را ببار آورد نه یک وهابی چیزی از ماه را در آسمان کم می تواند ونه یک شیعه زیاد. قید بذاته را بخاطر آن آوردم که گاهی انگیزه های سیاسی، خود خواهی ها ودیگر انگیزه ها ممکن است موجب ارتکاب خلاف عمدی شود واین حالت هم در همه طوایف ومذاهب متصور است ومختص به مذهب خاص نمی شود.

6- محاسبات علمی اهل فن؛ از گذشته های دور تا کنون یک بخش از مصروفیت وتحقیقات بشر پیرامون افلاک وکواکب بوده ودر طول تاریخ آراء واندیشه های زیادی به آن مشغول. در زمان ما این پدیده جزء مدرن ترین پدیده های علمی است ویکی از اساسی ترین نیاز های برنامه ریزان مدیریت موفق. بشر بغیر ازاینکه درپی شناسایی فرصتهای زندگی در خارج از کره زمین است، برای زندگی بهتر در زمین نیز نیاز مند شناخت از تحولات وتغییرات زمین واطراف آن است، اکنون انسان نه تنها رویت هلال ماه را بلکه تمامی خصوصیات آن را در محاسبه خود دارد وکره ماه را از زمین نه بلکه از سطح خودش می تواند مشاهده کند. با توجه به اینکه دست آوردهای علمی بشر در گذشته(نظیر چرخش زمین به دور خودش) از حد حدس وگمان فرا تر رفته به علم ویقین مبدل شده است دلیلی وجود ندارد که ما دست آوردها ومحاسبات امروزی را که با ابزار بهتر بدست می آیدنپذیریم.

7- شکل های ظاهری ماه در طول 28 روز؛ این مورد هم رابطه می گیرد به محاسبات علمی وفنی اهل خبره که البته در مورد خاص رویت هلال نیست ولی می تواند نشانه های دقیقی را برای حصول اطمینان درین موضوع بدست دهد که چند مورد را یاد آور می شوم: الف؛ بلندی، درخشندگی وضخامت هلال ماه در اولین رویت. ممکن است به دلایلی(ازجمله پایین بودن ارتفاع بعد از حلول ویا مکث زمانی کوتاه بعد از حلول) هلال ماه در روزاول رویت نشود وروز اول ماه بعنوان روز مشکوک ویا به تعبیر فقهی یوم الشک باقی بماند همانند روز جمعه در آغاز رمضان امسال. مگر اولین باری که یک مکلف هلال را ببیند بلندی ماه که نشانه اش دیر غروب کردن آن است ویا روشنایی زیاد آن ویا ضخامت هلال اورا مشکوک بسازد که شاید روز سپری شده اول ماه نه بلکه دوم ماه نو بوده است. محاسبات دقیق علمی نشان می دهد که بین غروب ظاهری خورشید وچیرگی سیاهی شب که در نزد شیعیان مغرب شرعی است، باتوجه به تفاوت طبیعی مناطق(هموار بودن ویا ناهمواری وکوهستانی بودن وفاصله از خط استواء ونوع فاصله و...) بین 22 تا 27 دقیقه فاصله است وماهی که اول صبح در محاق قرار می گیرد ومقارنه اتفاق می افتد پس از5/11ساعت به زاویه 7/3درجه از خورشید فاصله می گیرد ودر همه جا قابل رویت است ومدت این قابلیت هم نهایتا 27 دقیقه پس از غروب ظاهری خورشید است واین بدان معنی است که خروج ماه از محاق وحلول ماه جدید مربوط به عصرروز سپری شده است واین روز اول ماه نه بلکه فردا اول ماه است واگر زمان غروب ماه از 27 تا 43 دقیقه پس از غروب ظاهری خورشید طول می کشد نشان دهنده آن است که محاق ومقارنه درشب گذشته اتفاق افتاده وحلول از اول صبح شروع گردیده بنا ء بر این روز سپری شده اول ماه بوده وفردای آن دوم ماه است وبه همین دلیل در سالهای اخیر زمانی که بر اساس محاسبات رصد خانه ای وقوع حلول ویا تولد ماه تصدیق می شود اما به دلیل کم ارتفاعی ویا مکث زمانی قلیل به نسبت زاویه ای که ماه می گیرد، ممکن نمی شود، رصد کنندگان به دنبال رویت هلال با وسایل الکترونیکی در روز می برایند.ب: کامل شدن نیمه غربی نشانه شب هفتم وکامل شدن نیمه شرقی نشانه شب بیست ودوم است؛ دانشمندان نجوم ماه را به چهار ربع7روزه(بجز یک ونیم یادوروزی که تحت الشعاع،مقارنه ومحاق است) تقسیم کرده اند که درربع اول از شام نخست تا شام هفتم قسمت کامل ماه جانب خورشید است وقسمت ناقص عکس آن در حالی که خورشید پیش از ماه غروب می کند ودر واقع ماه پشت به غرب ورو به شرق است، ماه تا شام هفتم نیمه غربی اش را کامل می کند ودر شب هفتم هیچ نقض یا پری درین نیمه مشاهده نمی شود وهمین حالت در آغاز ربع چهارم یعنی شب22 اتفاق می افتد در شام 22 در واقع نیمه شرقی اش را کامل می کند. درین ربع نیز ماه پشت بطرف خورشید است ورو به جانب مقابل منتهی درین ربع ماه چون قبل از خورشید غروب می کند، در جانب غربی خورشید قرار دارد. ج: دانشمندان محاسبه کرده اند که ماه بطور متوسط 53/29 روز است بنابر این در شب چهاردهم حتما قرص خودرا کامل می کند وبعضا تا شام پانزدهم هم دوام می یابد ولی در شب شانزدهم حتما نقض در جانب غربی مشاهده می شود.هریک ازین محاسبات دقیق علمی از ظاهر ماه می تواند مقدمات علم آوری در مشخص شدن سرنوشت یوم الشک باشد وبه همین دلیل در حکم شرعی یوم الشک نیز فتاوی طوری است که آن را به روشن شدن زمان بعد موکول کرده اند. البته نشانه های ظاهری دیگری هم است که به نظرم بحث را کمی طولانی می کند.

در پایان این بحث می خواهم بگویم که در مورد رمضان امسال من شخصا از ناپدید شدن ماه شعبان در صبح 28 که صبح ها با جمعی به کوه می رفتیم وماه را نگاه می کردیم به یقین رسیدم که روز جمعه که در تقویم های ایرانی سی ام شعبان بود اول رمضان است چون ناپدید شدن ماه در صبح 28 به معنی تحت الشعاع خورشیدقرار گرفتن آن است که رویتش را با چشم غیر مسلح ودر هوای غباری نا ممکن می سازد و طبعا روز29 روز مقارنه ومحاق است که در شام 29 حلول ثابت است.

رصد خانه های ایران نیز گزارش داده اند:

بر اساس محاسبات، مقارنه ماه و خورشید در ساعت 7:54 صبح روز پنج شنبه 29 تیرماه 1391 رخ می‌دهد. در غروب همان روز سن هلال در شهرهای کشورمان حدود 11 ساعت و جدایی زاویه‌ای آن از خورشید حدود 7 درجه است.(باشگاه خبر نگاران ایران به نقل از ویبلاک گاهی به آسمان نگاه کن)

مگر رصد گران ایران تاکید کرده اند که چون رویت هلال باید با چشم غیر مسلح باشد واین نوع رویت در کمتر از 3/7درجه فاصله ماه از خورشید ممکن نیست لذا اول رمضان روز شنبه است!! به نظرم این مقابله با علم است ومغالطه وانگیزه آن جز مسایل سیاسی نمی تواند باشد. چگونه تو علم داری که حلول صورت گرفته ولی بر خلاف آن زمان تکلیف را برای بعدتعیین می کنی؟

یاد آوری این نکته ضروری است که عده ای از مراجع می گویند ماه نو شدن در حکم تولد یافتن ماه است چون ماه یکی است ویک بار حلول می کند مطابق این نظر مشکلی نیست که ماه در کجا دیده شده ؟ حکم یک سان است وآنهایی که افق وتفاوت آن در بلاد را شرط می دانند منظور شان اگر تفاوت در حد یک شب باشد معقول است، مثل اینکه نیم کره شرقی زمین روز است ونیم کره غربی شب واول ماه نیم کره غربی نمی تواند اول ماه نیم کره شرقی باشد ولی اگر منظور تفاوتهای چند ساعته باشد توجیه آن دشوار وغیر علمی است. می شود درین باره جداگانه بحث کرد. والسلام



نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
عبدالله غفاری
پنجشنبه 1391/06/9 06:40 بعد از ظهر
عرض سلام مجدد خواستم بگویم به خاطر بروز مشکلات در قسمت فنی سایت مطلبی را که لینکش را گذاشته بودم فقط با فایر فاکس یا مرور گر موزیلا قابل مشاهده می باشد
با عرض پوزش
عبدالله غفاری
سه شنبه 1391/06/7 12:42 بعد از ظهر
سلام بر استاد موفق باشید
زیبا نوشتید
این پست هم تقدیم به شما.
دوستان نیز مطالعه بفرمایند
http://www.taha14.com/index.php?option=com_content&view=article&id=64:1391-06-07-07-32-36&catid=32:1391-05-10-07-34-14&Itemid=67
بی نام و نشان
پنجشنبه 1391/06/2 12:00 قبل از ظهر
سلام استاد جوادی! سوال دارم که با توجه به نوشته تان, نظر شمارا میخواهم بیدانم.
در یکی از روز های ایام رمضان در اثر تشنگی زیاد
, روزه را شکستانده و اب نوشیدم , از چانس بدم خبر به ریس حوزه رسید و مرا بازداشت و مورد لت و کوب قرار داد , ابرویم در بین اعضای فامیل و همسایه ها رفت که هیچ بدتر ازان مشهور به ادم روزه خور گردیدم و همه نفرت شان را نثارم میکرد. از طرف دیگر بنده نظر به معلومات که از روزه گرفتن و احکام روزه داشتم به یقین رسیده بودم که باید مقدار اب نوشید که این کار را انجام دادم , حالا لطف کنید بفرماید که از نظر شرعی من مرتکب گنا شدم یا نه؟ ایا دلیلم در مقابل ریس حوزه که می گفتم من به یقین رسیده بودم که باید اب نوشید , ورنه شاید ضرر به صحتم میرسید , موجه بوده یا خیر؟ ایا اصلأ ریس حوزه حق داشته که مرا لت و کوب کند؟ در ضمن هر روز با توجه به روز های گرم و طولانی تابستان بنده به یقین میرسیدم که باید اب نوشید ورنه شاید دچار شدید کمبودی اب در بدن گردید ه و متحمل اسیب شدید جسمی شد.
پاسخ محمد سرور جوادی : بی نام ونشان صاحب من مفتی نیستم تا به سوال شما پاسخ شرعی بدهم، فقط مکلفی هستم که می کوشم تکالیفم را بدانم. تا جاییکه من از فتاوی وآیت شریف ومن اضطر غیرباغ... همین قدر می فهمم که تکالیف شرعی در صورت بروز حالت اضطرار برداشته می شود وطبیعی است که تشخیص مضطر بودن بخود مکلف است ونه مفتی. چیزی که قطعی گفته می توانم اینکه کار رییس حوزه غلط است وربطی به شرع ودین ندارد؛ وی خودش شاید هم روزه خور باشد وهم شراب خور وهم حرام خوری های بسیار دیگر واز طرفی حتی هیچ کدام اینها نباشد ولی امر به معروف ونهی از منکر هم مراتبی دارد.
عبدالمنان
چهارشنبه 1391/06/1 05:49 بعد از ظهر
جهانی سپاس جناب جوادی که مطالبی فیس بوکی تان را اینجا هم نشر کردید. استفاده کردیم خیلی خوب بود
امین صداقت
سه شنبه 1391/05/31 11:53 قبل از ظهر
باز هم خدمت استاد جوادی سلام عرض می کنم و عید فطر را تبریک می گویم انشاألله که طاعات و عبادات قبول باشد. برداشت قسمت سوم و چهارم عالی و بهتر بود. مباحث خوب توضیح داده شده بود و عید هم براساس همان روز جمعه در واقع 30 روز را تکمیل کرد. اما متأسفانه عید ایرانی ها همیشه خصوصا در این 15 سالی که من شاهدم از 29 روز تجاوز نمی کند.
موفق باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ