تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - کرزی برای طالبان جاده می سازد!!
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

کرزی برای طالبان جاده می سازد!!

تاریخ:چهارشنبه 1391/06/8-08:57 قبل از ظهر

کرزی برای طالبان جاده می سازد!!

چند روز پیش این یاد داشت را نوشته بودم ولی هرچه کوشیدم میهن بلاک باز نشد ونا چار آن را در صفحه فیسبوک منتشر نمودم واینک برای ماندگاری ونیز استفاده دوستانی که در فیس بوک ندیده اند در این صفحه باز نشر نمودم:

روز دوم عید فطر یک خبر گزاری خارجی تلفن کرد ونظرم را در مورد سخنان آقای کرزی در مراسم نماز عید فطر پرسید، خبر نگار که لهجه ایرانی داشت به شدت ذوق زده بود که در موقف رییس جمهور تغییر آمده زیرا وی برای اولین بار درین سالهای اخیر طالبان را برادر خطاب نکرده ونیز آنها را مورد عطاب قرار داده که ازنسبت کشتار مردم مورد ملامت وجدان ملت وانسانیت وتاریخ قرار می گیرید. وی می پرسید که این تغییر دیدگاه کرزی ناشی از چه عواملی است؟

من با کمی تامل ویک مرور سریع به گفته های رییس جمهور، به کمک حافظه ام در یافتم که سخنان کرزی یک پیوند ودنباله هم داشت؛ اگر شما این کشتار ها را نمی کنید وبنام تان صورت می گیرد پس بیایید وبگویید حقیقت چیست؟ شما نباید مسئولیت کاری را که نمی کنید بعهده بگیرید ورنه ملامت وجدانها....

آقای کرزی خوب می داند که برادران تروریستش نه تنها این جرایم ضد بشری را مرتکب می شوند بلکه در ارتکاب آن ها افتخار هم می کنند ونیز به نیکی می داند که گروههای وحشی ومزدور قبیله اش نه تنها نمی توانند بقول ایشان حقیقت را باز گویند که واقعا هم در مواردی کار نکرده را بخود نسبت می دهند ودرین امر تعمد هم دارند. گاهی مشخص است که سارقین مسلح بر سر دزدی آدم می کشند ولی سخنگوی طالبان آن را یک عملیات جهادی آزادی بخش اعلام می کند.

انگیزه کرزی از طرح چنین سخنانی چیست؟ ازسه حالت بیرون نیست؛یا این است که وی هنوز هم باور دارد که تروریستها مجبور به مزدوری اند ودر پشت این همه جنایات دستان دیگری است ووی با طرح این مسایل برادرانش را از هر جهت اطمینان می دهد که در صورت ترک مزدوری در امانند حتی از ملامت وجدانها وتاریخ!!که البته چنین برداشتی از سوی ایشان نهایت سبک مغزی وخام اندیشی است چون مزه مزدوری برای آنان بسیار زیادتر ازحتی تحسین وجدانها است. یا اینکه وی و برادران تروریستش هر چه کوشیدند درین ده سال نتوانستند خارج از جغرافیای انسانی قبایل پشتون همکارانی را در میان سایر اقوام در افعال زشت ودرنده خویی ترور ووحشت پیدا نمایند وبدنامی تاریخی وملامت وجدانهای انسانی تنها دامنگیر یک قبیله گردیده که وی نیز در زیر چتر آن قرار دارد، لذا می کوشد به دنیا بفهماند که توحش وجنایت مربوط قوم نه بلکه کار بیگانگانی است که تعدادی از افراد یک قوم را اجیر کرده واین اجیران هم جرئت بازگویی حقیقت را ندارند وگناه نکرده را از مجبوری به گردن می گیرند. به نظر می رسد تیر ایشان درین انداخت هم به خطا می رود وهدفی را جز سینه قومش سوراخ نمی کند چون از یک سوی واقعا تا کنون هیچ غیر پشتونی به سیاهی تروریزم آلوده نشده وسیمای قومش را چرکین نکرده است؛ حتی گسترش عمدی ترور ووحشت به شمال ومرکز نیز باعث نشد تا درین مناطق هم بغیر از قریه های پشتون نشین دیگر قریه هارا نا آرام بسازد وهر گز کسی در وحشت آفرینی ها چهره غیر پشتون را ندید واز سوی دیگر بر فرض که حرف رییس جمهور را قبول کنیم که افرادقبیله اش مردم شرور وفتنه انگیز نیستند ودر پس جنایات هولناک دستان بیگانه است که در واقع هم بیگانگان درین مسایل دخیلند اما آقای کرزی نا گزیر بپذیرد که مزدوری بیگانه برای پوشش وپنهان نگه داشتن جرایم ضد انسانی وضد ملی گناه بزرگتر وبدتر وشرمندگی فضاحت بارتر است. حالت سوم این است که آقای کرزی بادرک کامل از همه حقایق در پی آن است که به طالبان اشاره دهد که آنچه می کنید خیر است وادامه هم بدهید، کسی یخن گیر شما نیست ومن حامی تان درین کارم ولی نباید مسئولیت کرده های تان را بعهده بگیرید چون این کار شما موجب سر شکستگی تاریخی قوم مشترک ما وشما می گردد ومن هم حمایت کرده نمی توانم.کرزی این حرف را بدان دلیل می زند که تا هنوز دردولتش کسی جرئت نکرده بگوید عامل تباهی ملک وبربادی دولت وهتاکی شرف وعزت وسوختن هستی یک ملت گروهی بنام طالبان است که با سه شعار شریعت، پشتونوالی وباز پس گرفتن میراث میرویس نیکه واحمد شاه بابا که چند صباحی به زعم آنها اسیر بازی های هوس پرستانه سقاوی های دوم وجوالی های قدیم وکله خام های تاریخ شده بود می باشد، گروهی که در اسلام آباد نطفه اش منعقد شد ودر پیشاور دوران جنینی اش را گذراند ودر سپین بولدک اولین جیغش را کشید وهجوم صاعقه وارش هم پای اردوی پاکستانی ودسته های عرب وعجم از همه بی پدر ومادران روی زمین تا وادی های شمال ومرکز را در نوردید ودر مسیرش حتی طبیعت را سوزاند وانسانیت را در کام آتش کینه جزغاله کرد. تا هنوز در دولت ما هر گوزی که زده می شود وهر گویی که خورده به بیگانگان نسبت می دهند و مزدوران بیگانه فراموش شده اند.

من به آن خبرنگار که ازین تحلیل متحیر شده بود گفتم اگر فرضیه سومی درست باشد فاجعه است؛ کسی که از همه مردم نمایندگی می نماید ودر راس هرمی نشسته که قاعده هایش از گوشت واستخوان همه افرادی بنام ملت افغانستان شکل گرفته می کوشد دسته کوچکی را به انگیزه های قومی رهنمون گردد تا جنایت های شان را چگونه پوش کنند.

بسیار متاسفم که در سرزمین ما همیشه بحثها به اقوام منتهی می شود، ولی برای بازگفتن حقایق گزیری نیست چون حقیقت درهمه ابعاد زندگی مردمان این سرزمین از میان جاده های پر پیچ وخم قومی می گذرد، قومیت جوهر اصلی همه رنگ ها وبازیها ومهره ها است.



نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
غفاری
جمعه 1391/06/24 06:29 بعد از ظهر
تحلیل خوبی داشتید
به نظر من کرزی دچار یک نوع سردرگمی است. از یک سو می بیند که سمت ریاست جمهوری مردم افغانستان را دارد در حالی که اکثریت کسانی که دولتش را به رسمیت می شناسند و خود را رعیت او می دانند غیرپشتون هستند و از سوی دیگر یک نوع مسئولیت قومی را نیز یدک می کشد چون می بیند که تنها چهره ی موجه و به ظاهر مدرن قومش می باشد. نتیجه واضح است زیرا کرزی یک بی سواد است برای او رسیدن به قافله جهان بی معنا است. به اصولی اعتقاد ندارد تا بتواند در سایه آن پوسته پشتونیزم را بیندازد بنابراین خود را موظف به انجام وظیفه در قبال قومش می داند. زیرا اگر مواضع آن ها را قبول نداشت بایستی از امکاناتی که در این ده سال خارجی ها در اختیارش قرار دادند به تضعیف تروریزم و طالب می پرداخت. واقعا که ساختن یک دولت مدرن با صلح با طالب و تروریزم دو طرح متناقض است و کرزی فعلا مشغول گزینه دوم می باشد.
Abbas
جمعه 1391/06/17 04:29 قبل از ظهر
با سلام
به نظر شما با این تفاسیر هیچ امیدی به آینده این کشور وجود دارد؟
"خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج"
این کشور از ابتدای پیدایش و نام گذاری اشتباه بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ