تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - ...دوسه رسوای دیگر
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

...دوسه رسوای دیگر

تاریخ:یکشنبه 1392/03/26-11:56 قبل از ظهر

...دوسه رسوای دیگر


این نوشته قبلا در هفته نامه عدل ورفاه وصفحه عمومی فیس بوکم نشر شده برای خوانندگان خاص لیگان مجددا این جا هم نشر کردم. تصمیم دارم نوشته هایم در مطبوعات دیگر را برای دوستان لیگان نشر کنم گرچه بعضا دیر شده که ازین بابت معذرت می خواهم. جوادی

چند روزی گرفتار مریضی ودرد سر های دیگر زندگی بودم وحتی از خبرها دور، دی روز دربین موتر ودر جریان رانندگی رادیو آزادی را گرفته بودم که بحثی میان عبدالستار خواصی نماینده دره غوربند(سیاه گرد) وداکتر هروی سر پرست ریاست تقنین وزارت عدلیه در مورد برخی مواد فرمان تقنینی منع خشونت علیه زنان جریان داشت واز لابلای صحبت ها چنان فهمیدم که این فرمان در مجلس نمایندگان طرح و به دلیل مخالفت محتوای آن با شرع ودین، از مدار اعتبار لغو گردیده است.

من قبلا این فرمان تقنینی را خوانده بودم ومطابق فهمی که من از دین وشریعت دارم چیز مشکلی در نظرم نیامده بود جز وضع قیوداتی برای مردان تا در حق زنان تخلفی را مرتکب نشوند، گر چه وضع این قیودات هم مانع رفتار غیر انسانی نسبت به زن نمی شود چنانکه اوامر صریح خداوند مانع شده نتوانسته است! با این وجود چنان قانونی از یک طرف دل مشغولی برای نهاد های مدافع حقوق زنان است واز سوی دیگر یک نمایش برای دولت که در یافت بخشی ازکمک های دنیا منوط ومعلق به داشتن چنان قوانینی است که نشان دهنده تعهد نظام سیاسی موجود به حقوق انسانی زن باشد.

محتوای مباحثه رادیویی واستدلالی که در زمینه می شد برایم تعجب آور بود واین باعث شد که تا نیمه های امشب کند وکاو نموده در یابم چه کسانی و به چه دلایلی مخالف بوده اند؟ در جریان این جستجو به چیز های عجیب وغریبی بر خوردم؛ از برخورد عوام فریبانه با قانون تا کج اندیشی ویران گر وهوس بازانه واز کج فهمی کم سوادان ومتحجرین خرفت تا فتوا فروشی بی سوادان آدم کش وآدم ستیز وآدم گریز!

به یاد حرفی از علی(ع) افتادم که در برخورد با متحجرین کج اندیش گفته بود: این ها برای مستحبی صد حرامی را مرتکب می شوند وبه یاد آن روایت تاریخی افتادم که لشکر متحجرین وکج اندیشان بنام خوارج از منطقه ای می گذشت، سربازی از آن ها دانه خرمایی را که باد از درخت به زمین افکنده بود بر داشت وخورد، فرمانده گروه که ادعای فقاهت در دین را داشت وتخصصی در شریعت، وی را به جرم مال مردم خوردن ومرتکب عمل خلاف شدن محکوم به قتل کرد، سرباز محکوم مهلتی خواست تا اندکی عبادت وتوبه وانابتی نموده خویش را قبل از مرگ تاحد ممکن تطهیر نماید. لحظات چندی گذشت که خانواده ای از محل عبورمی کرد، سرباز متخلف ومحکوم به جزا شده از آن ها پرسید که جزء مریدان کیستند؟ معاویه، علی یا خوارج؟ آن ها گفتند از پیروان علی اند وهمین موجب شد که آن هارا به شمول اطفال شان به قصد قربت الهی به قتل برساند و مشمول عفو امیر به خاطر ثواب بیشتر در مقابل گناه کمتر شود!!

زمانی که مرض کج اندیشی عارض انسان می شود این موجود ناشناخته چه جانوری می گردد! وهمین است که خدا خالق این موجود می گوید انسان اگر برترین موجودات است، پس ترین درنده ها هم می شود. من تردیدی ندارم که تعدادی از کسانی که یخن دریدند و وا دینا وشریعتا گفته اند بی سواد محض هستند وقاتل دهها انسان بی گناه ودر همین دوره وکالت شان مرتکب قتل وغارت وغصب املاک عامه شده اند وتعدادی هم فتوا فروشانی هستند که با وجود سواد اندک ادعای فقاهت کرده فخر می فروشند که چندین هزار کتاب در کتاب خانه شان دارند، مصداق بارز الاغ هایی که علم وکتاب بار دوش شان است وبس وبرای هر امیر خون ریزی فتوا می فروشند وتعدادی هم آلوده به نیرنگ وسیاست وسالوسی اند.

 سخنی از دکتر علی شریعتی یادم آمد که گفته بود؛ چقدر درد آور است که کسی سخنت را نفهمد ویا کج بفهمد ویا عمدا کج معنی کند، خدا چقدر صبور است که اغلب حرفش را نفهمیده تفسیر می کنند ویا کج می فهمند ویا کج معنی می کنند وبه یاد شعر علامه اقبال لاهوری افتادم که گفته است: زمن بر صوفی وملا سلامی / که پیغام خدا گفتند مارا / ولی تا ویل شان در حیرت انداخت / خدا وجبرییل ومصطفی را.

مدتی بود که از تبصره وتحلیل وحتی مطالعه در حوزه اندیشه وفقه اسلامی دوری گزیده بودم وفکر می کردم نیازی نیست ولی می بینم که نه این یک اشتباه بوده است وما نا گزیریم برای رهاندن گردن های خود از طناب داری که مفسرین بی سواد ویا کج اندیش ویا فتوا فروش آماده کرده اند درین حوزه حضور داشته باشیم ودین را از انحصار دوسه رسوا بیرون بکشیم.

نادانی دردی است ودرد بزرگتر کج فهمی است ودرد کشنده تر رندی ومردم فریبی است، تظاهر به دین وضد دین عمل کردن است، دین را ازمسیر سعادتمندی خارج کردن و از آن زندان واسارت گاه مخوف ساختن است، بقول حافظ واعظانی که جلوه زهد وتقوا می کنند در خلوت خود فاسق ترینند وبد بختانه همین ها مدعی اند که تنها دین شناسند: ره پنهانی می خانه نداند همه کس/ جز من و زاهد وشیخ ودوسه رسوای دیگر.

می کوشم بحث دامنه داری در تشریح مواد قانون منع خشونت علیه زنان واثبات غیر شرعی نبودن اکثریت قاطع آن داشته باشم تا پاسخی باشد برای آن ها که فکر می کنند دین وشریعت میراث پدر شان است وشلاقی در دست شان برای سیاه وزخمی کردن پشت وپهلوی آزادی.

 

 

 

 



نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
یک رسوا
جمعه 1392/04/7 10:34 بعد از ظهر
استاد محترم السلام علیکم. به نظر من در پارلمان دوسه رسوا و دو سه رسوایی نیست بلکه رسواها و رسوایی هایی است که پارلمان را تبدیل به یک تآتر خانه تماشایی کرده است.
میثم منتظری
جمعه 1392/03/31 08:15 بعد از ظهر
سلام استاد مهربان من نیز دراین دنیا داعیه دارم نشر حقایق کنم و منتظرم شما نیز در این میان تنهایم نمانید
غفاری
سه شنبه 1392/03/28 11:47 قبل از ظهر
با عرض سلام و مانده نباشید خدمت استاد محترم که هر از چند گاهی به غار لیگان برگشته و تصفیه روحی و روانی می فرمایید. عنوان مطلب شما را خیلی متوجه نشدم شاید منظورتان همان دو سه رسوایی دیگر باشد.
این قانون کاملا عادلانه و شرعی است ولی متاسفانه یک عده انسان عیاش آن را مخالف هواهای نفسانی خود می بینند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ