تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - قطر از زاویه دیگر
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

قطر از زاویه دیگر

تاریخ:شنبه 1392/04/8-06:11 بعد از ظهر

قطر از زاویه دیگر

(این نوشته در شماره 30 هفته نامه عدل ورفاه منتشر شده است)

گشایش دفتری برای طالبان که با بالا کردن بیرق ونصب لوحه امارت اسلامی واکنش جناح های مختلف افغانی به شمول دولت افغانستان را به همراه داشت، موجب شد که نگاهی به این رویداد از زاویه های مختلف صورت گیرد. بحث گشایش دفتری برای مستقر شدن نمایندگان طالبان در دوحه پایتخت امیر نشین کوچک ومنزوی حاشیه خلیج زمانی جدی شد که گفتگوهای پنهانی میان کسانی از طالبان وبرخی دیپلمات های غربی افشاء گردید.

حکومت در کابل به رهبری آقای کرزی ودولت های حامی آن در غرب سال ها از صلح وترجیح آن بر جنگ سخن می گفتند ولی هیچ گاه میکانیزم روشن وکارسازی برای این مقصود ارائه نکردند، همیشه از اهمیت نقش پاکستان در روند صلح سخن زده می شد ولی هر ازچند گاهی شاهد تنش در روابط کابل واسلام آباد بودیم. اسلام آباد وواشنگتن نیز روزهای نسبتا تاریکی را در روابط خود احساس کردند؛ این همه زیر وبم ها در آهنگ دیپلماسی دولت ها بر سر کنترل گروههای تروریستی وشورشی افغانی وغیر افغانی دخیل در نا امنی های افغانستان بود.

طالبان وسایر شبکه های همسو با آنان که در مجموع تنه اصلی شان القاعده است به حیث ابزاری در دست بازی گران جهانی ومنطقوی هم در جنگ وهم در صلح بوده اند، بز کشی اصلی بر سر این است که چه کسی این برگ بازی را در اختیار دارد تا بتواند اراده خود را بر دیگری تحمیل کند. حالا القاعده وطالبان ماری را ماند که دردست مارگیران حرفه ای وغیر حرفه ای افتاده وبرای ترساندن هرکسی سر آن را از آستین خود بیرون می کند.

برخورد با القاعده در حوزه های مختلف متفاوت است؛ هیچ شباهتی در جنگ با القاعده در افغانستان وپاکستان وجود ندارد وکمی دورتر در خلیج وخاورمیانه وآفریقا قسما دشمنان القاعده در افغانستان با القاعده همکار وشریک کار زار هستند، در سوریه تمامی جبهه ضد تروریسم ومدافع حقوق بشر در جهان حامی گروههایی هستند که اسیران را می کشند واعضای بدن شان را می خورند وبه وضاحت وصراحت از جنگ فرقه ای سخن می زنند. در لیبیا به قیمت جان هزاران انسان در پی انهدام دیکتاتوری واستقرار دولت مردم سالار بر آمدند ولی در بحرین آزادی خواهی مردمی که با اجتماعات مدنی خواست شان را مطرح می سازند با لشکر کشی خارجی سرکوب می شود.

گاهی نوع رفتار بااین گروهها به گونه ای است که در همه رخداد های فاجعه باری چون 11سپتامبر وانهدام برج های تجارت جهانی نیویورک باید تردید کرد و نوعی خود سازی ومدیریت حوادث را برای راه سازی توسعه حوزه نفوذ وسلطه به حیث یک فرضیه قابل تامل باید در نظر گرفت. این فرضیه زمانی جدی می شود که حوادث ونوع برخورد با آن وتناقضات صریح قول وعمل را با تئوری های قبلا طرح شده برخورد تمدن ها وبحران ومدیریت بحران با هم ربط داده بتوانیم.

در افغانستان نیز برخورد حکومت وشخص رییس جمهور کرزی با مخالفان مسلح شباهت زیادی به نوع رفتار قدرت های غربی با تروریزم وافراطیت در سطح جهان دارد، آقای کرزی بر خلاف سال های نخست حاکمیتش که از جنگ تا پایان دهشت افگنی سخن می گفت واز تمام دنیا دعوت عام برای لشکر کشی به افغانستان می کرد، در سال های پسین 180 درجه تغییر کرد ولی هیچ گاه برای این تغییر روش خود دلیل روشن وراهکار معینی ارائه نکرد. برخورد آقای کرزی با موضوع مهم ملی جنگ وصلح کاملا سلیقه ای وشخصی بود ودر نگاه بد بینانه غیر ارادی وابزاری. آقای کرزی به حدی متناقض ومتضاد وگمراه کننده رفتار کرد که اکنون نه خود ونه تیم وحلقه همراهش می توانند درک کنند که در کجای بازی هستند.

رییس جمهور کرزی برای اینکه نشان بدهد بدیلی برای پاکستان جهت کمک به روند آشتی وجود دارد وافغانستان می تواند از آن بهره گرفته پاکستان را منزوی سازد، سه سال پیش طی نامه ای از سران بعض کشورهای عربی از جمله شاه سعودی خواست تا در روند آوردن صلح دخیل شده واز تاثیرات وامکانات شان درین راه دریغ نکنند، همزمان موضوع روابط استراتژیک وحضور دراز مدت ارتش آمریکا مطرح واز آن نیز اهرمی ساخته شد تا پاکستان را که در خط مقدم درد سر آفرینی برای افغانستان است تحت فشار قرار دهد. زمانی که روابط میان پاکستان وناتو به تیره ترین سطح رسید آقای کرزی اما به چهره مدافع پاکستان تبدیل شد.

شاید به دلیل همین رفتار وشاید هم خود چنین رفتاری هم از سوی بازی گران بیرونی رهبری می شد، روند جنگ وصلح به انزوای حکومت کابل ودر حاشیه ماندن آن منتج گردید ورهبری تحولات کا ملا از دست آقای کرزی خارج شد. به نظر می رسد پاکستان با توجه به دهها مشکل طاقت فرسای داخلی چیز هایی را حاضر است از دست بدهد ودر مقابل چیزهایی را در یافت کند؛ پاکستان اکنون حاضر است در مقابل تضمینات امنیتی، مالی وسیاسی از سوی غرب عنان طالبان را تاحدودی به آن ها واگذارد، شاید هم پاکستان تا حدود زیادی افغانستان را به حال خودش واگذارد ودر مقابل حمایت مالی وسیاسی غرب را همانند گذشته به دست آورده به تحکیم امنیت وثبات ودر نتیجه بهبود وضعیت اقتصادی خود بپردازد. پاکستان به خوبی می داند که سال ها فشار وتلاشش گرچه خودش را نیز تا آستانه تکه تکه شدن ومرگ پیش برده ولی افغانستان را کاملا مستاصل وزمین گیر ساخته است، افغانستان آخرین تیرش که ادعای ار ضی ونفی خط دیورند به حیث مرز دو کشور بود را رها کرد اما این تیر نه صدایی داشت ونه به جایی اصابت کرد. اکنون پاکستان مورد خشم واتهام غرب کمک های کلانی را از غرب دریافت خواهد کرد ولی افغانستان متحد که در 2003 اعلام شد پا به پای آمریکا تا پایان جنگ با تروریزم وساختن افغانستان آباد وسر بلند وهم طراز دنیا راه پیمایی خواهد کرد، در حاشیه رانده شده است.

قطرقطعه کوچکی از دنیا است وتفاوت چندانی با جزایر مالدیو، قبرس ویا سرزمین های اروپایی که پیش از این شاهد تکوین وعقد نطفه ای بوده که اکنون در دوحه تولد یافته ندارد لیکن حاکمان کابل یا از نشست وبر خواست ها غافل بوده ویا توان واکنش نداشته ویا خود جزء روندی است که باید پنهان از دید مردم افغانستان می بود. در هر حالت فریب بزرگی نصیب کسانی شد که هر از چند گاهی طبل فراست وزیرکی شان در سیاست را می کوبند ویا بر دهل قهرمانی شان  بی باکانه می زنند، آن گونه که گویی در نبود آن ها ملک وملت بر باد است ولی امروز وامانده ترین کسان در بازار سیاست پیچیده وبازی های پیچیده تر آن می باشند.

بازی های روان منحصر به افغانستان نیست بلکه جهانی وبرای اهداف جهانی طراحی شده است وافغانستان در خط مقدم آن قرار دارد، زایش افراطیت مهار گسیخته دینی ومذهبی وحتی شکل گیری گروه های ویران گر ومردم کُش وحتی خود کُش وشدت دادن تنش های فرقه ای ونژادی ولسانی ومنطقه ای جزء اصلی بازی های کلان است ودر درون افغانستان بازی های آقای کرزی بعضا به میل وصدای مارش وآهنگ بیرونی ها وبعضا هم بر اساس خواهشات دسته های زیاد ومتضاد داخلی عیار بوده وانجامش بن بست سخت ومحکم در عرصه های مختلف است.

آمریکا وغرب در یک گام نسبتا پر شتاب در جریان بازی های روان حضور خود را در خاورمیانه وشبه قاره به شمول افغانستان مسجل کرده ودر پی تحکیم آن وتوسعه حوزه منافع اقتصادی وسیاسی خود است ودر دراز مدت ممکن است آسیای میانه ودر تنگنا قرار دادن چین وروسیه هدف باشد لیکن افغانستان در گذر این تحولات طراحی ومدیریت ورهبری شده به نظر می رسد قربانی بی بهایی خواهد بود مگر اینکه مدعیان زعامت امروزی که غیر از خود خردمندی را نمی شناسند کار دیگری نمایند.

آقای کرزی کوشید درین سال ها از کمک های بی حساب دنیا سود جویی کند ودر کنارش حلقه های غارت گر وسود جوی بسیاری رشد ونمو نمایند، تنها راه بازگشت ازین روند ویران گر این است که دل سوزانه به تخریب بنیاد های این افراد وگروپ ها کمر ببندد، مردم افغانستان برای اینکه به آینده بهتری دست یابند کوشش خواهند کرد تا با اغماض از گذشته در پی ساختن آینده برایند. گرچه وسیعا تلاش می شود که نگاه مردم به گذشته های دورترمعطوف واز حال وآینده باز نگه داشته شود. ملتی که گذشته را برای عبرت گیری استفاده نکند بلکه گذشته را ملاک رفتار امروز وفردای خود قرار دهد هرگز به آینده متفاوت از گذشته نمی رسد. اکنون وسیعا افکار واندیشه ها به تنش های دهه های قبل وسرچشمه های منازعات بی حاصل وتباه کننده تاریخی مشغول شده وانرژی بسیاری صرف این منازعات می گردد وتردیدی نیست که سیاست، رفتار وبرنامه های مدیران کلان کشور عامل ومنشاء اصلی این تنش ها است واز قدیم گفته اند که خون دو جنگ جو نصیب مگس ها است.

درین سال ها کوشیده شد تا رقابت های درونی بسیار مهم تر از دشمنی های بیرونی شمرده شود، اساسا چنان به نظر می رسد که خود شکنی در افغان ها بسیار بسیار با اهمیت تر از دشمن شکنی است. خیالاتی بودن سیاسیون وخام تازی ها وخوش باوری های شان آن ها را گمراه کرده وبه زور آزمایی با همدیگر کشانده شدند. هیچ گاه کوشیده نشد تا برای رقابت های درونی معیاری مشخص شود بلکه کوشیده شد تا در مدیریت وزعامت کشور رویه ابن الوقتی در پیش گرفته شود وهر روزه شاهد خصومت های مهار گسیخته ودوباره کنار آمدن های بی مایه باشیم. ذهن رهبران سیاسی ما کا ملا از حوادث وتحولات مدیریت شده خالی بود وهیچگاه در رقابت ها درجه بندی نشده ومرزی برای آن تعیین نگردید. راستی خط سرخ وعبور ممنوع دولت ومنتقدانش در بازی های قدرت کدام است؟ اکنون باز هم دیر نشده است وگروههای مختلف حکومتی وغیر حکومتی می توانند در عین رقابت سیاسی برای خود خط سرخ مشترکی تعیین کنند ونسبت به تحولات پیش آمده موقف روشن ومتحدانه ای داشته باشند. مردم در گیر یک بحران سر در گمی مطلق هستند وزمانی که گرد وغبار رقابت های لجام گسیخته وبی معیار چشم مردم را کور کند فرصتی برای نجات نیست.

رهبران سیاسی در کشور تا هنوز به تعریف واحد ومشترکی از دشمن نرسیده اند، تعریف آن ها از دوست ودشمن با عیار نفس وذات خود شکل می گیرد، در امور شخصی ونفسانی عناصر زیادی می تواند تاثیر گذار باشد از مسایل مادی وقدرت وسلطه شخصی تا به تباری وقبیلوی وقومی. در چنین حالت وبا چنین خصلتی نوبت به امور ملی بسیار اندک ودیر می رسد، لذا تعریف بزرگان سیاست در کشورما از دشمن ابتدا شامل خودی ها می شود وسپس بیگانگان. برعلاوه تعریف سر چپه از دوست ودشمن مراتب دوستی ودشمنی هم نهایت لجام گسیخته وبی معیار است از بد نام سازی وتوطئه ومحروم سازی تا انتحار ونابودی، حوزه گسترده دشمنی ها است واز نا دیده گرفتن همه ارزش ها ومعیارها تا به قربانی کردن مردم وحق مردم پا مال کردن خون وعزت وکرامت انسان ها ونا بود ساختن منافع ملی قلمرو دوستی ها است. به نظر می رسد اگر ما بخواهیم از این ورطه نجات یابیم کار محال وناشدنی نیست، فقط اراده وهمت وطن دوستی ومردم دوستی نیاز است واندکی خود گذری تا دو سه معیار برای دشمنی ها ودوستی ها تعیین گردد وهمین معیار ها شاخصی برای تعیین خطوط سرخ وغیر قابل عبور برای همه بازی گران عر صه سیاست وقدرت می شود.

رهبران سیاسی ما شناخت درست از رقبای بیرونی، اهداف واصول بازی آن ها ندارند هم به این دلیل وهم به دلیل شدت رقابت درونی وبی معیاری این رقابت مثل توپ فوتبال پیش پای هر بازی گری می غلطند که زودتر وچالاکتر حرکت می کنند، اکنون ما کمتر سیاست مداری را می شناسیم که با در وازه های بازی گران بیرونی آشنا نباشند. فقدان تعهد وغیرت ملی با وجود بوق وکرنای داشتن آن وخواهشات نفسانی عامل اول چنین وضعیتی است. شبکه های استخباراتی بیرونی با تمام خصلت ها وخصوصیات روحی وروانی این آدم ها در افغانستان آشنا هستند وچاره این درد آن است که مردم افغانستان نسل سیاست در کشور را باید رده بندی کنند؛ نسل اول نسل آلوده به همه درد ها ورنج ها وآشفتگی هایی است که در چهار دهها گذشته بر ما تحمیل شده است وما شاهدیم که این نسل هردوره از کارکردهای شان را سند افتخار برای دوام قدرت وگرمی بازار شان به رخ ما می کشند در حالی که کار کرد آنان سند درد ها ورنج ها وبد بختی ها وفجایع ملی است، شاید گفتن این حرف برای من وامثال سخت پر هزینه باشد ودرد مضاعفی را تحمیل کند اما بالآخره باید روزی گفته شود. نسل دوم نسل میراث خوارنسل اول است وتا این میراث نصیب شان نشود توجیه گران رفتار نسل اول هستند و اگر تفاوت جوهری در فکر واندیشه شان وجود دارد هم آن را تبارز نمی دهند. نسل سوم نسلی است که با یک واسطه از نسل اول که هم اکنون بازی شان جریان دارد فاصله دارند ولی به شدت سر گردان ومنزوی هستند هم به دلیل چماق هایی که از سوی نسل اول می خورند واز سوی دوم به استهزاء گرفته شده نادان وکودن وسرکش لقب می گیرند وهم به دلیل بی اعتنایی وبی اعتمادی مردم. البته این نسل خود هم مقصرند چون هنوز خود را نشناخته وبه ظرفیت های خود باور نکرده وهمدیگر را پیدا ننموده اند.

اگر موضوع قطررا از زاویه های فوق بنگریم به این نتیجه می رسیم که مشکلات درونی خیلی بزرگ تر از نیات غلط بیرونی است، بیرونی ها در پی منافع خود هستند ونمی توان توقع کرد که آن ها به دهل هر کدام ما که آوازهای متفاوت دارد برقصند وسودی هم نداشته باشند. مثلا آمریکا در پی مدیریت ورهبری جهان است وازین رهگذر می خواهد شیره دنیا را بمکد وخون خود را رنگین تر کند وروشش هم خلق بحران ومدیریت آن است تا ملت از سر نا چاری تن به اربابی او بدهد ومثلا پاکستان در پی تحکیم پایه های قدرت خود در منطقه وتوان رقابت داشتن با دشمنان خود از جمله هند است واکنون در بازی های سی ساله اش پیروز است واین پیروزی را تنها مرهون زحمات خود نه بلکه مدیون سیاست بی ریشه وبی مایه زمام داران کابل نیز است.

پاکستان روند دوحه را مدیریت می کند در حالی که دولت ما با آن مقاطعه کرده است، پاکستان تا مرز تجزیه شدن وبحران کشنده امنیتی ودر گیر شدن با اولیای نعمت خود در غرب پیش رفت ولی راه خود را رها نکرد وبر سر استراتژی پایدار خود استوار ماند اکنون حاضر است تا با غرب همکاری کند واز متحدین خود در دنیای عرب که به دعوت واصرار بی مطالعه کرزی پای شان در روند کشانده شده نیز کمک بگیرد ومقصود خود را بر آورده سازد.

پاکستان خواهان گفتگو وهمکاری در روند گفتگوها به شرطی شده است که طرف منحصرا دولت کابل نباشد بلکه همه جناح ها شامل گردند، خواستی که طالبان هم تا کید دارند وغربی ها نیز دو سال است که عملا به دنبال آن راه می روند، تحقق این خواست می تواند نفرت افغان ها از پاکستان را کاسته وریشه های پاکستان را در همه نقاط کشورما گسترش دهد وبرای ثبات آن کشور موثر باشد. پاکستان همچنین از آخرین تیر زمامداران افغانی علیه خود یعنی منازعه خط دیورند مطمئن شده است، در شرایطی که افغانستان متحد استراتژیک بسیاری از کشورهای قدرت مند به شمول هند دشمن پاکستان است وقوت های نظامی ناتو در افغانستان هم پای افغان ها با عوامل پاکستان می جنگد آقای کرزی این تیر را رها کرد اما نه صدایی داشت ونه هدفی را نشانه گرفت دیگر آن کشور ازین دغدغه رها شده است. پاکستان می خواهد ازین فرصت استفاده کرده در روند صلح وآشتی وباز گرداندن طالبان از کوه به سیاست سهم بگیرد ودر فراهم سازی شرایط وفرصت گشایش دفتر دوحه وانتقال نمایندگان طالبان نشان داد که سهمش انکار نا پذیر است.

توقع وهدف پاکستان در مقابل سه چیز است: اول، ثبات داخلی پاکستان که به شکل تجزیه قومی وتنش میان ارتش ودولت ملکی دامن زده می شد واکنون پاکستان در یک تعامل واضح با غرب هردو زمینه را کم رنگ کرده وتضمیناتی دریافت کرده است. دوم، پاکستان با در یافت کمک سه میلیارد دلاری نقدی ودر یافت تیل به ارزش ده میلیارد دلار از غرب بر مشکلات عمیق وگسترده خود فایق می آید ومی تواند ثبات داخلی اش را تضمین نماید. سوم، پاکستان با بازگشت در کنار قدرت های برتر جهانی به انزوای خود وقوت وبرتری یافتن رقبای منطقه ای خود پایان دهد واین مهمترین دست آورد پاکستان از بازی باخون افغان ها است، پاکستان تا آن جا موفق شده که به قول یکی از رسانه های غربی ناتو سلاح های آلوده به خون افغان ها را در بازگشت خود به پاکستان خواهد داد.

درکابل یک روز جگر هاخون می شود که بیرقی بنام امارت در دوحه بلند شده وروز دیگر شادی می کنند که آن بیرق یک شبه شد وتا زمانی که نگاه رهبران سیاسی ما تا این حد تاریک وبی سو به سیاست باشد نباید توقع توفیقی را داشت ولی این بدان معنی نیست که راهی به سوی توانمندی نیست، دوحه اگر از جهتی برای ما خطر ساز است از جهت دیگر می تواند راه گشا باشد، ما نیاز به گفتگو وترک مخاصمه وپایان خون ریزی بی ثمر داریم واین امر باید مارا در کنار هم بکشاند اما نه به قیمت بر بادی بلکه درایتی لازم است که در عین حفظ عزت واقتدار خود مرغ صلح را هم در آشیان خود بیاوریم. این آرزو با تدبیر عاقلانه، وحدت وهمدلی، گذشت ونگاه به آینده و صادق بودن با هم ممکن می شود. ما هم انسانیم ومی توانیم کمالات انسانی خود را بر خواهشات حیوانی غالب سازیم. آیا نمی توانیم؟

نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ