تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - آب دادیم وعده گرفتیم
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

آب دادیم وعده گرفتیم

تاریخ:شنبه 1392/06/9-12:21 بعد از ظهر

آب دادیم وعده گرفتیم

(نشر شده در شماره37 هفته نامه عدل ورفاه)

بیستمین سفر حامدکرزی رییس جمهور افغانستان به پاکستان نیز حاصلی برای افغانستان در پی نداشت، وی از این سفر ونتایج آن قبل از ترک کابل نیز اطمینان نداشت اما امید وار بود تا بتواند دست آوردی را برای مردم افغانستان داشته باشد لیکن علیرغم یک روز طولانی تر شدن زمان سفر جز وعده های تکراری عایدی به دست نیامد، جانب پاکستان اما توانست به مهمترین آرزویش که تسلط بر آب های کنر بود دست یابد. 

افغانستان قبلا برای پاکستان خاک داده است وحالا آب نیزتا نیاز های آن کشور رفع شود، حسن همجواری وسلوک سخاوتمندانه زعمای افغانستان شاید در دنیا نظیر نداشته باشد اما این رویه مردمان این سرزمین را بد بخت ترین مردم روی زمین ساخته است.

دریای کنر بدون هیچ سودی به افغانستان سرزمین های وسیعی از پاکستان را آب یاری می کند وافغانستان فاقد توان مهار و استفاده از آن است، سه سال پیش مقامات افغان گفتند بانک جهانی یک بند آب گردان روی در یای کنر را تمویل می کند وازان پس اردوی پاکستان مرتب کنر را زیر آتش گرفت در حالی که سخن واعلام وزیر انرژی وآب افغانستان همچنان پای در هوا باقی ماند، اکنون این پاکستان است که در مقابل خواست های شخصی آقای کرزی هم آب کنر وهم انرژی برقی را که از آن به دست می آید مشترکا با ما صاحب می گردد. قرار است از بندبرقی که روی دریای کنربا هزینه کمک های جهانی به افغانستان توسط پاکستان ساخته می شود وهیچ نقصانی را در بهره گیری از آب آن ندارد پاکستان وافغانستان مشترکا استفاده کند، این بند ظرفیت تولید1200 میگا وات برق را دارد وبا توجه به نزدیکی پاکستان بیشترین استفاده را پاکستان خواهد برد.

پاکستان با گرفتن این پروژه ضمن اینکه بزرگترین مشکل خود یعنی کمبود برق را رفع خواهد کرد، مانع احداث بند آب گردان ودر نتیجه بهره گیری افغانستان از آب زلال دریای کنر خواهد شد ودر عین حال فعالیت های استخباراتی خود را در جریان کار ومدیریت بند برق کنر جدی وآزادانه خواهد نمود. در مقابل افغانستان جز وعده چه چیزی را به دست آورده است؟

برای سفر آقای کرزی دو نوع هدف ارزیابی می شد؛ آنچه که رسما اعلام شده بود ودیگری مقاصد پنهانی که بیشتر خواسته های تیمی را احتوا می کرد. آقای کرزی به صورت رسمی برای جلب همکاری پاکستان در روند صلح ومذاکره میان حکومت کابل وگروههای شورشی  وآزاد سازی زندانیان این گروهها به هدف تسریع روند مذاکرات به اسلام آباد رفته بود ولی مقامات حکومتی ونظامی پا کستان ضمن اینکه هیچ زندانی را به وی تسلیم نکردند، فقط برای آقای کرزی گفتند که آن ها با استفاده از نفوذ شان شورشیان را برای گفتگو با دولت افغانستان ترغیب می نمایند.

تحلیل گران قبل ودر جریان سفر آقای کرزی باور داشتند که این سفر در مورد هدف اعلام شده بی حاصل است اما تاکید داشتند که آقای کرزی برای به دست آوردن مقاصد اعلام شده به اسلام آباد نرفته بلکه وی می کوشد تا اولاپا کستانی ها را به حمایت از تیم انتخاباتی اش ترغیب نماید ودر مرحله دوم می کوشدتا در دور جدید روند قطر سهیم شود.

افغانستان فاقد سیاست منسجم وثابت داخلی است واز همین رو نمی تواند سیاست خارجی منسجم وقدرت مندی را رهبری کند لذا بر خورد افغانستان با کشورهای منطقه وجهان ابن الوقتی وتابع منافع محدود شخصی وگروپی است. در فقدان سیاست داخلی منسجم اولویت بندی منافع ملی نا ممکن است وجای آن را اولویت های منافع شخصی می گیرد. آقای کرزی درغیبت منافع ملی دنبال منافع تیمی خود است.

پاکستان تاثیر گذارترین کشور در مسایل داخلی افغانستان است که دلایل بی شماری دارد، از همین رو تاثیرات آن در انتخابات ونتایج آن از دید آقای کرزی دور نبوده ومی خواست تا ازآن تاثیرات استفاده نماید، افغانستان قطب بندی سیاسی کمتر ملی وبیشتر قومی دارد وپاکستان دردودهه اخیر حامی قطب های سیاسی بیشتر پشتون گرا ویا ذاتا پشتون تبار تبارز کرد ولی در دوسال اخیر خصومت سنتی خود با گروههای قومی غیر پشتون را کنار گذاشته کوشیده است تا روابط سیاسی مثبتی با این گروهها نیز داشته باشد، این موضوع نیز برای آقای کرزی نگران کننده بوده ودرین سفر در پی تغییر این روند بود.

باوجودی که پروسه قطردر محورحوادث افغانستان وبا رهبری ایالات متحده آمریکا همکار ودوست استراتژیک افغانستان بود اما دولت آقای کرزی ازین برنامه کنار ماند در حالی که پاکستان شریک عمده بود، در گذشته افغانستان محور بود وپاکستان یا شریک ویا هم گاها در حاشیه. کنار گذاشته شدن دولتی که قرار بود بالای آن تصمیم گیری شود بدترین تحقیر وبزرگترین تهدید بود ودر آستانه آغاز مجدد برنامه قطر آقای کرزی کوشید تا از پاکستان بخواهد درین روند اورا نا دیده نگیرد. جای تاسف است که دولت کرزی تا حدی فاقد اعتبار گردیده که حرفش را با متحد استراتژیکش از طریق رقیب دیرینه اش باید بزند. آقای کرزی موقف افغانستان را در ده سال کاملا متزلزل وبی اعتبار ساخته است.

مشکل افغانستان وپاکستان بسی عمیق تر وبزرگتر از آن است که حل آن در توان وظرفیت حکومت های بی پایه وبی برنامه وغیر منسجم افغانستان وپاکستان باشد، دولت آقای کرزی  کارش به جایی رسیده که هر روز بخاطر افشا نشدن اسناد خیانت اسناد سوزی می کند، یک روز رییس دیتابیس کمیسیون انتخابات با لپ تابش گم می شود وروز دیگر دیپوی اسناد انتخاباتی می سوزد وروز دیگر در خلوت ترین ساعت شب موشکی مستقیما به دفتر وزیر معادن که بیشترین اسناد به غارت دادن منابع ملی در آن است اصابت کرده همه چیز را دود وخاکستر می کند. حکومت پاکستان صلاحیت تصمیم گیری را ندارد وارتش آن کشور حرف اول وآخر را باید بزند.

افغانستان وپاکستان دعوای نا تمام ارضی دارد، خط دیورند زخم چرکین در وجود هردو است، افغانستان به خاطر ارزش منابع خود شکار همسایگان طماع از جمله پاکستان است وآن ها حاضر نیستند افغانستان توان بهره گیری از منابع خود را داشته باشد وباید از بی ثباتی آن استفاده شده منابعش را غارت کنند، درآن سوی دیورند مردمانی هستند که منافع ملی پاکستان برای شان اصالت دارد اما رابطه خونی وزبانی با مردمان این سو داشته وازین عناصر به عنوان منابع تحریک احساسات به نفع منافع پاکستان سود می گیرند، نیاز افغانستان ومجبوریت آن به بازار کار، حوزه تجارت ومهاجرت، راههای اکمالاتی وتجارت، بازارتامین کالاهای اساسی، تعلیم وتربیه، تداوی بیماران ودهها نیاز ومجبوریت از بخشی از افغان ها عناصر وابسته ساخته واز آن ها توسط پاکستان استفاده ابزاری می شود.

هرگز تصور نمی شود که حکومت ضعیف، نا همگون وغیر ملی افغانستان وحکومت بی اراده وسمبلیک پاکستان ظرفیت حل این دشواری ها را داشته باشند، در فقدان طاقت وتوان حل این مشکلات رفت وآمد ها نمایش های بی مایه وتکراری وتعارفات دروغین دیپلماتیک است که در آن نیز افغانستان هر روز می بازد وچیزی را از دست می دهد بدون اینکه چیزی به دست آرد. درین بازی مقصر پاکستان نیست چون به مقتضای اول خود را بساز وبعد غم همسایه را بخور اگر ما همسایگان خوب وبرادران روبه راهی هم باشیم نباید از پاکستان یا هر کشور دیگری توقع داشته باشیم که خود را برای ما خراب کنند بلکه تمام ملامتی ها به گردن امرای بی خرد وخود خواه ومردم گریز افغانستان بوده واست.

آقای کرزی رفت، چیزی به پاکستان داد ولی هیچ چیزی دریافت نکرد، چون فرض بر این است که وی برای تامین مقاصد اعلام شده به صورت رسمی نرفته بود بلکه داد وستد های خصوصی داشت، آشکار نیست که چنان آرزوهایی هم بر آورده شده است یانه؟ اگر آقای کرزی موفق به قناعت دادن نظامیان پاکستان شده باشد تا از تیم وی حمایت کنند ما انتخابات نسبتا آرام وپر تقلبی را به نفع تیم وی خواهیم داشت واگر چیزی حاصل نکرده بیم آنکه بخشی از کشور در اثر نا امن سازی عمدی صلاحیت بر گزاری انتخابات را از دست بدهد وبخش دیگر به بهانه انتخابات قومی وغیر ملی نا مشروع جلوه داده شود وجود دارد ودرین صورت ما به سوی یک بحران دامنه دار دیگری روان خواهیم شد. به هر حال سفر به پاکستان برای افغان ها به جای سود ضرر وبه عوض امید رنج ونگرانی به ار مغان می آورد.



نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Mohammad
جمعه 1392/08/17 11:47 بعد از ظهر
خیلی لایک داری حاجی
چهارشنبه 1392/06/27 09:35 قبل از ظهر
ابراهیم موحد
استاد گرامی نظر تان قابل قدراست. اما به نظر من نباید تمام مشکلات را بدوش حکومت کرزی و تیم وی گذاشت. افغانستان در طی چندین دهه گذشته فاقد سیاست ثابت داخلی بوده که در اثر آن نتوانسته سیاست خارجی منظم ومنسجم را مبتنی بر سیاست داخلی طرح نماید. همان و جیزه گویای این حقیقت است که: آب از سر و منبع کثیف است.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ