تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - افغانستان نو؛ بدون الگوها واسطوره ها(2)
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

افغانستان نو؛ بدون الگوها واسطوره ها(2)

تاریخ:دوشنبه 1392/12/12-11:07 قبل از ظهر

افغانستان نو؛ بدون الگوها واسطوره ها(2)
(از یاد داشتهای فیسبوکی ام)

در نوشته قبلی یاد آور شدیم که الگوقرار دادن اشخاصی چون امان الله خان ومحمد ظاهر شاه از شاهان گذشته افغانستان توسط برخی از کاندیدان، گذشته از پیوند خونی وخاندانی آن ها نشان دهنده تعهدی است که آنان به ادامه راه سلاطین گذشته دارند. سلاطین افغانستان کارنامه بس سیاه وتاریکی درین سرزمین دارند گرچند تعدادی معمولا در آغاز دوره های شان رویه های مثبت تری را درپیش گرفته ولی در ادامه یا نخواسته ویا نتوانسته اند راه آغاز کرده را دامه دهند ویا برخی در نظامنامه های شان چیزی گفته ولی در عمل چیز دیگری کرده اند.
به عنوان مثال حبیب الله خان کوشید تا نظام بردگی پدرش را لغو کند وتبعیدی ها را بر گرداند وحکومت داری را به سوی فرهنگی شدن سوق دهد ودر سطح مملکت کارهای فرهنگی وعلمی از جمله معارف را ترویج کند لیکن در اواخر حکومتش از راه رفته بازگشت وکار های انجام شده را خراب کرد ویا در نظامنامه امان الله خان کوچ دادن اجباری ممنوع اعلام شد لیکن خود 90% اسناد ومجوز کوچی گری را که فرایندش آوارگی ده نشین ها بود امضا کرده است. اقدامات امان الله خان دارای جلوه های خوب ومثبت زیادی بود ولی در نتیجه رقابت قدرت درون خانوادگی بر باد رفت وعقیم ماند. معاهده گندمگ ننگین ترین معاهده توسط این سلسله بود که عبدالرحمن آن را تایید کرد وامان الله گرچه به ظاهر مخالف بود ولی رقابت داخلی خانواده ونیز سبک مغزی شاه باعث شد که انگلیسی ها ضمن شکست دادن نبرد استقلال که اوج خروش وحمایت مردمی از او بود اورا مجبور به تایید معاهده دیورند نماید که درضمن آن معاهده گندمک نیز تاییدمی شد.
سلسله محمد زایی ها با سه شیوه به افغانستان خیانت کرده اند: خشونت، نرمش ونیرنگ وبی پروایی وعیاشی. مظهر خشونت وبی رحمی غیر قابل وصف، عبدالرحمن خان بود که مدعی یک پارچه سازی کشور وملت بود در عین حالی که وی بخاطردسترسی به سلطه وادامه آن نیمی از خاک کشور را از دست داد وکاری کرد که تا به امروز زخم خونینی در پیکر ملت افغانستان بر جای مانده است، فرزندش حبیب الله نیز با وجود آغاز متفاوت از رویه پدرش در نهایت بر ویرانه هایی که میراث عبدالرحمن بود حکومت کرد وارابه قدرت موروثی اش بر جنازه های نزدیک به نیمی از نفوس کشورمی چرخید، او نظم دهنده ومکمل برنامه های پدرش در اتخاذ روش های سرکوب ونفاق ملی بود، عبدالرحمن با کشتار دسته جمعی، بردگی واسارت توده ای مردم وکوچاندن اجباری اقوام وقبایل مختلف ساکن در کشور از پشتون های آن سوی دیورند دعوت کرد تا به افغانستان آمده املاک مردمان قتل عام شده وآواره را تصاحب نمایند وحبیب الله این مقصد پدرش را نه به شکل کشتار وکوچاندن اجباری بلکه با به تملک در آوردن اراضی برای دولت وواگذاری آن ها به ناقلین، بجا آورد ونظم ونسق داد واین روند تا بعد ها ادامه یافت که از آن جمله جابجایی دهها هزار خانوار از پشتون های آن سوی خط دیورند به جای صدها هزار خانوار نابود وفراری شده وادی های هیرمند وارزگان وبعض نواحی شمال کشور ونیز سوق دادن هزاران خانوار سیار وکوچی به اکثر نقاط کشور وشدت دادن منازعات بین مردم واقوام کشور بود تا حکومت بدینترتیب از شورش های مردمی فارغ بماند وتوان مردم در منازعه با هم ازبین برود. 
رویه استبداد وسرکوب ودیکتاتوری بعدها تا نیمه های سلطنت محمد ظاهر شاه نیز ادامه یافت گرچند در فاصله ای میان عبدالرحمن تا کودتای داود خان شدت وضعف داشت ونیزدر تا کتیک ها وروش های استبدادی وظالمانه تغییراتی دیده می شود.
شاید تاریخ هر گز از یاد نبرد که بر مردمان سر زمینی بنام افغانستان تحت زعامت امیران وسلاطین محمد زایی چه ستم هایی که نرفته است، سلطنت وامارت امان الله از یک سوبا شعار استقلال طلبی همراه بود ولی از سوی دیگرراه وطن فروشی عبدالرحمن را تکمیل ومشروع ساخت، صحه گذاشتن برمعاهده های دیورند وگندمک در ازای تقویه سلطنت خویش بنام استقلال وتقلید کور کورانه از الگوهای بیرونی در نوسازی فکری وفرهنگی افغانستان واساس گذاری ومشروعیت دهی رویه های نفاق افگنانه نیاکانش از جمله پدیده شوم کوچی گری، تغییر زبان دربار از دری به پشتو واساس گذاری نفاق لسانی بنا بر تئوری های محمود طرزی، ترجیح دادن اقوام پشتون بر غیر پشتون به صورت عموم وقبیله دربار بخصوص وطرح اسکان پشتون ها در املاک واراضی غیر پشتون ها از جمله اقدامات مرموزباصطلاح شاه روشن ضمیر ووطن پرست این سلسله است.
آنچه را که امان الله انجام داد وبعد ها در دهه اخیر سلطنت ظاهر شاه هم دیده می شد استحکام بخشیدن رویه تبعیض قبیله ای وفاشیزم قومی بود اما بارویه غیر از رویه کشتار وبردگی واسارت وآواره ساختن عبدالرحمانی، دوره امان الله دوره اساس گذاری نفاق ملی به صورت خاموش ونا مرئی است، از جمله دو طرح سلطه پشتون از طریق تغییر زبان رسمی ونابود ساختن زبان وادبیات وفرهنگ غیر پشتون ها ونیز طرح اسکان پشتون ها در مناطق غیر پشتون ها بخاطر جلوگیری از سر بر کشیدن کتله ای مردمان غیر پشتون است که در جمع این طرح قانونیت دادن به اسکان موقتی تحت عنوان کوچی گری ودادن فرامین شاهی برای قبایل مختلف پشتون به شمول پشتون های آن سوی دیورند می باشد. طرح اولی که در عصر امان الله تطبیق شد موجب گردید که دیواری بزرگ وآهنینی در برابر تاریخ نگاری ودسترسی عامه به اطلاعات ایجاد شود چون تمامی اسناد ماقبل به زبان دری بود وحالا مردم ومحققین بازبان دیگری رو برو است که با آن کمتر آشنایی دارند واز طرفی استفاده ار آن اسناد ومنابع ممنوع.طرح دومی گرچه مفکوره برتری جویانه قومی طرزی وامثالش بود اما با اسکان پشتون ها در شمال، شمال شرق وشمال غرب کشور در زمان نادر خان وبعد تر صدارت هاشم خان در هردو دوره نادر وظاهر وصدارت داود خان به شدت عملی شد وعده ای از فاشیست های پشتون در دوره طالبان وسر بر کشیدن مقاومت علیه این طوفان تمام عیار پشتونی در کتابی بنام سقوی دوم باز بر این طرح وبر هم زدن جمعیت کتله ای اقوام غیر پشتون وممزوج ساختن آن ها با پشتون ها را تاکید ورزیده اند.
اگر عبدالرحمن مظهر مزدوری وخشونت وبی رحمی این سلسله است بدون تردید امان الله خان ومحمد ظاهر شاه سمبل خدعه ونیرنگ است ودرعین حال ظاهر شاه بی پرواترین وعیاش ترین وبی خاصیت ترین شاهان این خاندان به شمار می رود. در دوره های حبیب الله، نادر وظاهر مردم افغانستان با چند بلای تحمیلی از سوی دربار سلاطین دست به گریبان بود؛ تخریب وحشتناک فرهنگ ومیراث گرانسنگ علمی وفرهنگی یک ملت کهن وبا تاریخ چند هزار ساله وجای گزینی فرهنگ نو ساخته ومصنوعی که تا به امروز این روند به صورت مرموز ادامه دارد. بر هم زدن جمعیت اقوام غیر پشتون وگرفتن املاک حاصلخیز وسر زمین های آباد از آن ها وجایگزینی قبایل غیر بومی ونا آشنا با آداب معاشرتی وفرهنگ وعنعنات مردم بومی از پشتون ها به جای آن ها وتحمیل پدیده وحشت زای کوچی گری ودر نهایت فرهنگی ساختن نفاق ملی، تحمیل حواله ها ومالیات گوناگون بر مردمان غیر پشتون وبعضا پشتون های یاغی در برابر حکومت خاندانی محمد زایی ها تا سر حدی که فقر وبد روزی مهلکی را بر انسان این مرز وبوم تا حدی بار کرد که در بعض نواحی کشور مردم به اولاد فروشی دست زدند وهیچ نظامی تاهنوز موفق به ایجاد یک سیستم اقتصادی نشده است. اگر روزی تحقیقات ومطالعات دقیق وعلمی روی حواله جات امیران وسلاطین محمد زایی صورت گیرد ثابت خواهد شد که این دودمان در استثمار واستعفاف مردم کمتر از فراعنه مصر وامپراطوران رم قدیم واستعمار قرون وسطی وعصر برده داری نبوده اند وبد بختانه مردم هزاره بیشترین فشار وزجر را ازین رویه دیده اند تا جاییکه حتی برای دفن مرده شان هم باجی را برای حکومت می داده اند که به حواله "مرده پولی" مشهور بود.
بر علاوه این امراء وسلاطین وبخصوص ظاهر شاه بی پروا ترین زعما در قبال درد ورنج ملت بودند وعیاش ترین آدم های این سر زمین، سلطنت ظاهر شاه در کنار دیکتاتوری وحشتناک هاشم خان وشاه محمود وتاحدودی داود خان در عرصه های سیاسی وبریدن سرهای آزاده وزبان های معترض ودر کنار شدت بخشیدن نفاق ملی وتخریب میراث های فرهنگی وعلمی کشور ودر کنار استضعاف واستثمار کشنده بدترین دوره از نظر بیچارگی واستیصال مردم در تامین قوت ونان بخور ونمیر شب وروز بود، اگر نگاه موشکافانه ودقیق به دلایل آرامش نسبی این دوره شود سه عامل عمده بر جستگی دارد؛ اول سلطه یافتن کامل استبداد خانوادگی بگونه ای که دیگر طاقت وتوانی برای قیام های مردمی وجود نداشت ودر عین حال روشنفکران، علمای دینی وسران قبایل که همیشه مالک الرقاب مردم بوده اند، یا در اجیری ارگ وسلطنت جان پناه می کردند وتوجیه گران رویه های استبداد بودند ویادر زندان ها ومنتظر چوبه های دار. دلیل دوم، نفاق ورقابت منفی میان اقوام بود که مولود سیاست های مرموز وملهم از بازی های استعمار می باشد که این فرایند به صورت دایره ای توسط قدرت طلبان داخلی ایجاد ودراختیار قدرت طلبان بیرونی قرار گرفته وایجاد گر یک فرایند استعماری در طول تاریخ گردیده است، مردم افغانستان به جای اندیشیدن به ریشه ها ورویه های قدرت حاکم وپرداختن به تحلیل وارزیابی ریشه های تباهی ها وبد بختی های خود به رقابت با همدیگر پرداخته وبرای از پای انداختن رقیب هر بازی ونیرنگ حکام مزدور وارباب استعمار گر شان را استقبال می کردند، وضعیتی که تا به امروز به شدت ادامه دارد. دلیل سوم فقر کشنده وگرفتاری مردم به گرسنگی وبرهنگی بود، حتی افرادی با سن وسال من خاطرات تلخ ووحشتناکی از فقر مردم داریم که یاد آن روز گار تا مغز استخوان وعمق وجدان انسانی مارا می سوزاند.
بر علاوه مسایل داخلی که استبداد وسیاهی ونفاق وفقر وبیچارگی مطلق بود سیاست خارجی دولت های امراء وسلاطین محمد زایی جز عصیان احمقانه در برابر قدرت هایی که خود مزدور آن بوده وروی آوردن به بیگانه پروری جدید، جوهر ومغز دیگری ندارد، آنچه که در نزدیک به چهار دهه اخیر مردم افغانستان با آن درگیر است وماهیت این درگیری جز آتش ودود وخاکستر برای وطن وخون واشک وناله وآوارگی برای وطنداران نیست محصول سیاست خارجی مزدور منشانه این خاندان وسلسله قبلی است وتا هنوز ادامه دارد.
حکومت پساطالبانی نیز که خواستگاه راس آن همان خواستگاه سلاطین پیش است همه آن خصوصیات را با خود دارد وهیچ چیزی از یک استبداد سیاه مرموز وخاموش کم ندارد. این حکومت تمام سیاست بیگانه پروری ومزدوری وطماعی از بیگانه را به ارث برده وبرای بقای قدرت خانوادگی تا مرز نابودی همه مردم ووطن پیش رفته ونفاق ملی را بیش از پیش دامن زده وفقر را بار دیگر بر مردم تحمیل نموده وبر علاوه آب روی آزادی ودموکراسی را بر باد داده وفساد را تا بی نهایت نهادینه ساخته تمام رشته های اعتماد وامید را بریده است.
انتخابات پیش رو وصف آرایی هایی که شکل گرفته نشان می دهد که بخش بزرگ آن، تلاش برای ادامه همان رویه های کهن وتاریخی در امور داخلی وخارجی است وبخشی هم که مدعی تغییر وتحول اند برنامه ای مشخص برای این شعار ها ندارند ودر عمل دیده می شود که خود نا متحول ترونا متغییر تر از هر شاه وسلطان محمد زایی است. به باور من عمده کردن بعض حرف ها وسخن ها ویا نسبت ها در رقابت های انتخاباتی، سطحی نگری محض وکودکانه اندیشی مطلق است؛ زیرا حرف وسخن در زبان سیاست گران این سرزمین بی ارزش ترین دارایی شان است، ما واین سرزمین نیاز داریم که به واکاوی رویه هایی بپردازیم که در روح وروان قدرت طلبان وبازی گران قدرت ریشه دارد ودر خون شان عجین است ودر اندیشه های شان لانه گزیده.
ما به جایی که تمام تازیانه بر پشت وپهلوی حادثه ها وپدیده ها بکوبیم نیش خنجر را به ریشه ها فرو کنیم وسینه هایی را که این پدیده ها را ایجاد کرده وپروانده بشکافیم وقلب فتنه را دریده وچشم آن را بکشیم، زمان آن رسیده که ما از خصلت های قهر وعصبانیت واحساسات وشعار گونه جدا شده عاقلانه بگوییم وتصمیم بگیریم... این حرف وحدیث ادامه دارد


نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ