تبلیغات
لیگان؛ صفحه ای ازحقیقت - همه جا دکان رنگ است...
درغار تاریخی لیگان مقاومت شگفت انگیزی علیه عبدالرحمن جابر صورت گرفته است.

همه جا دکان رنگ است...

تاریخ:شنبه 1392/12/17-08:54 قبل از ظهر

همه جا دکان رنگ است...

روز جمعه شانزدهم حوت در کابل مراسم بزرگی در تجلیل از نوزدهمین سالروز شهادت رهبر شهید استاد مزاری برگذار شده بود، مراسمی که روزها بر سر آن تبلیغات شد ومطابق توقع جمعیت قابل توجهی گرد هم آمده بودند. با اشتیاق تمام جریان این مراسم را تعقیب کردم ودر نهایت برایم چنان معلوم شد که چنین مجالسی نه برای تحلیل وارزیابی اندیشه وشخصیت مزاری بزرگ بلکه برای رونق دادن بازار خویش است وبس، بازاری که بقول مرحوم عاصی دکان رنگ است وهمه رنگ می فروشند.

من نمی خواهم بگویم که طرح مسایل سیاسی ومهمترین وداغترین موضوع سیاسی روز یعنی انتخابات در مراسم تجلیل از مزاری نادرست است بلکه بر عکس مزاری روشن ترین حرفش سیاست بود وبخش بزرگی از تاریخ زندگی اورا سیاست تشکیل می دهد وامروزه هر حرفی هم اگر در سیاست مطرح می شود به نحوی قبلا در زبان مزاری جاری شده است؛ تشکیل دولت ملی بر اساس اراده ورای مردم، انسانی کردن سیاست با تطبیق عدالت در عمل، تامین حقوق شهروندی، نقش سیاسی زن، توسعه وانکشاف متوازن، تعدیل واحد های اداری، گسترش تحصیل وتوسعه علمی ودهها محور مهم دیگر که امروزه در راس شعار ها قرار دارد ودر چوکات اصول حقوقی کشور جای گرفته حرف های جدی رهبر شهید در بدترین وضعیت وحالت بود. ازین روی مزاری وسیاست وموضوعات سیاسی غیر قابل تفکیک است ونمی شود گفت از مزاری تجلیل شود ولی از سیاست حرفی نباشد.

وهم نمی خواهم بگویم که تجلیل از مزاری باید از یک مرکز رهبری شود وجناح های مختلف سیاسی نباید از آدرس های مختلف برای او مراسم بگیرد چون مزاری واندیشه هایش خیلی گسترده تر از آن است که در ظرفیت واستعداد یک حلقه بگنجد واز سوی دیگر برای واکاوی اهداف واندیشه های مزاری وتعریف شخصیت بزرگ اوبه هر اندازه که تنوع در برگذاری مراسم ومحافل باشد واز سوی اقشار مختلف وزوایای متفاوت موثر تر وماندگارتر است.

من در این مورد هم انتقادی ندارم که دشمنان دیروز مزاری در مراسم تجلیل از او شرکت کنند وحرف بزنند بلکه بر عکس همانطوری که در ذهن وشعار تمام خواسته های مزاری را همه پذیرفته اند بسیار خوب است در عمل هم بپذیرند واین یعنی تحقق عینی آرمان هایی که مزاری قربانی آن ها شد.

حرف من از زاویه دیگر است وآن اینکه بنام مزاری هر حرفی باشد ولی از مزاری نه ویا حرفی از مزاری گفته شود که اورا وارونه معرفی کند. دی روز بر خلاف توقع، آقای محقق حرفی که حرف دل باشد در مورد مزاری نداشت وداکتر عبدالله به سختی توانست یک بار نام مزاری را در ردیف دیگرشهیدان بر زبان جاری کند وانجنیر محمدخان او را شهیدی خواند که فقط برای قومش شهید شد که تعریف خلاف از شخصیت مزاری است وتنها کسی که تا حدودی حرف ها حرف دلش بود وناشی از درک واحساسش ارغنده وال بود. حال وهوای سخنرانان به وضوح نشان می داد که کاملا مصنوعی وبرخلاف میل ورغبت شان بود واز همین رو شور واحساساتی نبود وهمه واله وسرگردان ودر ذهن هر کسی دهها سوال.

حرف دیگر در مورد وعده های انتخاباتی بود که عمده ترین آن ساخت سرک کابل- هرات از مسیر هزاره جات بود ومن با شنیدن سخنان اعضای تیم اصلاحات وهمگرایی که بسیار با شدت وحدت هم می گفتند در ذهنم همان شعر مشهور مرحوم قهار عاصی خطور کرد که همه جا دکان رنگ است وهمه رنگ می فروشند.

این سرک اولین بار در دهه 40 خورشیدی وزمانی که ظاهر شاه پس از قیام های مردمی برعلیه استبداد کشنده رژیم وی برای تشفی وتسلی خاطر رعایا به هزاره جات داشت مطرح شد ووعده شاهانه برای اعمار آن داده وبعدا در سال 47 به حیث یک پروژه ملی مطرح شد وبعدا در زمان محمد داود خان قسمتی از آن زیر سازی بسیار معمولی وغیر ستندرد گردید و بعدها در حکومت های کمونیستی همیشه جزء وعده های سران رژیم ها برای مردم بود، در حکومت جدید نیز بعضی از کاندیدان عضویت در شورای ملی ساختن این سرک را جزء آرمان های خود دانسته وبعضی می گفتند که اگر این سرک اعمار نگردد به آسانی چشم از دنیا بسته نمی توانند در حالی که همین جنابان پس از پیروزی در انتخابات کمترین انرژی شان را درین راه مصرف کرده اند.

آقای محقق هم دی روز گفت که دلیل خروجش از کابینه اداره انتقالی بخاطر اختلاف نظر وی با وزیر مالیه وقت - که رقیب فعلی انتخاباتی است- برسر ساخت این سرک بوده است، ایشان می گوید او طرفدار ساخت این سرک در سه سال بود ووزیر مالیه درظرف چند سال بیشتر، گرچه آقای محقق این حرف را برای اولین بار پس از 11سال مطرح می کند واز آن کاملا بوی رقیب زنی انتخاباتی استشمام می شود ولی با آن هم دلیل موجهی برای موقف گیری های شاخه به شاخه اش بوده نمی تواند. برای آقای محقق گفتن دروغ وتهمت زدن سیاسی معمولی ترین کار است ولی او نباید چنین رفتاری را از آدرس مزاری ومحفل یاد بود او می نمود، آقای محقق در دور قبلی انتخابات ریاست جمهوری نیز یکی از عمده ترین توافق کتبی خود باکرزی را اعمار همین سرک عنوان می کرد، توافقی که هیچگاه دیده نشد وعملی نگردید وواضحا یک دروغ انتخاباتی بود چون داستان این سرک داستان دنباله داری است که نیم قرن تاریخ وگره های زد وبند های سیاسی را تشکبل می دهد.

آقای محقق در دور قبل از توافقی سخن می گفت که در واقع معامله بر سر یک عمل انجام شده بود، گذشته از تاریخ طولانی این پروژه درسال 85 به پیشنهاد هفت تن از وکلای هزاره بنام گروه سیاسی راه نو آقای کرزی فرمان سروی ودیزاین این سرک را صادر کرد ودر میزان همان سال در نشست دوروزه میان آقای کرزی وتعداد 60 تن از وکلا وسناتوران شش ولایت با حضور معاون دوم ریاست جمهوری ووزرای سکتوری فرمان دومی برای شمولیت این سرک در بودجه ملی صادر گردید واین پروژه از سال 86 شامل بودجه ملی شد ودر سال 88 عملا کار آن البته باکندی آغاز وتا هنوز ادامه دارد.

به نظر می رسد اظهارات آقای محقق ووعده داکتر عبدالله جز رنگ پاشیدن بر صورت مردم ثمر دیگری ندارد، آن ها بخوبی می دانند که این پروژه جزء برنامه های در حال اجراء است ودلیل کندی کار نبود بودجه از طریق دونر های خارجی وضعف بودجه ملی است وهیچ کسی بدون علاقه مندی دونر های خارجی توان کار سریع این برنامه را که تا پایان 700میلیون دالر نیاز است ندارد.

برای من شگفت انگیز است که چرا زعمای سیاسی کشور دروغ ورنگ بازی را هنر اصلی خود قرار داده وازین رهگذر چه چیزی را کمایی می کنند؟ آیا این رویه شعور سیاسی وحافظه جمعی مردم را آزمودن است ویا اینکه درین رنگ ها جلا وبهایی هنوز وجود دارد؟ من برای این بزرگان آرزوی توفیق دارم وبسیار خوش خواهم بود که پیروز شوند ودر پی پیروزی به وعده های شان عمل کنند ولی معلوماتم برایم می گوید که آرزوی عمل به وعده عبث وپا در هوا است، اگر تا هنوز وعده ای از صدها وعده عملی شده این یکی را هم امیدی است واگر نه همه جا دکان رنگ است وهمه رنگ می فروشند آن هم دکانی از رنگ خون سرخ وعدالت بوی وصداقت جوهر مزاری!!

 



نوع مطلب : سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
یاسین یوسفی
پنجشنبه 1394/01/27 11:18 قبل از ظهر
جناب آقای استاد جوادی
نوشته های خوبی دارید استفاده بردم. در مطلب بالا اشتباها شعر رنگ را به مرحوم عاصی نسبت داده اید، در حالیکه این سروده زیبا از زنده یاد رازق فانی است. بهروز باشید.
ابراهیمی تهران
پنجشنبه 1393/03/15 02:30 بعد از ظهر
سپاس استادجوادی
محمدعلی احمدی
یکشنبه 1393/03/11 06:31 بعد از ظهر

باسلام و آروزی توفیق حضرت عالی جناب آقای جوادی، مطلب شمارا خواندم وجالب بود، حقیقت امر هم چنین است چه قبل وامروز درافغانستان کسی را از سیاست مداران و قدرت طلبان سخت می توان پیدا کرد که اندیشه و بینش سیاسی را درک کند، جز اندکی که قربانی جهل دیگران شد مثل شهید مزاری خدا رحمت کندیادش را گرامی دارد که خوب وضعیت جامعه افغانستان را درک کرده وفهمیده بود اما کسی نبود که بفهمد که ایشان چه می گوید وچه کارمی خواهد بکند...؟؟
rohani
دوشنبه 1392/12/26 06:17 بعد از ظهر
آقای جوادی ازخواندن مقاله های تحلیلی شما خیلی لذت می برم چون هم قلم شیوادارید و هم منصفانه و بدون اغراق وغلو مطالب را می نوسید و منتشر می کنید. هرچند رصدشمااز رویدادهاوحوادث سیاسی و تاریخی بسیار خوب است ولی اگر به ریدادبی پردازید که هم مهم است و هم پیام روشن و اموزندگی برای خوانندگان داشته باشد. من صمیمانه برای جنابعالی آرزوی موقفیت و عزت می کنم. روحانی
پاسخ محمد سرور جوادی : تشکر جناب آقای روحانی از نظرات تان نهایت استفاده می نمایم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ